تبلیغات
شبکه تخصصی مدیریت دانش - 1- آیا مدیریت دانش در سازمان‌های ایرانی نیاز به ساختار سازمانی دارد؟ 2- در صورتیکه نیاز به ساختار دارد، آن ساختار زیر مجموعه کدام قسمت باشد؟ (طرح و برنامه، منابع انسانی یا فناوری اطلاعات و ارتباطات) 3- چه ساختاری را برای مدیریت دانش در سازمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌ كنید؟ 4- ایجاد ساختارهای "غیر رسمی" چه اثری بر مدیریت دانش در سازمان‌های ایرانی دارد؟
 
شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر




سلام خدمت تمامی گرامیان؛

ضمن تشکر از حضور و مشارکت همه اعضای فعال گروه در خصوص موضوع تعیین شده هفته قبل، بنده ضمن کسب اجازه از جناب آقای دکتر اخوان با جمع‌بندی مطالب ارائه شده خدمتتان هستم.

1) در سازمان‌هایی که هنوز بلوغ مدیریت دانش وجود ندارد، ایجاد ساختار جدید موجب بروز و ظهور مشكلات جدیدی خواهد شد.

2) بهتر است در سازمان‌ها، ابتدا مدیریت دانش ایجاد شده، پرسنل و مدیران آن با مدیریت دانش آشنا شده و سپس نسبت به ایجاد ساختار سازمانی مدیریت دانش با پیچیدگی و رسمیت و تمرکز پایین اقدام نمود.

3) شناسایی نقشه دانش و همچنین پرسنل خبره و دانشی در سازمان بر عهده امور اداری (یا معاونت منابع انسانی) می‌باشد.

4) ساختار سازمانی (و وجود یک متولی رسمی سازمانی) برای مدیریت دانش (که خود یک امر غیر مقطعی و جاری در سازمان است) یک موضوع بسیار حیاتی و عدم وجود آن باعث شکست مدیریت دانش بالاخص در سازمان‌های ایرانی می‌گردد. بهتر است این واحد به صورت مستقیم زیر نظر مدیرعامل (یا بالاترین مقام سازمان) فعالیت نماید. یا در قسمت‌هایی مثل نوسازی و تحول اداری. بهتر است در وزارت خانه ها و سازمان‌های بزرگ با سطح مدیریت حالتی بالاتر از اداره و پایین‌تر از اداره کل با چند اداره داخلی و در سطح استان‌ها در حد اداره یا کارشناس مسئول و حداقل ۲ کارشناس پیش بینی شود.

5) ساختار مدیریت دانش می‌تواند به صورت رسمی (سنتی) نباشد. گروه (یا اجتماع) مشخصی با عناوین خاصی این مهم را در سازمان‌ها بر عهده بگیرند.

6) می‌توان تیم‌های دانشی را حول بخشهای وظیفه ای سازمان مانند حسابداری، تحقیق و توسعه و ... تشکیل داد و سپس این تیمهای دانشی ایجاد شده در بخشهای مختلف سازمان با همکاری و هماهنگی بین یکدیگر، مدیریت دانش را پیاده کنند.

7) می‌توان در ابتدا پیاده‌سازی مدیریت دانش را از معاونت فناوری اطلاعات و ارتباطات شروع نمود.

8) اگر یك واحد مجزا برای مدیریت دانش در سازمان وجود داشته باشه پیگیری و پیاده كردن مدیریت دانش ساده تر به نظر میرسد تا اینكه هر بخشی مدیریت دانش را با مسئولیت خود داشته باشد.

9) مدیریت دانش مسئولیت همه سازمان است و مدیر ارشد سازمان متولی استقرار آن است. مدیر ارشد یا جانشین او متولی بازتاب نگاه یا فرهنگ دانشی در تمام ساختار و فرایندهای سازمان خواهد بود. مدیریت دانش بک فرهنگ و یک جریان در سازمان است نه یک فرآیند مستقل. مدیریت دانش بوسیله مدیر ارشد سازمان بر کل سازمان اعمال میشود و متناسبا هر سمتی وظایفی را عهده دار میشود.

10) با توجه به این که دانش از تنوع، گستره و ابعاد مختلفی برخوردار است، بنابراین نمی توان مبحث تولیت مدیریت دانش را به بخش‌های خاصی مانند مدیریت منابع انسانی یا فاوا وابسته نمود. بلکه مدیریت دانش مقوله‌ای است که می بایستی در همه ارکان سازمان مورد توجه قرار گیرد. بنابراین وجود تشکیلاتی مانند یک اداره، کارشناسان مسؤل و کارشناسان مدیریت در این ارتباط چاره‌ساز نبوده و منتج به نتیجه خاصی نخواهد شد.

11) ساختار سازمانی بر اساس استراتژی مدیریت دانش و سایز سازمان تعیین می‌گردد.

12) در سازمان‌های پروژه محور، نقش ساختارهای غیر رسمی پر رنگتر است.

13) الگو برداری از سایر کشورها در خصوص ساختار سازمانی مدیریت دانش خوب است به شرطی که قابلیت ایرانیزه شدن داشته باشد. تقلید صرف بدون در نظر گرفتن خصوصیات بارز فرهنگی، پذیرش جامعه و نیز هنجارها و ارزشهای مورد قبول کاری نسنجیده است.

14) یک روش کارتیمی در واحدهای مختلف سازمان تحت کمیته راهبری زیر نظر مدیریت ارشد سازمان می‌باشد. در واقع ساختار ماتریسی که هم نقش کلیدی در واحد خود ایفا نموده و هم تسهیل کننده و هماهنگ کننده فعالیت های مربوط به مدیریت دانش را بر عهده داشته باشد.

15) اگر بدنبال اجرای فرایند مدیریت دانش هستیم، باید با دیدگاه فرایندی نیز به آن پرداخته و صاحبان فرایند را در سازمان شناسایی و به درستی نقش‌ها برای آنها تعریف شود. این همان نگاه فرایندی در بحث باز مهندسی سازمان است كه بجای چاق كردن سازمان با ایجاد ساختارهای هرم گونه و سلسله مراتبی، تلاش در مسطح كردن سازمان از طریق مطرح نمودن فرایندهای ارزش افزا و مدیریت صحیح آنها بواسطه صاحبان فرایند است.

16) ساختار مدیریت دانش بیشتر برروی دانش صریح فعالیت می‌کند.

17) نقش مدیر ارشد دانش (CKO) بسیار مهم و حیاتی است به این صورت که بسیاری از چالشها و ابهامات از جمله ضرورت یا عدم ضرورت ساختار برای مدیریت دانش با تعیین صحیح آن نقش در سازمان برطرف می گردد.

18) آنچه در مدیریت دانش اهمیت دارد نقش‌ها است و نه ساختارها. نقش‌هایی چون مدیر ارشد دانش، راهبر دانش، كارگزار دانش، مدیر شبكه، هماهنگ كننده دانش و راهبر انجمنهای دانش می بایست مورد توجه قرار گیرند كه چنانچه رهبر سازمان خود عهده دار نقش CKO شود، عملا بقیه بازیگران را در صحنه مدیریت دانش بكار می گیرد تا نقش آفرینی موثر داشته باشند.

جمع‌بندی اینجانب:

نکات بسیار جالب و البته تأمل بر انگیزی در طول هفته گذشته مطرح گردید، که در قسمت‌هایی نیز دارای تناقض با هم بودند. توجه به این نکته ضروری است که در این جمع‌بندی، اینجانب بنا بر قضاوت بین نظرات دوستان را به هیچ وجه نداشته و معتقدم که همه نظرات صحیح هستند. بر این اساس، به صورت کلی می‌توان برداشت‌های زیر را انجام داد:

1) سازمان‌های ایرانی جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش (یا فرایندهای مدیریت دانش) نیاز به ساختارهای سازمانی مربوط در سطوح مختلف دارند.

2) مسئله مدیریت دانش دارای بُعد فرهنگی و جامع است، لذا فقط ساختار متضمن موفقیت نیست. بلکه نیاز به زعم کل سازمان است. این مسئله در قالب ساختار نمی‌گنجد و بهتر است با دخالت مدیران ارشد سازمان از جمله مدیر عامل در سازمان‌ها ایجاد گردد.

3) ساختار مدیریت دانش در سازمان می‌تواند به صورت ماتریسی- فرایندی باشد و در این میان نقش‌های دانشی، از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. توجه به این نکته ضروری است که آیا بلوغ لازم در سازمان‌های کشور در پیاده‌سازی ساختارهای ماتریسی وجود دارد.

4) به صورت کلی واحدهای منابع انسانی، فناوری اطلاعات و غیره فقط برای شروع بکار مدیریت دانش مناسب هستند و در ادامه مدیریت دانش نیاز به جایگاهی فراتر دارد. شاید بتوان جایگاه آن را در کارگروهی زیر نظر مدیر عامل و یا دایره/ اداره ای در بخش طرح و برنامه در نظر گرفت.

5) مدیریت دانش در سازمان می‌تواند به سازمان رسمی بسنده نکرده و ساختارهای غیر رسمی نیز تحت کنترل سازمان رسمی (کارگروه، اداره، ...) ایجاد نماید.

و من الله توفیق

روزبه حسام‌امیری 5/4/94





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 09:06 ق.ظ
Very good post. I definitely love this site.
Thanks!
پنجشنبه 16 آذر 1396 08:36 ب.ظ
Truly no matter if someone doesn't understand afterward its up to other viewers that they will assist, so here it takes place.
دوشنبه 13 شهریور 1396 05:27 ب.ظ
I was suggested this web site by way of my cousin. I'm now
not certain whether this publish is written via him as nobody
else know such certain about my difficulty. You're wonderful!
Thank you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :