شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای نجاتی به شرح ذیل انجام پذیرفت:


1- لازم است مسلمانان و خردمندان دانش خود را بروز کنند و دانش و علم خویش با علم دانشمندان روز همراه و پیوند دهد و حدیث حضرت امام علی (ع) نیز تایید کننده این ادعا در مبانی اسلامی است:

 شایسته مرد عاقل آن است که نظر صائب خردمند را بر اندیشه خود بیفزاید و دانش خویش را به علم دانشمندان پیوند دهد( حضرت علی ع، غررالحکم، ص384)

2- احادیث و رایات و داستانهایی در مستندات اسلامی وجود دارد که مبانی مدیریت دانش را تبیین می نمایند نمونه ای از آنها داستان و فرمایش و نتیجه گیری زیر است:

فرد مسلمان در خصوص فراگیری دانش نیز باید هوشمندانه عمل كند و دنبال هر دانشی هم لازم نیست برود به عبارتی هر مسلمان برای فراگیری دانش باید اولویت بندی كرده و به دانشی بپردازد كه برای دنیا و آخرت او سودمند باشد یا زیانی را بزداید:

رسول خدا ص وارد مسجد شدند و دیدند گروهی گرد مردی جمع شده اند. سوال كردند او كیست؟

گفتند علامه است. فرمودند در چه چیزی علامه است؟ گفتند نسبهای عرب و تاریخ آنها را می داند. حضرت فرمودند: این دانشی است كه هر كس آن را نداند برای او زیانی ندارد و هر كه بداند برایش سودی ندارد. (كتاب السرایر، ج ٣)

3- روشهای بررسی خطوط كلی مدیریت دانش در اسلام:

3.1. تحلیل تاریخی

1. 3.1.بررسی روش شناسی جمع قران: پیشینه و روش شناسی ضبط ایات قران بعد از نزول توسط صحابه و شیوه جمع اوری قران كریم به شكل كتاب بعداز زمان پیامبر كه با مدیریت امام علی و همكاری حافظان قران و كاتبان اربعه صورت گرفت.

 3.1.2روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است

3.1.3روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است

3.2. تحلیل موضوعی:

3.2.1. تبیین اصطلاحات كلیدی در حوزه معرفت شناسی اسلامی از قبیل: علم، دانش، حكمت، دانایی، تعقل، خردورزی و ...

3.2.2. اصول كسب، تحصیل، شناسایی، حفظ و بهره برداری از دانش در متون اسلامی

4- قصه گویی یكی از روشهای مرسوم جهت هم جمع آوری و هم اشتراك دانش است که در مدیریت دانش قصه گویی به عنوان یک ابزار برای انتقال دانش مطرح است ، قصه ها فاصله متن و ذهن را از بین می برند، به دل می نشینند، معمولا با جزییات بیان می شوند، در خاطر ثبت می شوند، و شاید یكی از دلایلی كه بسیاری از سوره های قران با قصه آمیخته شده اند.

5- دانش همراه با عمل به عبارتی بکارگیری دانش در دین مبین اسلام از جایگاه بالایی برخوردار است و در این باب حدیث و رایات زیادی وجود دارد: مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ ورَثَهُ الله عِلْمُ ما لَمْ یَعْلَمْ یعنی هر كه دانش خود را كاربردی سازد و مورد بهره برداری قرار دهد خداوند به او دانش جدیدی عطا میكند كه قبلا از ان بی بهره بود.( پیامبر اکرم ص)

6- با توجه به آیات و روایات در انسان سه ابزار برای کسب دانش وجود دارد که دانش و آگاهی انسان از این ابزارها حاصل می شود.

6.1. حس: ابزاری است برای شناخت اغازین از جهان هستی

6.2. عقل: وظیفه ان ترکیب، تجزیه، انتزاع، تعمیم و تعمیق مفاهیم است

6.3. قلب: در مباحث معرفت شناسی در اسلام هنگامی که قلب در کنار عقل به عنوان یکی از ابزارهای دانش شناخته می شود مرکز معارف شهودی است. راههای کسب دانش بوسیله ابزار معرفت قلبی همچون وحی، الهام، وسوسه، احکام فقهی را می توان نام برد.

7- علم و دانش از دیدگاه اسلام با مفاهیم دانش از منظر غرب و یا سایر مکاتب تفاوت اساسی دارد چرا که از دیدگاه مبانی اسلامی علم نوری است که با عمل حاصل می شود و شامل(اخلاق،فقه،کلام،توحید،نفس)است و به کسی که این علوم را فراگیرد حکیم میگویند و به سایر علوم سواد گفته می شود ولی دانش همان مفهوم دانش در مدیریت دانش را دارد و در علوم دینی بخصوص طهارت قوه خیال بسیار بر مباحثه تاکید شده است و این همان تسهیم دانش است در این علم خاص که بسیاربر آن تاکید شده و نتایج آن به تجربه ثابت شده است

8- در حوزه فكری اسلام "علم" عنوانی است كه بر موارد زیر اطلاق میشود:

8.1. مطلق دانایی یا هرانچه كه یك انسان میداند؛ مثل تقسیم علم به علم مسموع و مرفوع در نهج البلاغه

8.2. داده ها و اطلاعاتی كه منجر به توانمندی و برتری میشود؛ همان روایت العلم سلطان كه قبلا عرض شد

8.3. اگاهی و خبر داشتن از یك واقعیت؛ مثل ایه "و لكن اكثرالناس لا یعلمون"

8.4. مجموعه اگاهیهای بشری یا هر انچه كه بشر میتواند به ذهن بسپارد

8.5. مجموعه نظریات، اطلاعات و اموزه های مدون و مورد اجماع پیرامون یك موضوع مثل فلسفه و فیزیك و ریاضی؛ مثال دیگر روایت نهج البلاغه: العلم علمان: علم الابدان و علم الادیان

8.6. معارف وحیانی كه فقط در اختیار انبیا و ائمه است و اكتسابی نیست لدنی است مثل اسم اعظم، اینده نگری، علم غیب و ...

8.7. سطح نازلتری از معارف الهی كه اولیا و پاكان در اثر ریاضتهای شرعی و عرفانی به شكل دریافتهای شهودی و مكاشفه ای كسب میكنند؛ مثل حكمت، تعبیر خواب، طی الارض و علوم غریبه

8.8. احاطه خداوند متعال بر همه چیز به عنوان مبدا هستی

9- براساس تحقیقی که توسط گروهی از محققین اسلامی درموسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی انجام شده اصول مدیریت دانش با الهام از منابع اسلامی به شرح زیر احصاء شده است:

9.1. اصل انطباق با اسلام : دانشی مناسب سازمانهای اسلامی است که با آموزه های اسلام انطباق داشته باشد

9.2. اصل تعاملی:دانش حاصل تعامل انسان سازمان و فناوری است.انسان بخاطر استعدادهای خدادادی خود دانش را خلق میکندو سازمان به علت دراختیار داشتن امکانات کارکنان را هدایت و بر فعالیت آنها نظارت میکند وفناوری هم در فرایند کسب نگهداری و انتشار دانش به انسان و سازمان ایفای نقش میکند

9.3. اصل فرایندی: مدیریت دانش از نظر اسلام فرایندی پویا پیوسته و در حال تکامل است

9.4. اصل رهبری:شناسایی مسایل سازمان و تشخیص دانش مناسب هماهنگ سازی میان منابع مختلف نیاز به رهبری و هدایت مدیر عالی دانش دارد تا بانفوذ وحمایت مادی و معنوی خود همفکری را در میان کارکنان ابجاد نماید

9.5. اصل سرمایه ای: دانش از منظر اسلام سرمایه فکری- معنوی است که در مقابل سرمایه فیزیکی مادی قرار میگیرد و سازمانها را در تحقق اهداف مادی ومعنوی و دنیوی و اخروی کمک میکند

10- آیت الله جوادی آملی اندیشمند اسلامی ، با ترسیم نقشه جامع دین، عقل و علم و تبیین روابط میان آنها، تعارض ها را با تفاهم و یکدلی رسانده‌اند :

 10.1. با وارد نمودن عقل (با تمام اقسام چهارگانه تجربی، نیمه تجربی، تجریدی و شهودی) در حریم معرف دین و

10.2. با هماهنگ دیدن حوزه های معرفی و بازگشت طبیعیات به دامن الاهیات مسیر تولید علم دینی را هموار نموده اند.

از این رو به سه جهت علوم می توانند اسلامی باشند:

 الف. علم اگر محصول عقل است و عقل نیز داخل در حریم دین است، محصول آن نیز  که علم است- داخل در حریم دین است؛

 ب. از آنجا که علم کشف و قرائت طبیعت و جهان را بر عهده دارد، و صدر و ساقه جهان فعل و صنع خداست؛ پس علم، لاجرم الهی و دین است و هرگز علم الحادی نداریم.

ج. و همچنین علوم می توانند با فهم اجتهادی از خطوط کلی کتاب و سنت، اصول و مباحثی را درباره طبیعت انسان استخراج کرده و به کار بندد و از این طریق برکات فراوانی را ببرند.

11- مراحل تولید علم دینی از نظر آیت الله جوادی آملی به قرار زیر است:

قدم اول:

11.1. عنوان طبیعت برداشته شود و به جای آن عنوان خلقت قرار بگیرد، یعنی اگر عالمی بحث می کند که فلان اثر در فلان ماده معدنی هست یا فلان گونه گیاهی چنین خواص و آثاری دارد، با تغییر عنوان یاد شده این گونه می اندیشد و آن را تبیین می کند که این پدیده ها و موجودات چنین آفریده شده اند.

11.2. عنوان خالق که مبدأ فاعلی است ملحوظ باشد؛ یعنی آفریدگار حکیم، صحنه خلقت را چنین قرار داده است که دارای آثار و خواص ویژه ای باشند.

11.3. هدف خلقت که پرستش خدا و گسترش عدل و داد است، منظور شود.

11.4. محور بحث دلیل معتبر نقلی مانند آیه قرآن یا حدیث صحیح قرار گیرد.

11.5. از تأییدهای نقلی و تعلیل های آن استمداد شود.

11.6. در هیچ موردی ادعا نشود که عقل در این مورد کافی است، همچنان که نباید فقط به نقل هم اکتفا نمودو از عقل پرهیز کرد.

11.7. تفسیر هر جزئی از خلقت با در نظر گرفتن تفسیر جزء دیگر باشد.

قدم دوم:

به اعتقاد ایشان پس از قدم اول، نوبت به قدم می رسد؛ یعنی کنار زدن منطق قارونی. زیرا تفکر قارونی مانع اسلامی کردن علوم است. مشکل قارون آن بود که ثروت و توفیق خویش را تنها مرهوم تلاش و زحمت و دانش و تعقل خود می دانست و سهمی برای خداوند قائل نبود و می گفت: «إنَّما أوتیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی» جزای این خودمحوری و نادیده گرفتن تأثیر الاهی، آن شد که زمین او در خود کشید. نگاه قارونی، به مسئله جمع ثروت و موفقیت اقتصادی محدود نمی شود؛ بلکه این منطق هر کجا که باشد، آثار زیان بار خود را خواهد داشت. در عرصه کسب دانش و معرفت نیز بسیاری افراد فکر قارونی دارند و از منطق قارون پیروی می کنند، زیرا معلم واقعی را نمی بینند و علم را یکسره مرهون تلاش و کوشش و استعداد فردی خویش می دانند، غافل از آن که در تمام دوران تحصیل بر سر سفره احسان معلم واقعی یعنی خداوند نشسته اند. بنابراین با کنار زدن منطق قارونی و باور به این که عقل عطای خداوند و حجت او برای فهم دین و هدایت بشر است، عقل و علم نیز موهبت خداوند و حکمت او برای شناخت دین است.

12- مفهوم مدیریت دانش اسلامی، تلاش در جهت تحقق دانش از طریق دیدگاه اسلامی است. کاربران دانش اسلامی دیدگاهی خوش‌بینانه و مثبت نسبت به موجودیت دانش، حد و مرزها، دسته‌بندی‌ها و انواع گوناگون آن دارند. در نتیجه، آن‌ها با دانش به عنوان بخشی از فعالیت‌های روزانه و متداول زندگی خود مواجه می¬شوند. دانش مورد تاکید، دانش موثر در زندگی بشر است نه حجم انبوهی از داده‌های خام و اطلاعات غیرمفید. گرچه آیات الهی به تدریج و بسته به شرایط و در هنگام رویدادهایی خاص در صدر اسلام نازل گردیده تا به حل مطلبی و یا آشکارسازی ناشناخته‌ای بر پیامبر و امت تازه مسلمان بپردازد اما می‌توان و باید متناسب با اقتضائات و شرایط محیطی، به تدبر و تأمل در آن‌ها پرداخت و احکام و راه‌حل‌های مسائل را در هر زمان از آن‌ها استخراج نمود و به کار بست؛ این بحث نشان میدهد که تمرکز و تاکید مدیریت دانش اسلامی بر سعادت عملی و موثر کاربران خصوصاً در پاسخ به نیازهای بشری است. انسان ذاتاً بی¬دقت و فراموش‌کار است اما از سوی دیگر فطرتاً میل به خوبی و تکامل دارد، بنابراین مدیریت دانش کارآمد و ناکارآمد میتواند او را به سمت موفقیت یا شکست سوق دهد.

13- یکی از نتایج استقرار مدیریت دانش نگهداری و ذخیره دانش است که هر زمان که نیاز باشد بتوان به آنها دسترسی داشت در مبانی اسلامی به این امر توجه شده و بخش عمده ای از میراث اسلام، چه منابع چهار گانه شیعه و چه صحاح سته اهل سنت، مکتوب و "مستندسازی" شده است. در زمان امروز هم در حقیقت، مطالب همین منابع هستند که در قالب دیجیتال و مجازی در آمده اند و امکانات فناوری اطلاعات، مطالعه و پژوهش، در آنها را آسان تر کرده. در نتیجه، یکی از مهمترین بسترهای مدیریت دانش در مکتب اسلام، نوشتار و مستندسازی است

14- راههای کسب دانش

بنابر آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به کار .رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است که به آن تعلیم اسمایی در آیه 31 سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذکر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است که در انسان به ودیعت نهاده شده است.

انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا که گاه این تذکر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد که از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود که از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین نام برد در قرآن به نوعی علم خاص که خداوند از آن به علم لدنی اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی که در شیوه یادآوری و تلقی و تکمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا کسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاک می باشد.

دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید که از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره کرد که از راه حواس و تجربه کسب می شود و بلکه حتی شامل دانش هایی نیز می شود که به واسطه وحی به دیگر بشر میرسد

15- اگر به صورت اجمال بخواهیم مدیریت دانش اسلامی را با مدیریت دانش معمول باهم مقایسه ای داشته باشیم به این نتایج میرسیم:

15.1. درمدیریت دانش اسلامی منشا دانش و علم عبارتند از:حس و تجربه;عقل;قلب شامل وحی و الهام و وسوسه اما در مدیریت دانش معمول منشا آنها فقط عبارت از حس وتجربه است.

15.2. سعادت دنیا و آخرت از مسائل مدیریت دانش اسلامی است اما در مدیریت دانش معمول افزایش توان و رقابت مسئله است.

15.3. غایت و هدف مدیریت دانش اسلامی قرب به خداست لیکن هدف نهایی مدیریت دانش معمول دست یافتن به قدرت و سود حداکثری است.

15.4. مدیریت دانش اسلامی با موضوعات تقوا و پرهیزگاری مطرح است ولی در مدیریت دانش معمول باموضوعات عینی وذهنی مطرح است.

16- چنانچه فرایند مدیریت دانش را در مبانی و تعالیم اسلامی بخواهیم دنبال کنیم به حدیثی از امام صادق(ع) که از پیامبر اکرم (ص) نقل می کنند ، می رسیم، در این حدیث چرخه زیر مطرح است:

 اولین فرایند مدیریت دانش در منابع اسلامی سکوت است. سازمانهای دانشی نیز در این فرایند باید تامل کنند و دانش واجب و حرام، نافع و غیر نافع راشناسایی کرده و دانش مهم را اولویت بندی نمایند.

دومین فرایند استماع و گوش دادن به منظور کسب دانش است. یعنی پس از شناسایی دانش ضروری سازمان با سکوت و تفکر، مدیر باید کارکنان را به کسب و تحصیل دانش تشویق کند.

سومین فرایند نگهداری دانش است. سازمانها موظف اند پس از کسب دانش ان را حفظ کنند تا دانش از بین نرود

چهارمین فرایند به کارگیری دانش است.یعنی دانش باید بتواند مشکلات سازمان را حل کند چراکه دانش بدون عمل اثار مخربی به همراه دارد. که گویای رابطه بین عمل و دانش است که دوستان متذکر شدند

و اخرین فرایند انتشار دانش که در اسلام امری واجب و فرض معرفی شده است. همانطورکه امام کاظم فرمودند تزکیه دانش نشر ان است.(کلینی، 1429ق، ج1، ص41) که می توان انتشار دانش را در سازمانها نیز مورد توجه قرار داد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

شایسته مرد عاقل آن است که نظر صائب خردمند را بر اندیشه خود بیفزاید و دانش خویش را به علم دانشمندان پیوند دهد( حضرت علی ع، غررالحکم، ص384)  (الناز رفیعی پور)

در باب آموختن دانش در دین اسلام احادیث و روایات بسیاری وجود دارد، اما به مطلبی برخورد كردم كه جالب بود: اینكه فرد مسلمان در خصوص فراگیری دانش نیز باید هوشمندانه عمل كند و دنبال هر دانشی هم لازم نیست برود ...

رسول خدا ص وارد مسجد شدند و دیدند گروهی گرد مردی جمع شده اند. سوال كردند او كیست؟

گفتند علامه است. فرمودند در چه چیزی علامه است؟

گفتند نسبهای عرب و تاریخ آنها را می داند. حضرت فرمودند: این دانشی است كه هر كس آن را نداند برای او زیانی ندارد و هر كه بداند برایش سودی ندارد...

كنایه از اینكه مسلمان برای فراگیری دانش باید اولویت بندی كرده و به دانشی بپردازد كه برای دنیا و آخرت او سودمند باشد یا زیانی را بزداید...(كتاب السرایر، ج ٣)

*یك حدیث بسیار زیبا و جالب از پیامبر پیرامون موضوع :

مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ ورَثَهُ الله عِلْمُ ما لَمْ یَعْلَمْ

یعنی هر كه دانش خود را كاربردی سازد و مورد بهره برداری قرار دهد خداوند به او دانش جدیدی عطا میكند كه قبلا از ان بی بهره بود.

قصه گویی یكی از روشهای مرسوم جهت هم جمع آوری و هم اشتراك دانش است...(دکتر پیمان اخوان)

روشهای بررسی خطوط كلی مدیریت دانش در اسلام:

الف. تحلیل تاریخی

١. بررسی روش شناسی جمع قران: پیشینه و روش شناسی ضبط ایات قران بعد از نزول توسط صحابه و شیوه جمع اوری قران كریم به شكل كتاب بعداز زمان پیامبر كه با مدیریت امام علی و همكاری حافظان قران و كاتبان اربعه صورت گرفت. در اینجا روش امام در جمع اوری قران به عنوان یك موضوع دانشی قابل ردگیری است.

٢. روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است.

3. روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است.

ب. تحلیل موضوعی

١. تبیین اصطلاحات كلیدی در حوزه معرفت شناسی اسلامی از قبیل: علم، دانش، حكمت، دانایی، تعقل، خردورزی و ...

٢. اصول كسب، تحصیل، شناسایی، حفظ و بهره برداری از دانش در متون اسلامی

البته این دیدگاه و استنباط شخصیم هست كه فكر میكنم میتونه قابل توسعه و تكامل باشه

ابزارهای كسب دانش از دیدگاه اسلام:

تجربه، عقل، شهود و وحی

١. تجربه و حس، كه ابزار كار دانشمندان علوم مادی و طبیعی است.

٢. عقل، كه ابزار كار فلاسفه است

٣. شهود، كه ابزار كار علوم و دانشهای عرفانی و عرفاست

٤. وحی كه ابزار انتقال دانشها و معارف الهی به انبیا و پیامبران است.

ادامه بحث قبلی در مورد تمایز احتمالی علو و دانش از دیدگاه اسلام:

در حوزه فكری اسلام "علم" عنوانی است كه بر موارد زیر اطلاق میشود:

١. مطلق دانایی یا هرانچه كه یك انسان میداند؛ مثل تقسیم علم به علم مسموع و مرفوع در نهج البلاغه

٢. داده ها و اطلاعاتی كه منجر به توانمندی و برتری میشود؛ همان روایت العلم سلطان كه قبلا عرض شد

٣. اگاهی و خبر داشتن از یك واقعیت؛ مثل ایه "و لكن اكثرالناس لا یعلمون"

٤. مجموعه اگاهیهای بشری یا هر انچه كه بشر میتواند به ذهن بسپارد

٥. مجموعه نظریات، اطلاعات و اموزه های مدون و مورد اجماع پیرامون یك موضوع مثل فلسفه و فیزیك و ریاضی؛ مثال دیگر روایت نهج البلاغه: العلم علمان: علم الابدان و علم الادیان

٦. معارف وحیانی كه فقط در اختیار انبیا و ائمه است و اكتسابی نیست لدنی است مثل اسم اعظم، اینده نگری، علم غیب و ...

٧. سطح نازلتری از معارف الهی كه اولیا و پاكان در اثر ریاضتهای شرعی و عرفانی به شكل دریافتهای شهودی و مكاشفه ای كسب میكنند؛ مثل حكمت، تعبیر خواب، طی الارض و علوم غریبه

٨. احاطه خداوند متعال بر همه چیز به عنوان مبدا هستی

همه اینها عنوان علم را بخود اختصاص میدهند

با این تقسیم بندی تفاوت علم و دانش را میتوان بهتر درك نمود.

 اگر با نگاه متعارف خودمان در دنیای مدیریت و مهندسی نگاه كنیم با هم متفاوتند اما اگر از درون خود اسلام نگاه كنیم، دو مفهوم جداگانه دانش و علم نداریم دانش همان علم است و علم هم همان دانش اما در لایه ها یا سطوح مختلف

مرجع حدیث من عمل بما علم: مرآ‌ة العقول ج3،ص286  (دکتر سعید قربانی)

شاید بتوان به دلیل داشتن مبانی کلی نظام مدیریت دانش مقایسه ای با مبانی دین مبین اسلام صورت داد.

در تطابق و تحلیل همراستایی دو مبحث کلان نیاز به مقایسه و تحلیل ابتدا در مبانی به نظر میرسد.

مصادیق موجود در دین چه در قرآن و چه احادیث تبین کننده مبانی اسلام میباشند.

اگر در تفاسیر و توضیحات اصول و فروع دین ورود کنیم شاید جایگاه ها و یا ریشه های اسلامی مدیریت دانش را بتوان پیدا نمود. (مهدی مهریار)

دربررسی اینکه دیدگاههای اسلام با درنظر گرفتن منابع و مبادی اسلامی که آیات و روایات ونظر علما و حکما میباشند باید باورهای دینی تشیع و مسلمانان اهل تسنن در خصوص مدیریت دانش مورد توجه قرار گیرد چراکه مثلا درحدیثی مراحل دانش ازنظر امام صادق(ع) بیان گردیده اما از دیدگاه اهل سنت شاید دیدگاه دیگری داشته باشند.

براساس تحقیقی که توسط گروهی از محققین اسلامی درموسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی انجام شده اصول مدیریت دانش با الهام از منابع اسلامی به شرح زیر احصاء شده است:

۱. اصل انطباق با اسلام : دانشی مناسب سازمانهای اسلامی است که با آموزه های اسلام انطباق داشته باشد

۲. اصل تعاملی:دانش حاصل تعامل انسان سازمان و فناوری است.انسان بخاطر استعدادهای خدادادی خود دانش را خلق میکندو سازمان به علت دراختیار داشتن امکانات کارکنان را هدایت و بر فعالیت آنها نظارت میکند وفناوری هم در فرایند کسب نگهداری و انتشار دانش به انسان و سازمان ایفای نقش میکند

۳. اصل فرایندی: مدیریت دانش از نظر اسلام فرایندی پویا پیوسته و در حال تکامل است

۴. اصل رهبری:شناسایی مسایل سازمان و تشخیص دانش مناسب هماهنگ سازی میان منابع مختلف نیاز به رهبری و هدایت مدیر عالی دانش دارد تا بانفوذ وحمایت مادی و معنوی خود همفکری را در میان کارکنان ابجاد نماید

5. اصل سرمایه ای: دانش از منظر اسلام سرمایه فکری- معنوی است که در مقابل سرمایه فیزیکی مادی قرار میگیرد و سازمانها را در تحقق اهداف مادی ومعنوی و دنیوی و اخروی کمک میکند

امام صادق (ع)فرمودند:مردی خدمت رسول خدا(ص)آمد وعرض کرد:ای رسول خدا علم چیست؟

ایشان فرمودند:خاموشی

عرض کردسپس چه؟

فرمودند:گوش سپردن

عرض کرددیگر چه؟

فرمودند:حفظ ومراقبت

عرض کرد:آنگاه چه؟

فرمودند:به کاربستن آن

عرض کرد سپس چه؟

فرمودند: انتشاردادن آن

این فرموده سنگ زیربنای چرخه مدیریت دانش اسلامی است.

راههای کسب دانش

بنابراین آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به کار .رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است که به آن تعلیم اسمایی در آیه 31 سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذکر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است که در انسان به ودیعت نهاده شده است.

انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا که گاه این تذکر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد که از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود که از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین خضر نام برد که خداوند در آیه 65 و 66 سوره کهف به این مسئله چنین اشاره می کند: فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما قال له موسی هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشدا؛ پس موسی و همراهش (یوشع بن نون) در کناره مجمع البحرین (جایی که دو رود بزرگ و یا دو دریا به صورت خلیج به هم می رسند) بنده ای از بندگان ما را یافتند که از پیش ما به رحمتی داده بودیم و دانشی را از نزد ما آموخته بود. موسی به آن بنده خدا گفت: آیا می توانم از تو پیروی کنم تا از آن دانش رشدی خویش چیزی را به من بیاموزی؟

در این آیه به نوعی علم خاص که خداوند از آن به علم لدنی و موسی به علم رشدی تعبیر می کند اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی که در شیوه یادآوری و تلقی و تکمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا کسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاک می باشد.

دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید که از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره کرد که از راه حواس و تجربه کسب می شود و بلکه حتی شامل دانش هایی نیز می شود که به واسطه وحی به دیگر بشر میرسد

اگر به صورت اجمال بخواهیم مدیریت دانش اسلامی را با مدیریت دانش معمول باهم مقایسه ای داشته باشیم به این نتایج میرسیم:

۱. درمدیریت دانش اسلامی مبادی عبارتند از:حس و تجربه;عقل;قلب شامل وحی و الهام و وسوسه اما در مدیریت دانش معمول مبادی فقط عبارت از حس وتجربه است

۲. سعادت دنیا و آخرت از مسائل مدیریت دانش اسلامی است اما در مدیریت دانش معمول افزایش توان و رقابت مسئله است.

۳. غایت و هدف مدیریت دانش اسلامی قرب به خداست لیکن هدف نهایی مدیریت دانش معمول دست یافتن به قدرت و سود حداکثری است.

۴. مدیریت دانش اسلامی با موضوعات تقوا و پرهیزگاری مطرح است ولی در مدیریت دانش معمول باموضوعات عینی وذهنی مطرح است. (نجاتی)

از دیدگاه مبانی اسلامی علم نوری است که با عمل حاصل می شود و شامل(اخلاق،فقه،کلام،توحید،نفس)است و به کسی که این علوم را فراگیرد حکیم میگویند و به سایر علوم سواد گفته می شود ولی دانش همان مفهوم دانش در مدیریت دانش را دارد و در علوم دینی بخصوص طهارت قوه خیال بسیار بر مباحثه تاکید شده است و این همان تسهیم دانش است در این علم خاص که بسیاربر آن تاکید شده و نتایج آن به تجربه ثابت شده است.

به انسان ها همگی علم لدنی داده شده که در ضمیر آنها نهفته است و با رعایت دستورات خاص دینی و کسب علوم خاص و البته با اذن خدا بخشی از این علم برای برخی بندگان مکشوف میشود ،مانند اولیایی که یک شبه ره صد ساله پیمودند و مثلا حافظ کل قران و ... شدند، و این علم کامل در حضرت رسول در شب معراج یکباره مکشوف شد. و نقطه اشتراک ضمایر انسانها همین علم است.

به نظرم پیوند دادن مبانی آکادمیک با توصیه های سیره و آیات ، در بسیاری موارد هم زمینه پذیرش مطابب جدید رو در مجانع مختلف بالا میبره هم به تثبیت پایه های اعتقادی در سطح جانعه نخبگاتی گمک می کنه و هم انشاله به اثبات هرچه بیشتر حقانیت دین مبین اسلام در سطح جامعه علمی جهانی کمک می کنه(مولود محرابیان)

با توجه به آیات و روایات در انسان سه ابزار برای کسب دانش وجود دارد که دانش و آگاهی انسان از این ابزارها حاصل می شود.

1. حس: ابزاری است برای شناخت اغازین از جهان هستی

2. عقل: وظیفه ان ترکیب، تجزیه، انتزاع، تعمیم و تعمیق مفاهیم است

3. قلب: در مباحث معرفت شناسی در اسلام هنگامی که قلب در کنار عقل به عنوان یکی از ابزارهای دانش شناخته می شود مرکز معارف شهودی است. راههای کسب دانش بوسیله ابزار معرفت قلبی همچون وحی، الهام، وسوسه، احکام فقهی را می توان نام برد.

 

همچنین تاکید روایت بر مکتوب کردن دانش فرایند تبدیل دانش ضمنی به اشکار و اشتراک ان میان افراد را مد نظر دارد.

مردی خدمت رسول خدا امد و گفت: یا رسول الله دانش چیست؟ فرمود: سکوت کردن. گفت: سپس چه؟ فرمود: گوش فرا دادن؟ گفت: سپس چه؟ فرمود: حفظ کردن. گفت: سپس چه؟ فرمود: به آن عمل کردن. گفت سپس چه ای رسول خدا؟ فرمود: انتشار دادن (کلینی، 1429ق، ج1، ص48).

اولین فرایند مدیریت دانش در منابع اسلامی سکوت است. سازمانهای دانشی نیز در این فرایند باید تامل کنند و دانش واجب و حرام، نافع و غیر نافع راشناسایی کرده و دانش مهم را اولویت بندی نمایند.

دومین فرایند استماع و گوش دادن به منظور کسب دانش است. یعنی پس از شناسایی دانش ضروری سازمان با سکوت و تفکر، مدیر باید کارکنان را به کسب و تحصیل دانش تشویق کند.

سومین فرایند نگهداری دانش است. سازمانها موظف اند پس از کسب دانش ان را حفظ کنند تا دانش از بین نرود

چهارمین فرایند به کارگیری دانش است.یعنی دانش باید بتواند مشکلات سازمان را حل کند چراکه دانش بدون عمل اثار مخربی به همراه دارد. که گویای رابطه بین عمل و دانش است که دوستان متذکر شدند

و اخرین فرایند انتشار دانش که در اسلام امری واجب و فرض معرفی شده است. همانطورکه امام کاظم فرمودند تزکیه دانش نشر ان است.(کلینی، 1429ق، ج1، ص41) که می توان انتشار دانش را در سازمانها نیز مورد توجه قرار داد.(مریم فیلسوفیان)

امام صادق علیه السلام :یكى از نصایح لقمان به پسرش ، این بود كه گفت : «اى پسرم! بخشى از روز و شب و ساعات خود را براى دانش پژوهى قرار ده؛ زیرا هیچ زیانى را مانند ترك آن نخواهى یافت» .(مصطفی زمانیان)

اگر دقت کنیم، بخش عمده ای از میراث اسلام، چه منابع چهار گانه شیعه و چه صحاح سته اهل سنت، مکتوب و "مستندسازی" شده است. در زمان امروز هم در حقیقت، مطالب همین منابع هستند که در قالب دیجیتال و مجازی در آمده اند و امکانات فناوری اطلاعات، مطالعه و پژوهش، در آنها را آسان تر کرده. در نتیجه، یکی از مهمترین بسترهای مدیریت دانش در مکتب اسلام، نوشتار و مستندسازی است.(مرتضی الهیاری)

پاسخ به جدایی علم و دین و عقل و دین و چگونگی تولید علوم اسلامی:آیت الله جوادی آملی معتقد به اسلامی سازی علوم، اعم از علوم تجربی و انسانی است؛ اما این نگرش مبتنی بر ترسیم صحیح و هندسی دو مسئله «رابطه عقل و دین» و «رابطه علم و دین» است. ایشان در این زمینه می نویسد: «سال هاست که نزاع علم که محصول عقل است و دین که رهاورد وحی است، اذهان بسیاری را به خود مشغول داشته است. این نزاع محصول تصوری ناصواب از نسبت علم و دین و بر اندیشه استوار است که علم در مقابل دین است». از این رو ایشان با آسیب شناسی وضعیت موجود، دو آسیب را عامل تعارض انگاری عقل و دین و علم و دین می دانند. آسیب اول آنکه: محدود کردن دین به نقل و خارج ساختن عقل از حریم معرفت دینی منجر به توهم تعارض عقل و دین گردید. و آسیب دوم آنکه نگرش افقی به علم و طبیعت انگاری تمام هستی و گسستن دانش ها از یکدیگر و به خصوص از فلسفه و جهانبینی الهی، پندار تعارض علم و دین را موج گشت.

به عقیده ایشان اگر بتوان این دو پندار حاکم بر دین شناسی و علوم موجود را رفع کرد، راه برای تولید علم دینی و اسلامی سازی علوم هموار خواهد شد. استاد جوادی آملی می نویسد: «ایده اسلامی کردن علوم در نتیجه آشتی دادن علم با دین و رفع غلفت از جایگاه عقل در هندسه معرفت دینی و برطرف کردن بیگانگی و فاصله ای که به نادرست میان علم و دین برقرار شده حاصل می آید، نه آن که از روش تجربی دست برداشته و سازوکار کاملاً جدید و بدیعی برای علوم طبیعی پیشنهاد شود». از نظر ایشان با ترسیم نقشه جامع دین، عقل و علم و تبیین روابط میان آنها، تعارض ها را باه تفاهم و یکدلی رسانده¬اند و

 ۱. با وارد نمودن عقل (با تمام اقسام چهارگانه تجربی، نیمه تجربی، تجریدی و شهودی) در حریم معرف دین و

۲. با هماهنگ دیدن حوزه های معرفی و بازگشت طبیعیات به دامن الاهیات مسیر تولید علم دینی را هموار نموده اند.

از این رو به سه جهت علوم می توانند اسلامی باشند:

 ۱. علم اگر محصول عقل است و عقل نیز داخل در حریم دین است، محصول آن نیز  که علم است- داخل در حریم دین است؛

 ۲. از آنجا که علم کشف و قرائت طبیعت و جهان را بر عهده دارد، و صدر و ساقه جهان فعل و صنع خداست؛ پس علم، لاجرم الهی و دین است و هرگز علم الحادی نداریم.

 ۳. و همچنین علوم می توانند با فهم اجتهادی از خطوط کلی کتاب و سنت، اصول و مباحثی را درباره طبیعت انسان استخراج کرده و به کار بندد و از این طریق برکات فراوانی را ببرند. مراحل تولید علم دینی از نظر ایشان به قرار زیر است:

استاد جوادی پس از ترسیم جامع نقشه ارتباط دین، عقل و علم و مهندسی جامع علم دینی مراحل تولدی علم دینی و اسلامی سازی علوم تجربی و متون درسی دانشگاه ها را دو قدم ذیل طراحی می کنند:

قدم اول:

۱. عنوان طبیعت برداشته شود و به جای آن عنوان خلقت قرار بگیرد، یعنی اگر عالمی بحث می کند که فلان اثر در فلان ماده معدنی هست یا فلان گونه گیاهی چنین خواص و آثاری دارد، با تغییر عنوان یاد شده این گونه می اندیشد و آن را تبیین می کند که این پدیده ها و موجودات چنین آفریده شده اند.

۲. عنوان خالق که مبدأ فاعلی است ملحوظ باشد؛ یعنی آفریدگار حکیم، صحنه خلقت را چنین قرار داده است که دارای آثار و خواص ویژه ای باشند.

۳. هدف خلقت که پرستش خدا و گسترش عدل و داد است، منظور شود.

۴. محور بحث دلیل معتبر نقلی مانند آیه قرآن یا حدیث صحیح قرار گیرد.

۵. از تأییدهای نقلی و تعلیل های آن استمداد شود.

۶. در هیچ موردی ادعا نشود که عقل در این مورد کافی است، همچنان که نباید فقط به نقل هم اکتفا نمودو از عقل پرهیز کرد.

۷. تفسیر هر جزئی از خلقت با در نظر گرفتن تفسیر جزء دیگر باشد.

قدم دوم:

به اعتقاد ایشان پس از قدم اول، نوبت به قدم می رسد؛ یعنی کنار زدن منطق قارونی. زیرا تفکر قارونی مانع اسلامی کردن علوم است. مشکل قارون آن بود که ثروت و توفیق خویش را تنها مرهوم تلاش و زحمت و دانش و تعقل خود می دانست و سهمی برای خداوند قائل نبود و می گفت: «إنَّما أوتیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی» جزای این خودمحوری و نادیده گرفتن تأثیر الاهی، آن شد که زمین او در خود کشید. نگاه قارونی، به مسئله جمع ثروت و موفقیت اقتصادی محدود نمی شود؛ بلکه این منطق هر کجا که باشد، آثار زیان بار خود را خواهد داشت. در عرصه کسب دانش و معرفت نیز بسیاری افراد فکر قارونی دارند و از منطق قارون پیروی می کنند، زیرا معلم واقعی را نمی بینند و علم را یکسره مرهون تلاش و کوشش و استعداد فردی خویش می دانند، غافل از آن که در تمام دوران تحصیل بر سر سفره احسان معلم واقعی یعنی خداوند نشسته اند. بنابراین با کنار زدن منطق قارونی و باور به این که عقل عطای خداوند و حجت او برای فهم دین و هدایت بشر است، عقل و علم نیز موهبت خداوند و حکمت او برای شناخت دین است.

و مفهوم مدیریت دانش اسلامی که در مقاله خود استاد و آقای خادم الحسینی به طور مبسوط بحث شده است که در انتها منجر به ارائه مدل مدیریت دانش اسلامی میشود.مفهوم مدیریت دانش اسلامی، تلاش در جهت تحقق دانش از طریق دیدگاه اسلامی است. کاربران دانش اسلامی دیدگاهی خوش‌بینانه و مثبت نسبت به موجودیت دانش، حد و مرزها، دسته‌بندی‌ها و انواع گوناگون آن دارند. در نتیجه، آن‌ها با دانش به عنوان بخشی از فعالیت‌های روزانه و متداول زندگی خود مواجه می¬شوند. دانش مورد تاکید، دانش موثر در زندگی بشر است نه حجم انبوهی از داده¬های خام و اطلاعات غیرمفید. گرچه آیات الهی به تدریج و بسته به شرایط و در هنگام رویدادهایی خاص در صدر اسلام نازل گردیده تا به حل مطلبی و یا آشکارسازی ناشناخته¬ای بر پیامبر و امت تازه¬مسلمان بپردازد اما می¬توان و باید متناسب با اقتضائات و شرایط محیطی، به تدبر و تأمل در آن‌ها پرداخت و احکام و راه‌حل‌های مسائل را در هر زمان از آن‌ها استخراج نمود و به کار ¬بست؛ این بحث نشان می¬دهد که تمرکز و تاکید مدیریت دانش اسلامی بر سعادت عملی و موثر کاربران خصوصاً در پاسخ به نیازهای بشری است. انسان ذاتاً بی¬دقت و فراموش‌کار است اما از سوی دیگر فطرتاً میل به خوبی و تکامل دارد، بنابراین مدیریت دانش کارآمد و ناکارآمد می¬تواند او را به سمت موفقیت یا شکست سوق دهد. به عبارت دیگر انسان همواره در زندگی خود با موانعی روبرو است و به این دلیل مستمراً در جستجوی حل مسائل و ارزیابی شرایط به عنوان رویکردی یکپارچه و به¬روز کردن تحقیقات علمی و دانش است(معصومه نبی زاده)

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:


-  به نظر من انتخاب استراتژی مدیریت دانش بیشتر از اینکه به بلوغ مدیریت دانش وابسته باشد به بلوغ دانشی سازمان و نوع و ویژگیهای سازمان وابسته است. (داوود محمدزاده)

-  پرسش  مقدمات روش شناختی داره. در درجه اول عنوان مورد نظر رو میشه یا باید اینجوری تغییر داد: "سنجش تاثیر بلوغ مدیریت دانش بر استراتژیهای مدیریت دانش" یا سنجش رابطه ...

در رابطه با این کار قبل از هرچیز باید چند نکته را خیلی گذرا درنظر گرفت :

١. باید تصویری دقیق از اهداف سازمانی ترسیم شود.

٢. برای بررسی این رابطه یا اثرگذاری باید پایلوتی(سازمانی) برای جریان سازی دانش و بررسی استراتژیها طراحی شود.

٣. دقیقا نقاط تاثیرپذیر سازمان (از اجرای پروژه KM) مشخص شود.

٤. افراد ذینفع یا درگیر باید از منافع اجرای فرایند مطلع شوند

٥. نقشه راه و نقاط مسیر یا milestone ها تدوین شود.

٦. در اینجا استراتژی چیزی انتزاعی و جدای از جریان سازی دانش در سازمان نیست یعنی درک مفهوم “تاثیر” مهم است که impactاست یا effectو مدل هم به نظر میرسد که ساختاری و از نوع formativeاست.

٧. استراتژیهای مدیریت دانش را باید با استراتژیها و اهداف سازمان دارای پیوندی قوی دانست تا بتوان برای به خدمت گرفتن رویکردهای مرتبط با اشتراک و انتقال دانش فرصتهایی را درون سازمان خلق نمود.

به نظرم مقدمتا باید مساله را از سمت استراتژیهای مدیریت دانش و وابستگی ماهوی اهداف کسب وکار به برنامه دانشی ببینیم. با این فرض اولیه که به موازات انتخاب بهتر استراتژیهای مدیریت دانش ، اثربخشی فرایندهای کسب وکار و عملکرد سازمانی نیز بهبود خواهد یافت.

 همچنین استنباطم اینه كه تا این کار صورت نگیرد رویکرد مناسب در ارتباط با وضعیت خلق و اشاعه دانش تشخیص داده نمیشود. ماندن روی یک رویکرد انسانگرا یا سیستمی یا طی مسیر بین این دو از دانش صریح تا ضمنی و ایجاد موازنه میان آنها هم تقریبا مساله مهم است.(دکتر سعید قربانی)

- هر سازمان بنا بر موارد زیر ممکن است برای تحقق فرایندهای مدیریت دانش خود از مجموعه { رویکردها، ابزارها، ساختارها و منابع مختلفی برای دسترسی به هدف های مشخص} استفاده کند:

1. تبحر در به تعریف و به کارگیری مدیریت دانش

2. توانمندی در اتصال استراتژی های مدیریت دانش به استراتژی ها و اهداف کسب و کار

3. توانمندی در پایش نتایج مدیریت دانش در سطح کسب و کار

همه این موارد به این معنی است که یک سازمان بسته به سطح رشد خود در مدیریت دانش می تواند از مجموعه ای از راهکارها و استراتژی ها استفاده کند تا به سطح رشد بعدی ارتقا پیدا کند، در سطح بعدی لزوما راهکارهای پیشین پاسخ گو نخواهد بود و باید استراتژی هایی متناسب با سطح درک و بلوغ جدید مدیریت دانش استفاده شودالبته ده ها عامل دیگر بر انتخاب استراتژی صحیح و سیستمی مدیریت دانش تاثیر دارد که یکی همین سطح بلوغ مدیریت دانش است.

این نکته را هم باید مد نظر داشت که بلوغ مدیریت دانش خود یک مولفه چند بعدی است که باید به صورت متوازن و کل نگر به آن دقت شود. که به نظر من بهترین ابزار برای نگاه کردن به آن منطق RADAR و یا دیگر ابزارهایی با این مختصات است.(خشایار)

-  همانگونه که دوستان مستحضر هستند، ریشه این تقسیم بندی به دو نوع مکتب شرقی (البته بیشتر ژاپنی) و مکتب غربی بر می گردد.اولاً خوب است که نگاه صفر و یک را از این دسته بندی ها برداریم و البته در ادبیات دنیا برداشته شده است و تقسیم بندی بیشتر روی مبانی فازی (fuzzy logic) استوار شده است. یعنی مناسب تر است اگر بتوانیم سهمی از هر استراتژی در سازمان بر حسب ابعاد چندگانه و مبتنی بر کیس (یعنی آنگونه که در فضای واقع هست) ببینیم در مکتب شرقی بیشتر تمرکز روی دانش ضمنی و انسان سازی (استراتژی شخصی سازی) است. مکتب غربی بیشتر تمرکز بر نگرش سیستم گرا و مدون سازی و نگاه دانش صریح محور دارد. نگاه شرقی بدنبال پروش انسان است و غربی مدیریت کردن انسان و دانش او نگاه شرقی بدنبال خلق دانش است (نگاه استاد مسلم خلق دانش «نوناکا») و نگاه غربی استفاده مجدد از دانش صریح (reusability) مشخصاً نگرش شرقی یک نگرش بلندمدت تر و انسان محور است و نگرش کدگذاری یک نگرش کوتاه مدت تر است. البته در حالت غلوشده و دونقطه مقابل هم این مقایسه صورت گرفته است و نگاه صفر و یک (منطق دودویی) در حالی که نگاه کامل تر، نگاهی است که بتوان با دید فازی به موضوع و دسته بندی نگاه کرد.

استدلال های مطرح شده، استدلالها و منطق مطرح شده را رد نمی کند. بلکه معتقد به مطلوب تر بودن نگرش فازی به موضوع و سهم بندی استراتژی ها برای شرایط مختلف است. و اگر با ادبیات این موضوع هم رجوع کنیم مشخص می شود که تمایل به دسته بندی صفر یا یک کم شده است.

پیش بینی بنده این است که ا فرضیه ها بهتراست با روش های فازی مورد بررسی قرار گیرد تا روش های صفر ویکی...

if .......................... then........................................(ضرغامی)

- در سازمان با بلوغ پایین دانش افراد برای آنها قدرت و جایگاه ایجاد می کند و قطعا با تسهیم سیستماتیک و کدگذاری آن و تسهیم دانش در سطح کل سازمان موافق نبوده و همکاری نمی کنند.(مسعود کیارش)

-  از آنجایی که مراحل بلوغ مدیریت دانش مجزا از هم نیستند پس ایجاد یک نقشه راه مفید خواهد بود. میتوان  فاکتورهایی برای بلوغ باید مشخص کرد تا  در هر مرحله سنجیده شوند و طبق انها استراتژی هایی برای مرحله بعدی وضع شود. که این فاکتورها بر طبق اهداف استراتژیک کسب و کار تعیین می شوند که وابسته به نوع سازمان مورد بررسی است. اما فاکتورهایی بصورت کلی می توان در نظر گرفت.(الناز رفیعی پور)

-K3M   یک مدل بلوغ مدیریت دانش است که سطح بلوغ مدیریت دانش سازمان را براساس مدیریت دانش موجود در سازمان، شایستگی و مهارت یادگیری و استراتژی سازمان می سنجد و مطابقت آن با آن استراتژی کسب و کار پیشنهاد می دهد. سطح بلوغ سازمان در انتخاب استراتژی مدیریت دانش و ابزارهای ان موثر است و از طرفی نوع ابزارهای و تكنیك ها و استراتژی های بكار برده شده در سازمان هم بر سطح بلوغ سازمان تاثیر گذار است. (معصومه نبی زاده)

به نظر من استراتژی های مدیریت دانش باید از استراتژی های سازمان تاثیر بپذیرند سطح بلوغ رو استفاده از ابزارها و تکنیک ها تاثیر گذار هستش. واقعا بین نظریه ها تا اجرای برخی مفاهیم در عمل در سازمان ها تفاوت های زیادی هست . به نظرم آنچه بیشتر اهمیت داره هم سویی استراتژی و الگوی پیاده سازی دانش با استراتژی های کسب و کار است. به نظر من استراتژی مدیریت دانش باید همسو با استراتژی دانش و کسب و کار یک شرکت باشه. سطح بلوغ به طور کلی برای بکارگیری هر ابزار و تکنیکی در سازمان مورد توجه قرار بگیره.(شهاب شیدایی)

-  هرقدر سطح بلوغ مدیریت دانش بالاتر باشد یعنی روالها و سیستمهای مدیریت دانش پذیرفته ترند از جمله مستند سازی...

پس حركت به سمت استراتژیهای كد گذاری هانسن مقبولیت بیشتری خواهد داشت و بالعكس در سازمان با سطوح بلوغ پایینتر، ضرورت اتصال دانشگران بهم و راهبرد شخصی سازی بیشتر احساس می شود...(دکتر پیمان اخوان)

- بنظر بنده در پاسخ می‌بایست چگونگی اثر گذاری بلوغ مدیریت دانش یعنی بلوغ نظام مدیریت دانش در سازمان نه صرفا دانش سازمان صحبت شود که با استفاده از فاکتورهای مطرح در جایزه make و ارزیابی سطح کنونی نظام مدیریت دانش سازمان، بررسی فرصت‌ها و تهدیدات دانشی، بررسی و ارزیابی یا پیش بینی دانشی، بررسی قوانین حاکمیتی و بین المللی حاکم بر فضای دانش و مالکیت فکری، بررسی چگونگی تعاملات دانشی با سازمانها و بنگاههای دانشی صورت پذیرد، نقاط قوت و ضعف نظام مدیریت دانش سازمان اندازه‌گیری و پایش گردند.

حال میتوان استراتژی های متفاوت را تدوین نمود مثل توسعه دانش به تاسیس دانشگاه علمی کاربردی مانند شرکت بنز و بی ام و و... یا دانش را خرید کرد مثل برخی انتقال دهندگان دانش و یا ارتباط دانشی و تعامل دانشی با انجمن ها و دانشگاهها بررسی استراتژی های دانشی شرکت‌های پیشروی جهانی برآیم بسیار جالب میباشد. و اینکه دانششان را به سرعت به محصول تبدیل نمیکنند و در زمان و مکان مناسب که اثر بخشی بالاتری دارد دانش خود را محصول کرده و میفروشند استراتژی جالبی است.

می‌بایست به صنعت بنگاه اقتصادی نیز توجه نمود

صنعت دانشگاهی و آموزشگاهی و پژوهشی

صنایع نظامی

صنایع نفت و گاز

صنایع پزشکی و بیمارستانی

صنایع....

دولتی یا خصوصی

که در هر یک میتوان مقتضیا بررسی نمود(مهدی مهریار)

- وظیفه اصلی استراتژی مدیریت دانش تحقق اهداف مدیریت دانش است. این اهداف قاعدتا در سازمان با یک مسیر تعالی مطرح میگردند. این مسئله بدان دلیل است که اهداف مدیریت دانش در یک مسیر رشد و تعالی مشخص و محقق خواهند گردید. در هر مرحله، اگر مدیریت دانش به اهداف مد نظر دست پیدا کند، بلوغ مدیریت دانش در حوزه مشخصی محقق شده است. لذا کارکرد اصلی استراتژی مدیریت دانش، تحقق اهداف مدیریت دانش در مسیر تعالی و بلوغ فعالیت ها و ابتکار عمل‌های مدیریت دانش است. بر این اساس، مسئولیت استراتژی، امکانپذیر کردن، روان‌سازی، انعطاف پذیری فعالیت‌های مدیریت دانش در مسیر بلوغ است.

قاعدتا ماهیت استراتژی تغییر و انطباق با شرایط است و شرایط (محیط داخلی و خارجی) در مسیر بلوغ مدیریت دانش تغییر میکند و ثابت نیست. حال اینکه آیا انطباقی مشخص بین استراتژی‌های تیپ مدیریت دانش با مدل ‌های بلوغ وجود دارد یا خیر، نیاز به بررسی و پژوهش دارد. به نظر بنده ارتباط مشخصی بین این دو مورد را به صورت قطعی نمی توان مطرح نمود.

آیا استراتژی شخصی سازی نیاز به سطح بالای بلوغ مدیریت دانش ندارد؟

آیا بلوغ مدیریت دانش فقط مربوط به گستره فعالیت‌ها در زمینه استراتژی کدگذاری مدیریت دانش است؟

اینها سوالاتی هستند که به نظر بنده به سادگی نمی توان به آن ها پاسخ داد و باید در سازمان مشخصی و تحت شرایط مشخصی تعیین گردد.(روزبه حسام امیری)

- مفاهیمی مانند راهبردهای مدیریت دانش و مدیریت راهبردی دانش و مدیریت دانش راهبردی باهم تفاوت داشته و بدون شک به هر اندازه که میزان آمادگی و بلوغ سازمانی افزایش یابد برمفاهیم فوق موثر است برای تدوین راهبرد یا استراتژیهای مدیریت دانش باید به سطح بلوغ مدیریت دانش توجه نمود و همتراز با آن سطح و پیچیدگی راهبردها راتغییر داد و کشش راهبرد را به میزان سطح بلوغ مدیریت دانش تنظیم نمود(نجاتی)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم فیلسوفیان به شرح ذیل انجام پذیرفت:



بلوغ مدیریت دانش:


1. سطوح بلوغ، یک سطح از توانمندیهای سازمان را نشان می دهد که توسط دگرگون سازی یک یا چند بخش از فرایندهای سازمانی بدست امده است.
2.  مدل های بلوغ مدیریت دانش به سازمانها در ارزیابی پروژه های مدیریت دانش و اتخاذ استراتژی مناسب برای پیشرفت کمک می کنند. مدلهای بلوغ مدیریت دانش به سازمان کمک میکنند تا نقاط ضعف مدیریت دانش در سازمان شناسایی شود.
3. در هر یک از سطوح، دانش در سطح مشخصی مدیریت شده و با مستند سازی مکرر و دقیق، امکان تسهیل مدیریت و تسهیم دانش فراهم می شود.
4. عموما مدلهای بلوغ مدیریت دانش دارای پنج سطح: 1.آغازین 2.تعهد 3.استقرار4.مدیریت شده 5.بهینه شده می باشند.
5. در سطح اول بلوغ سازمان دارای فرایندهای سازگار و یکپارچه برای مستند سازی دانش نیست و اکثر رویه ها و فرایندها مجددا تجربه می شوند. و مدیران قادر به ارزیابی تلاش کارکنان در این سطح نمی باشند
6. در سطح دوم بلوغ سازمان زیرساخت اولیه جهت استقرار فرایندهای تکرار پذیر را بوجود می اورد.و اطمینان حاصل میشود که از دانش موجود استفاده شده و وظایف به شکل منظم انجام می شود اما امکان استفاده مجدد از دانش به صورت سازمانی وجود ندارد.
7. در سطح سوم سازمان دانش و تجارب مفید را شناسایی نموده و انها را مستند میکند و توسط اموزش به خدمت افراد در میاید. در این سطح معیارهای سنجش عملکرد دانش محور تدوین شده و تجزیه و تحلیل می شود.
8. در سطح چهارم سازمان با استفاده از داده های توصیف کننده عملکرد اقدام به مدیریت نظام مند و مستمر فرایندهای خود می کند.و می تواند از امارها جهت پیش بینی و مدیریت عملکرد اینده استفاده نماید.این سطح نیازمند درایت بسیار و استفاده از اصول و مفاهیم مدیریت دانش سازمانی است.
9. سطح پنجم که بالاترین سطح می باشد سازمان از دانش عمیق خود برای بهبود مستمر فرایندها بهره میگیرد. دراین سطح می توان با توجه به استراتژی هانسن از استراتژی کدگذاری استفاده نمود.
10. سطوح مدلی بلوغ از نظر دانشی به صورت:1. مرحله هرج و مرج دانش 2. مرحله اگاهی 3. مرحله مدیریت دانش 4. مرحله پیشرفته مدیریت دانش 5. مرحله یکپارچگی مدیریت دانش می باشد.
11. به تناسب افزایش بلوغ سازمانها ابعاد پیچیده تری از دانش و شاخصهای متنوع تر و تخصصی تری برای ارزیابی مدیریت دانش سازمانی نیاز خواهد بود.
12.  شاخص های بلوغ به طور مستمر مورد ارزیابی قرار می گیرند و بروز رسانی می گردند.


استراتژی مدیریت دانش:


1. استراتژی مدیریت دانش مسیر حرکت در جهت اهداف سازمان را مشخص می نماید. که هدف اصلی ان بالفعل ساختن مدیریت دانش در سازمان است. 
2. استراتژیهای مدیریت دانش از نظر برخی از محققان عبارتند از:
- بلودگود در سال 2001 سه نوع استراتژی برای مدیریت دانش معرفی کرد:
1. استراتژی ایجاد دانش : بر خلاقیت و نوآوری تاکید می کند.
2. استراتژی انتقال دانش: به انتشار سریع دانش از طریق سازمان تاکید می کند.
3. استراتژی محافظت از دانش: دانش را در وضعیت اصلی نگه می دارند.
- کارل ویگ معتقد به پنج نوع استراتژی مدیریت دانش است:
1.استراتژی تولید دانش
2.استراتژی انتقال دانش
3.استراتژی دانش به عنوان استراتژی سازمان
4.استراتژی مدیریت سرمایه های فکری
5.استراتژی دانش شخصی
- استراتژی دانش از دیدگاه هولسپل:
هولسپل علت شکست بسیاری از برنامه های مدیریت دانش را عدم همراستایی انها با استراتژی کسب و کار و شاخص های موفقیت سازمان می داند.و بیان میکند که استراتژی دانش چگونه برنامه های مدیریت دانش را با استراتژی کسب و کار و شاخص های کلیدی موفقیت همراستا میکند.
فرایند تدوین استراتژی را در 6 گام ترسیم میکند
1.تشخیص و تعیین دقیق زمینه کسب و کارسازمان
2.شناسایی حوزه های دانش مناسب سازمان
3.شناسایی مهمترین KPI
4.تحلیل حوزه های دانش از نظر تاثیر کنونی وآتی بر شاخص های کلیدی عملکرد
5.ارزیابی حوزه های دانش بر اساس تبحر،کدسازی و اشاعه
6.برنامه عملیاتی مدیریت دانش
- استراتژی مدیریت دانش هانسن: شخصی سازی و كد گذاری
استراتژی کد گذاری به دنبال ذخیره دانش به خصوص در فضای دانش صریح است. بنابراین این استراتژی به دنبال شناسایی و ذخیره سازی دانش در شکل اشکار ان است.مثل استفاده از مستندات اما استراتژی شخصی سازی به دنبال انتقال دانش عمدتا ضمنی بین افراد است.(شخص به شخص)
3. هرقدر سطح بلوغ مدیریت دانش بالاتر باشد یعنی روالها و سیستمهای مدیریت دانش پذیرفته ترند از جمله مستند سازی...پس حركت به سمت استراتژیهای كد گذاری هانسن مقبولیت بیشتری خواهد داشت و بالعكس در سازمان با سطوح بلوغ پایینتر، ضرورت اتصال دانشگران بهم و راهبرد شخصی سازی بیشتر احساس می شود...


تاثیر سطح بلوغ مدیریت دانش بر استراتژی های مدیریت دانش:


1. وظیفه اصلی استراتژی مدیریت دانش تحقق اهداف مدیریت دانش است. این اهداف قاعدتا در سازمان با یک مسیر تعالی مطرح میگردند. این مسئله بدان دلیل است که اهداف مدیریت دانش در یک مسیر رشد و تعالی مشخص و محقق خواهند گردید. در هر مرحله، اگر مدیریت دانش به اهداف مد نظر دست پیدا کند، بلوغ مدیریت دانش در حوزه مشخصی محقق شده است. لذا کارکرد اصلی استراتژی مدیریت دانش، تحقق اهداف مدیریت دانش در مسیر تعالی و بلوغ فعالیت ها و ابتکار عمل‌های مدیریت دانش است. بر این اساس، مسئولیت استراتژی، امکانپذیر کردن، روان‌سازی، انعطاف پذیری فعالیت‌های مدیریت دانش در مسیر بلوغ است.
2. قاعدتا ماهیت استراتژی تغییر و انطباق با شرایط است و شرایط (محیط داخلی و خارجی) در مسیر بلوغ مدیریت دانش تغییر میکند و ثابت نیست.
3. بلوغ مطلوب مدیریت دانش در کسب و کارهای مختلف متفاوت می باشد به همین دلیل انتخاب استراتژی مدیریت دانش متناسب با هر نوع کسب و کار و با توجه به سطح بلوغ مدیریت دانش آن می تواند برای بهبود سازمانها مفید باشد. 
4. یک سازمان بسته به سطح رشد خود در مدیریت دانش می تواند از مجموعه ای از راهکارها و استراتژی ها استفاده کند تا به سطح رشد بعدی ارتقا پیدا کند، در سطح بعدی لزوما راهکارهای پیشین پاسخ گو نخواهد بود و باید استراتژی هایی متناسب با سطح درک و بلوغ جدید مدیریت دانش استفاده شود.
5.  سطح بلوغ سازمان در انتخاب استراتژی مدیریت دانش و ابزارهای ان موثر است و از طرفی نوع ابزارها و تكنیك ها و استراتژی های بكار برده شده در سازمان هم بر سطح بلوغ سازمان تاثیر گذار است. 
6. ابتدا لازم است سطح کنونی نظام مدیریت دانش سازمان، با استفاده از بررسی فرصت‌ها و تهدیدات دانشی، بررسی و ارزیابی یا پیش بینی دانشی، بررسی قوانین حاکمیتی و بین المللی حاکم بر فضای دانش و مالکیت فکری، بررسی چگونگی تعاملات دانشی با سازمانها و بنگاههای دانشی، نقاط قوت و ضعف نظام مدیریت دانش سازمان اندازه‌گیری و پایش گردند، و سپس استراتژی های متفاوت را تدوین نمود. 
7.  قبل از هرچیز باید چند نکته را خیلی گذرا درنظر گرفت :
١. باید تصویری دقیق از اهداف سازمانی ترسیم شود.
٢. برای بررسی این رابطه یا اثرگذاری باید پایلوتی(سازمانی) برای جریان سازی دانش و بررسی استراتژیها طراحی شود.
٣. دقیقا نقاط تاثیرپذیر سازمان (از اجرای پروژه KM) مشخص شود.
٤. افراد ذینفع یا درگیر باید از منافع اجرای فرایند مطلع شوند
٥. نقشه راه و نقاط مسیر یا milestone ها تدوین شود.
٦. در اینجا استراتژی چیزی انتزاعی و جدای از جریان سازی دانش در سازمان نیست یعنی درک مفهوم “تاثیر” مهم است که impact است یا effectو مدل هم به نظر میرسد که ساختاری و از نوع formativeاست.
٧. استراتژیهای مدیریت دانش را باید با استراتژیها و اهداف سازمان دارای پیوندی قوی دانست تا بتوان برای به خدمت گرفتن رویکردهای مرتبط با اشتراک و انتقال دانش فرصتهایی را درون سازمان خلق نمود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

_ روحیات و اخلاق خبره, سیستم پاداش و تنبیه, وجود فرد خبره بمنظور استخراج دانش (مهندس دانش) (معصومه نبی زاده)

_ فرهنگ و سطح بلوغ سازمان. بعنوان نمونه اینکه تا چه اندازه اشتراک گذاری دانش در سازمان ارزش تلقی میشود.

تعریف دانش و آگاهی از وجود دانش موردنظر نزد خبرگان

ویژگیهای روانشناختی خبرگان

نحوه اعمال مدیریت منابع انسانی ؛نظام های انگیزشی و نگهداشت و...

متدولوژی و روش انجام کار یعنی کسب دانش ضمنی از خبرگان؛ اینکه در چه زمانی، با چه مکانیزمی و چه فرد یا افرادی و حتی با استفاده از چه ابزاری اقدام به کسب دانش ضمنی از خبرگان سازمانی شود. (ندا اقبالی)

_ بیشتر از اینکه به فکر کسب و یا استخراج دانش ضمنی خبرگان باشیم بهتر به دنبال ایجاد فضایی برای تبادل و تسهیم دانش به صورت هدفمند از طریق ابزاری همچون انجمن های خبرگی آموزش کاربردی باشیم . البته عواملی همچون اعتماد . فرهنگ سازمانی مکانیزم انگیزشی جانشین پروری و سایر ابزار های برای این کار هم میتونه متناسب با استراتژی و فعالیت هر سازمان مورد استفاده قرار بگیره (شهاب شیدایی)

_ در ارتباط با عوامل اثرگذار بر کسب دانش ضمنی خبرگان میتوان به موارد زیر اشاره نمود.

1. فرهنگ سازمانی، بجای آنکه ساز و کاری مهیا کنیم تا دانش ضمنی را کسب کنیم، ساز و کاری بنا میکنیم تا دانش ضمنی را به اشتراک بگذاریم، اشتیاق در ابراز و ارایه دانش ضمنی با اهرم های انگیزشی میتواند راهکار مناسبی باشد.

2. عامل مالکیت فکری، می‌بایست به اشتراک گذارنده دانش اطمینان کافی از ارایه دانش داشته باشد و به عنوان یک راهکار پس از ارزیابی اثرات مثبت دانش کسب شده شخص از سود حاصل از دانشش ذینفع گردد. در واقع با ارایه دانش بتوان سهام دار دانش کلی گردید. ایجاد inrollment دانشی یا وجهه و شخصیت دانشی یا سهامدار دانشی،اگر حجم موثر دانش کنونی سازمان را 100 واحد در نظر بگیریم من نوعی با ارایه راهکاری نوین میتوانم در یک رقابت سالم دانشی منفعت همکارم را کاهش و یا حتی دانش آن را منسوخ و از رده خارج نموده و دانش خویش را به سازمان بقبولانم. بنظرم جدای از چگونگی کسب و طبقه بندی و ترسیم نقشه دانشی و اتصال و ارتباط دانشهای اکتسابی و جایگذاری در فرایندها و رویه های سازمانی

همچنین نیازمند رویکردی نوین با ایجاد انگیزه و فرهنگ سازی می باشیم تا خبرگان درون و برون سازمان با حرکتی بهمن گون و در فرآیندی رقابتی به مبادی کسب دانش مراجعه کنند، به درگاه ها و یا پورتالهای سازمان، و یا مراجعه حضوری به مهندسین دانش، شاید خبره ای که دانشی را انتقال میدهد خود مهندسی شده دانش را در سیستم در نظر گرفته شده ثبت نماید و ارزیابی، ارزش گذاری و نحوه بکارگیری و بررسی میزان اثرگذاری دانش خبرگان و طی مراحل مالکیت فکری در مسایل مالی پس از این مرحله میتواند انجام گیرد. (مهدی مهریار)

_ همانگونه که مستحضرید، کسب دانش ضمنی از سخت ترین، ظریف ترین، حساس ترین و حیاتی ترین مباحث در مدیریت دانش سازمانی است و به نظر میرسد هرچند برخی عوامل را می توان به طور کلی و عمومی برشمرد ولیکن در اجرا و جزئیات کاملاً مبتنی بر مورد و وابسته به شرایط بسیار متفاوت و دارای پیچیدگی ها و ظرائف خاص خود میباشد.

رویکردها و عوامل عمومی:

1- بسترسازی جبران خدمات علمی و دانشی در حد اقناع و رضایت کارکنان دانشی در ابعاد مادی و معنوی

2- توجه به کیفیت کارها به جای صرفاً کمیت شماری اقدامات

3- ایجاد جو اعتماد واقعی و پرهیز از فضاسازیهای مخرب (چاپلوسی، تملق، دروغ و ...)

4- فرهنگ سازی در راستای انتشار دانش با رویکردهای دقیق و علمی

5- ترویج اخلاق و فضائل اخلاقی مشترک در فضای سازمانی

6- باورها و درک مشترک از توسعه سازمان

7- اشتراک در سهام و مزایای حاصل از انتشار و کاربست دانش ضمنی خبرگان (ضرغامی)

_ تبدیل خبرگی یا Expertise به دانش ضمنی و به اصطلاح خلق “Experiential Knowledge” یکی از مسائل جدی در مدیریت سازمانهاست که پاسخ به این سوال خیلی دامنه دار و گسترده است و واقعا نمیدونم از کجاش باید شروع کرد. اما به جهت ذهن انگیزی فعلا میتونم به مقدمات بحث که مایه های روانشناختی دارد اشاره کنم. اولا باید با ماهیت شناختی اکتساب دانش ضمنی آشنا بشیم که میشه گفت سه ویژگی در این نوع اکتساب است: یکی اینکه اکتساب دانش ضمنی اساسا مقوله ای است شخصی و فردی یا individual. دوم اینکه دانش ضمنی ماهیتا اون اطلاعاتی رو در بر میگیره که شخص برای پاسخدهی مناسب به محیط خاص پیرامونی در ذهنش گردآوری میکنه سوم اینکه دانش ضمنی زمانی بدرد شخص میخوره که بخواد به اون دسته از اهدافی که مبتنی بر تفکر ارزشیش هست برسه. این مقدمه بحث کاملا صبغه شناختی یا cognitive داره که اگر این مقدمه تو ذهن بمونه در درک فرایند اخذ دانش ضمنی كه منجر به حل مساله میشه و بحثی فراشناختی یا metacognitive هست میتونه کمک کنه. اما برای تحقق هدف بحث، اولا به طور سیستماتیک این کار فراتر از ابزارهایی مثل مصاحبه نیاز به "نهادسازی سازمانی" و چیزی با عنوان "نظام اخذ دانش ضمنی" یا “Tacit Capturing System” در سازمان داره. بالطبع آدمهایی هم میخواد و سازوکارهایی. مثلا یکی از این افراد، فردی است جامع نگر و ذووجوه با عنوان Knowledge Developer یا گسترش دهنده دانش سازمانی که باید توانمندی های مرتبطی رو دارا باشه. و یا اینکه به تسهیلگر یا facilitator و مهندس دانش و از این قبیل افراد نیاز داره كه شرح وظایفشون مفصله. تقسیم بندی دانش مورد نظر و غایی به سه دسته دانش چرایی یا know-why، دانش چگونگی یا know- how و دانش چیستی یا know-what هم یکی از سازوکارهاست. نکته ای که راجع به فرایند به ذهن میرسه اینه که نقطه ثقل فرایند اکتساب در فرهنگ و اهداف سازمان قرار داره و شروع فرایند به ایجاد یک محیط مشارکتی یا collaborative که خودش مبتنی است یر یک سری اقدامات متوالی دیگه مثل انتخاب افراد، زمان و مکان مناسب وابسته است. در اینجا مهندس دانش با مشکلات عدیده ای در برقراری یک نظام دانش بنیان مواجهه که یکی از اونا اینه که بدونه دانش در کجای سازمان قرار داره که به نظر میاد هزینه بره که انتخاب بهترین شیوه و زمان از هزینه ها کم میکنه، چند تا مفروض کلیدی هم اینجا هست از جمله اینکه اولا دانش در ذهن و ضمیر خبرگانه و باید اون رو فهمید. دوم اینکه یک فرد خبره مقدار زیادی از دانش خاصی را به همراه داره. سوم اینکه خبرگان همیشه و براحتی در دسترس نیستن. آخر اینکه بعضی از دانشهای خبرگان خاصند و نیاز به روشهای خاص استخراج دارن (دکتر سعید قربانی)

_ مهندس دانش ، فرد خبره  و حوزه و میزان تخصص فرد خبره و مهندس دانش مهم هستند. در واقع یکی از مهمترین عوامل در فرایند اکتساب دانش جنبه های انسانی ان است. همچنین فضایی که در ان اکتساب دانش صورت میگیرد از دیگر عوامل می باشد. تعهد فرد نسبت به سازمان، تجربه افراد دیگر در زمانهای گذشته و فرهنگ سازمانی نیز در اکتساب دانش ضمنی خبرگان تاثیرگذار می باشند.

- همراستایی استراتژی اکتساب دانش با استراتژی های سازمان

-تعامل بالای فرد خبره با مهندس دانش

-سوالات آغازی و چگونگی مطرح کردن آنها از فرد خبره

از دیگر عوامل موثر بر اکتساب دانش ضمنی خبرگان می باشد. ( مریم فیلسوفیان)

_ فرد خبره می تواند داخل سازمان و یا بیرون از سازمان باشد. همچنین دانش ضمنی فردی و دانش ضمنی گروهی داریم(مدل نوناکا) که برای اکتساب و اجتماعی کردن هرکدام راه حل هایی ارایه شده. راه حل IT مثل داده کاوی هاو استفاده از شبکه های درون و بیرون سازمانی و راه حل های دیگر مثل برگزاری جلسات و سمینارهاو... همچنین مناسب بودن ساختار سازمانی برای نواوری و خلاقیت نیز اهمیت دارد. راهکارهایی برای تشویق خلاقیت در سازمان...(الناز رفیعی پور)

_ به نظر من ابتدا باید حیطه فعالیت و صاحبان دانش را مشخص کرد. یعنی این فرد در بخش صنعت است یا خدمت. یا بهتر بگویم شغلش صنعتی است یا خدماتی.در مواجهه با فرد صنعت کار می شود از شیوه های استاد شاگردی استفاده کرد. اما در بخش خدمات نظر شخصی من این است که بهتر است اصلا دنبال اکتساب دانش از این افراد نرفت. چون آدم را از سازمان زده می کنند و به جای ارایه دانش درست به نقل خاطرات شکست های سازمانی خود می پردازند. خصوصا در سازمان هایی که عوامل رشد برای کارکنان فراهم نیست این معضل پر رنگ تر است (هاجر عطاران)

_ در فرآیند اکتساب دانش از یک فرد خبره، سه عامل همانند سه رأس مثلث با هم در ارتباط بوده و تعیین کننده اثربخشی اکتساب دانش می‌باشند: 1) فرد خبره؛ 2) مهندس دانش و 3) دانش. هر یک از این عوامل به نوبه خود متأثر از عوامل دیگری می‌باشند. به عنوان مثال ویژگی‌های شخصیتی فرد خبره و قابلیت‌های ادارکی عمومی (General Mental Ability) وی می‌تواند در اثربخشی اکتساب دانش نقش داشته باشد. آشنایی مهندس دانش با حوزه تخصصی فرد و تسلط او به تکنیک‌های مختلف استخراج دانش نیز می‌تواند در فرآیند مذکور مؤثر باشد. در نهایت نوع دانش (دانش چیستی یا دانش چگونگی) و سطح آن (عمیق یا سطحی بودن) نیز می‌تواند اثربخشی فرآیند اکتساب دانش را تحت الشعاع قرار دهد. (حسینی سرخوش)

_ اکتساب دانش، باید به درستی هدف گذاری شود، هزینه منفعت آن مشخص باشد، مخاطب استفاده کننده از خروجی آن مشخص باشد، حتی الامکان باید از خروجی های کتابچه ای و سندی اجتناب شود، مدل سازی و توان مهندسی دانش از مهم ترین توانمندی های مورد نیاز برای تیم یا فردی است که برای رفع یک مساله کاری دست به دامن اکتساب دانش می شود. مدیوم یا محملی که خروجی نهایی کار در آن به دست کاربر نهایی می رسد باید به خوبی طراحی شده باشد. اصولا برنامه ریزی در اکتساب دانش از اجرای آن مهم تر است. چه بسا پروژه هایی در نه تنها کشور ما بلکه در جهان تحت این نام انجام شده اند اما خروجی جز اسنادی که یکی دو گزارشگر تلویزیونی هم بهتر از آن را می توانستند ایجاد کنند به دست داده است. مهندسی دانش، قرابت بالای با مفاهیمی مثل مهندسی نرم افزار دارد، در اصل در مهندسی نرم افزار، یک مهندس نرم افزار به دنبال تدوین سیستمی خواسته های مشتری است که دانش نهان در ذهن اوست، این کار را ممکن است به چند هدف انجام دهد: تبدیل خواسته های کلامی مشتری به خواسته های سیستمی که توسط برنامه نویسان قابل درک باشد؛ تبدیل نیازمندی های به شبه کدهایی که فرایند تولید محصولات نرم افزاری را ساده تر کند و تضمین امکان تطبیق خروجی های نهایی با خواسته مشتری. علم مهندسی دانش بسیار از مدیریت دانش قدیمی تر است و تکنیک های آن جافتاده تر و استاندارد تر است. اکتساب دانش بسیار به علوم مهندسی نزدیک است تا علوم میان رشته ای مثل مدیریت دانش. قسمت عمده ای از اکتساب دانش و تکنیک های متنوعی که برای آن به کار می رود و شاید به گوش دوستان آشنا باشد در اصل مرتبط با بخشی از کار تحت عنوان Knowledge Elicitation یا برون کشی دانش از ذهن خبره است. طبیعی است هر چه به سمت طیف Tacit دانش در ذهن خبره پیش برویم تکنیک ها و اعمال آن ها پیچیده تر می شود و صد البته اراده خود خبره بر کمک به بازیابی آن چه در مغز او کد شده و حتی خود به یاد نمی آورد بسیار مهم است.
مدل سازی دانش هم که سطوح و پیچیدگی های خاص خود را دارد که من توصیه می کنم دوستان در این زمینه یا مطالعه مدل هایی مثل CommonKADS، SPEDE، MOKA و ... دقیق تر با این مقوله آشنا شوند.آشنایی با مدل سازی پیشرفته دید شما به مفاهیمی مثل نقشه دانش، سازمان دهی دانش، بازیابی دانش و ... را اساسا متحول خواهد کرد.

قسمتی از برون کشی دانش و اعتبارسنجی آن در بخش های پیچیده تر و ضمنی تر دانش بر اساس همین تکنیک های مدل محور امکان پذیر است که فکر کنم یکی دو مورد را دوستان در حوزه دانش مفهومی (دانش چیستی) مثل دسته بندی مفاهیم یا Triadic Extraction مورد اشاره قرار دادند. ببخشید روده درازی کردم در ارسال قبلی ممکن است اشتباه برداشت شود: دسته بندی مفاهیم (Concept Sorting) یک تکنیک است و استخراج سه تایی (Triadic Extraction) تکنیک دیگر، طوری که نوشته بودم این گونه برداشت می شد که یکی معادل انگلیسی دیگری است!!! (خشایار)

_از منظر برخی محققین در اكتساب دانش عواملی چون مهندس دانش، فرد خبره، حوزه دانش یا مساله و همچنین فرایند اكتساب تاثیر گذار خواهند بود...

دانش: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : نوع مساله و پیچیدگیهای دانش، دسترسی، حوزه های مورد نظر، ساختار دانش

فرایند اكتساب: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : میزان زمانبر بودن تكنیك، اثر بخشی فرایند، كاربر پسند بودن و جذب مخاطب (خبره)، سهولت اجرا

خبره: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : ویژگیهای شخصیتی، تخصص، مهارتهای شناختی، شرایط مناسب مانند زمان و مكان

مهندس دانش: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : دانش و تجربه فرد در فرایند استخراج، تجربه بكارگیری تكنیكها، میزان آشنایی با حوزه مورد نظر و مسایل شناختی (دکتر اخوان)

_ همانطورکه درموضوع هفته بیان شده درسازمانهای اجرایی که بیشتر با امور جاری صفی بیشتر روبرو هستند واقعا یکی از معضلات این است که کارکنان دانش ضمنی کسب شده راحاضر به انتقالشان نیستند واتفاقا این افراد معمولا درجاهای کلیدی سازمانها وشرکتها هستند ومدیران هم یکی از دغدغه شان این است که چگونه میتوانند دانش ضمنی آنها را به دانش آشکار درآورند. به نظر میرسد چنانچه زیرساختهای فرهنگی برای طولانی مدت ایجاد شودتا آشکار کردن دانش ضمنی در سازمان نهادینه شود دراین مسیر راهگشاست همچنین چنانچه فرد صاحب دانش اطمینان حاصل نماید که این دانش به نام وی درسازمان ثبت میگردد وبه نوعی مالکیت فکری وی حفظ میشود مناسب باشد ونیز این فرد باید تشویق شوز تا دانش خود را مستند کند و انگیزش وی را برای این امر زیاد نمود این افزایش انگیزش ممکن است در ارائه پاداشهای مالی یا ارتقا پست یاسایر عوامل انگیزشی باشد (نجاتی)

 

با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط دکتر اخوان به شرح ذیل انجام پذیرفت:


1. قطعا چنانچه شرایط مناسب در سازمان فراهم باشد، شاید مقوله ای تحت عنوان اکتساب دانش ضمنی خبرگان کمتر به عنوان یک چالش مطرح باشد، برخی موارد عبارتند از:

- فرهنگ سازمانی مشوق اشتراک دانش

- به رسمیت شناختن حق مالکیت معنوی

- تقویت باورها و درک مشترک

- ایجاد جو اعتماد واقعی و پرهیز از فضاسازیهای مخرب

- ترویج اخلاق و فضائل اخلاقی مشترک در سازمان

2. ولی به هر حال بسیاری از سازمانها همواره با این موضوع درگیر بوده و به دنبال راههایی برای اکتساب دانش ضمنی خبرگان خود می باشند. معمولا کارکنان خبره نیز حاضر به انتقال دانش ضمنی خود نیستند واتفاقا این افراد معمولا درجاهای کلیدی سازمانها وشرکتها هستند ومدیران همواره دغدغه شان این است که چگونه میتوانند دانش ضمنی آنها را ثبت و ضبط نمایند...

3. نکته مهم که باید به آن توجه داشت این است که اکتساب دانش، باید به درستی هدف گذاری شود، هزینه منفعت آن معلوم بوده و مخاطب استفاده کننده از خروجی آن نیز مشخص باشد.

4. قسمت عمده ای از اکتساب دانش یا knowledge acquisition و تکنیک های متنوعی که برای آن به کار می رود در اصل مرتبط با بخشی از کار تحت عنوان Knowledge Elicitation یا برون کشی دانش از ذهن خبره است که گاه در ادبیات بصورت معادل نیز استفاده می گردند. طبیعی است هر چه به سمت طیف Tacit دانش در ذهن خبره پیش برویم تکنیک ها و بکارگیری آن ها پیچیده تر می شود و صد البته اراده خود خبره بر کمک به بازیابی آن چه در ذهن او نقش بسته و حتی خود به یاد نمی آورد بسیار مهم است.

5. در مرحله اجرا نقطه ثقل فرایند اکتساب در فرهنگ، اهداف و راهبردهای سازمان قرار دارد و شروع فرایند به انتخاب درست افراد، زمان و مکان مناسب وابسته است.

6. متدولوژی و روش انجام کار یعنی شیوه کسب دانش ضمنی از خبرگان؛ اینکه در چه زمانی، با چه مکانیزمی و چه فرد یا افرادی و حتی با استفاده از چه ابزاری اقدام به کسب دانش ضمنی از خبرگان سازمانی شود موارد مهمی هستند.

7. همواره می بایست موارد انگیزشی را مد نظر قرار داد، بعنوان مثال به فرد صاحب دانش اطمینان بدهیم که دانش به نام وی درسازمان ثبت میگردد وبه نوعی مالکیت فکری وی حفظ میشود و پاداشهای مادی و معنوی متناسب در نظر گرفته شود.

8. در اكتساب دانش عواملی چون مهندس دانش، فرد خبره، حوزه دانش یا مساله و همچنین فرایند اكتساب تاثیر گذار خواهند بود... که موارد حایز اهمیت در هر عامل عبارتند از:

- مهندس دانش: دانش و تجربه فرد در فرایند استخراج، تجربه بكارگیری تكنیكها، میزان آشنایی با حوزه مورد نظر و مسایل شناختی

- خبره: ویژگیهای شخصیتی، تخصص، مهارتهای شناختی، شرایط مناسب مانند زمان و مكان

- دانش: نوع مساله و پیچیدگیهای دانش، دسترسی، حوزه های مورد نظر، ساختار دانش

- فرایند اكتساب: میزان زمانبر بودن تكنیك، اثر بخشی فرایند، كاربر پسند بودن و جذب مخاطب (خبره)، سهولت اجرا







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

_ شاید در برخی از مواقع دانش کهنه سازمان,غیرمفید هم واقع شود و در آن صورت شاید فراموش کردن آن دانش برای سازمان مفیدتر باشه تا دانش جدید که عملکرد سازمان را بهبود می بخشد و رقابت پذیری آن را افزایش میدهد جایگزین دانش کهنه و منسوخ شود. شاید در برخی از مواقع دانش به صورت خیلی عمیق در سازمان نهادینه شده باشد که برای حذف آن حتی لازم باشد بخشی از سازمان حذف شده و یا ساختاری منحل شود. (یاسمن ایدلخانی)

_ یكی از راه ها بازسازی یا overhaul كردن دانش در سازمان مثل همان كاری كه در صنایع با عنوان اورهال انجام میشود منتها اینجا با فرایندی كه اسمش رو unlearning گذاشته اند كه فكر میكنم این اصطلاح در فارسی به "یادگیری زدایی" ترجمه شده است كه مبحث جالبی در مقوله یادگیری سازمانیه. راه دیگر، به نظرم بکارگیری راهبردیست که آن را organizational forgetting یا فراموشی سازمانی مینامند. برخلاف یادگیری سازمانی که به ذخیره دانش سازمانی میانجامد، فراموشی سازمانی میتواند به کاهش یا از دست دادن دانش سازمانی منسوخ و غیرمفید کمک کند که عموما این کار موجب بهبود قابلیتهای سازمان میشود. نکته مهم قضیه این است که یادگیری سازمانی خودش هم به نوعی وابسته به فراموشی هدفمند سازمانی است یعنی سازمانها برای اعمال تغییرات بیش از آنکه نیاز به کسب تواناییهای جدید داشته باشند ناگریز از محدودسازی یا فراموش نمودن دانش قدیمی هستند. از اینرو، با تغییر شیوه اجرای امور، تغییر در نحوه طراحی شغل یا job design ، یا تجدید ساختار، جابجایی کارکنان و یا حذف یک بخش از سازمان و به طور کلی اعمال modification ها یا اصلاحات ساختاری و نرم میشود دانش غیرمفید را از حافظه سازمان جدا نمود (دکتر سعید قربانی)

_ با توجه به اینکه مهمترین بخش دانش سازمانی در سر افراد سازمان قرار دارد. به نظر میرسد سازمان نباید به یکباره با کارکنان مقابله کند و دانش انها کهنه پندارد چرا که افراد تمایل ندارند که دانسته ها، مهارتها و تجربیاتشان کهنه نامیده شود به همین دلیل بهتراست به همان افراد دانش جدید را اموزش داد تا به مرور خودشان به نتیجه کهنه شدن دانششان بشوند. (مریم فیلسوفیان)

_ گاهی دانشهای کهنه هم بعد از گذشت زمان مورد نیاز هستند بنابراین هم باید آنها را نگهداشت وهم باید دانش کهنه را به روز کرد. (N)

_ اصولی كه سازمان را موفق و پابرجا نگه داشته است را باید حفظ و تقویت كرد ولی با پیشرفت تكنولوژی و جایگزین شدن روشهای جدید ، و دانش جدید، راهی جز كنار گذاشتن نداریم . به عنوان مثال در صنعت ساختمان سازی نمیتوانیم طبق نیازهای امروز جامعه به روشها و تكنیكهای قدیم ساخت و ساز كنیم و كاركنان هم اینرا باید بدانند كه تعصب بر دانش قدیم و حفظ ان تنها مشكلات را زیاد خواهد كرد و فراموشی دانش یك اصل مهم است. اینكه دانش رو ثبت كنیم و به رشد رسیدن اونرو بررسی كنیم و ببینیم از كجا به كجا رسیدیم شاید درست باشه ولی اینكه از بیشتر دانشهای كهنه هم بتونیم استقاده ببریم در زمان حال، به نظر جای بحث هست. مثلا در مورد گیاهان دارویی یا امثال اینها ولی به صورت كلی و عمومی سازمانهای موفق اصلا به دانش كهنه كه از رده خارج شده تكیه نمیكنن. (راحله حاتمی)

_ بعضی از دانش ها کاملا منسوخ شده و بعضی دیگر ممکن است در آینده نیاز شود. دانش جدید گاهی به شکل تکنولوژی جدید و یا رفتار جدید است بنابراین در بحث جایگزینی دانش ها مبحث مدیریت تغییر نیز مطرح می شود. (الناز رفیعی پور)

_ دانش و سیستم های مبتنی بر اون با توجه به طول عمر و گذران عمر سازمان همواره در حال تغییر است و با توجه به پیشرفت روز افزون علم و فناوری بنظرم اشتباهه که دانش رو منسوخ شده در نظر گرفت چون دانش ما بسیار زیاد با مشتریانمان گره خورده است و تجربیات تعامل با مشتریان همواره ارزشمند خواهد بود و چیزی که باعث میشه ما دانش را گاها منسوخ و قدیمی در نظر بگیریم به نظرم تغییر در سیاست گذاری ها و تغییر در اهداف خرد و کلان سازمان یا چند شاخه شدن خدمات سازمانها خواهد بود .. به این ترتیب که با تغییر در هدف گذاری های سازمانی ،،،که میتواند معلول تغییرات مدیریتی سازمانها باشد ،،، دانش جمع آوری شده در زمینه هدف قبلی به نوعی منسوخ میشود که بنظرم میتوان در صورت وقوع همچین اتفاقی سازمان ، دانش جمع آوری شده گذشته را با ساز و کاری جدید و حتی در کالبد یک سازمان جدید بکار گرفته و از هدر رفت آن جلوگیری کند.. (ایمان)

_ مدیریت دانش، نیازمند سرمایه گذاری است. با توجه به اینکه حجم سرمایه گذاری محدود است شما نمیتوانید همه دانشهای (منظور از دانشها دانش موجود در حوزه های عملکردی است "ها" معنای جمع دانش را نمیدهد) موجود در سازمان را پوشش دهد. لذا باید دانشهای اساسی را که در مسیر استراتژیهای اصلی سازمام است شناسایی نمود و .... لذا با این نگاه لازم است که دانشهای اصلی شناسایی گردد و البته با توجه به میزان تاثیرگذاری در تحقق اهداف مکانیزم منسوخ کردن دانش در سازمان پیش بینی شود. تشخیص اینکه چه دانشی در چه زمانی منسوخ شود (فراموشی فعال) موضوع بسیار مهمی است. استراتژیهای دانشی شماست که تعیین کننده منسوخ شدن، به روزرسانی یا نگهداری خواهد بود. در مورد اسناد که مصداق دانش صریح است اینگونه است. اما موضوع فراموشی فعال در مورد کل دانش سازمانی است که پیچیدگی بیشتر در مورد دانش ضمنی یا نهان است. (امید متولیان)

_ چالش Big Data که امروزه دغدغه بسیار از سازمان های بزرگ است مرتبط با موضوع است. بنابراین دسته بندی دانش های (آشکار) ، سازماندهی و حذف دانش ها باعث تسهیل و تسریع دسترسی به دانش مفید می شود. تکنیک های بکار گرفته در اکثر storage ها نیز مکان داده ها را به میزانی که در دسترس کاربران قرار گرفته است ،قرار می دهند. بنابراین جهت دستیابی به این مهم ،برای فرآیندهای مختلف در سازمان باید مکانیزم های تاثیر گذار وجود داشته باشد. (پیمان میرزایی)

_ همانگونه که سازمان رشد می‌کند و عمر دانشها سپری میشوند تنها خاطراتی از آنها در آلبوم سازمان باقی میماند آمار و اطلاعات و دانشی که قوام واستحکام سازمان را مبین است و کارکردی نخواهند داشت در ارتقا و رشد سازمان و تطابق با استراتژیهای سازمان دانش حرکت کرده و رشد میکند. دانش گذشته ما انسانها نیز تنها سنگ بنایی برای ارتقا و هدف‌مندی دانش روز است و چه بارها شنیده ایم که از دانش روز جا مانده ام. سازمانها نیز باید در دنیای امروزی و در دانش پر سرعت امروز سریعا به روز شوند. (مهدی مهریار)

_ با "روزامدسازی" دانش موافق هستم چرا که در خودش، بهبود مستمر دارد و هم سازمان (با محوریت مرکز مدیریت دانش به عنوان هادی) و هم دانشگران سازمان به عنوان صاحب دانش بروزرسانی دانش را انجام داده‌اند. در واقع سازمان نباید با دانش اولیه‌ای که روزگاری رو باهاش سپری کرده کاری کنه که گویی همه پلهای پشت سرش رو نابود کرده. و در این میان، مستنسازی هوشمند (برای جستجو و بازکاوش محتوایی) مورد نیاز اساسی این موضوع خواهد بود. بحث دانش کهنه، من رو یاد نظام مدیریت کیفیت، ایزو، هم انداخت که در اون، مستندات تاریخی به عنوان اعتبار دارند و مقرر میشه که در سررسید موضوع بازنگری و تغییرات لازم اعمال و ابلاغ بشه. این نکته نشون میده که دانش در صورت اینکه به روش کار مربوط هست متناوب در بازنگری شیوه نامه ها و اگر جزو اصول کار محسوب میشه، در نظام نامه منعکس میشه و مادامی که کسب و کار بر محور اون اصول اداره میشه، دانش اصول کار ثابت میمونه. بازنگری دانشی دقیقا مرحله‌ای است که دانش موجود ارزیابی و در صورت احراز، کهنه/منسوخ یا جاری/مورد کاربرد قلمداد می‌شود. نگهداری مستندات و بازنگری اونا در تاریخهای مشخص. (مرتضی اللهیاری)

_ به نظر میرسه این بازسازی دانش به کسب دانش از بیرون سازمان حاصل میشود، مثل وجود مشاوران خلاق،لیکن بعد از کسب و خلق دانش با نهادینه سازی دانش جدید و جاری سازی آن در فرایندها،دستورالعمل ها، ایین نامه ها و ساختار سازمان والبته از همه مهمتر تعهد مدیریت، دانش جدید جایگزین دانش کهنه شده و فقط نکته مهم اینکه در طول این فرایند باید تمامی دانشها ی قبلی مستند شود و بعنوان سند وضع موجود در ابتدای مسیر مکتوب شود. وضع موجود، مسیر و وضع مطلوب گام به گام ثبت شود، شاید لازم بشه به عقب برگردیم و همه چی رو مرور کنیم، بازنگری دانشی خودش کسب دانش جدیدی است شاید قبل از بازسازی دانشی مرحله ای بنام بازنگری دانشی لازم باشد. به نظر, دسته بندی دانشها برای تصمیم گیری در خصوص آنها ضرورت دارد. مستندات طبقه بندی شده درباره یک تخصص که طی زمان در سازمان به تکامل رسیده برای پیگیری برخی روندها مناسب است. اما زمانی که سیستم , یا روندی کاملا متحول می شود شاید الزام چندانی به حفظ ذخیره دانشی مرتبط با سیستم منسوخ شده نباشد. (مولود محرابیان)

_ با توجه به هزینه های بالای نگهداری دانش عملا سازمان ها قادر به نگهداری تمامی دانش و بخصوص دانش های كهنه و قدیمی نخواهند بود. به نظر میرسد كه تهیه چك لیستی از كاركرد و مزایا و معایب دانش كهنه در مقایسه با دانش نو در یك زمینه به فرایند نگهداری یا حذف دانش در سازمان كند. (معصومه نبی زاده)

_ ولی شاید دانش نیاز به منسوخ شدن نداشته و فقط کافیست بازنگری شده و مواردی به آن اضافه گردد(داوود محمدزاده)

_ به نظر من هر دانشی در بستر زمان، جغرافیا و ... ارزش پیدا می کند. چه بسا دانشی که امروز بدلیل تغییر شرایط کهنه شده در آینده ای مشابه مورد نیاز باشد. نمایه سازی،کدینگ دانش و ذخیره آن امری ضروری بنظر می رسد. (رضا مصفا)

_ به نظر من دانش کهنه شده در سازمانها در دو بخش قرار دارد 1- اسناد مکتوب که در آرشیو و بایگانی و یا دیتاسنتر ها ذخیره می شوند 2- دانش نزد افراد بازنشسته یا باتجربه شاغل که تا مدتی دیگر بازنشسته می شوند . از دانش قدیمی موجود درون سازمان به روشهای گوناگونی می توان استفاده کرد اما مشکل استفاده از تجربیات و دانش افراد بازنشسته یا ترک شرکت کرده است . بینش ، بصیرت و تجربه این افراد در مواقعی می تواند به سازمان کمکهای حیاتی نماید. برای اینکار مثلا می توان اتاقهای فکری با حضور این افراد در سازمان ایجاد کرد . (امیر حسین ابراهیمی)

_ دراینکه دانش منسوخ بایدمدیریت شودوازحافظه سازمانی پاک شوددربین صاحب نظران مدیریت دانش اتفاق نظروجودداردواین امرراجزئی ازمراحل اجرای مدیریت دانش میدانندچراکه ماهیت دانش این است که دانش کهنه بایدازبین رفته البته بایدجایگزین آن درسازمان ایجادشود.اماآنچه مهم است ووظیفه مدیررادشوارمیکند جداکردن چسبندگی دانش ازافراداست وبرای این کار بایدمدیرابتدافرهنگ سازی نمایدتامقاومتهای سازمانی کم شده یا ازبین بروددرواقع این کار هنر مدیر دانشی است که حذف دانش کهنه به صورت ارادی بایدیک راهبردسازمانی درآید وهمه به آن اعتقاد وایمان داشته باشند .البته به نظر میرسدمستندات دانش کهنه بایدبه صورت آرشیو ونه کاربردی درسازمان برای محققین ونیز اینکه دانش سازمان کجا بوده وبه کجا رسیده نگهداری شود. (نجاتی)



با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط دکتر اخوان به شرح ذیل انجام پذیرفت:

 

 1.دانش کهنه در سه دسته کلی قابل سازماندهی است: دانشهایی که علیرغم کهنگی شاید در آینده بکار آیند، دانشهایی که بلا استفاده خواهند بود، دانشهایی که می توانند برای سازمان ضرر آفرین باشند.

 .2 آرشیو کردن دانشهای دسته اول و دوم و بخصوص دسته اول برای استفاده های احتمالی بعدی راهکاری معقول به نظر می رسد.

 .3دانشهای کهنه  مضر و خطر آفرین باید طی فرایندی تحت عنوان فراموشی فعال دانش شناسایی شده و از حافظه سازمانی پاک گردند.

4. یكی از راه های رهایی از دانشهای کهنه،  بازسازی یا overhaul كردن دانش در سازمان است با فرایندی با عنوان   unlearning  یا یادگیری زدایی

5. با توجه به اینکه مهمترین بخش دانش سازمانی در ذهن افراد سازمان قرار دارد،  به نظر میرسد سازمان نباید به یکباره با کارکنان مقابله کند و دانش آنها  راکهنه پندارد چرا که افراد تمایل ندارند که دانسته ها، مهارتها و تجربیاتشان کهنه نامیده شود به همین دلیل یکی دیگر از روشهای برخورد می تواند آموزش دانش جدید به همان افراد باشد تا به مرور خودشان به نتیجه کهنه شدن دانششان بشوند.

6. در برخی از مواقع که دانش به صورت خیلی عمیق در سازمان و یا در افراد نهادینه شده باشد و به تعبیری دارای چسبندگی باشد، برای حذف آن باید انرژی بیشتری صرف کرد.

7. اصولی كه سازمان را موفق و پابرجا نگه داشته است را باید حفظ و تقویت كرد ولی با پیشرفت تكنولوژی و جایگزین شدن دانش و  روشهای جدید راهی جز كنار گذاشتن نداریم . به عنوان مثال در صنعت ساختمان سازی نمیتوانیم طبق نیازهای امروز جامعه به روشها و تكنیكهای قدیم ساخت و ساز كنیم و كاركنان هم این را باید بدانند كه تعصب بر دانش قدیم و حفظ آن تنها مشكلات را زیاد خواهد كرد و فراموشی دانش یك اصل مهم است.

8. دانش جدید گاهی به شکل تکنولوژی جدید و یا رفتار جدید است بنابراین در بحث جایگزینی دانش ها مبحث مدیریت تغییر نیز مطرح می شود.

9. در برخی موارد تغییرات مدیریتی سازمانها علل تصور کهنگی دانش می شود در صورت وقوع همچین اتفاقی،  سازمان می تواند دانش  جمع آوری شده گذشته را با ساز و کاری جدید و حتی در کالبد یک سازمان جدید بکار گرفته و از هدر رفت آن جلوگیری کند..

10. مرتبا باید دانشهای اساسی را که در مسیر استراتژیهای اصلی سازمان است را شناسایی نمود و البته با توجه به میزان تاثیرگذاری در تحقق اهداف مکانیزم منسوخ کردن دانش در سازمان نیز پیش بینی شود.

11. با توجه به چالش Big Data که امروزه دغدغه بسیار از سازمان های بزرگ است باید دسته بندی دانش ها ، سازماندهی و حذف دانش ها در دستور کار قرار گیرد.

12. باز نگری و روزآمدسازی دانش" می بایست در دستور کار سازمان قرار گیرد.

13. با توجه به هزینه های بالای نگهداری دانش عملا سازمان ها قادر به نگهداری تمامی دانش و بخصوص دانش های كهنه و قدیمی نخواهند بود. به نظر میرسد كه تهیه چك لیستی از كاركرد و مزایا و معایب دانش كهنه در مقایسه با دانش نو در یك زمینه به فرایند 
نگهداری یا حذف دانش در سازمان كند.

  organizational forgetting .14 یا فراموشی سازمانی  برخلاف یادگیری سازمانی که به ذخیره دانش سازمانی میانجامد به کاهش یا از دست دادن دانش سازمانی منسوخ و غیرمفید کمک کند که عموما این کار موجب بهبود قابلیتهای سازمان میشود. نکته مهم قضیه این است که یادگیری سازمانی خودش هم به نوعی وابسته به فراموشی هدفمند سازمانی است یعنی سازمانها برای اعمال تغییرات بیش از آنکه نیاز به کسب تواناییهای جدید داشته باشند ناگریز از محدودسازی یا فراموش نمودن دانش قدیمی هستند.

15. برای برخی دانشهای کهنه که می توانند حتی برای سازمان مضر و زیانبر باشند، فراموشی فعال دانش می بایست در دستور کار قرار گیرد. Knowledge active forgetting یا فراموشی فعال دانش عبارت است از، "یک فرآیند ارادی، فعالانه، هدفمند، سیستماتیک و مستمر برای فراموشی و مدیریت دانش‌ها، رفتارها و ساختارهای اضافی، محدود‌کننده و مضر سازمان در راستای کاهش اثرات منفی جنبه‌های کهنه و قدیمی برای بهبود عملکرد سازمان در جهت دستیابی به مزیت رقابتی"

16. ارتباط معناداری بین فرآیند فراموشی فعال دانش و میزان چسبندگی دانش به افراد و زمینه‌ی سازمان وجود دارد؛ به‌گونه‌ای‌ که با افزایش میزان چسبندگی دانش به افراد و زمینه‌ های سازمان مانند فرهنگ سازمانی، اندازه و سن سازمان، استراتژی‌های سازمان، تکنولوژی‌های مورد استفاده در سازمان و غیره، فرآیند فراموشی فعال دانش‌های کهنه و قدیمی با مقاومت‌های بیشتری از سوی افراد سازمان مواجه می‌شود و این مسأله فرآیند فراموشی فعال را با دشواری‌هایی مواجه می‌سازد. در این شرایط سازمان زمان و تلاش 
بیشتری را برای فراموشی فعال این دانش‌های کهنه و قدیمی صرف می‌نماید

17. برای فراموشی فعال دانشهای كهنه، منسوخ  و مضر مراحل ذیل پیشنهاد می شود:

·         آگاهی در خصوص دانش مورد نظر

·         ایزولاسیون یا جداسازی دانش منسوخ

·         توقف استفاده از دانش منسوخ

·         توقف توسعه دانش منسوخ

·         كنار گذاشتن دانش منسوخ با روی آوردن به دانش جایگزین

·         پاك كردن دانش منسوخ از حافظه سازمانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دکتر روزبه حسام امیری:

Knowledge Management in Theory and Practice


Knowledge Management in Developing Economies

Knowledge Management in Project-Based Companies

Knowledge Management Strategies for Business Development

Strategic Knowledge Management in Multinational Organizations

ESSENTIALS of Knowledge Management





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مجید زیدآبادی

کتاب قطب نمای مدیریت دانش، نوشته پروفسور بابک اخگر و آقای مهندس جهانیان، انتشارات نگاه دانش دید کلی و منطقی رو به خواننده میدهد به دوستانی که در ابتدای مطالعه مدیریت دانش هستند خواندن این کتاب رو پیشنهاد میکنم.

کتاب الگوی نظام جامع مدیریت دانش وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، که توسط موسسه آموزشی تحقیقاتی صنایع دفاعی در سال ۸۹ تهیه شده است، در این کتاب، مجموعه ارزشمند و کاملی از یک استقرار سیستم از ابتدا تا انتها به همراه بسیاری از دستورالعمل های مورد استفاده در مراحل مختلف وجود دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات