شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر

 


نظرات دوستان:


ایمان عبدلی: بنظر بنده که البته شاید کلیشه ای بنظر برسه ، ، ما بدون مدیریت دانش با ارزش ترین چیز را از دست میدهیم که باعث عقب ماندن از رقبا ، هدر رفت منابع ، استاندارد نبودن فرایندها و ... میشود و آن چیز زمان است ....

هرچقدر مدیریت دانش بلوغ بیشتری در سازمان داشته باشد زمان انجام کارها ، زمان اخذ تصمیمات و ... کاهش پیدا خواهد کرد و این یعنی ما از زمان بهترین استفاده رو کرده ایم ... با مدیریت دانش میتوان از زمان بهترین استفاده را بعمل آورد.

ضرورت اصلی بکار گیری مدیریت دانش بهینه کردن

مصرف  منابع و زمان است...

البته کمک به فرایندهای تصمیم گیری و سازماندهی و پشتیبانی و .... هم در همین راستا قرار دارد.

نتیجه ی مدیریت دانش ، انتخاب بهترین تصمیمات و بهترین عملکرد هستش حالا به هر نحو و ترتیبی ... میتونه با استخراج دانش ضمنی خبرگان به این روند رسیده باشیم یا حتی با مدیریت دانش مشتریان ... چیزی که در عمل اتفاق خواهد افتاد کاهش زمان و هزینه انجام فعالیت هاست ... چون با جلوگیری از تکرار اشتباهات قبل و اضافه شدن تجربیات سایرین و حذف فرایندهای غیر ضروری این مهم اتفاق می افتد که صرفا با مدیریت زمان به تنهایی نمیتوان شاهد آن بود...

مدیریت زمان اتفاقی است که بعد از اجرای صحیح مدیریت دانش بوقوع میپیوندد و با توجه به کاهش زمان و هزینه ها میتوان با برنامه ریزی صحیح ، غنای شغلی و راندمان را افزایش داد...

رویا اعتدالی: به نظر بنده مدیریت دانش در سازمان باعث كاهش هزینه ها و افزایش كیفیت ،،جلوگیری از تكرار اشتباهات و ...میشود و این

النازرفیعی: شاید یک مزیت اصلی مدیریت دانش جلوگیری از اخذ تصمیمات نادرست باشد.

شاید شرایط برخی از صنایع ما به حدی نباشد که برای مثال بتوانند تولید دانش بکنند اما حداقل کاری که باید بکنند به خصوص با لغو تحریم ها و ورود دنیای بین الملل به کشور، استفاده و بکارگیری از دانش بیرون هست تا بتوانند خود را به حداقل ها برسانند. کسب و جمع اوری دانش از محیط بیرون و رقبای خارجی درحال حاضر اهمیت دارد.

برای توجیح یک مدیر می توان بانشان دادن یکی از تصمیمات اشتباهی که درسازمان به علت بی توجهی به تجربیات گذشته و دانش های پیشین رخ داده،  ارزش مدیریت دانش را بیش از پیش نشان داد که البته قابلیت پرزنت یکی از مسائل مهم خواهدبود. درباره سرمایه گذاری هم می توان گفت مهمترین مساله شناسایی بازار و مشتری و رقبا و غیره هست که باید با جمع اوری اطلاعات و کسب دانش صورت گیرد که می تواند یکی از نقش های واحدR&D در یک سازمان پیشرو باشد. البته من باتوجه به شرایط کنونی که جناب عالی فرمودید عرض می کنم. درواقع می توان گفت تمامی دانش های لازم برای یک سازمان در مدل کسب و کار آن باید تعیین شود. شاید یکی از مشکلات ما بی توجهی به مدل کسب و کار است که البته خوشبختانه با ظهور استارتاپ ها و لزوم تعیین مدل کسب و کارشان از جانب شتابدهنده ها درحال فرهنگ سازی هست. پوزش بابت پیام طولانی بنده

علی تنوری: با وجود راهکارهای فراوان جهت مدیریت زمان ما واقعا نیازمند مدیریت دانش برای استفاده بهتر از زمان هستیم؟ بنظر بنده شرکت های موفق از حداکثر زمان کارکنان خود به نحو احسن استفاده می کردند پس روی اوردن آنها به مدیریت دانش به دلیل نیاز به تقلیل زمان انجام کار نبوده است البته میتوان با مدیریت دانش زمان را کاهش داد اما توجیه مناسبی برای استفاده از آن نیست.

بنظر بنده کاهش هزینه های سازمان های ایرانی با مدیریت زنجیره تامین بهتر نتیجه می گیرد در خصوص کیفیت نیز مباحثی از جمله TQM و 6Sigma از توانمندی بالایی برخوردار هستند (البته برخی شرکت های ایرانی هنوز استفادهمناسب را از انها را تا کنون تجربه نکرده اند . جلوگیری از اشتباهات میتواند دلیل مناسبی باشد اما کافی نیست.

داوود رفیعی: به نظر من یکی از مشکلات در سازمانها دوباره کاری و تکرار و از ابتدا شروع کردت کارها می باشد. اگر بتوان آموزش کارکنان جدید و انتقال بخشی از تجربیات کارکنان با سابقه را از طریق مدیریت دانش امکان پذیر ساخت، یک گام موثر محسوب میشود. مدیریت دانش را برای تربیت نیروی کار جدید در سازمان باید به کار گرفت.

یکی از مشکلات از دست دادن نیروی خبره و عدم جایگزینی مناسب است. سرمایه فکری را چگونه باید بازتولید کرد؟ همانطور که نیروی کار ارزش اضافی تولید میکند نیروی فکری نیز این ویژگی را داراست.

رویا: به نطر بنده در شرایط حال باتوجه به تعییرات و پیشرفتهای بهوجود مخصوصا در حوزه فناوری و کسب و کار سازمانها برای افزایش بحث رقابتی و ایجاد مزیت رقابتی و رسیدن به ویژن نهایی خودشون باید به سمت مدیریت دانش برن

دکترکازرونی: بهتر بود پرسش بصورت زیر مطرح می شد:

استراتژی های دانش تا چه در تحقق استراتژی های کسب و کار نقش دارند؟

اونوقت پاسخ می توانست نسبت به سازمان های با ماموریت های گوناگون، متفاوت باشد. بطور نمونه در سازمان های مهندسی با استراتژی پروژه محور یا ETO، این نقش بسیار متفاوت از سازمان های تولیدی با استراتژی MTS است که تولید انبوه انجام می دهند.

سازمان هایی که استراتژی آنها مبتنی بر ارائه محصول و یا خدمات پروژه محور است و ارزش افزوده کار انها براساس تولید دانش دینامیکی است و از دانش استاتیکی کمتری برخوردارند قطعا استراتژی های دانشی در آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.

مدیریت دانش و مباحث دانشی در سازمان در کنار و عرض دیگر مدیریت ها مانند منابع انسانی یا مدیریت مالی و اداری نیست بلکه در متن انها قرار دارد. هر فعالیتی که در سازمان صورت می گیرد که ممکن است در هر فرآیند سازمانی باشد، با خود سطحی از دانش را حمل می کند که به نسبت توانمندی افراد و تجربه انباشته در سازمان و تدوین دستورالعمل ها و آیین نامه های اجرایی و توانمندی ابزارهای مورد استفاده در انجام فعالیت ها، از قوت های متفاوتی برخوردار باشد. سنجش این قوت ها در همه امور سازمانی و انسجام انجام کارها در ارتباط با یکدیگر می تواند نقش مدیریت دانش را مشخص کند. به همین جهت برخورداری از معماری سازمانی نقش بی بدیلی در همراستایی استراتژی های سازمان با استراتژی مدیریت دانش سازمان ها دارد.

دکترزاهدی: بررسی تحقیقات حاکی ان است که یکی از مهم ترین عوامل در توسعه دانشی سازمان ها توجه اساسی به سرمایه فکری اعم از سرمایه انسانی،ساختاری و اجتماعی و یا رابطه ا ی می باشد.

ادامه روند تحقیقات بیان می دارد سرمایه ساختاری بعنوان یکی از بستر های اساسی برای مدیریت دانش و فرایند های آن بشمار می آید. بگونه ای که هر گاه دستورالعمل،ایین نامه و فرایند ها و نیز قوانین خوب تدوین و اجرا شوند خواهند توانست پویایی دانشی سازمان را بهمراه داشته باشد. دستورالعمل انگیزش و رفاهی، دستورالعمل کاهش بورکراسی اداری و حذف قوانین دست و پا گیر ..... از جمله این مواردند.

شهاب شیدایی: به نظر مدیریت دانش باید بتواند با استفاده از تکتیک ها و ابزارهایی که دارد در راستای رفع مسائل و مشکلات سازمان نقش آفرینی کند. و در هر سازمانی متناسب با استراتژی ٬ماهیت و سطح بلوغ٬ فرهنگ رویه ها و رفتار سازمانی متفاوت خواهد به طور مثال اگر در یک سازمانی خلق و کسب دانش اهمیت دارد یک ضرورت خواهد داشت و در یک سازمانی ثبت و به کارگیری تجربیات برای کاهش دوباره کاری ها یک نوع ضرورت خواهد بود


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای دکتر تنوری به شرح ذیل انجام پذیرفت:


  1. بدون مدیریت دانش ما زمان را از دست میدهیم ، هرچقدر مدیریت دانش بلوغ بیشتری در سازمان داشته باشد زمان انجام کارها ، زمان اخذ تصمیمات و ... کاهش پیدا خواهد کرد.

  2. شاید یک مزیت اصلی مدیریت دانش جلوگیری از اخذ تصمیمات نادرست باشد. شاید شرایط برخی از صنایع ما به حدی نباشد که برای مثال بتوانند تولید دانش بکنند اما حداقل کاری که باید بکنند به خصوص با لغو تحریم ها و ورود دنیای بین الملل به کشور، استفاده و بکارگیری از دانش بیرون هست تا بتوانند خود را به حداقل ها برسانند. کسب و جمع اوری دانش از محیط بیرون و رقبای خارجی درحال حاضر اهمیت دارد.

  3. مدیریت دانش به دلیل نیاز به تقلیل زمان انجام کار نبوده است البته میتوان با مدیریت دانش زمان را کاهش داد اما توجیه مناسبی برای استفاده از آن نیست. من به عنوان یک مدیر ارشد با دلایل شما به اندازه کافی برای اجرایی کردن رویکرد مدیریت دانش توجیه نمی شوم.از طرفی کاهش هزینه های سازمان های ایرانی با مدیریت زنجیره تامین بهتر نتیجه می گیرد در خصوص کیفیت نیز مباحثی از جمله TQM و 6Sigma از توانمندی بالایی برخوردار هستند البته برخی شرکت های ایرانی هنوز استفاده مناسب را از انها را تا کنون تجربه نکرده اند . جلوگیری از اشتباهات میتواند دلیل مناسبی باشد اما کافی نیست

  4.  یکی از مشکلات در سازمانها دوباره کاری و تکرار و از ابتدا شروع کردت کارها می باشد. اگر بتوان آموزش کارکنان جدید و انتقال بخشی از تجربیات کارکنان با سابقه را از طریق مدیریت دانش امکان پذیر ساخت، یک گام موثر محسوب میشود. مدیریت دانش را برای تربیت نیروی کار جدید در سازمان باید به کار گرفت. یکی دیگر از مشکلات از دست دادن نیروی خبره و عدم جایگزینی مناسب است. سرمایه فکری را چگونه باید بازتولید کرد؟ همانطور که نیروی کار ارزش اضافی تولید میکند نیروی فکری نیز این ویژگی را داراست.

  5. در شرایط حال باتوجه به تعییرات و پیشرفتهای به وجود آمده مخصوصا در حوزه فناوری و کسب و کار سازمانها برای افزایش بحث رقابتی و ایجاد مزیت رقابتی و رسیدن به ویژن نهایی خودشون باید به سمت مدیریت دانش بروند

  6. سازمان هایی که استراتژی آنها مبتنی بر ارائه محصول و یا خدمات پروژه محور است و ارزش افزوده کار انها براساس تولید دانش دینامیکی است و از دانش استاتیکی کمتری برخوردارند قطعا استراتژی های دانشی در آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.

  7. یادگیری سازمانی و استفاده از ابزارهای مدیریت دانش در توسعه کسب و کار است دو موضوع هستند که میتوانند توجیه مناسبی برای توسعه مدیریت دانش در سازمان باشد همچنین سایر حوزه ها از جمله مدیریت ریسک ، مدیریت توسعه منابع انسانی  حوزه های هدف مدیریت دانش میباشند.

  8. مدیریت دانش و میاحث دانشی در سازمان در کنار و عرض دیگر مدیریت ها مانند منابع انسانی یا مدیریت مالی و اداری نیست بلکه در متن انها قرار دارد. هر فعالیتی که در سازمان صورت می گیرد که ممکن است در هر فرآیند سازمانی باشد، با خود سطحی از دانش را حمل می کند که به نسبت توانمندی افراد و تجربه انباشته در سازمان و تدوین دستورالعمل ها و آیین نامه های اجرایی و توانمندی ابزارهای مورد استفاده در انجام فعالیت ها، از قوت های متفاوتی برخوردار باشد. سنجش این قوت ها در همه امور سازمانی و انسجام انجام کارها در ارتباط با یکدیگر می تواند نقش مدیریت دانش را مشخص کند. به همین جهت برخورداری از معماری سازمانی نقش بی بدیلی در همراستایی استراتژی های سازمان با استراتژی مدیریت دانش سازمان ها دارد.

  9. بررسی تحقیقات حاکی ان است که یکی از مهم ترین عوامل در توسعه دانشی سازمان ها توجه اساسی به سرمایه فکری اعم از سرمایه انسانی،ساختاری و اجتماعی و یا رابطه ا ی می باشد.ادامه روند تحقیقات بیان می دارد سرمایه ساختاری بعنوان یکی از بستر های اساسی برای مدیریت دانش و فرایند های آن بشمار می آید. بگونه ای که هر گاه دستورالعمل،ایین نامه و فرایند ها و نیز قوانین خوب تدوین و اجرا شوند خواهند توانست پویایی دانشی سازمان را بهمراه داشته باشد. دستورالعمل انگیزش و رفاهی، دستورالعمل کاهش بورکراسی اداری و حذف قوانین دست و پا گیر ..... از جمله این مواردند.

  10. به نظر مدیریت دانش باید بتواند با استفاده از تکتیک ها و ابزارهایی که دارد در راستای رفع مسائل و مشکلات سازمان نقش آفرینی کند. و در هر سازمانی متناسب با استراتژی ٬ماهیت و سطح بلوغ٬ فرهنگ رویه ها و رفتار سازمانی متفاوت خواهد به طور مثال اگر در یک سازمانی خلق و کسب دانش اهمیت دارد یک ضرورت خواهد داشت و در یک سازمانی ثبت و به کارگیری تجربیات برای کاهش دوباره کاری ها یک نوع ضرورت خواهد بود.

     

    چند پاسخ به سئوال هفته  از نظر طرح کننده سئوال :

  • با در نظر گرفتن این واقعیت که مدیریت دانش نتیجه انتقال از عصر اطلاعات به عصر دانش میباشد سازمان ها به منظور ایجاد ارزش افزوده در عصر دانش نیازمند استفاده از پتانسیل فکری کارکنان خود میباشند. بنابراین هر مدیر ارشد موفق به منظور بهره گیری مناسب از این فضا نیازمند توسعه مدیریت دانش سازمان و استفاده از ابزارها ، تکنیک ها و رویکرد های مدیریت دانش می باشد.

  • عصر اطلاعات و مکانیزم های جاری در آن از جمله TQM ، 6Sigma و... به پایان حد بهره وری خود رسیده است و تکیه بر این رویکردها تحول سازمانی را موجب نمی گردد. سازمان ها به منظور افزایش بهره وری در عصر دانش نیازمند مدیریت دانش هستند.

  • ادره سازمانهای دانش محور و دانش بنیان بدون توجه به رویکردهای مدیرت دانش ممکن نیست کارکنان دانشی در عصر مدیریت دانش نیازمند تعاملات مناسب و در خور این عصر هستند عدم توجه به این واقعیت هزینه های سازمان را در حوزه های مختلف از جمله سیستم ، فناوری اطلاعات ، منابع انسانی و حوزه های کلیدی دانش بالا می برد.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات