تبلیغات
شبکه تخصصی مدیریت دانش - به نظر شما با توجه به فرهنگ حاکم و خصوصیات رفتاری خبرگان در ایران چه تکنیکهایی برای استخراج دانش از آنان مناسبترند؟
 
شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر

نظرات دوستان:

حمیدرضا ضرغامی: به نظر بنده، مهم ترین نیاز در این حوزه قبل از استفاده از هر تکنیکی؛ ایجاد تعلق عمیق در افراد با استراتژی انسان گراست. این را با توجه به روحیات خاص شرقی ها و ایرانی ها عرض می کنم. شاید برای غربی ها رویکرد سیستم گرا مناسب باشد! ولی رویکرد انسان گرا بهترین شیوه برای فرهنگ ماست.

قبل از هر چیز باید فرد عمیقاً به سازمانش دلبسته شود... این را مهمتر از کاربست هر تکنیکی می دانم. حتی بدون تکنیک هم این فرد تمام دارایی اش را تقدیم خواهد کرد. اگر بگردیم مثالهای بسیاری در کشور (امروز و گذشته) برای این الگو می یابیم و در غیراینصورت تکنیک ها با شعار همراه خواهند شد و نتیجه جذابی حاصل نخواهد شد.

آنچه عرض شد، بسیار آسان و بسیار دشوار است، آسان در بیان و غامض در اجرا (البته نشدنی نیست)

دکترزاهدی: در برخی موارد دانش و تجربه بدست امده بقدری تخصصی و تک است که افراد ترس از دست رفتن به اصطلاح فوت کوزگری خود را دارند. در برخی مواقع دیگر تخصص دارای لایه های مختلفی می شود که افراد دیگر می توانند براحتی اظهار نظر نمایند. معمولا اکتساب دانش خبرگان خیلی خاص جامعه ما نبوده و یک موضوعی است که در بیشتر مجامع مطرح می باشد.

یکی از روش های اکتساب دانش که با علوم مهندسی نیز آمیخته گردیده است، بهره گیری از مدل های شبیه سازی است.

یکی از مهم ترین روش های اکتساب دانش در زمانی که تعداد خبره بسیار محدود می باشد. روش آینه است. بدین گونه که فرد خبره فعالیت های خود را حین انجام کار از طریق دور بین های مدار بسته و سایر امکاناتی که قابلیت به تصویر کشیدن همزمان را دارند، مشاهده می کند. و ضمن ضبط موارد نسبت به اصلاح ان اقدام می کند.

البته این روش ممکن است با روش های ترکیبی اکتساب دانش اشتباه شود.اغلب کار برد این روش در صنایع نمونه سازی(صنایعی که صرفا یک محصول را بطور نمونه می سازند و تحویل مشتری می دهند.) می باشد.

از سوی دیگر کاربرد مدیریت دانش در بخش کنترل کیفیت نیز از مواردی است که اکتساب دانش را بیشتر می کند. نکته حایز اهمیت آنکه در سیستم های تولید ناب که هر ایستگاه مشتری ایستگاه قبلی خود هست، در هر مرحله سه نوع کنترل قبل از عمل، حین عمل و بعد از عمل صورت می پذیرد که در هر کنترل یک درس آموخته داشته و در هر مرحله 3 اکتساب دانش بدست می آید.

شهره مسجدی: به نظر من, قبل از اینکه به دنبال روش های خاص برای اکتساب دانش از افراد نخبه باشیم لازم هست خود نخبه شناخته شود. نخبگان افرادی هستند که اکثرا در چارچوب و قوانینی نمی گنجند و شاید یکی از اشباهات رایج نسخه پیچیدن برای این افراد باشد. شما اگر به روند مدارس خاص نگاه کنید, متوجه میشوید که با کنار هم قرار گرفتن این افراد و ارائه مسئله بدون ایجاد محدودیت, این افراد از پس حل مسائل به راحتی برمی آیند. البته لازم به ذکر هست که محدودیت با خط قرمز متفاوت هست. اما کنار هم قرار گرفتن این افراد و ارائه مستقیم یا غیر مستقیم صورت مساله زمینه ای برای پویایی این افراد و ارائه دانش شان هست. تحقیقات هم نشان دهنده این مطلب هست که دور بودن افراد نخبه از هم ممانعتی و گارد خاصی برای ارائه مطالبشان ایجاد میکند به عبارتی این افراد با هم رده خودشان بهتر ارتباط برقرار می کنند و سرعت تولید علم و حل مسائلشان بالاتر می رود.

شاید دره سیلیکون شاهد خوبی از این توضیح باشد که محل استقرار دانشگاهها و کمپانی های بزرگ دنیاست. البته دره سیلیکون به سختگیری و اعمال مقررات معروف هست که البته با تغییر رویه در دانشگاه استنفورد و مشاهده رشد سریع علمی خصوصا در رشته کامپیوتر, روحیه ی عدم اعمال فشار و مقررات به نخبگان, به بقیه کمپانی ها نیز انتقال یافت.

فاطمه عرب: یکی از مواردی که اینجانب با آن مواجه بودم انتقال کارشناسان خبره سازمان به بخش خصوصی بود بدون اینکه حتی کتابها و جزوات تخصصی که در اختیارشان بود به سازمان برگردانده شود و هیچ فایل یا گزارشی درباره کارهایشان در سازمان باقی نگذاشتند. و برخی از مدیرانی که به بخش خصوصی رفتند رایانه های خود را فرمت کردند. بنظرم سازمان خیلی خوب می توانست در قبال موافقت با انتقال آنان ،ایشان را موظف به در اختیار گذاشتن دانش تخصصی خود و تربیت جانشین نماید . می توان از روش معامله در این مورد بهره برد و یا از سازمان مقابل که کارشناس به آنجا منتقل می شود خواست که در قبال موافقت ، هزینه ها و آموزش های لازم برای تربیت کارشناس جایگزین را به عهده گیرد .به این ترتیب افراد متوجه می شوند که دانش آنها دارای ارزش بوده و سازمان براحتی آن را از دست نمی دهد.

همه نفراتی که برای آموزش به خارج از کشور رفته بودند براحتی از سازمان جدا می شوند و چون خصوصی سازی شده است سازمان دولتی دیگر برای آموزش دانش تخصصی هزینه نمی کند و یکی از راهکارهای کسب و بکارگیری دانش مخصوصا از نوع پیشرفته تر می تواند بند جدیدی در قراردادها باشد که بخش خصوصی را ملزم به تعهد هزینه های آموزشی در قبال سازمان دولتی کند.

دکتر افشین کازرونی: بهترین آموزش جهت جانشین پروری، همراه شدن کارشناس در کنار خبره در انجام پروژه ها و کار عملی است. بهترین نیروهای من اونهایی بودن که در پروژه با هم کار کردیم و آموزش های لازم و فنون را در هنگام کار در پروژه یاد گرفته اند. البته آموزش اصول قبل ار پروژه لازم است.

چرا مردم دانسته های خود را عملی نمی‌سازند؟

بار سنگین اطلاعات: مردم باید با یادگیری کمتر، اطلاعات بیشتری را کسب نمایند، نه اینکه با یادگیری بیشتر اطلاعات کمتری را بدست آورند.ما فقط مقدار اندکی از آنچه را که می‌خوانیم و می‌شنویم، به خاطر می‌سپاریم.

بنابراین باید به جای یادگیری بیشتر و اطلاعات کمتر، روش یادگیری کمتر و اطلاعات بیشتر را سرلوحه مطالعه و فراگیری خود قرار دهیم.برای کسب مهارت در انجام کار، باید بر روی شمار اندکی از مفاهیم اصلی تمرکز کنیم، آن‌ها را بارها تکرار نماییم، عمیقاً در آن‌ها غرق شویم و ایده‌ها و مهارت‌ها را گسترش دهیم. کلید انجام این کار تکرار فاصله دار است. وقتی مردم در شغل و کار خود مهارت کسب می‌نمایند، قدرت خلاقیت آن‌ها بالا می‌رود و به نتایج ارزنده تری دست می‌یابند.

رضا کاظمی: ارزش قائل شدن در طول خدمت میتونه مهمترین نقش رو داشته باشه نه سال آخر.برای همین اکثر افراد حاضر نمیشن تجربیاتشون رو در اختیار سازمان قرار بدن مخصوصا سازمانهای دولتی

شهاب شیدایی: طوفان مغزی معکوس در مدیریت پروژه، از طوفان مغزی و کاربردهای آن به کرات در راهنمای پمباک و سایر استانداردهای مدیریت پروژه نام برده شده است. گرچه این روش، برای طرح ایده های جدید و گاهی خلاقانه در پروژه ها خیلی خوب است، اما برخی مواقع این روش در عمل به بن بست میرسد.

گاهی ایده جدیدی نیست، گاهی راهکارها امتحان شده اند، گاهی فکر میکنیم که همه راهها را رفته ایم و خلاصه هر از گاهی به دلیلی (گاهی هم چون روش را درست و خوب استفاده نمیکنیم) این روش کمک موثری در حل مسئله نمیکند. چاره چیست؟

طوفان مغزی وارونه یکی از راههای مواجهه با این روش است، به طور خلاصه در این روش، شما به جای اینکه در پی حل مسئله اصلی باشید، صورت مسئله را وارونه میکنید. یعنی به جای اینکه اصل مسئله را بخواهید حل کنید، میروید و در جهت حل عکس مسئله اصلی تلاش میکنید و ایده میدهید. مثلاً ما میخواهیم ببینیم که چطور از ریزش نیروی انسانی در پروژه بکاهیم؟ اگر به بن بست رسیدیم، مسئله را عکس میکنیم: چطور کاری کنیم که همه بخواهند پروژه را ترک کنند؟

ابتدا ایده هایی که مطرح میشوند، ساده و گاهی از فرط بدیهی بودن، خنده دار به نظر میرسند. مثلاً حقوق ندهیم، دائم پرخاش کنیم، کولرها را در تابستان و بخاری ها را در زمستان روشن نکنیم و . بعد از کمی شوخی، ایده های جدیدی ظاهر میشوند. یادتان باشد که درست مثل طوفان مغزی معمولی، اینجا هم باید ایده ها را ثبت کنید، جلوی بروز هیچ ایده را نباید سد کنید و

وقتی حدود ۱۵ دقیقه از طرح فعالانه ایده ها گذشت، به جائی که ایده ها را ثبت کرده اید نگاه کنید. نکات قشنگی خواهید دید. کافیست فعل پیشنهادها را تغییر دهید. فلان کار را بکنیم، را تبدیل کنید به فلان کار را نکنیم. به همین سادگی میبینید ایده هایی مطرح شده اند که قبلاً مطرح نمیشدند.

این ایده ها را طبق معمول ثبت میکنید و به تهیه برنامه اجرائی برای آنها میپردازید.

تا اینجای کار خیلی ساده است. اما چیزی که خیلی جذاب است و از آن به عنوان دستاورد جنبی این موضوع یاد میشود، این است که شما احتمالاً در فهرست پیشنهادهایی که برای حل عکس مسئله مطرح شده اند، کارهایی را میبینید که همین الان در پروژه انجام میشوند. یعنی میبینید که شما کارهایی میکنید که در جهت عکس حل مسئله ای است که سعی در حل آن داشته اید.

یعنی ما گاهی داریم کارهایی میکنیم، احتمالاً ناخودآگاه، که در خلاف جهت حل مسئله ای است که درگیر آن هستیم. اینجاست که فهرست دیگری ایجاد میشود، از کارهایی که باید فوراً انجام آنها را متوقف کنید. بسیاری مواقع هم با کمال تعجب مشاهده میشود که همان توقف برخی اقدامات، منجر به حل مسئله میشود.

دکتر اخوان: در فصل چهارم کتاب "مدیریت دانش: اکتساب دانش ضمنی خبرگان" که همین امسال توفیق چاپ آن را پیدا کردیم، در مطالعه ای عمیق به مقایسه تکنیکهای اکتساب دانش در بین خبرگان ایرانی پرداختیم. در این کتاب تکنیکها از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند که به فراخور تلاش می کنم بخشی از نتایج حاصل را برای عزیزان بیاورم.

تکنیکها از نظر میزان آشکارسازی دانش ضمنی با هم مقایسه شده اند. که "ایجاد نردبان" بهترین تکنیک و برخلاف تصور عمومی، مصاحبه پایین ترین عملکرد را داشته است.

مقایسه تكنیكها از نظر سهولت اجرا:

در روش‌ مصاحبه، فرد خبره به پرسش‌هایی که از او پرسیده می‌شود، پاسخ می دهد اما در سایر روش‌ها لازم است فرد روش‌ را به خوبی درک کرده و در پبشبرد جلسه همکاری داشته باشد. لذا تکنیک مصاحبه امتیاز بیشتری کسب کرده است.

مقایسه تكنیكها از لحاظ کیفیت دانش کسب شده:

در کتاب "مدیریت دانش: اکتساب دانش ضمنی خبرگان"، وضعیت روش‌ها را از لحاظ کیفیت دانش کسب شده و سازگار بودن با دانش واقعی نشان داده است.که ایجاد نردبان و نقشه از این نظر بهترین کارکرد را داشته اند.

مسعود کیارش: ناسا روشی به نام masters with masters را به کار می برد که در آن برای مصاحبه با خبرگان, از خبرگان دیگر بهره برده می شود. به عقیده دکتر هافمن مدیر دانش ناسا, این روش جریان دروس آموخته را در سازمان ایجاد می کند, کسب و شناسایی دانش در حوزه های کلیدی را تضمین می کند.

در مورد استخراج دانش تکنسین های خبره که معمولا سن زیادو سواد کمی دارند و تجربه آنها ارزشمند است, داستان سرایی موفق است. چرا که در تشریح یک واقعه, می توانند به مشکلات و راه حلهای آزموده شده اشاره کنند. اما در روشهای ساخت یافته نمی توانند تجربه مشخص هر واقعه را به صورت مشخص بیان کنند.

سانازایمانی: روش جوركردن كارت ها یكی از ساده ترین روش های اكتساب دانش محسوب می شود، بدین صورت كه به فرد خبره تعدادی كارت داده می شود كه هریك نشان دهنده نام یك مفهوم می باشد، وظیفه خبره آن است كه كارت ها را به شكلی درگروه های مختلف قرار دهد تا كارت های هرگروه باهم در موردی مشترك باشند،چینش كارت ها در هرنوبت برپایه یك صفت و هرگروه از كارتها نشان دهنده یك ارزش خواهد بود.

روش شبكه خزانه ای به خبره این امكان را میدهد به جای آنكه تنها مفاهیم را در دسته های مختلف قرار دهد، رتبه هرمفهوم را نسبت به یك صفت معین كند. هنگامی كه رتبه های تعداد زیادی از مفاهیم نسبت به تعداد زیادیاز صفات مشخص شد، میتوان از علم آمار برای یافتن خوشه ها و همبستگی ها استفاده كرد. روش كار بدین صورت است كه در ابتدا با فرد خبره مصاحبه می شود و از او خواسته می شود برخی مفاهیم حوزه تخصص خود را نام ببرد، پس از آنكه مجموعه كوچكی ایجاد شد، سه تا از مفاهیم به وسیله تحلیل گر انتخاب می شود ، سپس از فرد متخصص پرسش می شود چه خصیصه هایی دوتا از مفاهیم را از سومی متمایز میكند، و این خصیصه ها توسط تحلیل گر ثبت می شود و مفاهیم انتخاب شده بوسیله فرد خبره درجه بندی میشود. این روند یعنی انتخاب های سه تایی و درجه بندی آنها ادامه می یابد تا انكه در مورد پوشش تمام مفاهیم و خصیصه ها رضایت حاصل شود.

رضا جوکار:روش نردبانی از نظر مهندس دانش وفرد خبره اشاره به نردبانی دارد که در صفحه کاغذ یا صفحه رایانه رسم می شود و میتوان در ان تغییراتی از جمله حدف یا اضافه کردن گره هارا طبق انچه درست است ایجاد کرد .مهندس دانش با استفاده از مجموعه ای از پرسش های عمومی از فرد خبره میتواند به بسط و گسترش نردبان ها بپردازد .

در این روش اشکال مختلف نردبان ها مانند نردبان مفهوم,نردبان خصیصه,نردبان تصمیم,نردبان فرایند میتوانند مورد استفاده قرار گیرند .این روش در کشف روابط ساختاری ,دانش کاربردی ومفاهیم مفید می باشد

کتاب مدیریت دانش,اکتساب دانش ضمنی خبرگان دکتر اخوان وخانم دهقانی

امید متولیان: در استخراج دانش خبرگان آن طور که من تجربه کرده ام و ضریب موفقیت کار را بالا میبرد، قابلیتهای ارتباطی است. برقراری ارتباط موثر با خبره و ایجاد اعتماد در او، اولین گام است که پس از آن بر اساس موضوع دانش، جایگاه سازمانی خبره، سن، تحصیلات و ... باید تصمیم بگیریم از کدام تکنیک استفاده کنیم. معمولا برای دستیابی به کیفیت بالاتر، لازم است بعد از ارزیابی اولیه روشهای مختلفی را انتخاب و با هم بکار بگیریم.

در فرایند استخراج باید بیشتر از ابزار و تکنیک به ایجاد اعتماد بین طرفین توجه شود. برای ایجاد فضای اعتماد شناخت طرف مقابل از نظر روانشناسی و سوابق بسیار مهم است. نکته دیگر توجه به انگیزه هاست. قبل از آعاز فرایند این پرسش را باید با دقت پاسخ داد که چرا خبره باید دانش خود را در اختیار شما قرار دهد؟ چه امتیازی از این موضوع نصیب او میگردد؟

مریم نوری زاده: دانش تخصصی tacit خبره رو میشه با جور كردن كارت ها استخراج كرد در این حالت خبره ناخوداگاه محقق رو به سمت رسیدن به جواب پیش میبره، فقط طراحی دقیق كارت ها نقش تعیین كننده ای دارد كه مستلزم برخورداری دانش كافی طراح و محقق در زمینه مربوطه هستش

خشایار جهانیان: کارت سورتینگ برای دانش مفهومی (Conceptual Knowledge) کاربرد دارد. ابتدا باید مفاهیم یک حوزه (Domain) و روابط بین آن ها در قالب مدل های استاندارد استخراج شود تا بر اساس آن بتوان آن چه که هست را به صورت مدل محور شناسایی کرد. مدل سازی مفاهیم از طرفی به شناسایی بهتر Context هم کمک می کند که در انفجار چاه که شما می فرمایید بسیار مهم است.

ممکن است یک اقدام نگهداری و تعمیرات با حضور ده ها مشخصه یا پارامتر محیطی، تجهیزاتی، انسانی و .... منجر به خطا شده باشد که در شناسایی درس آموخته یا کیس لازم است آن ها مدل شوند تا در Knowledge Reuse بتوان مبتنی بر چارچوب از دانش ها استفاده کرد، مرتب سازی کارت در حوزه فرایندی یا چگونگی، کاربردی ندارد.

جنیدی: روش تصمیم‌گیری انتقادی (CDM)

روش تصمیم‌گیری انتقادی روش برگزیده مهندسان دانش به‌ویژه کسانی است که با ارتش آمریکا همکاری می‌کنند. گاری کلاین این روش را در دهه 80 تدوین کرد و در چند پروژه اکتساب دانش از آن استفاده شده است. این روش بر اساس نظریه تصمیم‌گیری است که در واقع نتیجه بررسی چگونگی تصمیم‌گیری خبرگان است. روش تصمیم‌گیری انتقادی برای استخراج دانش وظیفه‌ای استفاده می‌شود که خبره پیش‌تر چندین بار انجام داده است. بدین لحاظ خبره تجربه انبوهی داشته و از دانش ضمنی بسیاری استفاده می‌کند. روش تصمیم‌گیری انتقادی نوعی مصاحبه است که حوادث و وقایع خاص در گذشته را با جزئیات کامل بررسی می‌کند تا فرآیند‌های فکری که خبره برای تصمیم‌گیری استفاده کرده را در معرض دید قرار دهد. کانون توجه حوادث غیر معمول است زیرا این حوادث معمولاً منبع پر بار اطلاعاتی درباره توانمندی‌های خبره است (فرض بر این است که همه می‌توانند حوادث عادی را مدیریت کنند). مصاحبه نیمه ساختاری برای بررسی حادثه استفاده می‌شود. پرسش‌ها در این مصاحبه به دنبال یافتن مسایل زیر هستند:

1- سر نخ‌های ظریفی که خبره به آن‌ها توجه دارد اما نو کار آموزان آن‌ها را نادیده می‌گیرند

2- برداشت‌ها و راهبرد‌هایی که خبره در حادثه استفاده می‌کند

3- گزینه‌های برگزیده و رد شده.

 برای اطلاعات بیش‌تر درباره روش تصمیم‌گیری حساس به کلاین (1996) مراجعه شود

مریم فیلسوفیان:

روش بیست سوالی:

هدف از این روش حدس فرد خبره در مورد آن است که چه چیزی مورد نظر مهندس دانش می باشد. فرد خبره اجازه دارد پرسش هایی بپرسد که مهندس دانش تنها مجاز به پاسخگویی با بله و خیر می باشد.با توجه به پرسشهای پرسیده شده و ترتیب انها دانش مهمی از ویژگی های کلیدی، دسته بندی ها و ترتیب اولویت ها در اختیار مهندس دانش قرار داده می شود.

نقشه فرایند:

این نوع نمودار نشاندهنده ورودی ها،خروجی ها،منابع، نقشها و تصمیماتی است که با هر فرایند یا فعالیت در یک حوزه همراه است. نقشه فرایند روش مناسبی از ارائه اطلاعات درباره چگونگی و زمان اجرا ی فرایندها،فعالیتها و عملکردهااست.

روش نقشه مفهوم:

نقشه های مفهوم برای ساختاردهی مدلهای دانش به کار می روند. یک نقشه مفهوم نوعی از نمودار است که اجزای دانش را در قالب گره ها و ارتباطات بین انها را در قالب پیکانهای دارای توضیح نشان می دهد.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:41 ب.ظ
Hurrah, that's what I was searching for, what
a stuff! existing here at this weblog, thanks admin of this website.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:27 ب.ظ
Spot on with this write-up, I truly believe that this web site needs a great deal more attention. I'll probably be
returning to read more, thanks for the info!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :