شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر

نظرات دوستان:

رضا مصفا: به نظر من وقتی حوزه های دانش سازمان مشخص شد، ریسک هر حوزه و شکاف دانش آن باید مشخص شود و در نهایت مجموعه اقدامات ما در حوزه های مختلف استراتژی دانش ماست که در استراتژی های سازمان گنجانده می شود.

خشایار تفویضی: رابطه استراتژى-مدیریت دانش همانگونه كه در ادبیات مدیریت دانش بیان شده، لحن آرمان گرایانه دارد. فرضیه هایى وجود دارد كه استراتژى هاى كسب و كار براساس تحلیل عینى كامل از محیط كسب و كار ( بازار) گسترش یافته و مضامین این استراتژى هاى كسب و كار در یك حالت منطقى و سازمان یافته و به منظور شیوه هاى سازمانى بكار گرفته مى شود.

اساساً ارتباط بین ابتكارات مدیریت دانش و استراتژى هاى كسب و كار خاص حائز اهمیت است كه علت آن این است كه نشان دهنده یك اصل عمده است كه چنین ابتكار عمل مى تواند با حضور اثربخش در ایجاد ارزش اقتصادى و مزیت رقابتى نقش داشته باشد. بنابراین نقطه شروع در تصمیم گیرى در مورد اینكه چه نوع ابتكار مدیریت دانش باید اجرا شود، باید با تحلیل استراتژى كسب و كار سازمانى همراه باشد تا نقش دانش در آن مشخص گردد. توسعه دانش از طریق این تحلیل ها صورت گرفته و گسترش و تقویت آن با استراتژى كسب و كار ارتباط دارد.

ایمان عبدلی: استراتژی دانش از دیدگاه هولسپل:

هولسپل علت شکست بسیاری از برنامه های مدیریت دانش را عدم همراستایی انها با استراتژی کسب و کار و شاخص های موفقیت سازمان می داند.و بیان میکند که استراتژی دانش چگونه برنامه های مدیریت دانش را با استراتژی کسب و کار و شاخص های کلیدی موفقیت همراستا میکند.

فرایند تدوین استراتژی را در 6 گام ترسیم میکند

1.تشخیص و تعیین دقیق زمینه کسب و کارسازمان

2.شناسایی حوزه های دانش مناسب سازمان

3.شناسایی مهمترین KPI

4.تحلیل حوزه های دانش از نظر تاثیر کنونی وآتی بر شاخص های کلیدی عملکرد

5.ارزیابی حوزه های دانش بر اساس تبحر،کدسازی و اشاعه

6.برنامه عملیاتی مدیریت دانش

با توجه به نوع استراتژی در دستور کار «محصول یا هزینه» میتوان از استراتژی های متفاوتی استفاده کرد در حوزه دانش.. حتی میتوان بصورت ترکیبی از این استراتژی ها استفاده مرد .. بعنوان مثال در روش ترکیبی ، سازمانی که میخواهد هم نوآوری داشته باشد و هم هزینه های تولید رو کاهش بدهد.. پس در بخش تحقیق و توسعه باید از استراتژی های شخصی سازی استفاده کند و در بخش عملیاتی از استراتژی های کد گذاری...

بنظر من همسو کردن استراتژی های کسب و کار و استراتژی های مدیریت دانش باید هم زمان و در یک سند چشم انداز ، طرح ریزی بشود.. اگر سازمانی بدون مدیریت دانش ، و بدون استراتژی های مدیریت دانش پایه گذاری بشود ، در آینده با شکاف دانشی بسیار زیاد و عدم دسترسی به دانش ضمنی کارمندان ،  کارایی و اثربخشی پایین روبرو خواهد شد.. و اگر با بوجود آمدن این مسایل به فکر استراتژی های دانشی افتاده باشند با اینکه جای امیدواری دارد ولی اتلاف انرژی و سرمایه مالی و انسانی و امکان عدم پیاده سازی موفق آن استراتژی ها روبرو خواهد بود.

دکترزاهدی: بررسی تحقیقات نشان می دهد در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته فروش تجارب دانشی ارایه آنها به عنوان یک حرفه شناخته شده و نیز مالکیت معنوی کار نیز بنام فرد دانشی است.

تجارت ایده نیز به عنوان یک کسب و کار پیشرفته بشمار می اید.

دکترقربانی: به نظرم مقدمتا دو جور میشه به موضوع نگاه كرد:

١. سازمانهایی كه استراتژی كسب و كارشون مبتنی بر بهینه سازی فرایندهای تولیده ، اتخاذ استراتژیهای كدگذاری باید در اولویت قرار بگیره

٢. سازمانهایی كه استراتژی كسب و كارشون مبتنی بر نواوری توامان محصول و فراینده، استراتژی شخصی سازی  در اولویت قرار میگیره.

النازرفیعی: مدیریت دانش باید به سازمان کمک کند تا با استفاده از دارایی های معنوی خود به اهداف و استراتژی های کسب و کار خود برسد. برای مثال اگر هدف سازمان توسعه کسب و کار باشد مانند پیشروی در بازارهای جدید، پس دانش بازار و مدیریت آن می تواند به اتخاذ تصمیمات در زمینه سرمایه گذاری های بلندمدت کمک کند. اگرهم هدف افزایش فروش دربازار فعلی باشد پس دانش مشتری و مدیریت آن می تواند به خلق ارزش برای مشتریان کمک کند. همچنین استراتژی های منابع انسانی مانند واگذاری اختیار، استخدام کارکنان خلاق، آموزش پرسنل و غیره نیز می تواند در جهت استراتژی های کسب و کار و مدیریت دانش کمک کننده باشد.

دکتر اخوان: باید توجه داشت كه استراتژیهای دانش می بایست همسو و در راستای استراتژیهای سازمان تبیین شوند...

 قطعا با چنین تفسیری تحقق استراتژیهای دانشی بواقع كمكی است در راستای تحقق استراتژیهای كسب و كار

بعنوان مثال با توجه به مدل زك كه پیشتر به آن اشاره شد، تلاش در راستای پر كردن شكافهای دانشی در كسب و كار ، حركتی است در راستای محقق شدن اهداف و استراتژیهای سازمان

محسن احمدوند: یكی از مهم ترین استراتژی های كسب و كار هر سازمانی، مدل كسب و كار آن سازمان است. مدل كسب و كار سازمان به بیان ساده استراتژی خلق و ارائه ارزش به مشتری و كسب درآمد از آن است. استراتژی دانش یك سازمان، در مواردی هم چون نوآوری، توسعه، ارزیابی و ... مدل كسب و كار آن سازمان بسیار موثر است و توجه ویژه به آن امكان پیشی گرفتن از رقبا را بیش از پیش می سازد.

برای مثال اتخاذ یك استراتژی مناسب در قبال دانش مشتریان به عنوان یك منبع غیرقابل تقلید موجب توسعه و بهبود مدل های كسب و كار سازمان می شود.

از طرف دیگر استراتژی های دانشی سازمان در توسعه خدمات و محصولات سازمان ها نیز بسیار موثر بوده كه موجب حصول اهداف سازمانی خواهد شد.

مصطفی نجاتی: برای همراستا شدن مدیریت دانش با استراتژی کسب و کار باید سازمانها بدنبال طراحی معماری مدیریت دانش باشند

جهت انطباق مدیریت دانش با استراتژی کسب و کار سازمانها که امری اجتناب ناپذیر است سازمانها باید مواردی همچون:

_اولویت داشتن مدیریت دانش برای مدیریت ارشد

_ درک اولویت های استراتژیک مدیریت ارشد از سوی مدیران دانشی

_آگاهی مدیریت ارشد از نقش مدیریت دانش با توجه به نیازهای کسب وکار

مبحث بلوغ مدیریت دانش هم مطرح است که زیرساخت آن همراستایی مدیریت دانش با استراتژی کسب و کار است و در این مباحث موضوعات حکمرانی به عنوان مولفه مهم مورد بحث است

به نظر میرسد در سازمانها موفقیت مدیریت دانش بلکه تمامی استراتژی های سازمانی در گرو کار گروهی است لذا با توجه به تجربیات این جانب ایجاد شورای مدیریت دانش در سازمانها بسیار به همراستایی مدیریت دانش با استراتژی کسب و کار کمک می کند

شهاب شیدایی: به نظر من کاربرد استراتژی دانش مبحث جداگانه ای از استراتژی مدیریت دانش هستش درواقع بعد از تدوین استراتژی های کسب و کار باید استراتژی های دانشی مشخص و بر همین اساس استراتژی های مدیریت دانش مشخص بشه ‌ در واقع میشه گفت نمیتوان از یک استراتژی کلی برای مدیریت دانش بهره برد هر حوزه دانشی نیاز به یک رویکرد و راهبرد و ابزار داره.

البته جور دیگه ای هم میشه به کاربرد دانش نگاه کرد و اون هنگام تدوین استراتژی های سازمان و کسب و کار هستش که در این مورد دانش به عنوان یک عامل تجزیه تحلیل و برای تدوین استراتژی ها استفاده میشه

مریم فیلسوفیان: راهبرد مدیریت دانش باید تعیین كند كه سازمان چگونه چرخه مدیریت دانش را به صورت راهبردی مدیریت می كند؛ در واقع راهبرد مدیریت دانش برنامه و طرحی است كه بیان می كند چگونه یك سازمان دارائیهای دانشی خود را مدیریت كند تا به منافع بیشتری برای خود و ذینفعان خود دست یابد، که مطمئنا تحقق راهبردهای کسب و کار یکی از مهمترین اهداف هر سازمانی می باشد. لذا شرایط نوین كسب و كار، ایجاب كرده است كه دانش به راهبردی ترین منبع سازمانی تبدیل شود. به همین دلیل سؤال اساسی سازمانها این است : كه چگونه می توانند دانش سازمانی را بطور كارآمد و اثر بخش مدیریت نمایند تا از مزایای آن جهت بهبود و پیشبرد اهداف راهبردی سازمان بهره مند شوند. از همین رو مدیریت دانش باید در خدمت حركت راهبردی سازمان و تعامل راهبردی آن با  محیط متلاطم و متغیر كسب و كار سازمانها باشد.

 برای تدوین راهبرد دانش می باید پس از بررسی وضعیت موجود سازمان و شناخت شاخصه های كلیدی موفقیت آن، نسبت به شناسایی حوزه های دانشی مرتبط با هر یك از این شاخصه های كلیدی موفقیت اقدام نمود.  باید ارزشهای سازمان در خصوص مدیریت دانش و اینکه چگونه می خواهد به این ارزشها از طریق برنامه ریزی راهبردی، دست یابد مشخص گردد. می بایست بر اساس مسائل و مشکلات سازمان چشم انداز سازمان و اینکه سازمان از مدیریت دانش چه استفاده هایی می کند تعیین شود و حوزه های استراتژیک دانش را شناسایی کند.

این همسویی راهبردهای مدیریت دانش با اهداف و چشم انداز سازمان، قطعا موجب تحقق راهبردهای کسب و کار سازمان خواهد گردید.


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای شهاب شیدایی به شرح ذیل انجام پذیرفت:


جمع بندی نظرات مطرح شده در خصوص ارتباط استراتژی دانش و استراتژی کسب و کار

کلید واژه های مهم نظرات ارائه شده به شرح ذیل بود از نظر بنده :

مدل های زک. استرمایر ٬تلسکو جزع مدل هایی هستند که مرتبط با موضوع بوده اند

سازمان ها برای انجام مأموریت ها و دستیابی به اهداف خود دارای منابع و دارایی های متعددی می باشند. برخی از این منابع و دارایی ها بسیار ارزشمند و راهبردی هستند که برای کسب مزیت رقابتی سازمان نقش محوری دارند

دانش برای تمام سازمان ها از جمله ی این منابع و دارایی ها است، به طوری که صاحبنظران علم مدیریت، دانش را جایگزین نهایی تولید، ثروت و سرمایه پولی می دانند . همچنین پیتر دراکر معتقد است که در اقتصاد امروز دنیا، دانش منبعی همانند و در عرض سایر منابع تولید مانند کار و سرمایه و زمین نیست، بلکه تنها منبع معنی دار عصر حاضر به شمار می رود

در واقع دانش تنها منبعی در سازمان است که در اثر استفاده، نه تنها از ارزش آن کاسته نشده، بلکه بر ارزش آن نیز افزوده می شود این دانش در رویه ها، دستورالعمل ها، دیدگاه ها، اقدامات و تصمیمات سازمانی مستقر و مستتر است و زمانی اهمیت بیشتر می یابد که به محصولات و خدمات ارزشمندی تبدیل شده است

اما  با وجود اینکه دانش به طور فزاینده ای به عنوان یک منبع اصلی برای شرکت ها تبدیل شده است، در تدوین استراتژی کسب و کار به صراحت آن را  به عنوان یک جزء اصلی مورد توجه قرار نمی گیرد و از آنجا که این شرکت ها پایه رقابت خود را در توانایی مدیریت جریان دانش در میان بازیگران مختلف قرار نداده اند، در تدوین استراتژی های کسب و کار خود نیاز به رویکردهای جدیدی دارند که به طور مستقیم در دارایی های دانش و فرایندهای مربوطه تمرکز کنند

با توجه به اینکه اجماع و توجه کمتر در راهبرد دانش وجود دارد به نظر می رسد که سازمان ها باید در این زمینه بررسی و توجه بیشتری داشته باشند زیرا هم سویی استراتژی دانش با استراتژی های کسب و کار علاوه بر اینکه نقش مهمی در موفقیت پیاده سازی مدیریت دانش دارد در خلق ارزش و تحقق استراتژی های سازمانی هم نقش مهمی خواهد داشت. 

۱- ریسک هر حوزه و شکاف دانش آن باید مشخص شود

۲-رابطه استراتژى-مدیریت دانش همانگونه كه در ادبیات مدیریت دانش بیان شده، لحن آرمان گرایانه دارد

۳-ارتباط بین ابتكارات مدیریت دانش و استراتژى هاى كسب و كار خاص حائز اهمیت است

۴- علت شکست بسیاری از برنامه های مدیریت دانش را عدم همراستایی انها با استراتژی کسب و کار و شاخص های موفقیت سازمان می داند

۵- همسو کردن استراتژی های کسب و کار و استراتژی های مدیریت دانش باید هم زمان و در یک سند چشم انداز ، طرح ریزی بشود

۶-  سازمانها می توانند استراتژی كسب و كارشون مبتنی بر بهینه سازی فرایندها و نوآوری قرار دهند

۷-استراتژی های منابع انسانی مانند واگذاری اختیار، استخدام کارکنان خلاق، آموزش پرسنل و غیره نیز می تواند در جهت استراتژی های کسب و کار و مدیریت دانش کمک کننده باشد

۸- استراتژیهای دانش می بایست همسو و در راستای استراتژیهای سازمان تبیین شوند...

۹-استراتژی دانش یك سازمان، در مواردی هم چون نوآوری، توسعه، ارزیابی و ... مدل كسب و كار آن سازمان بسیار موثر است و توجه ویژه به آن امكان پیشی گرفتن از رقبا را بیش از پیش می سازد

۱۰- نمیتوان از یک استراتژی کلی برای مدیریت دانش بهره برد هر حوزه دانشی نیاز به یک رویکرد و راهبرد و ابزار داره

۱۱- شرایط نوین كسب و كار، ایجاب كرده است كه دانش به راهبردی ترین منبع سازمانی تبدیل شود




 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات