تبلیغات
شبکه تخصصی مدیریت دانش - اگر قرار باشد سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور از شما به عنوان مشاور حوزه مدیریت دانش دعوت کند تا در خصوص راهکارهای تقویت نظام مدیریت دانش در سطح دستگاههای اجرایی کشور پیشنهاد دهید، چه پیشنهادی می دهید؟
 
شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر




نظرات دوستان:


دکتر افشین کازرونی: مدیریت دانش با ابلاغ سیاست عملی نمی شود و نیازمند درک صحیح مدیریت های ارشد سازمان از راهکارهای این نوع مدیریت (مدیریت دانش) در امر سهولت بخشی جهت کاهش هزینه های سازمانی و تسهیل در مدیریت سازمان است.

اولین اقدام باید خروج مدیریت سازمان های دولتی از سیاست زدگی باشد که بزرگترین آفت مدیریت دانش است

اقدام به فرهنگ سازی در جهت Team working یکی دیگر از مواردی است که پیش نیاز مدیریت دانش است

یک نمونه از کار تیمی را در یک سیستم خصوصی ملاحظه نمایید:

شگردهای استیو جابز برای بالا بردن بازدهی جلسات کاری

کسب و کارهای امریکائی به دلیل اشتباهاتی که در جلسات کاری شان مرتکب می شوند، سالیانه چیزی نزدیک به ۳۷ میلیارد دلار ضرر می کنند. اما استیو جابز خوب مراقب بود تا اپل جزو این کمپانی ها نباشد. در ادامه قصد داریم سه راهکار عجیب و غریب این مدیرعامل افسانه ای را برای بالا بردن بازدهی جلسات کاری بررسی کنیم:

۱. جلسات را تا حد ممکن خلوت نگه می داشت

کن سیگل، همکار قدیمی جابز، در کتاب معروفش "به طرز وحشتناکی ساده"، توضیح داده که روش کار استیو به چه شکل بوده است. در یکی از داستان های کتاب می خوانیم که جابز تصمیم گرفته بود با آژانس تبلیغاتی اپل جلسات هفتگی برگزار کند. در یکی از این جلسات یک مرتبه یک عضو تازه وارد دید. سیگل می نویسد:

"استیو خشکش زد. نگاهش روی آن خانم که تنها مورد غیرعادی اتاق بود ثابت شد و گفت: "ببخشید شما؟" لوری در کمال آرامش توضیح داد که در پروژه های بازاریابی کمپانی نقش دارد و به همین خاطر به جلسه دعوت شده. جابز به صحبتش گوش داد، اما محترمانه از لوری خواهش کرد تا جلسه را ترک کند: "ازتون ممنونم! ولی به نظرم در این جلسه به حضورتون نیازی نیست.""

 جالب اینجاست که جابز در مورد خودش هم تا همین حد سخت گیر بود؛ مثلا یک بار که باراک اوباما از جابز دعوت کرده بود تا به همراه عده ای از غول های دنیای تکنولوژی در محفلی گرد هم جمع شوند، استیو دعوت رئیس جمهور را رد کرد، چون احساس می کرد به حضورش نیازی نیست.

۲. مطمئن می شد مسئولیت هرکدام از آیتم های موجود در دستور کار به شخص خاصی واگذار شده است

آدام لاشینسکی در یکی از مستندهایش که سال ۲۰۱۱ درخصوص فرهنگ سازمانی اپل تهیه کرده بود، تعدادی از پروسه های رسمی مورداستفاده جابز که باعث شده بودند اپل به یکی از ارزشمندترین کمپانی های جهان تبدیل شود را مورد بررسی دقیق قرار داده بود. یکی از اصولی ترین مفاهیم برای جابز، این بود که افراد بابت وظایفشان پاسخگو باشند؛ درواقع فرایندها طوری تعریف می شدند که همه می دانستند هرکس مسئول چه کاری است. لاشینسکی تعریف می کند:

"داخل کمپانی اپل، حتی برای این مفهوم، یک اصطلاح تخصصی هم ابداع کرده اند: DRI، یا فرد مسئول مستقیم! معمولا در جلسات کاری هم نام فرد مسئول مستقیم یا DRI را در برابر مسئولیتی که بر عهده دارد، در دستورکار می نویسند تا همه بدانند هر مسئولیتی بر دوش چه کسی است."

 یکی از کارمندان سابق اپل می گوید: "در بیشتر جلسات کاری اپل که بهره وری بالائی هم دارند، دستورکار وجود دارد. در برابر هر کار هم نام DRI یا فرد مسئول مستقیم آن نوشته شده است. معمولا در اپل اگر به دنبال مسئول اصلی پروژه خاصی باشیم، این عبارت را زیاد می شنویم: "DRI ش کیه؟""

این فرایند به خصوص برای کسب و کارهای نوپا بازدهی بسیار بالائی دارد. گلوریا لین که قبلا در تیم آیپاد اپل کار می کرد و با این سیستم آشنا بود، بعد از اینکه سرپرستی تیم محصولات کمپانی Flipboard را برعهده گرفت، این شیوه کاری را با خودش به آنجا منتقل کرد و بسیار هم موفق شد. گلوریا در سایت Quora نوشته: "یکی از ویژگیهای کمپانی هایی که به سرعت رشد می کنند این است که علیرغم اینکه هزاران کار برای انجام دادن وجود دارد، کارهای حیاتی به خاطر بی مسئولیت بودن افراد به تعویق نمی افتند! دلیل اصلی این است که کارکنان واقعا مشغله کاری دارند! البته اگر شغلمان را مثل فرزند دلبندمان دوست داشته باشیم، با جان و دل به آن اهمیت می دهیم و برنامه ریزی می کنیم تا کاری از دستمان در نرود."

۳. به کارمندها اجازه نمی داد پشت پاورپوینت پنهان شوند

والتر آیزاکسون نویسنده کتاب بیوگرافی استیوجابز می نویسد: "جابز از ارائه مطالب به صورت رسمی متنفر بود؛ برعکس عاشق جلسات رودررو و آزاد بود." هرهفته چهارشنبه عصر با تیم بازاریابی و تبلیغاتی اش جلسات آزاد بدون دستورکار برگزار می کرد. جابز اصولا اجازه نمی داد از اسلایدشو استفاده کنند چون دوست داشت تیم کاری اش بحث های داغ کنند و طرز فکر انتقادی داشته باشند، بدون اینکه نیاز باشد به تکنولوژی متکی باشند. جابز به آیزاکسون گفته بود: "از اینکه آدم ها به جای فکر کردن، از اسلایدشو استفاده می کنند متنفرم. اصولا منظور از ارائه مطلب این است که با مشکلی دست و پنجه نرم کنیم. کارمندها باید به جای نمایش دادن تعدادی اسلاید احمقانه، به صورت فعال برای مساله مورد گفتگو راه حل ارائه کنند و گزینه های موجود را روی میز بگذارند و درباره شان بحث کنند. آدم هایی که می دانند درباره چه چیزی صحبت می کنند، احتیاجی به پاورپوینت ندارند!"

راحله خاتمی: من فكر میكنم استقرار مدیریت دانش در سطح ارگان ملی فقط از بین رفتن هزینه خواهد بود.طبق فرمایش جناب كازوونی و نقل قول استیو جابز" افراد بابت وظایفشان پاسخگو هستند "! ولی این مربوط به كشور ما نمیشود ، چون در كشور ما هیچ كس در مورد وطایفی كه دارد پاسخگو نیست و خصوصا در زمان بروز مشكل و هیچ همسویی بین ارگانها وجود ندارد، شاید در ظاهر همه ارگانها مستلزم پیروی از اهداف یكسان هستند ولی در باطن امر چنین ساختاری كمرنگ است. من هم سركار خانم دكتر موافق هستم، هدف از اعمال مدیریت دانش در سطح ملی با چنین شرایطی چیست. وقتی در نهایت هر ارگانی از دانش تولید شده بهره ای نبرد و كار خودش را كند؟! ممنون میشم این موضوع را برای بنده شفاف كنید.

مصطفی زمانیان: انچه به نظرم میاد این است که نمی توان منکر کارکردهای تاثیر گذار و راهبردی مدیریت دانش در سطح ملی شد.

خشایار جهانیان: در مقیاس های کلان اساسا تعریف مدیریت دانش فعلی به کار نمی آید. زمانی که در سطح ملی سخن گفته می شود مدیریت ظرفیت ها و استعدادها، تخصیص مناسب آن ها، توسعه و نگهداری ملی دانش در قالب ابر مکامنیزم ها و ... مطرح می شود. در این چارچوب به طور مثال مراکز رشد، شتاب دهنده ها، کوریدورهای علم و فناوری و ... پررنگ می شوند. شاید در این مقیاس اصلا لازم نباشد نام مدیریت دانش بر آن بگذاریم.

طبق تجربه 12 سالم در این زمینه عرض می کنم، الزام و اهمیت برای هر کسی با هر سطح درکی از مدیریت دانش حداقل در سطح کلام واضحه، اما ضمانت طراحی اصولی و متناسب و همچنین تضمین اجرای موبه موی طرح سیستمی و اصولی وجود نداره. در کشور ما کار بر اساس تعامل، رعایت پروتکل ها، پایبندی به استاتداردهای یک طرح جامع و .... وجود نداره

اگر توانستیم در سطح یک وزارتخانه یا حتی یک هولدینگ، یک کار توزیع شده بر اساس یک معماری مشترک ولی با راهکارهای متفاوت و در عین حال همگرا ببینیم اون وقت میشه تصور تحقق مدیریت دانش مناسب با مقیاس ملی رو در سر پروروند.

اگر ما سیاست های درستی مثلا در زمینه نگهداری داش در سطح ملی داشتیم به نظر من مثلا المپیادها رو تحریم می کردیم، چون یکی از مکانیزم های جذب ممالک پیشرفته است که در زمین ما بازی می شود و موجب نشت مغزها و ظرفیت یادگیری و خلق دانش ملی می شود.

تعریف مدیریت دانش ملی و به تناسب آن در سازمان ها و سایر مکانیزم ها تابعی از این است که ما نگاه کاپیتالیستی داریم یا ...

خیلی از رویکردهای کلان حاکمیت بر دانش در غرب از نگاه سرمایه داری نشات گرفته و پشتیبانی میشه، اما ما علیرغم ادعای نگاه اسلامی، کلاژی از تفکرات کمونیستی، سرمایه داری و .... رو به صورت در هم داریم. به عبارتی تکلیف برای پی ریزی یک طرح کلان و ارزش های کلیدی اون در مبانی، طرح و اجرا مشخص نیست مثلا در توسعه نواوری، به طرز وحشتناکی به اپیدمی اتارت اپ ها و هکاتون ها و... پیوستیم بدون این که ساختارهای سرمایه گذاری ریسک پذیر و شتاب دهنده ها رو مثل غربی ها داشته باشیم.

حلقه ها به صورت ناقص از ایدیولوژی های متناقض اقتباس می شوند و زمان و تامل کافی برای توسع مبانی و مدل فکری مختص خودمون رو هم اختصاص نمی دیم. تعریف و اجرایی کردن سیاست ها در چنین فضای آشوبناکی کار سختی است.

مدل های مبتنی بر تجربه دینی ممکنه لزوما تبعات مادی در رقابت با سرمایه داری نداشته باشند. در این فضا مبانی ارزشی دانشکاران و سازمان های دانشی و همچنین اینترفیس نظام ها با تفکرات رقیب باید به دقت مرود بازتعریف قرار بگیره تا ایجاد سرخوردگی و واپس زدگی نکنه وقتی دانشگاهی های ما موفقیت رو در چهره هایی مثل استیو جابز و زاکربرگ جسجو کنند - هردو برای من محترم هستند - ولی نظام ارزش دانشی ما لزوما موفقیت رو در غالب مگاشرکت های چند ملیتی با اقیانوسی از منابع نبینه، تضادی به وجود میاد که سخت قابل مدیریته.

مهدی مهریار: در خصوص مدیریت دانش در سطح کلان و ملی در ابتدا نیاز به ترسیم اهداف و استراتژی های مدیریت دانش در کشور داریم،که در این خصوص میتوانیم از اسناد بالا دستی مانند سند و نقشه جامع علمی کشور و برنامه ششم توسعه ملی بهره برده و سیاست‌ها و راهبردهای حرکت در جهت مدیریت دانش را تدوین نمود.

در نیل به تدوین چنین رویکردی میتوان با در نظر گرفتن رویکردهای جهانی و جهانی شدن سازمانهای ایرانی و حضور آنها در سطح جهانی نیاز به در نظر گرفتن رویکردهای بین المللی هم مشهود می باشد.

در تدوین مدل ایرانی و بومی نظام مدیریت دانش با رویکرد بین المللی و ترسیم گامهای مشخص تا استقرار و پیاده سازی نظامی هم ساختار و هم شکل

میتوانیم از رویکرد benchmark نیز بهره گرفت.

ساختاری تدوین گردد که ارگانهای مختلف دولتی بتوانند از تجربیات و دانش یکدیگر بهره گرفته و هزینه های دولت کاهش یابند.

نظامی با کدینگ مرجع و قابلیت جستجوی محتوایی و سطوح دسترسی مشخص.

البته و صد البته که امنیت اطلاعات دغدغه همه مدیران دولتی می باشد که کارگروه مربوطه می بایست به این موضوع دقت کافی داشته باشند.

از مثالهای کاربردی که کارگروه مدیریت دانش کشوری میتوان به توان هدف گیری و کنترل حرکت کشوری را کنترل نمایند.

دیگر آنکه به عنوان مثال تجربه تمامی ارگانهای دولتی در برگزاری دوره های آموزشی و تجربه در خصوص سیستمهای مخابراتی، تجربه در خصوص استقرار نظامها مدیریتی، تجربه کاری و تایید یا عدم تایید شرکت‌هایی که عقد قراردادی داشته اند و......... و تجربه خصوصی سازی ها

به مثابه استقرار یک مرکز benchmark دانشی

در ادامه میتوان مواردی همچون بلوغ مدیریت دانشی کشوری، میزان مشارکت دانشی شرکت‌های دولتی، میزان تراکنش های دانشی در سطح ملی، میزان رضایت و کاربرد ارگانهای دولتی از چنین ساختاری و... را مطرح نمود.

حمید رضا ضرغامی: به نظر بنده، اینکه آقای دکتر قربانی، فوراً نوشتند «فورا پیشنهاد نمی دهم». خیلی عالمانه، هوشمندانه و مبتنی بر بینش درست در بین متخصصین حل ابداعی مسائل است که امروزه بر این باور اصرار دارند که تلاش می کنم ابتدا مسئله ام را درست تعریف نمایم و تا مسئله ام تعریف نشد، هیچ راه حلی ارائه نمی کنم. چون

در صورتی که مسئله ای را درست تعریف نکرده باشم، عالمانه ترین راه حل ها هم در بهترین حالت «راه حل درست برای مسئله اشتباه هستند».

لذا بنده هم با همین استراتژی و با همراهی یک تیم متخصص تلاش می کنم، استراتژی اصلی ام «کشف صحیح مسئله» باشد و در این راه تمام ابزارهایی که بلد هستم و نیستم!!! را به خدمت می گیرم.

عمیقاً بر این باورم که اگر مسئله ای درست تعریف شود، کمی آن طرف تر به راحتی جوابهایی جذاب خودنمایی خواهند کرد...

البته برای به ثمر نشاندن این باور در استراتژی ها و تکنیک های کشف و حل ابداعانه مسائل، ابزارهایی ساده و کاربردی در دسترس مان می باشد.

امید متولیان: وقتی موضوعی از دیدگاه ملی مورد بحث قرار میگیرد، سطح آن از مباحث مدیریتی به بحثهای حاکمیتی تغییر میکند. در سطح حاکمیتی مفاهیم سیاستگذاری بسیار پر رنگ میشود. مثلا مدبریت دانش می تواند چگونه به تحقق شاخصهای حکمرانی خوب goog governance کمک کند؟ ایا اساس می تواند یا نه؟ همانطور که ما در حوزه فناوری سیاستهای علم و فناوری را تعریف میکنیم، لازم است در همان سطح سیاستهای کلی در حوزه دانش تعریف شود. متاسفانه در این زمینه هم دولتها وارد حوزه اجرا شده اند و به جای حفظ نقش حاکمیتی خود، الگوهایی برای اجرا ارائه داده و دستگاهها را مکلف به اجرای آنها کرده اند. نگاهی که اساسا اشتباه است. مدیریت دانش باید در راستای اهداف و اررزشهای ملی تعریف شود. اگر چارچوبهای حکمرانی خوب را برای ایران و مطابق با شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی کشور به درستی تعریف کنیم، آن موقع کارکردهای حاکمیت دانش نیز قابل تعریف است.

مرتضی اللهیاری: برآورد فرصت‌ها و چالشها خواهد بود. سپس، وضعیت مطلوب و راهکارهای رسیدن به آن، برایمان آشکار خواهد شد. در فاز بعدی، برنامه‌ریزی عملیاتی استقرار (زمان، منابع، سازمان و سازوکار،...) شکل می‌گیرد. نکته مهم در این فاز، تعریف نقشها به جای شرح وظایف محض است. حتی میزان مشارکت و همکاری نهادهای همراه (معین) باید به عنوانهایی مانند همیار توسعه، رسمیت یابد. در زمینه منابع انسانی (کارکنان، مشتریان، جامعه، رهبری، ...) نقش کارکرد معنادارتری خواهد داشت. همچنین خواهشمند است یکبار بیشتر به تدوین و تصویب و رونمایی از اسناد راهبردی در این زمینه آن هم فقط نزد نهاد ناظر عالی نپردازید. (چون خیلی لوث شده و از حالت نمادین به نمایشی نزول پیدا کرده.)

اما در مورد آیین‌نامه و راهنمای کاربردی، دریغ نکنید چون مسیر را به متولیان و مخاطبان آماده و تعریف شده نشان می‌دهد.

نیکان: پیاده سازی مدیریت دانش در سطح ملی در ایران بسیار سخت می باشد. همانطوری که اساتید محترم میدانند یکی از کارهای که در مدیریت دانش انجام می شود ذخیره سازی و باز نشر دانش است متاسفانه در کشور پایگاهی جامع وجود ندارد که تمامی مقالات فارسی در آن ذخیره و یا امکان جستجو در کلیه پایگاههای دانشی فارسی زبان را داشته باشد(همانند اسکولار).

شاید اساتید بزرگوار از طریق دانشگاه ها و وزارت علوم بتوانند این امکان را به وجود بیاورند که باعث شود محققان از دانش تولید شده به زبان فارسی استفاده کنند و چرخ را دوباره تولید نکنند. اضافه میکنم که نبود یک نظام ملی و جامع مدیریت دانش در کشور عزیزمان، در یک مصداق جزیی اما قابل درنگ، موجب شده نسلهای در آستانه خروج از خدمت دولت، بازنشسته شوند اما چون اقدامی برای جانشینی آنها نشده، کشور ناگزیر از به کارگیری مجدد آنان شود؛ که تبعات منفی هم برای عدم تزریق نیروی انسانی جوان و هم به دلیل ریسک خلل در امور اجرایی سازمانها در صورت ترک یکباره این قشر دارد. اولویت یکی دوتا نیست که...

ایمان: بنظرم کلا تا وقتی ما دنباله رو افکار و نظریات و روشهای غرب و شرق برویم و هر ابداع جدید یا بقولی هر حرفی را با فرهنگ غلطی که داریم در این گونه موارد ، طرف را فورا نفی کنیم بابت ابداعش ، بخاطر فلان نظریه ی متداول در شرق یا غرب ، اولا که خلافه اصول اولیه مدیریت دانش عمل کرده ایم ، ثانیا مبانی دینمان را کنار گذاشته ایم ، ثالثا به دنبال نظام سرمایه داری حرکت کرده ایم و رابعا نمیتوان نظام هایی برقرار کرد که ارزش گذاری واقعی و عادلانه را مبنای دستمزد قرار بدهد مثلا خیلی ها مشکلات فرهنگی و ترافیکی و تلفات حملات جبهه نرم دشمن در شهر تهران.رو ناشی از بزرگ شدن تهران میدانند .. ولی نظر من این است تهران هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 04:51 ب.ظ
You're so cool! I don't think I've truly read through anything like this before.
So wonderful to discover somebody with a few genuine thoughts on this topic.
Really.. thank you for starting this up. This site is one thing
that is required on the web, someone with a bit of originality!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:15 ق.ظ
If you wish for to grow your experience simply keep visiting this web site and be updated with the most
recent information posted here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :