شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر



نظرات دوستان:

_ من فکر میکنم انتخاب چارچوب مناسب پیاده سازی مدیریت دانش مهم است. مدلهای تجویزی متفاوتی وجود دارند مانند APO, APQC و چارچوب مدیریت دانش EFQM. هریک از این چارچوبها مسیری را تجویز کرده اند. مثلا APO چهار مرحله دارد. تشخیص،طراحی، ایجاد و توسعه یا گسترش.در مرحله تشخیص 2 کار باید انجام شود. الف_ ارزیابی سطح بلوغ بر اساس سوالات ارزیابی که خود سازمان طراحی نموده ب_ شناسایی شکاف دانش.

ضمنا در این مرحله بر اساس نمره کسب شده سطح بلوغ سازمان مشخص می شود که می تواند ملاک تصمیم گیری برای وضعیت مطلوب سازمان تلقی شود. در مرحله طراحی موضوع تدوین استراتژی مدیریت دانش و ارزیابی هزینه و منفعت هریک از اقدامات بهبودی است که از پاسخ به سوالات پرسشنامه استخراج شده. پس از اولویت برنامه ها بصورت پایلوت برنامه ای را اجرا می کنند . نقش هر واحد و فرد مشخص می شود. پس از این اجرا اصلاحات انجام شده و در نهایت پیاده سازی به تمام سازمان تسری می یابد. چارچوب EFQM مبتنی بر مدل تعالی سازمانی است. در هر معیار سوالاتی از جنس مدیریت دانش مطرح شده که با توجه به آنها می توان برنامه های بهبود را مشخص کرد. در این چارچوب نکته مهم دیگر انتخاب روش ارزیابی است. پس از مشخص شدن برنامه ها آنها را اولویت بندی و اجرا میکنند.(رضا مصفا)

_ اولین قدم می تواند تحلیل و بررسی زیرساخت های موجود باشد. پس از آن تهیه نقشه دانش برای سازمان است تا گپ های موجود شناسایی شود و بتوان از آن برای خلق استراتژی های مدیریت دانشی و هماهنگی آن با استراتژی سازمان استفاده کرد.

همچنین شناسایی شبکه های موجود در سازمان از جمله اینترانت، اکسترانت و فهم نقش آن ها در مدیریت دانش با استفاده از ابزارهایی چون data mining, data warehousingو DSS در قالب قدم های آغازین می تواند باشد.(الناز رفیعی پور)

_ باتکیه بر مبانی علمی و اهداف استقرارمدیریت دانش و همچنین با توجه به تجارب کسب شده در سایر کشورها و برخی از شرکتها وبنگاهها و سازمانهای کشورمان به نظر میرسد: پس از ایجاد احساس نیاز به استقرار مدیریت دانش و فرهنگ سازی موضوع که به عنوان مولفه مهم است. مرحله بعد ایجاد زیر ساخت های لازم میباشدو زیرساختهای متعددی میبایست فراهم باشد که در شرایط فعلی و نقش فزاینده و تاثیرگذار فناوری اطلاعات باید این زیرساخت فراهم باشد. تجارب کشورهای مختلف مانند کره جنوبی و برنامه های کشور هندوستان در آسیا نشان میدهد زیرساخت IT از مهمترین زیرساخت مورد نیاز است لذا فراهم آوردن آن که خود هم زیرساختهای فنی ، انسانی و محیطی لازم دارد از ابزارهای استقرار مدیریت دانش میباشد. (نجاتی)

_ یکی از مدلهای متقن و مطرح در این حوزه، مدل bsc و منطق سیستمی حاکم در آن می باشد که بر

Input, process, output, outcome تاکید دارد.(دکتر صدیق رضائیان)

_ به نظر بنده اولین گام اعلام بیانیه و یا ماموریت سازمانی که نشاندهنده اهمیت و حمایت مدیریت ارشد سازمان و پس ارزیابی وضعیت موجود سازمان بر اساس مدل هایی نظیر APO که حاکی از ان است در شرایط فعلی سازمان بر اساس فاکتور های مختلف در چه مرحله ایی قرار دارد. سپس تدوین استراتژی ها و تهیه نقشه دانش که نقطه مطلوب مشخص شود. سپس متناسب با آن برنامه های عملیاتی طرح‌ریزی و پیاده سازی شود.به طور کلی رویکرد ها در اندازه و ابعاد سازمان و بلوغ سازمان انتخاب می گردد و نمی توان یک نسخه در سازمان های مختلف بپیچیم.(پیمان میرزایی)

_ به نظر بنده قبل از انجام هر کاری با هدف مدیریت دانش در سازمان، ابتدا باید مسأله اصلی که در سازمان در حوزه مدیریت دانش مطرح است، مشخص گردد. پس از تعیین مسئله، جمع آوری اطلاعات از سازمان صورت پذیرد و مباحث جهت ساز مدیریت دانش از جمله اهداف کلان، چشم‌انداز، مأموریت مورد انتظار و غیره شناسایی گردد. بر اساس این مباحث جهت ساز مدیریت دانش، استراتژی های مدیریت دانش در کل یا بخشی از سازمان تعیین گردد. در گام بعدی برنامه‌ها، اقدامات و ابتکار عمل‌های مدیریت دانش شناسایی و تدوین گردند. آنگاه به صورت دقیق مشخص می‌گردد که در سازمان نیاز به چه اقداماتی می باشد. قاعدتا این اقدامات در سطح مختلف سازمان مثل سطح فرایندها، ساختار و زیر ساخت‌ها (مثل نیروی انسانی و فناوری اطلاعات) اثرگذار است. چیزی که به صورت کلی در سازمان می توان گفت این است که فرایندهای مدیریت دانش در سازمان و همچنین زیرساخت های لازم باید محقق گردند. این تحقق دارای سطوحی است که معمولاً میزان گستردگی آن ها را در مدل های بلوغ پوشش می دهند. ارائه یکسری فعالیت های تیپ مدیریت دانش مثل این است که پزشک بیماری را بدون معاینه با نسخه آماده بخواهد درمان کند. البته این نکته تاکیدی ندارد که این فعالیت ها، ارزشی در سازمان ایجاد نمی کنند.(روزبه حسام امیری)

_ در كتاب *مدیریت دانش: كنكاشی در عوامل شكست* كه امسال توفیق چاپ آن پیدا شد، الگویی جهت پیاده سازی مدیریت دانش ارایه نمودم كه ذیلا مشاهده می فرمایید. این الگو با ارزیابی سطح بلوغ شروع شده و مواردی چون تدوین سند راهبردی، فرهنگ سازی، نقشه دانش، مكانیزمهای انگیزشی، نظام مستندسازی، شبكه سازی، اكتساب دانش ضمنی ، و در نهایت استقرار پایگاه دانش را در بر می گیرد...

در كتاب *عوامل كلیدی موفقیت مدیریت دانش* نیز الگویی جهت پیاده سازی مدیریت دانش در مراكز تحقیقاتی و دانشگاهی ارایه نمودیم كه ذیلا مشاهده می فرمایید. این الگو نیز با شناخت و بسترسازی شروع شده و با محوریت فرایندها، ابزارها و لوازم مورد نیاز در هر فرایند مدیریت دانش پیشنهاد شده است كه می تواند به عنوان نقشه راهنما مورد استفاده عزیزان قرار گیرد...(دکتر پیمان اخوان)

1.تعیین هدف دانش در سازمان:هدفهای مدیریت دانش در ابتدا باید مشخص گردد.هدفهای مدیریت دانش در دوسطح عملیاتی و راهبردی با توجه به اهداف اصلی سازمان تعیین میگردد.در سطح راهبردی نگهداری سازمان بر پایه مدیریت دانش و ایجاد فرهنگ انجام می شود و در سطح عملیاتی با توجه به اهداف باید برنامه های لازم برای دستیابی به اهداف شناسایی، توزیع، به کارگیری و نگهداری شود.

2. کشف دانش: شناسایی منابع دانشی درون و بیرون سازمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

3. کسب دانش از افراد خبره

4. خلق دانش جدید در سازمان

5. سازماندهی و نگهداری دانش: اینکه چه دانشی در کجا و تا کی باقی بماند و نگهداری آن چگونه باشد که بهترین قابلیت بازیابی فراهم گردد

6. تسهیم و تبادل دانش

7. به کارگیری و توسعه دانش: دانش به کار گرفته شده باید تاثیر خود را در افزایش کارایی و اثربخشی سازمان نشان دهد.

8. ارزیابی دانش: باید دانش به دست آمده به لحاظ میزان رشدی که برای سازمان ایجاد نموده مورد ارزیابی قرار گیرد.(مریم فیلسوفیان)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای مهدی حسینی سرخوش به شرح ذیل انجام پذیرفت:


مروری بر مدل‌های مطرح شده به منظور استقرار مدیریت دانش در ادبیات تحقیق و مدل‌های توسعه یافته در سازمان‌های پیشرو حاکی از وجود تنوع بسیار گسترده این مدل‌ها می‌باشد.
به عنوان مثال سازمان بهره‌وری آسیا (APO) چهار مرحله بر استقرار مدیریت دانش توصیه می‌کند: تشخیص، طراحی، توسعه و استقرار.
1) در مرحله تشخیص دو کار باید انجام شود: 1) ارزیابی سطح بلوغ و 2) شناسایی شکاف دانش.
2) در مرحله طراحی استراتژی مدیریت دانش، برنامه‌ها، اقدامات عملیاتی و شاخص‌های کلیدی موفقیت برای ارزیابی تدوین می‌شود.
3) در مرحله توسعه، پس از اولویت‌بندی برنامه‌ها، برنامه پایلوت به صورت اجرا می‌شود. 
4) در مرحله استقرار مدیریت دانش در سراسر سازمان استقرار یافته و از طریق فرهنگ‌سازی و ارزیابی مستمر در سازمان نهادینه می‌شود.
علاوه بر این، عوامل متنوعی وجود دارد که می‌تواند بر موفقیت استقرار مدیریت دانش در سازمان اثرگذار باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:
• تعهد مدیریت ارشد
• فرهنگ سازمانی
• زیرساخت‌های IT
• ساختار سازمانی و فرآیندها
• نظام انگیزشی
• همراستایی با مأموریت و راهبردهای سازمان
بررسی مدل‌های مختلف استقرار مدیریت دانش بیانگر حاکمیت رویکرد عقلایی از بالا به پایین در این مدل‌ها می‌باشد (یعنی انطباق عمودی نظام مدیریت دانش با راهبردها و الزامات فرادستی). علاوه بر این یک مدل استقرار مدیریت دانش اثربخش بایستی همراستایی و انطباق افقی خود را با سیستم‌های جاری سازمان (مانند مدیریت کیفیت یا مدیریت پروژه) حفظ نمایند. بنابراین مدل‌های استقرار مدیریت دانش باید دربردارنده تجزیه و تحلیل محیطی (فرصتها و تهدیدها) و تجزیه و تحلیل سطح بلوغ سازمان (قوتها و ضعفها) باشد.
در نهایت با بررسی مدل‌های مختلف موجود برای استقرار مدیریت دانش و در نظر داشتن عوامل مذکور برای موفقیت مدیریت دانش و بهره‌گیری از نظرات مشارکت‌کنندگان در بحث، برای استقرار مدیریت دانش در سازمان مراحل زیر توصیه می‌شود:
1) تشکیل تیم مدیریت دانش: 
در این مرحله تیم مدیریت دانش تشکیل، وظایف، مسئولیت‌ها و اختیارات آنها مشخص می‌گردد. این نکته حائز اهمیت است که در تشکیل تیم بایستی صلاحیت‌های مورد نیاز اعضای تیم مدیریت دانش در افراد کاندید وجود داشته باشد یا از طریق آموزش به آنها انتقال یابد.
2) ارزیابی سطح آمادگی سازمان برای استقرار مدیریت دانش: 
در این مرحله نقاط قوت و ضعف سازمان شناسایی و اقداماتی در جهت تقویت و استمرار نقاط قوت و حذف یا تعدیل نقاط ضعف تعریف و اجرا می‌شود. در این مرحله می‌توان از مدل‌های سنجش سطح بلوغ مدیریت دانش نظیر K3M برای ارزیابی وضعیت سازمان به لحاظ زیرساختها، منایع انسانی و... بهره گرفت.
۳) تدوین راهبرد دانش سازمان: 
در این مرحله حوزه‌های دانش کلیدی شناسایی، ارزیابی و راهبردهای مناسب هر حوزه انتخاب می‌گردد. برای این منظور می‌توان از مدل شرکت زیمنس الگو گرفت:
4) تدوین برنامه‌های راهبردی مدیریت دانش: 
در این مرحله اقدامات راهبردی مدیریت دانش در راستای راهبردهای دانشی تدوین شده سپس تبدیل به برنامه‌های عملیاتی می‌گردد. در این مرحله می‌توان از ابزارهای مناسب برای توسعه فرآیندهای مدیریت دانش بهره برد که نمونه‌ای از آن از APO در ادامه ارائه شده است:
5) استقرار آزمایشی (پایلوت): 
این مرحله شامل تعریف معیارهای انتخاب پایلوت، انتخاب پایلوت، فراهم‌سازی زیرساخت‌های لازم در پایلوت انتخاب شده، فرهنگ‌سازی و استقرار در پایلوت می‌باشد. در این مرحله می‌توان از روش‌های مذکور برای ارزیابی سطح آمادگی بخش‌های مختلف یک سازمان بهره برد. علاوه بر این می‌توان از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره مانند AHP برای مقایسه آمادگی بخش‌های مختلف استفاده نمود.
6) پایش استقرار مدیریت دانش در پایلوت انتخابی و توسعه آن به سایر بخش‌های سازمان: 
در این مرحله بایستی موفقیت استقرار مدیریت دانش در سازمان و بازده آن (ROI) را مورد ارزیابی قرار داد. در صورت رضایت‌بخش بودن نتایج، استقرار مدیریت دانش در سایر بخش‌های سازمان ادامه خواهد یافت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم مهندس الناز رفیعی پور به شرح ذیل انجام پذیرفت:

باسلام و باتشکر از اعضای فعال گروه جناب آقایان: موثقی، متولیان، خادم الحسین، رضاییان، M.S.A ، زیدآبادی، نجاتی، اشنه در، مهریار، اللهیاری، جنیدی، کازرونی، R, صمدی و دکتر اخوان.

خانم ها: مسجدی، راحله، فیلسوفیان و تمامی دوستان.

همچنین، باتوجه به مطالب ارائه شده و گستردگی موضوع هفته به نظر می رسد که هنوز تحقیقات بسیاری در این زمینه نیاز است.

موضوع هفته: مدیریت دانش چگونه می تواند در صنعت درمان و پزشکی کشور مورد استفاده قرار گیرد؟

Healthcare Knowledge Management

ایجاد نظام مند، مدل سازی، تسهیم و ترجمه دانش مراقبت سلامت است تا کیفیت مراقبت های بهداشتی را ارتقا دهد.

چشم انداز مطلوب:

 "هیچ‌كس نباید به‌دلیل عدم دستیابی به دانشی كه پیش‌تر در سازمانی دیگر خلق شده است بمیرد یا با مشكل مواجه شود."

1.کلیه مراکز درمانی دولتی و خصوصی کشور به صورت شبکه به یکدیگر متصل شوند. علاوه بر دفترچه سلامت کلیه گزارشات ارجاعات، درمان، نوع بیماری های مختلف فرد که در سنین مختلف به آن دچار شده در این سیستم شبکه ای درمانی موجود باشد. با مراجعه بیمار به بیمارستان، پزشکان با ورود نام و آی دی نامبر فرد کلیه شرح حال قبلی او را رصد کنند. پس ایجاد یک شبکه منسجم و یکپارچه در این حوزه نیاز کشور است. همچنین وجود پایگاه دانشی مشترك برای آگاهی از نتایج كلی روی كل بیماران می تواند بسیار مفید باشد تا از تجربیات مشترك به نفع بیمار استفاده شود.

2.نقش مدیریت دانش در حوزه پزشکی به واسطه نقش فناوری اطلاعات و زیر ساخت های آن اهمیت بسیاری دارد اما یکی از اقداماتی که می توان در این حوزه نام برد بحث داده کاوی می باشد، که می توان با استفاده از روش ها والگوریتم های آن برای تحلیل داده و خلق دانش جدید در این حوزه استفاده کرد. می توان شاخص های سلامت جامعه از منظر جسمی و روحی را رصد نمود و با تغییراتی در فاکتورهای غذایی و مدلها و سبک زندگی مردم با اثرات منطقه ای و کشوری آن را اندازه گیری نمود. قابل ذکر است که این داده کاوی ها نیاز به انسان های با IP یا کد مشخص دارد که دائما بتوان آن ها را رصد نمود و پیش بینی هایی در این زمینه ارائه کرد. البته مرز حریم خصوصی و امنیت اطلاعات نیز بسیار حائز اهمیت می باشد. در حال حاضر سیستم های خیلی خوب HIS(سیستم اطلاعات درمانی) درمراکزدرمانی کشور ما نصب و فعالیت می کنند اما از این حجم داده و اطلاعات به ندرت جهت تحلیل و داده کاوی استفاده می شود البته این کار مستلزم همکاری نزدیک افراد حوزه فناوری اطلاعات با متخصصین و کارمندان این حوزه( پزشکان ، پرستاران ، پژوهشکران ... ) می باشد.

3.یكی از كاربردهای جدی مدیریت دانش در حوزه درمان، بهره گیری از آن در حوزه خطاهای پزشكی است. خطای پزشكی به‌دلیل عوامل متعدد اثرگذار در تصمیم‌گیری پزشك، همواره محتمل است و دور از ذهن نیست. با توجه به اثرات بسیار جدی و مخرب این خطاها و بحث جان انسان‌ها، تكرار آنها به هیچ عنوان پذیرفته نیست. بنابراین مدیریت دانش می تواند توانمندسازی بسیار اثرگذار در حوزه پیشگیری از تكرار خطاها باشد. كلیدی ‌ترین حوزه مأموریتی یك نظام سلامت، ارتقای سلامت (بهداشت) و كاهش مرگ و میر است (درمان) است كه باید نقش مدیریت دانش را در این مسیر تعیین نمود. بعلاوه مدیریت دانش بر اساس تجربیات از یادگیری سازمانی نیز پشتیبانی می کند.

4.یکی از راه های انتقال دانش پزشکی، استفاده از شبکه های اجتماعی حرفه ای است که هم اکنون پزشکان با ایجاد گروه های تخصصی، تجربیات و مهارت های خود در خصوص کیس ها و مشکلات خاص را به اشتراک گذارده و از دانش خبرگان بهره می برند.به عبارت دیگر، اگردر مدیریت دانش به بعد دانش ضمنی آن بپردازیم یکی از مهمترین ابزارها شبکه های اجتماعی می باشند.

5.در برخی بیمارستان های خصوصی حضور متخصصین بازنشسته و سهامدار در کنار نیروی غیر استخدامی کمک مفیدی به کاهش عوارض جراحی ها می باشد.

6.مراجعه کلیه کادر درمانی به ویرایش های جدید کتب مرجع در حوزه پزشکی نیز می تواند به کسب دانش جدید کمک کند.

7.وجود سیستم های داروخانه ای پیشرفته و سراسری در کشور می تواند نمونه ای از اجرای مدیریت دانش داروخانه ای باشد.

8.وجود سیستم تشخیص قبل از مراجعه بیمار به دکتر در ایران که عملکرد آنها مانند سیستم های خبره بوده و باتوجه به دانش ثبت شده در سیستم و همچنین سابقه بیمار در آن می تواند قبل از مراجعه به پزشک، تشخیص و تجویز نماید.

9.هم اکنون نرم افزارهای بسیاری در حوزه سلامت خلق شده است که یکی از قوی ترین اپلیکیشن های نشر دانش در حوزه پزشکی uptodate است که بیشتر پزشکان، دانشجویان پزشکی و پرستاران در سراسر دنیا از آن استفاده می کنند و هر ساله آخرین اطلاعات و رفرنس های معتبر جهانی را به روز کرده و ارائه می کند، اما متاسفانه در ایران به صورت کرک شده دراختیار پزشکان قرار می گیرد، این اپلیکشن توسط یک گروه قدرتمند از پزشکان و مهندسین فناوری اطلاعات پشتیبانی شده و آخرین اطلاعات و دانش در این حوزه را منتشر می کند. در حال حاضر اپلیکیشن هایی پیاده سازی شده است که از کاربر اطلاعاتی دریافت و نزدیکترین بیماری را به شما معرفی می کند و یا تجربه افراد را پس از بررسی به اشتراک می گذارد. لازم است تا اینگونه نرم افزارها نیز به راحتی در اختیار پزشکان کشور قرار بگیرد.

10. از مزایای استفاده از مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی می توان به کاهش هزینه ها، کاهش خطاهای پزشکی، افزایش کیفیت مراقبت، یادگیری سازمانی و افزایش همکاری و نواوری اشاره کرد.

11.افزایش هزینه های بهداشتی و درمانی یکی از چالش های پیش روی نظام های بهداشت و درمان در سراسر جهان می باشد. استفاده از IT در سلامت، سیاست پشت پرده کاهش هزینه ها می باشد. پروژه های: پرونده الکترونیک سلامت و تله مدیسین، مراقبت های بهداشت عمومی الکترونیک، مراقبت های خانگی الکترونیک و طراحی سیستم های خبره در حوزه فاوا پزشکی و... همه و همه در جهت کاهش هزینه های مراقبت بهداشتی و زیرمجموعه های کاربرد مدیریت دانش در نظام سلامت می باشند. برای مثال کاربرد تله مدیسین به این صورت است که انتقال دانش تخصصی از فرد متخصص به فرد عادی صورت می گیرد. در این رابطه نیروی دریایی ارتش ایران از این فناوری برای انتقال دانش تخصصی پزشکی از راه دور بر روی ناو و اجرای آن حتی به دست یک ملوان استفاده می کند.

12.مدیریت دانش در سیستم سلامت و پزشكی می تواند برای تسهیل در امر تصمیم گیری خصوصا در شرایط سربار اطلاعاتی و یا فقدان اطلاعات كافی در مورد بیمار یا سیستم مورد نظر به کار رود و این در شرایط بحرانی مخصوصا برای جلوگیری از اتلاف وقت بسیار مفید خواهد بود. سیستم های فناوری اطلاعات كه برای توانمندسازی مدیریت دانش در سلامت و پزشكی به كار رفته اند برای پشتیبانی از تصمیم گیری و مدیریت دانش می باشند.

13.دانش پزشکی همواره با کثرت اطلاعات همراه است و هر پزشک چنانچه بخواهد در درمان بیمارانش موثر و موفق واقع شود باید با دانش و تجارب روز آشنایی داشته باشد برای رسیدن به این هدف مدیریت دانش می تواند راهگشا باشد.

 

14.همچنین، پزشکانی که دانش و تجربیات خود را تنها در ذهن خود دارند باید به دانش آشکار تبدیل کنند که به نظر می رسد بهترین شیوه برای تحقق این امر نیز استفاده از فناوری اطلاعات باشد. البته اعتقاد پزشکان به استقرار مدیریت دانش بسیار در این مسیر کمک کننده است.

15.مدیریت دانش باعث برانگیختن تغییرات فرهنگی و نواوری خواهد شد که در آغوش تغییر و تشویق ایده های جدید پزشکی صورت می گیرد. آنچه در تفکر نظام نواوری سلامت مد نظر می باشد این است که دانش در اختیار یک فرد یا گروه خاصی از افراد نیست بلکه دانش در بین شبکه ذینفعان توزیع گردیده؛ از همین روی برای دستیابی به دانش کامل، شبکه سازی ذینفعان و افزایش انسجام شبکه ذینفعان اقدامی مبنایی محسوب می شود.

16.سیستم های استنتاج مبتنی بر مورد(CBR)؛ نقش موثری در زمینه مدیریت دانش در حوزه پزشکی دارند که ثبت تمامی بیماری ها و علایم و نتایج و همچنین روش های درمانی را شامل می شود. با ملزم کردن پزشکان کشور به استفاده از این سیستم، یک پایگاه دانش عظیم از بسیاری از بیماری ها و تمامی مطالب مربوط به آن جمع آوری می شود. بعلاوه، از استدلال مبتنی بر قانون(RBR) هم می توان بهره گرفت. که برای ساختن قوانین علاوه بر نظر خبرگان، از تکنیک های داده کاوی از جمله ساخت درخت تصمیم و حتی قوانین تلازمی می توان استفاده کرد. البته استفاده از این روش بیشتر در تشخیص پزشکی کمک کننده خواهد بود.

17.خطای پزشکی علت میلیون ها آسیب و صدهزار مرگ و عوارض ناشی از دارو در سال می شود. کاربرد مدیریت دانش در قالب استفاده از سیستم های پشتیبانی از تصمیم و پروتکل های مدیریت بیماری و سیستم های پشتیبانی از تجویز دارو؛ همه و همه تاثیر مثبت در کاهش خطای انسانی و پیشگیری از عوارض دارویی دارد و پیامد آن کاهش هزینه ها در این عرصه می باشد.

18.یکی از مشکلات موجود نحوه کد گذاری اطلاعات می باشد، اگر به کمک فناوری اطلاعات و دانش تخصصی پزشکی تمام موارد تا جای ممکن به صورت کد ذخیره شود آنگاه در تحلیل داده ها و خلق دانش جدید کمک شایانی خواهد شد. در رابطه با ثبت و اشتراك و انتقال دانش در این حوزه، سازمان جهانی بهداشت یک روش كدینگ برای دانش در حوزه سلامت ارائه كرده است كه لازم است تمام كشور ها از آن استفاده كنند، این روش سالهاست در قالب كد های icd 9 و icd1 در مراكز درمانی استفاده می شود و گزارشات و تحلیل های خوبی با استفاده از داده کاوی ها و غیره نه تنها برای ایران بلكه برای دنیا ارسال و پردازش می شود. کدینگ های پزشکی معمولا از انواع منابع در رکورد مراقبت های بهداشتی مانند رونویسی از یادداشت های پزشک، نتایج آزمایشگاهی، نتایج رادیولوژیک، و منابع دیگر گرفته شده است. کدهای بدست آمده، برای پیگیری بیماری هایی، از جمله بیماری های مزمن استفاده می شود.

19.همچنین وضع قوانین و استانداردها از طرف دولت می تواند در این امر کمک کننده باشد. ملزم کردن سازمان های بهداشتی درمانی به اجرای استانداردهای بین المللی از جمله استاندارد تبادل اطلاعات HL7 در علوم پزشکی که همکاری میان متخصصین را به منظور ایجاد استانداردهای تبادل اطلاعات مدیریتی و یکپارچگی اطلاعات الکترونیکی سلامت موجب می شود.

20.استفاده از پرونده الکترونیک سلامت، بهداشت عمومی مبتنی بر شواهد، خدمات موبایل، وب2 و وب3 و پورتال های سلامت نیز از جمله دیگر ابزارهای مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی و بهداشتی هستند.

21.در فضای نظام سلامت کشور یکی از نقاط ضعف جدی ارتباط ضعیف متخصصان حوزه سلامت با فناوری اطلاعات است که بهره گیری از ابزارهای نرم افزاری را دشوار کرده است. این در حالی است که اتفاقا این طیف علاقه بسیاری به ارتباطات رو در رو دارند که بهره گیری از تکنیکهایی چون AAR و COP را توجیه می کند.

22.قابل ذکر است که نظام سلامت نباید تنها بر حوزه درمان متمرکز شود. بخشهای بسیار مهم دیگری که کاربردهای مدیریت دانش در آنها قابلیت ارزش آفرینی بسیاری دارد حوزه پیشگیری (بهداشت) و حوزه مدیریت و هدایت نظام سلامت است. لزوما نباید مدیریت دانش در حوزه سلامت را به موضوعات نرم افزاری محدود کنیم تا بتوان ارزش آفرینی مورد انتظار از مدیریت دانش در این حوزه را کسب کرد.

23.یکی دیگر از فواید مدیریت دانش در حوزه پزشکی، گردآوری نشانه‌ها و علایم تشخیصی در سراسر جامعه (سطح استان، کشور، جهان) و تبادل دانش پیرامون بیماری های ناشناخته است. اینگونه است که دیگر پزشک و بیمار، سراسیمه خود را به آزمایشهای گوناگون نمی سپارند تا با آزمون و خطا، متوجه نوع بیماری شوند. در نتیجه، ثبت و تبادل دانش، فعالیت کلیدی در این الگو به شمار می‌رود.

24.بسیاری از روندهای پزشكی با علوم جدید دگرگون شده و روش های درمانی نوین می بایست جایگزین روشهای كهنه و چه بسا خطر آفرین برای بیمار شوند و همه این ها در فرایند فراموشی فعال دانش تا حد زیادی قابل تحقق است. در رابطه با فراموشی دانش یکی از موارد موفق در حوزه پزشکی که بطور جد هر ساله برگزار می شود بحث بازآموزی اجباری می باشد که نوعی به روز کردن، انتقال، ثبت و مهمترین آن منسوخ کردن دانش است. در تمامی رشته های پزشکی کنگره های سالیانه برگزار می شود که پزشکان برای کسب امتیاز باید در آن ها شرکت نمایند. در فراموشی فعال در این حوزه باید در تمامی سطوح عمل شود که بخشی می تواند همین سمیناره ها و کنگره ها و بخش مهم دیگر می تواند در محل کار و همزمان صورت گیرد.

25.می توان با استفاده از شبکه های اجتماعی و کمی خلاقیت برای بحث نوبت دهی افراد در بیمارستان ها و پذیرش، ترخیص و راهنمایی بیماران در حین مداوا و حتی در موارد اورژانس کمک به استقرار سریع تر بیمار در بخش ها یا اتاق های عمل و هماهنگی سریع کادر درمانی کرده و یا بحث پزشک خانواده را با استفاده از این شبکه ها تکمیل تر کرد.

26.تعریف دانش در تاثیر مدیریت دانش بر حوزه سلامت از اهمیت وافری برخوردار است. همچنین، به منظور بررسی نقش مدیریت دانش در نظام سلامت، لازم است تا مدل و چارچوبی جامع، مبنا و ابزار تحلیل قرار گیرد تا کلیه ابعاد مدیریت دانش را بصورت گسترده پوشش دهد؛ مانند تولید تحقیقات و علم در این عرصه و طراحی نظام ملی تحقیقات، بکارگیری علم در قالب فناوری های سلامت، انتشار علم و فناوری در پاسخ به نیاز جامعه از طریق برگزاری همایش ها و... . قابل ذکر است که نقشه جامع سلامت بر اساس مدل نظام نوآوری تنظیم گردیده است و این تفکر از بندهای کلیدی نظام تحول سلامت به شمار می آید.

با تشکر از آقای دکتر اخوان بابت فرصتی که به بنده دادند تا در خدمت دوستان باشم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات خانم الناز رفیعی پور:

یکی از راههای انتقال دانش از طریق شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام است که هم اکنون پزشکان با ایجاد گروههای تخصصی نظیر پزشک و قانون و یا متخصصین زنان کرج تجربیات و مهارتهای خود در خصوص کیسها و مشکلات خاص را به اشتراک گذارده و از دانش خبرگان بهره می برند.در برخی بیمارستانهای خصوصی حضور متخصصین بازنشسته و سهامدار در کنار جراحان پره ویلیج و غیر استخدامی کمک مفیدی جهت کاهش عوارض جراحیهاست اما عدم وجود مدیریت دانش در سیستم درمانی و عدم مراجعه کلیه کادر درمانی و انتظامی در حوزه پزشکی به ویرایشهای جدید کتب مرجع در هر رشته یکی از افات درمان در کشور است. مدیریت دانش تنها مربوط به پزشکان نیست. با توجه به رخدادهای چندوقت اخیر در برخورد با جامعه پزشکی وجود داشته و همیشه هم بوده نیاز است تا نسبت به ظرایف درمان و برخی مسایلی که اگاهی از انها برای بیماران در مواجهه با خطاهای پزشکی و عوارض احتمالی اقدامات درمانی که جزیی از پروسه درمان هستند مفید است اشنایی بیابند. (سید پیمان خادم الحسینی)

§    وجود سیستم داروخانه ای در ایران را نمونه ای از این بحث دانست. که با فرستادن نام دارو، داروخانه هایی که داروی مورد نظر را دارند معرفی می شوند. همچنین به تازگی مبحثی با عنوان وجود سیستم تشخیص قبل از مراجعه بیمار به دکتر در ایران مطرح شده است که عملکرد آنها مانند سیستم های خبره بوده و باتوجه به دانش ثبت شده در سیستم و همچنین سابقه بیمار در آن می تواند قبل از مراجعه به پزشک، تشخیص و تجویز نماید. بر اساس آمارهای جهانی یک پزشک معمولا یک سوم از وقتش را به تحلیل اطلاعات و خلق دانش اختصاص می دهد و در طول یک دوره فعالیت حرفه ای یک پزشک، حجم دانش پزشکی چهار برابر می شود.

§   مزایای استفاده از مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی: 1.کاهش هزینه ها 2.کاهش خطاهای پزشکی 3.افزایش کیفیت مراقبت 4.یادگیری سازمانی 5.افزایش همکاری و نواوری

افزایش هزینه های بهداشتی و درمانی یکی از چالش های پیش روی نظام های بهداشت و درمان در سراسر جهان می باشد. بطور مثال در کانادا در سال2007 هزینه های بهداشت و درمان تقریبا سه برابر هزینه ها در سال 1975 بوده است. دولت ها درصدد کاهش این هزینه ها هستند. استفاده از IT در سلامت، سیاست پشت پرده کاهش هزینه ها می باشد. پروژه های: پرونده الکترونیک سلامت و tele medicine، مراقبت های بهداشت عمومی الکترونیک و مراقبت های خانگی الکترونیک، همه و همه در جهت کاهش هزینه های مراقبت بهداشتی گام برمیدارد. و تمام این ها زیرمجموعه های کاربرد مدیریت دانش در نظام سلامت می باشند.

خطای پزشکی در امریکا علت میلیون ها آسیب و صدهزار مرگ و عوارض ناشی از دارو در سال می شود. کاربرد مدیریت دانش در قالب استفاده از سیستم های پشتیبانی از تصمیم و پروتکل های مدیریت بیماری، سیستم های پشتیبانی از تجویز دارو؛ همه و همه تاثیر مثبت در کاهش خطای انسانی و پیشگیری از عوارض دارویی دارد و پیامد آن کاهش هزینه ها در این عرصه می باشد.

§    سایت SERMO سایتی است مخصوص پزشکان برای تبادل اطلاعات و همکاری بین پزشکان و بیان نقطه نظرات و دیدگاه های آنها

§    سایت Double check MD سایتی است بیمارمحور که عوارض جانبی داروها را در اختیار بیماران قرار می دهد.

§    سایت vital سایتی است که به بیماران کمک می کند تا پزشکان مورد نظر خود را پیدا کنند و درباره آن ها نظر بدهند.

§    سایت patients like me سایتی است برای بیماران با شرایط زندگی تهدید آمیز

§  پرونده الکترونیک سلامت(electronic health record) دو نقش کمک کننده دارد. یکی برای پزشکان در درمان بیماری ها و تشخیص های بهتر و درست تر و دیگری برای مدیران در به دست آوردن داده های مربوط به فرایند مدیریت کیفیت

§  بهداشت عمومی مبتنی بر شواهد( evidence-based public health "EBPH") بهداشت عمومی کمتر از سایر بخش های جامعه از فناوری اطلاعات استفاده می کند. بیشتر از تصمیم بر مبنای داده به تصمیم بر مبنای دانش نیاز است و همچنین بیشتر از پزشکی بر مبنای تجربه، پزشکی بر مبنای شواهد ضروری است که هر دو توسط مدیریت دانش انجام پذیر هستند.

§  خدمات موبایل(mobility) زمانی صورت می پذیرد که بیمار در نقطه ای دور از مرکز خدمت قرار دارد. در جامعه مجازی بر اثر گسترش خدمات موبایل مانند مراقبت های بهداشتی خانگی الکترونیکی و تله مدیسین نقش مدیریت دانش موبایل بزرگتر می گردد.

همچنین وب2 و وب3 و پورتال های سلامت نیز از جمله دیگر ابزارهای مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی و بهداشتی هستند.

§    CPOE(سیستم اطلاعات بیمارستانی)

فرایندی مشتمل بر ورود الکترونیکی دستورات پزشکی به منظور درمان بیماران تحت نظر پزشک است. که در آن دستورات از طریق شبکه کامپیوتری به کارکنان درمانی و سایر بخش ها( داروخانه، آزمایشگاه، رادیولوژی و..) منتقل می شود.

computerized physician order entry (CPOE)

مزایا:

1.کاهش تاخیر در ارائه دستورات

2.کاهش خطاهای ناشی از نسخه نویسی دستی

3.چک کردن خطا در تمامی مراحل تجویز دارو ویا انجام آزمایش

4.تجویز داروهای ارزان تر باهمان تاثیرات(بخصوص آنتی بیوتیک ها)

5.کاهش درخواست آزمایشات غیرضروری

6.امکان چک کردن تاثیرات داروها برهمدیگر

7.امکان ایجاد سیستم های هشداردهنده خطا در تجویز دارو و....

معایب

1.تاخیر در ورود دستورات(به ویژه در اورژانس) به علت تجربه ناکافی پزشک و پرسنل در کار با آن

2.ارتباط کندتر و بدتر

3.احساس کاذب امنیت و تصور عدم امکان بروز اشتباه

4.عادت به انتخاب میان بر و defaultهای نامناسب برای سالمندان و افراد کم وزن

5.بروز وقفه های مکرر در انجام کار به علت وجود سیستم های هشداردهنده و خطایاب و در نتیجه بی تفاوتی و بی توجهی تدریجی کاربران نسبت به آن

6.احتمال خرابی و بی ثباتی سخت افزاری و نرم افزاری و...

§  تاریخچه نظام اطلاعات بیمارستانی در ایران

دهه60

آزمایشگاه های تشخیص پزشکی(ذخیره نتایج آزمایش های بیماران، چاپ نتایج بر روی فرم های رایانه ای، توسعه شرکت های رایانه ای فعال در حوزه آزمایشگاه)

دهه70

1.فعالیت بخش خصوصی در حوزه نرم افزارهای پزشکی(اواسط دهه70)

2.اولین مجموعه نرم افزاری در بیمارستان از پذیرش تا ترخیص

3.مکانیزاسیون بیمارستان های کشور

4.توسعه فعالیت های بخش دولتی و رکود بخش خصوصی(اواخردهه70)

دهه80

1.افزایش فعالیت های بخش دولتی(ثبت سرطان، مکانیزاسیون داروخانه ها و...)

2.ظهور تکفا و تکفاب در سال 81،82

3.دعوت از فعالان بخش خصوصی

4.اعلام ویژگی های فنی سختگیرانه و اجرای استانداردهای متن باز

5.اجرای پروژه های مطالعاتی و تحقیقاتی( پورتال سلامت، پرونده رمز سلامتی، شناخت وضعیت اورژانس بیمارستان)

6.توسعه زیرساخت سخت افزاری و شبکه های ارتباطی

7.تدوین RFP سیستم اطلاعات بیمارستانی مناسب و امکان سنجی ایجاد کنسرسیوم

8.عدم توانمندی بخش خصوصی در تولید نرم افزار مناسب و برنامه توسعهHIS(نظام اطلاعات بیمارستانی) ملی با استفاده از یک محصول خارجی

9.بومی سازی دانش انفورماتیک سلامت برای تبدیل به فناوری و محصول مناسب

10.تدوین کتب متعدد( مطالعه تطبیقی سلامت الکترونیکی در جهان، سلامت الکترونیکی، پرونده الکترونیکی سلامت، مفاهیم، استانداردها و راهکار توسعه)

11.تدوین طرح پرونده الکترونیک بیمار

12.قانون برنامه چهارم توسعه(ماده 88)

§    استاندارد بین المللی تبادل اطلاعات HL7( health level seven) در علوم پزشکی و استانداردی قدرتمند در حوزه ehealth به شمار می رود که امروزه نرم افزارهای بزرگ علوم پزشکی به ویژه HIS بایستی بر اساس آن طراحی و پیاده سازی شود. این استاندارد همکاری میان متخصصین علوم و دانشمندان اطلاعات، برای ایجاد استانداردهای تبادل اطلاعات مدیریتی و یکپارچگی اطلاعات الکترونیکی سلامت را موجب می شود.HL7 استفاده از استانداردهای رایج در داخل و بین سازمان های مراقبت سلامت به منظور افزایش کارایی و اثربخشی ارائه خدمات سلامت برای همه را رایج و مرتفع می سازد.

برای سازمان های مراقبت بهداشتی این یک واقعیت است که فناوری فقط می تواند بعضی از نیازهای آن ها را براورده کند و چگونگی این براوردن به مدیریت دانش، ظرفیت مدیریت، تعیین نقش های دانش و غیره بستگی دارد. همچنین مدیریت دانش موثر، به فرهنگ تبادل دانش برای موفقیت نیاز دارد. خصوصا در مراقبت های بهداشتی این امری حیاتی است که پزشکان مزایای تبادل دانش را درک کنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات جناب آقای موثقی:

_ نقش مدیریت دانش در حوزه پزشکی خیلی پر رنگ می باشد، با توجه به اینکه در حال حاظر نقش فناوری اطلاعات و زیر ساخت های ان در پزشکی و مراکز تحقیقاتی دارای اهمیت بالا قرار دارد اما یکی از کارهای که می توان از ان برای بالابردن سطح مدیریت دانش در این حوزه نام برد بحث داده کاوری یا Data Mining نام برد، در حال حاضر در بیشتر کشورهای توسعه یافته از فن اوری اطلاعات فقط برای نگهداری انتقال وگزارش ... استفاده نمی کنند، بلکه با استفاده از روشها والگوریتم های داده کاوی برای تحلیل داده و خلق دانش جدید استفاده می شود در حال حاظر سیستم های خیلی خوب HIS درمراکزدرمانی کشور ما نصب و فعالیت میکنن اما از این حجم داده و اطلاعات به ندرت جهت تحلیل و داده کاوی مورد استفاده قرار میگرند ، مدیریت دانش می تواند با اینگونه روشها در خلق دانش کمک فراونی دراین رابطه انجام دهد ، اینکار مستلزم همکاری نزدیک افراد حوزه فناوری اطلاعات با افرادی که در این حوزه مشغول هستن ( پزشکان ، پرستاران ، پژوهشکران ... ) ، البته در این رابطه پژوهش های دانشگاهی انجام شده اما اینکه به عمل نزدیک بشه در کشورمون کمتر دیده شده ،جالب بدانید که در حال حاضر در بعضی کتب نام دیگر داده کاوی Knowledge Extraction" می باشد.

در این رابطه نرم افزار های مختلف تولید شده ، یکی از قوی ترین اپلیکشن های در رابطه با نشر دانش در حوزه پزشکی اپلیکشن uptodate هست که بیشتر پزشکان ، دانشجویان پزشکی ، پرستاران ، در سراسر دنیا استفاده میکنن و هر سال اخرین اطلاعات و رفرنس های معتبر جهانی رو به روز میکنه ، این اپلیکشن قیمت بالای داره اما متاسفانه در ایران به صورت کرک شده دراختیار پزشکان قرار میگیره ، این اپلیکشن توسط یک گروه قدرتمند از پزشکان و مهندسین فن اوری اطلاعات پشتیبانی میشه ، و اخرین اطلاعات و دانش در این حوزه منتشر میشه ، جالبه بدانید که حتی افراد عادی نیز به راحتی می توانن از این اپلیکشن استفاده نمایند. در حال حاضر اپلیکشن های پیاده سازی شده که از شما اطلاعاتی در حوزه پزشکی دریافت و نزدیکترین بیماری را به شما معرفی میکند یا تجربه شما رو بس از بررسی به اشتراک میگذارد ، این ها همه نقش مدیریت دانش در حوزه سلامت میتونه باشه. اتفاقی که در خیلی از موارد , Telemedicin در رابطه با مدیریت دانش می افته اینکه انتقال دانش تخصصی از فرد متخصص به فرد عادی صورت میگره ، در این رابطه نیروی دریایی ارتش ایران از این فناوری برای انتقال دانش تخصصی پزشکی از راه دور بر روی ناو و اجرای ان حتی به دست یک ملوان استفاده میکنه ، در رابطه با ثبت و اشتراك و انتقال در این حوزه باید بدانیم كه سازمان جهانی بهداشت روش كدینگ برای دانش در حوزه سلامت ارائه كرده كه تمام كشور ها باید از این كدینگ استفاده كنن ، این روش سالیان سال هست در قالب كد های icd 9 و icd1 (International Classification of Diseases در مراكز درمانی انجام میشه و گزارشات و تحلیل های خوبی به صورت یونیك نه تنها برای ایران بلكه برای دنیا ارسال و پردازش می شود ،

اخیرا تحقیقاتی در حوزه بیماریهای خاص گوارش در دو مرکز تحقیقاتی جداگانه داشتم ، ثبت و گزارش به نحوه خوبی انجام میشد اما بیشتر گزارشات و تشخیصات پزشکی در این رابطه بصور متن بود و ورود متون توسط انسان ممکن هست اعتباره داده و در نتیجه کزارشات ان را تحت شعاع قرار دهد،...

مشکلی که در رابطه با حوزه مدیریت دانش دیده میشد این بود اطلاعات در ان حوزه بصورت خاص کد کذاری نشده بود ، اگر به کمک فن اوری اطلاعات و همچنین دانش تخصصی پزشکی تمام موارد تا انجای که بشه همه رو به صورت کد ذخیره کرد انگاه در تحلیل داده ها و خلق دانش جدید میشه کمک شایانی انجام داد...

در این باره پیشنهاد شد حتی ورود داده به سیستم توسط انسان نباشه ، یعنی بعد ریز کردن و کد گذاری خاص توسط ماشین علامت خوان ورود داده شود ، انگاه تمامی متون خاص رو در این حوزه به صورت ریز خواهید داشت ، حال با اگوریتم های داده کاوی می توان تحلیلی بسیار ارزشمند از این نوع انجام داد ....

پس مهمترین دیدگاه ما هست نسبت به انچه تخصص داریم که در جای داده میبینیم در جای اطلاعات و در جای دانش ....

پس برای هر سناریو می توان به هر شکل نگاه کرد، مهمترین اصل اینکه چی می خوایم ، چکار میتونیم انجام بدیم ، و چه امکاناتی داریم.

همین پیشگیری (بهداشت ) از همین تحلیل اطلاعات بدست میاد ، سیستم اطلاعات بیمارستان یا HIS و سیستم های اطلاعاتی در این حوزه نقش بسزای در همین مقوله پیشگیری دارن ، تحلیل داده ها و اطلاعات از همین سیستم هاست که میتونه خیلی سریعا در پیشگیری کمک کنه ، در واقع فناوری اطلاعات باید در خدمت مدیریت دانش باشه تا عملکرد سریع ، دقیق ، و ارزش افرینی ان حس بشه ، در واقع تنها سیستم های نرم افزاری نیست که میتونن در این حوزه مفید باشن بلکه سیستم های سخت افزاری مختلف در سیکل اطلاعات دخیل هستن ، در حال حاضر علم مهندسی پزشکی در حوزه تولید تجهیزات برای ارتباط با سیستم های اطلاعاتی پزشکی و یا بیمارستانی از انواع خروجی برای ارتباط سریع استفاده میکنن، به طور مثال در منطقه ای تعداد مراجعه کننده برای یک بیماری در یک بازه زمانی بیشتر می شود ، تصور کنید این اطلاعات کجا باید ثبت بشه ، در چه بازه ای تحلیل بشه ، در چه بازه ای پیشگیری بشه ، پس حتما فناوری اطلاعات در تمامی سطوح باید دیده بشه تا بتوانیم مدیریت دانش موفق همراه با ارزش افرینی داشته باشیم.

در رابطه با فراموش دانش یکی از موارد موفق در این حوزه در پزشکی که بطور جد هر سال برگزار میشه بحث بازاموزی اجباری هست ، در واقع نوعی به روز کردن دانش ، انتقال دانش ، ثبت دانش ، و مهمترین ان منسوخ کردن دانش هست ، در واقع در تمامی رشته های پزشکی کنگره های سالیانه برگزار میشه که هر کدوم از این کنگره ها و سمیناره دارای امتیاز هست که تقریبا پزشکان برای بدست اوردن امتیاز باید شرکت نمایند ، اما در فراموشی فعال در این حوزه باید در تمامی سطوح عمل بشه که بخشی میتونه همین سمیناره ها و کنگره ها باشد و بخش مهمی دیگری میتونه در محل کار و همزمان صورت بگیرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

_ یك نمونه چشم‌انداز دانشی در حوزة سلامت: "هیچ‌كس نباید به‌دلیل عدم دستیابی به دانشی كه پیش‌تر در سازمانی دیگر خلق شده است بمیرد یا با مشكل مواجه شود."

یكی از كاربردهای جدی مدیریت دانش در حوزه درمان، بهره گیری از آن در حوزه خطاهای پزشكی است. خطای پزشكی به‌دلیل عوامل متعدد اثرگذار در تصمیم‌گیری پزشك، همواره محتمل است و دور از دهن نیست. با توجه به اثرات بسیار جدی و مخرب این خطاها و بحث جان انسان‌ها، تكرار آنها به هیچ عنوان پذیرفته نیست. بدین‌روی است كه مدیریت دانش می‌تواند توانمندسازی بسیار اثرگذار در حوزه پیشگیری از تكرار خطاها باشد.

چیزی كه باید به آن توجه شود، اثرگذاری مدیریت دانش در كلیدی‌ترین حوزه مأموریتی است. كلیدی ‌ترین حوزه مأموریتی یك نظام سلامت، ارتقای سلامت (بهداشت) و كاهش مرگ و میر است (درمان) است كه باید نقش مدیریت دانش را در این مسیر تعیین نمود، در تمامی بحثهای مطرح شده در مورد این موضوع، متاسفانه نگاه با نظام سلامت تنها بر حوزه درمان متمرکز شده است. بخشهای بسیار مهم دیگری که کاربردهای مدیریت دانش در آنها قابلیت ارزش آفرینی بسیاری دارد حوزه پیشگیری (بهداشت) و حوزه مدیریت و هدایت نظام سلامت است. هرچند که در سطحی دیگر میتوان به موضوع آموزش پزشکی و پیراپزشکی نیز با توجه به ارتباط زیاد آن با تجارب اشاره نمود. به عقیده من نگاه به مدیریت دانش در حوزه سلامت را اگر به موضوعات نرم افزاری مثلا HIS محدود کنیم ارزش آفرینی مورد انتظار از مدیریت دانش را نخواهیم داشت. همانطور که در ابتدای آغاز این بحث اشاره کردم سازمان بهداشت جهانی بدنبال توسعه یک تفکر مبتنی بر دانش در نظام سلامت است، البته موضوع بهداشت بسیار گسترده تر از این است. هرچند تحلیل داده های درمان در برنامه ریزی های بهداشتی تاثیر گذار است، اما موضوعاتی مانند ابعاد روانی، اجتماعی و معنوی سلامت از دیگر جنبه هایی است که از منظر سازمان بهداشت جهانی بسیار مورد تاکید هستند، نگاه درمان محور به موضوع سلامت، متاسفانه باعث آن میشود که ناخودآگاه جهت گیری تمامی موضوعات مدیریتی این سمت و سو را پیدا کند.

یکی از مجموعه کارهایی که طی سالهای گذشته در حوزه مدیریت دانش در نظام سلامت در آن حضور داشته ام، مرور تجارب توسعه شبکه های بهداشتی در کشور بوده است. این از موضوعاتی است که به عنوان تجربه برتر بین المللی شناخته میشود.

در حوزه بهداشت با توجه به زمینه های موضوعی و سطح دانش موضوعی آن بهره گیری از AAR و COP و ... بسیار اثربخش است.

در فضای نظام سلامت کشور متاسفانه یکی از نقاط ضعف جدی ارتباط ضعیف متخصصان حوزه سلامت با فناوری اطلاعات است که بهره گیری از ابزارهای نرم افزاری را دشوار کرده است. این در حالیست که اتفاقا این طیف علاقه بسیاری به ارتباطات رو در رو دارند که بهره گیری از این تکنیکها را توجیه میکند. (امید متولیان)

_ بحث دقیقتری از پیاده سازی مدیریت دانش در نظام سلامت در کشور آلمان وجود داره. به این صورت که کلیه مرکز درمانی دولتی و خصوصی به صورت شبکه به یکدیگر متصل هستند. کلیه افراد جدا از اینکه دفترچه ی سلامت شامل کلیه گزارشات ارجاعات , درمان, نوع بیماری های مختلف فرد که در سنین مختلف به ان دچار شده در ان درج شده است مضاعف بر آن تمام این اطلاعات در سیستم شبکه ای درمانی این کشور موجود است. افراد با اولین رجوع به نزدیکترین مرکز درمانی فقط ملزم به گفتن شرح حال کنونی هستند و پزشکان با ورود نام و آی دی نامبر فرد کلیه شرح حال قبلی او را رصد میکنند. پس ایجاد یک شبکه منسجم و یکپارچه در این حوزه نیاز کشور است.(شهره مسجدی)

_ در دنیای امروز از شبکه های اجتماعی به صورت حرفه ای برای مدیریت دانش استفاده میشود... ما هم باید به سمت استفاده از این راه برویم .... من فکر می کنم باید گردش اطلاعات مربوط به حوزه بهداشت در میان اصناف مرتبط با موضوع، پزشکان، دانشگاهیان و حتی بخشی از بدنه ی مردم اتفاق بیفتد تا شاهد یک نظام درست مدیریت دانش باشیم. (محمد صادق افراسیابی)

_ اگردر مدیریت دانش به مدیریت بعد ضمنی آن بپردازیم یکی از مهمترین ابزارها همین شبکه هآی اجتماعی هستند که سیستم آن را به همین منظور طراحی کرده و از آن بخوبی نیز بهره برداری می نمایند و.... به هرصورت اگر در این زمینه مطلبی توسط دوستان ارایه شود سپاسگزار خواهم بود. به نظر موضوع دانش یکسره و فقط (به جز دانش مهارتی و تجربیات پزشکان )به اطلاعات و داده می پردازد که بیشتر در حوزه دانش به اصطلاح‌ صریح بوده که مدیریت آن هم می تواند در قالب کتابداری و نهایتا مدیریت اطلاعات‌ صورت بگیرد در این حالت بیشتر ما راجع به داده و اطلاعات صحبت می کنیم که طبق طبقه‌بندی دانش، هنوز به دانش تبدیل نشدند پس پیشنهاد می شود قبل از اینکه راجع به مدیریت دانش قلم فرسایی شود بهتر است بدانیم دانش در حوزه سلامت یعنی چه؟ منتظر فرمایشات هستم. عرض کردم یکی از مصادیق دانش در حوزه سلامت و پزشکی تجارب پزشکان است که ممکن است صرفا با توجه به شرایطی خاص و نوع دانش و تخصص خاص یک پزشک به وجود آمده و در هیچ منبع رسمی و غیر رسمی و هیچ بانکی ذخیره نشود به نظر مدیریت دانش درحوزه پزشکی و سلامت باید به دنبال ارایه راهکاری جهت ثبت، به اشتراک گذاری و بهره برداری از آن باشد چرا که تمام نمونه ها و پیشنهاداتی که تا کنون در این گروه دیدم به حوزه مدیریت داده و اطلاعات بر میگردد تا دانش؟! مدیریت داده حتی اگر به خوبی هم مدیریت شود منجر به دانش نمی شود بلکه صرفا بانک اطلاعاتی است که اگر به دست اهلش برسد با زمینه دانشی او ترکیب شده و به دانش جدید تبدیل می شود پس الزاما مدیریت خوب داده و اطلاعات به معنی مدیریت دانش نیست.

یکی ابزارها و روش مدیریت دانش جهت انتقال و توسعه ی آن، روش استاد شاگردی است در بسیاری از حرفه هایی که کشور ما در آن زمینه دارای شهرت واعتبار جهانی است نظیر صنایع دستی، از جایگاه بالایی برخوردار بود که انعکاس آن در برخی از ضرب المثل ها نظیر "فوت کوزه گری " دیده می شود. این موضوع به شکلی بسیار خوب در نظام آموزشی پزشکی و باحضور دانشجویان دانش پزشکی در بیمارستان ها و دقیقا حضور پزشکان به همراه دانشجویان پزشکی هم بر بالین بیماران بستری و هم در هنگام عملیات پیچیده تر مثلا جراحی و ارایه و انتقال دانش به نوعی به توسعه و مدیریت دانش در همین زمینه است که هم بایستی بر روی نظام مندی بیشتر آن به ویژه ثبت و ضبط آنها برای استفاده هآی بعدی و هم برای استفاده از این روش جهت تغییر مدل و نحوه آموزش آن در سایر رشته ها می تواند به توسعه هر چه بیشتر و بهتر دانش منجر شود.با تشکر از نظرات دوستان، و بخصوص استاد محترم آقآی دکتر اخوان و معرفی مقاله و نظرات خوب و.....،، (اشنه در)

_ مدیریت دانش در سیستم سلامت و پزشكی میتواند در مرحله اول برای تسهیل قابلیتهای تصمیم گیری بهتر خصوصا در شرایطی كه یا سربار اطلاعات دارند یا هم فقدان اطلاعات كافی در مورد بیمار یا سیستم مورد نظر.و این در شرایط بحرانی هست كه از دست پزشك و مدیر كار زیادی ساخته نیست خصوصا در زمان محدود و مدیریت دانش اینرا تسهیل میكند و نتایج بهتری خواهد داشت.دوم اینكه یادگیری سازمانی را بالا خواهد برد با توجه به تكرار مسایلی كه بخشی از عملكرد خواهند بود و این طبق نظر دكتر دیوید گاروین هست كه گفت اگر میخواهید به جلو حركت كنید اغلب باید به پشت سر هم نگاه كرد.و این نیاز به یك نظام یادگیری داده محور دارد كه براساس تجربیات از یادگیری سازمانی پشتیبانی میكند. و اینكه مدیریت دانش باعث برانگیختن تغییرات فرهنگی و نواوری خواهد شد . و این کمک به پزشکان و مدیران عملیاتی در آغوش تغییر و تشویق ایده ها و بینش است که اغلب به نوآوری منجر میشود.

سیستمهای فناوری اطلاعات كه برای توانمندسازی مدیریت دانش در سلامت و پزشكی بكار رفته اند برای پشتیبانی از تصمیم گیری و مدیریت دانش هستند مثلا در) the Agency for Healthcare Research and Quality (AHRQ

در كشور امریكا هم هر مركز درمان و سلامت پایگاهی برای ثبت تاریخچه پزشكی هر فرد قرار داده و خوب از این جهت خوب هست كه وقتی پزشك به تاریخچه پزشكی بیمار نگاه میكنه مثلا میدونه چه دارویی رو مصرف كرده تا حالا و خصوصا در مورد بعضی دارها كه نباید چندین بار برای بهبود یك بیماری بكار برن خیلی مفی هست وگرنه برای بیمار مشكلاتی پیش میاد ولی در بعضی موارد پزشكان از ترس سو شدن ازمایشات اضافی روی بیمار انجام میدهند و شاید پایگاه دانشی مشترك ندارند تا از نتایج كلی روی كل بیماران باخبر باشند.و بتوانند از تجربیات مشترك به نفع بیمار استفاده كنند.(راحله)

_ دانش پزشکی همواره با کثرت اطلاعات همراه است وهرپزشک چنانچه بخواهد دردرمان بیمارانش موثر و موفق باشد باید با دانش و تجارب روزآشنایی داشته باشد برای رسیدن به این هدف در مراحل شناسایی وتسخیر و ذخیره سازی وبکارگیری دانش مدیریت دانش میتواند راهگشا باشدپزشکانی که دانش خود را تنهادر ذهن خود دارند باید به دانش آشکار تبدیل کنند به نظر میرسد بهترین شیوه برای تحقق از این امر بهره گیری فناوری اطلاعات است.

البته اعتقاد پزشکان به استقرار مدیربت دانش بسیار در این مسیر کمک کننده است. (نجاتی)

_ مدیریت دانش پزشکی پس از اجرایی شدن زیر ساختهای فناوری اطلاعات و تدوین قانون در این خصوص بسیار مفید می باشد.

میتوان شاخص های سلامت جامعه از منظر جسمی و روحی را رصد نمود و با تغییراتی در فاکتورهای غذایی و مدلها و سبک زندگی مردم اثرات منطقه ای و کشوری آن را اندازه گیری نمود. میزان ورزش کردن و سلامت جامعه نیز میتواند سنجیده شود.

یه جورایی دارم فکر میکنم این داده کاوی ها نیاز به انسانهای با IP یا کد مشخص دارد که دایما بتوان آنها را رصد نمود. البته پیش بینی روند ثبت اطلاعات اینو میگه. حال به مرز حریم خصوصی و امنیت اطلاعات میرسیم و این مقوله بسیار حائز اهمیت میباشد.(مهدی مهریار)

_ به نظر من سیستم های case base reasoning, CBR , استنتاج مبتنی بر مورد, نقش موثری در زمینه مدیریت دانش در حوزه پزشکی دارند. با بکارگیری CBR که از سال 2011 در اتحادیه اروپا به نحوی استفاده می شود, باعث ثبت تمامی بیماری ها و علایم و نتایج و همچنین روش های درمانی آنها می شود. با ملزم کردن پزشکان کشورهای اتحادیه اروپا به استفاده از این سیستم, یک پایگاه دانش عظیم از بسیاری از موارد بیماری و تمامی مطالب مربوط به آن جمع آوری شده است(مجید زید آبادی)

_ در حوزه پزشکی انواع مختلفی از دانش موجود می باشد.به طور مثال جمع آوری دانش پس از هر عمل جراحی و ثبت گزارش مهارتهای متخصص در یک سیستم اطلاعاتی بیمارستان می تواند اشتباهات را کم کرده و سرعت ارزیابی دانش پزشکی را افزایش دهد. و همچنین یکپارچه نمودن اطلاعات ناهمگن به پزشکان کمک می کند تا در زمان مناسب به اطلاعات مورد نیاز دسترسی داشته باشند.

Medicalclassification,or medical coding

فرایندی شامل تبدیل توصیفها و روش های تشخیص پزشکی به کدهای پزشکی جهانی می باشد. تشخیص و روش ها معمولا از انواع منابع در رکورد مراقبت های بهداشتی مانند رونویسی از یادداشت های پزشک، نتایج آزمایشگاهی، نتایج رادیولوژیک، و منابع دیگر گرفته شده است. کدهای بدست آمده، برای پیگیری بیماری ها یی، شامل بیماری های مزمن مانند دیابت و بیماری های قلبی، و بیماری های عفونی مانند نورو ویروس، آنفولانزا و... استفاده می شود.روش تشخیص کد ها توسط برنامه های بهداشتی دولت ها، شرکتهای خصوصی بیمه درمانی و شرکتهای جبران کارگران خسارت دیده و...انجام می شود.

یکی از مهمترین انواع سیستم های طبقه بندی پزشکی که برای انواع برنامه های کاربردی در پزشکی، بهداشت عمومی و انفورماتیک پزشکی، استفاده می شود، استفاده از سیستم های مبتنی بر دانش است. (مریم فیلسوفیان)

_  یکی دیگر از فواید مدیریت دانش در حوزه پزشکی، گردآوری نشانه‌ها و علایم تشخیصی در سراسر جامعه (سطح استان، کشور، جهان) و تبادل دانش پیرامون بیماریهای ناشناخته است. بدین معنا که نشانه‌هایی که در ابتدای مراجعه بیمار، خبر از یک بیماری ناشناخته و نادر می‌دهند می‌توانند با جستجو در پایگاه داده علایم بیماریها، از دایره ناشناختگی بیرون بیایند و شناسایی شوند.اینگونه است که دیگر پزشک و بیمار، سرآسیمه خود را به آزمایشهای گوناگون نمی سپارند تا با آزمون و خطا، متوجه نوع بیماری شوند.در نتیجه، ثبت و تبادل دانش، فعالیت کلیدی در این الگو به شمار می‌رود. مسائل پزشکی عمدتا ریشه در رفتار و کردار انسان دارند که امروزه سبک زندگی نامیده می‌شود. اگر بتوانیم با شناسایی مصادیق سالم و ناسالم کردار انسانها و پیامدهایش در سلامت جسمی و روحی جامعه اطلاع‌رسانی کنیم، به کمک مدیریت دانش، اثربخشی دانش پزشکی را افزایش خواهیم داد.(مرتضی اللهیاری)

_ به نظر می رسد یكی از فرایندهای مهم مدیریت دانش در پزشكی كه شاید در موضوع این هفته كمتر بدان پرداخته شده، بحث فراموشی فعال دانش یا knowledge active forgetting باشد. بسیاری از روندهای پزشكی با علوم جدید دگرگون شده و روشهای درمانی نوین می بایست جایگزین روشهای كهنه و چه بسا خطر آفرین برای بیمار شوند و همه اینها در فرایند فراموشی فعال دانش تا حد زیادی قابل تحقق است كه در هفته های گذشته در خصوص آن به اندازه كافی بحث گردید. یك نمونه كار تحقیقاتی كه در این خصوص در یك مركز درمانی و با كمك پزشكان آن مركز انجام دادیم و در قالب یك مقاله چاپ شد. (دکتر پیمان اخوان)

_ به منظور انالیز نقش مدیریت دانش در نظام سلامت، نیاز است گولد مدل و چارچوبی جامع مبنا و ابزار تحلیل قرار گیرد تا کلیه ابعاد مدیریت دانش را در اشل ماکرو پوشش دهد؛ مانند تولید تحقیقات و علم در این عرصه و طراحی نظام ملی تحقیقات، بکارگیری علم در قالب فناوریهای سلامت، انتشار علم و فناوری در پاسخ به نیاز جامعه مثلا از طریق برگزاری همایشها و... جالب است بدانید نقشه جامع سلامت بر اساس مدل نظام نوآوری تنظیم گردیده است و این تفکر از بندهای کلیدی نظام تحول سلامت به شمار می اید که با منطقی فزاینده و نه کاهنده، جامع نگر، اینده نگر و سیستمی همراه است. البته در نقشه جامع علمی سلامت که با استراکچر سیستم نواوری طراحی شده؛ مباحث اسپیریچوال تا حدی ضعیف به نظر نیرسد که از دلایل اصلی که میتوان برای این امر برشمرد تعاریف پوزیتیویستی از دانش است. لذا تعریف دانش -براساس هر جهان بینی خاصی -در تاثیر مدیریت دانش بر حوزه سلامت از اهمیت وافری برخوردار است.

البته نگاههای ابزاری به مدیریت دانش داستانش متفاوت است و اینجانب بیشتر با اپروچ و رویکرد استراتژیک به تحلیل موضوع پرداختم. آنچه در تفکر نظام نوآوری و به عنوان نمونه نظام نواوری سلامت (مدیریت دانش ملی سلامت) مد نظر می باشد این است که دانش در اختیار یک فرد یا گروه خاصی از افراد نیست بلکه دانش در بین شبکه ذینفعان توزیع گردیده؛ از همین روی برای دستیابی به دانش کامل، شبکه سازی ذینفعان و افزایش انسجام شبکه ذینفعان اقدامی مبنایی محسوب میشود تا به بهینه سازی سیستمی مدیریت دانش کمک نماید. (دکتر صدیق رضائیان)

_ كدگذاری بالینی، فرایندی است برای ترجمه‌ی مستندات پزشكی به كدهای تشخیصی كه طی آن اقدامات و عملیات مالی داده‌های مراقبت بهداشتی به وسیله كد یا سیستم شماره‌گذاری نمایش داده می‌شوند. كدگذاری بالینی در مراقبت بهداشتی، یك فرایند از مدیریت دانش تلقی می‌شود، زیرا برخی از مفاهیم مدیریت دانش در آن مصداق پیدا می‌كند. مفاهیمی از قبیل كدگذاری (رمزنگاری) دانش، بسته‌بندی دانش و ارائه‌ی دانش به متقاضیان آن و سرانجام فراهم كردن هماهنگی بین منابع فكری، فرایند تبدیل داده به دانش در صنعت مراقبت بهداشتی یك فرایند مداوم است و دانش پدید آمده در هر مرحله می‌تواند به عنوان داده برای مراحل بالاتر در نظر گرفته شود. بنابراین سازماندهی دانش مربوط به بیماری‌ها با فرایند كدگذاری بالینی انجام می‌گیرد. به این ترتیب پایگاه داده‌ای كه برای فرایند كدگذاری پدید می‌آید، داده‌های تشخیصی و كدهای اختصاص داده شده را در قالب جداول رابطه‌ای (اطلاعات) سازماندهی می‌نمایند. ابزارهایی چون داده‌كاوی و پردازش تحلیلی آنلاین می‌توانند از انبوه اطلاعات این پایگاه‌های رابطه‌ای، دانش با ارزشی را فراهم كنند.از سوی دیگر ایجاد گروه‌های تخصصی و گروه‌های مباحثه‌ی آنلاین می‌تواند نقش به سزایی در تسهیم دانش و در نتیجه‌ بهبود عملكرد فرایندهای بخش مدیریت اطلاعات بهداشتی و به خصوص فرایند كدگذاری ایفا نمایند. متخصصین مدیریت اطلاعات بهداشتی و درمانی لازم است جایگاه واقعی كدگذاری بالینی را شناخته، تأثیر كار خود را بر مدیریت دانش در مراقبت بهداشتی و نیز تصمیمات سلامتی درك نمایند و از طرف دیگر با شناخت و به كارگیری ابزارهای مدیریت دانش عملكرد خود را در این زمینه بهبود بخشند.

اگر همایشهای مدیریت دانش در حوزه های مختلف برگزار شده و از کلیه ارگانهای دولتی دعوت بعمل آید بسیارکمک کننده خواهد بود.و همچنین نحوه اجرا وپیاده سازی، بخصوص در سازمانهای خدماتی(R)

_ یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت دانش که در پزشکی بسیار می‌تواند کمک کننده باشد، استدلال مبتنی بر مورد (case based reasoning) می باشد.

دلیل: مهمترین دلیل که استفاده از این ابزار را توجیه می کند ساختار

تکه های دانش در پزشکی است. دانش معمولا در پزشکی به شکل مورد (case) وجود دارد(به عنوان مثال، در آزمونهای پزشکی معمولا از بیان کیس به عنوان سوال استفاده می شود)، به گونه ای که با توصیف مورد، راه حل حاصله نیز قابل بیان خواهد بود.

در حقیقت مطابق اصول استدلال مبتنی بر مورد، مسایل مشابه راه حل های مشابه دارند و در هنگام مواجهه با یک مسئله ، مسایل مشابه قبلی به همراه راه حل های آنها بازیابی می شوند. در پزشکی نیز در هر سه فعالیت اصلی پزشکی (تشخیص، درمان، پیش آگهی) می توان از استدلال مبتنی بر مورد بهره گرفت. در کنار استدلال مبتنی بر مورد، می توان از استدلال مبتنی بر قانون (rule based reasoning) هم در پزشکی بهره گرفت.البته برای ساختن قوانین می توان علاوه بر نظر خبرگان، از تکنیک های داده کاوی از جمله ساخت درخت تصمیم و حتی قوانین تلازمی (association rules) استفاده کرد. البته استفاده از این روش بیشتر در تشخیص پزشکی کمک کننده خواهد بود(مهرشاد صمدی)

_ بنظر من از مباحث مدیریت دانش میتوان در حوزه هایی غیر از درمان و مدیریت استفاده کرد .. برای مثال میتوان با استفاده از شبکه هایه اجتماعی و کمی خلاقیت برای بحث نوبت دهی مردم در بیمارستان ها و پذیرش و تسویه حساب و راهنمایی طی این مراحل با توجه به ساختار شغلی و سازمانی بیمارستان و حتی در موارد اورژانس کمک به استقرار سریعتر بیمار در بخش ها یا اتاق های عمل و هماهنگی سریع کادر درمانی کمک گرفت و یا بحث پزشک خانواده را با استفاده از این شبکه ها تکمیلتر کرد به گونه ای که هر پزشک میتواند با استفاده از شبکه هایه اجتماعی با افراد در ارتباط باشد البته نه با خودشون بلکه با بدنشون و علائم حیاتی آنها رو حالا با استفاده از هر نوع سخت افزاری که میشه بطور مداوم چک کنه و در صورت نیاز از طریق همان شبکه اجتماعی دکتر مناسب را یافته و وقت گرفته شود و حتی نظرات مردم هم جمع آوری شود که میتواند به خیلی از مباحث نظیر زیر میزی پزشکان و کم کاری کردن آنها البته اگه وجود داشته باشه خاتمه بدهد (ایمان)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات دوستان:

یكی از محورهایی كه در آینده برای مدیریت دانش میتوان متصور بود، افزایش بكارگیری فناوری اطلاعات و بخصوص شبكه های اجتماعی است، این موضوع بخصوص در انتقال دانش ضمنی نقش فزاینده ای را بعهده خواهد داشت.(دکتر اخوان)

_ از آنجایی که دانش امری تمام نشدنی است و روز به روز در حال افزایش است می توان گفت که مدیریت دانش نیز امری است که باید همیشه وجود داشته باشد. تا انجایی که بنده اطلاع دارم تعداد مقالات در کشورهای پیشرفته رو به کاهش است به نظرم آنها بیشتر به سمت استفاده از مدیریت دانش یعنی هدف اصلی آن(کسب مزیت رقابتی) نوآوری، رشد و توسعه پیش رفته اند. همچنین فناوری اطلاعات میتواند هم تسهیل کننده و هم مشکل ساز باشد پس مدیریت دانش نمیتواند فقط دراین جهت پیش برود. رشد فزاینده دانش و پیچیده تر شدن فناوری ها میتواند راه های کسب دانش را مشکل تر کند. پس عوامل انسانی را هم نمی توان نادیده گرفت. (الناز رفیعی پور)

_ اینجانب نیز در برخی کنفرانسهای دنیا بارها بحث منسوخ شدن مدیریت دانش و مرگ مدیریت دانش را شنیدم. به نظر میرسد در غرب مدیریت دانش ابزار است در راستای هدفی بزرگتر که باید به دنبال آن هدف بزرگ بود تا آینده مدیریت دانش را در آن پیکچر یکپارچه پیدا نمود. بحث skm یا مدیریت دانش اجتماعی و تولید ابزار شبکه های اجتماعی تماما در یک سیستم فکری کاملی تعریف شده اند که باید آن سیستم را تصویر نمود تا روندیابی و... انجام پذیرد. (دکتر صدیق رضائیان)

_ یکی از دلایل روند منسوخ شدن مدیریت دانش می‌تواند ناشی از بلوغ موضوع مدیریت دانش در سال‌های اخیر از یک سو و تخصصی شدن و انشعاب شاخه‌های جدید در آن باشد. مثلاَ ظهور شبکه‌های اجتماعی، در واقع بنده می خواهم با این استدلال عرض کنم که موضوع مدیریت دانش رو به افول نمی باشد، بلکه به رشد خود در شاخه های تخصصی ادامه می دهد.(حسینی سرخوش)

_ در سال 2004 یكی از مهمترین تحقیقات در این زمینه توسط سكول صورت پذیرفت. در این پژوهش نظر خبرگان سرتاسر دنیا در مورد آینده 10 ساله مدیریت دانش با استفاده از روش دلفی پرسیده شد و نظرات گوناگون در این زمینه ارائه گردید. از دیدگاه خبرگان، آینده مدیریت دانش در گرو یكپارچگی آن در فرایندهای مرسوم كسب و كار است. از جهت دیگر تمركز بر واسط انسان- سازمان و انطباق بهتر بین فناوری اطلاعات و عوامل انسانی موجود از اهمیت بسیاری برخوردار خواهد شد. در این نظرسنجی، طبقه‌بندی از مباحث مدیریت دانش توسط خبرگان شناسایی گردید. لازم به توضیح است که این طبقه‌بندی به مباحثی مربوط است که در مدیریت دانش آینده مورد بررسی و مطالعه می‌باشد. زیر طبقه‌های مختلفی از مباحث مورد تاکید در آینده مدیریت دانش در مقاله ارائه شده است که تا حدود زیادی با مطالعات دیگر مطابقت دارد. برای مثال می‌توان از زیرساخت فناوری اطلاعات نام برد که در حال و آینده سازمان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

در مقاله دیگری که در سال 2002 صورت پذیرفته آینده مدیریت دانش بدین صورت تبیین شده است و اولین مطالعه صورت گرفته در زمینه آینده مدیریت دانش می باشد. اولین مطالعه در مورد آینده مدیریت دانش توسط ایکاتامی در سال 2002 انجام شد. ایکاتامی ایده هایی در مورد آینده مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانشی که وظیفه ی حمایت از تصمیم های انسان را بر عهده داشته و با مشکلات سروکار دارند و آنها را شناسایی می کنند، ارائه داد. از نظر وی مدیریت دانش در آینده بیشتر روی دانش ضمنی تمرکز خواهد داشت و لذا باید تلاش بیشتری در حفظ این قسم از دانش به عمل آید. سیستم های حمایت از تصمیم نیز باید قابلیت پاسخگویی به تصمیمات و مشکلات آینده را داشته باشند. این سیستم ها بر پایه چندین منظر بنا نهاده شده¬اند که شامل: منظر فنی، شخصی و فردی ، اجتماعی، سازمانی، رفتاری و زیبا شناسی است . وی اذعان کرد که آینده مدیریت دانش با سه گرایش یا روند مداوم ادامه خواهد داشت که شامل: پیشرفت در فناوری اطلاعات، جمع آوری دانش از دیدگاههای مختلف و متنوع، رسیدن به نقاط مطلوب در بسیاری از نواحی مهم، می¬باشد. در مورد پیشرفت فناوری اطلاعات، مدیریت دانش در همیشگی و پویایی بودن پیشرفت های فناوری اطلات مفید خواهد بود، قیمت و عملکرد قسمت فناوری اطلات بهبود خواهد یافت در صورتی که همین الان هم تقریبا، هزینه اطلاعات دیجیتال به صفر نزدیک شده است و همچنین هزینه های هماهنگی افراد و زیر واحد های سازمان و یا خود سازمان هم به صفر نزدیک خواهد شد. رسیدن به تکنولوژی های ارتباطی که تقسیم دانش در سازمان را حمایت می کنند و قادرند دانش را به بیرون از سازمان نفوذ دهند. همچنین تعادلی بین استفاده از تکنولوژی به جای مردم برقرار شده و همکاری بسیار وسیعی در سازمان ایجاد شود. از نظر وی آینده مدیریت دانش جایی است که مردم و تکنولوژی های پیشرفته با هم و در کنار هم به کارشان ادامه خواهند داد و دانش از چشم اندازهایی با بیشترین تنوع، جمع آوری شده و نتایج قابل توجهی بدست می آید.

روند مطالعات لی و چن در سال 2012 در خصوص تحولات مدیریت دانش در طی سال های(2010-1995) و ادامه روند یا به عبارتی موضوعات مورد بحث در آینده مدیریت دانش، این مطالعه یک پایه محکمی را برای ظهور مطالعات آینده مدیریت دانش ارائه می دهد که توسعه دانش و تئوری های مدیریت دانش را تسهیل می بخشد. نتایج این مطالعات بیان می کند موضوعاتی که در دوره‌های زمانی متفاوت در مدیریت دانش مورد مطالعه قرار گرفته اند مطالبی بوده اند که در دوره قبل تر در این زمینه احساس ضعف می شده و همچنین این موضوعات از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به عبارت دیگر در مسیر اصلی تحقیق بوده اند. در این پژوهش این دوره 15 ساله مطالعاتی به سه دوره 5 ساله تفکیک شد و 20 مورد از مهم ترین موضوعاتی که در هر دوره مورد تحقیق قرار گرفته اند، مشخص شد. در بین موضوعات مشخص شده از سال 2005-2010، موضوعات به روز مدیریت دانش که کمتر مورد مطالعه قرار گرفته شده و انتظار می رود که در سال های بعدی مورد به آنها پرداخته شود موضوعاتی همچون: خلق دانش، نوآوری و چالش‌های مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانش و مهندسی نرم افزاری در این حوزه هستند.

مطاله بعدی توسط گروه پوماکی در آلمان صورت پذیرفته و روند پیش روی مدیرت دانش از سال 2023-2014 مورد بررسی قرار داده و پیش بینی کرده است. این مطالعه گروه پوماکی با همکاری 50 نفر از متخصصین در حوزه¬ی مدیریت دانش صورت پذیرفت. متخصصان دارای تجربه بالا در سازمان¬ها و با یک دید گسترده نسبت به چشم انداز های مدیریت دانش هستند به همین دلیل تحقیق صورت گرفته دارای اعتبار بالایی است. مؤلفان تمام شیوه ها و کاربرد و توزیعشان را توسط کاربرد روش هایپ سایکل امتحان کردند.مطالعه هایپ سایکل روی روند های مدیریت دانش توسط تکنولوژی های پوماکی متخصصان آلمانی نشان می‌دهد که بسیاری از شیوه های مدیریت دانش امتحان شده اند و پیش از این به استفاده شرکتی موثر نائل شده اند.

مطالعات مؤلفان نتیجه می‌دهد که رشته جوان مدیریت دانش یک قسمتی از فرآیند¬های بالقوه در تمام صنایع، حتی در شرکت‌های بزرگ‌تر خواهد شد. (معصومه نبی زاده)

_مرجع خوب در این حوزه می تونه گارنتر باشه که بر اساس Hype Curve روندهای آینده رو به خوبی پیش بینی می کنه: مثلا اگر نگاه بکنید به نمونه هایی که الان میذارم، مبحث Gamification در سال 2013 در مرحله آزمون و تجربه است. مدیریت دانش مدت هاست که از پیک این هایپ رد شده ولی اصلا به این معنی نیست که دچار مرگ میشه، تبش فروکش می کنه ولی هم چنان کلیه ابزارها و تکنیک هایی که در این نمودار می بینید به تحقق اون کمک خواهند کرد.

مواردی مثل اینترنت اشیاء، نوروساینس، داده های بزرگ، بازی، رایانش ابری، رایانش اجتماعی، و حتی تکنولوژی های پوشیدنی و ... همگی می تونند بخشی از پازل آینده مدیریت دانش باشند. تنها چیزی که برای من مسجله اینه که مدیریت دانش اونقدر به یک باید یکپارچه با دیگر فعالیت ها تبدیل شده که لزومی نداره در سطح کسب و کار براش برچسب مدیریت دانش زده بشه.(خشایار)

_ فناوری اطلاعات درآینده وحتی امروزه بازوی قدرتمند مدیریت دانش است اگرچه عده ای اعتقاد دارند تنهااین فناوری درانتقال و ذخیره سازی دانش نقش آفرینی خواهد کرد اماعده ای از محققین به دنبال اثبات آنند که درتسخیر دانش و تبدیل دانش ضمنی به آشکار ازفناوری میتوان کمک گرفت. اگرچه شکل بکارگیری مفهوم مدیریت دانش ممکن است به مقتضای زمان وشرایط طرح آن درادوار مختلف تفاوت کند اماآنچه مهم است این است که شاید جای آن بامفهوم مشابهی جابجا شود لیکن هدف وکارکرد آن تغییر نمیابد وممکن است درآینده شبکه های اجتماعی الکترونیکی ومجازی چرخه مدیریت دانش راپشتیبانی کنند.

لذا به نظر میرسد مدیریت دانش پویاست ومقالات مرتبط به سمت شاخه های تخصصی آن سوق داده شده است.

سازمانهای رایانه ای، به دنبال راه‌حل فنی برای مشکلات دانش سازمانی و هوش تجاری هستند تا به وسیلهٔ آن اطلاعات روشنی در یک مجموعه به صورت همزمان در سازمان پدید آورند. محققان در امر فهم سازمان با این پرسش که ماهیت شناخت و نقش آن در سازماندهی کردن جوامع چیست، کار خود را آغاز می‌کنند. این مرحله تنها یک گام کوتاه در جهت درک سازمان به عنوان امری دانش مدارانه برای سازماندهی مجدد در امور سازمانی، به کار می‌رود.

اگر یک سازمان در کاربرد و ایجاد دانش اثربخش باشد، باید دیدگاه متفاوتی از ساختار سنتی بوروکراتیک داشته باشد. استراتژی تجاری از دهه ۱۹۶۰ بر روی منابع اثربخشی و تخصیص و تحلیل نیروهای رقابتی وضعفهای موجود متمرکز بوده است. این دیدگاه شامل استراتژی های رقابتی، هوش سازمانی، تحلیل استراتژی های دانش‌مدار و سرانجام دیدگاه دانایی محور می‌باشد (Burney , ۱۹۹۷). به طور موازی جنبش سرمایه هوش سازمانی از یک جهت‌گیری اقتصادی برخوردار است و از در نظر گرفتن دانش به صورت امری ضمنی در سازمان، حمایت می‌کند. در ابتدا سرمایه هوشی به طور عمده بر مدیریت و اندازه‌گیری دانش مرتبط با رقابتها متمرکز بود و تأکید بسیار ناچیزی بر یادگیری داشت. فرض اساسی در توسعه سازمان این است که مدیریت بداند چه مهارتهایی در سازمان باید وجود داشته باشد و چگونه منابع انسانی به پرکردن شکاف مهارتی در سازمان به وسیله ارتقای مهارتهای نیروی انسانی بپردازد.▪️ نظامهای مدیریت دانش: با اندکی تفکر در مورد منابع مدیریت دانش می‌توان دریافت که آنها دارای نکات مشترک بسیار هستند. در اواسط دهه ۱۹۹۰ یادگیری و شناخت سازمانی، هوش تجاری و سیستم‌های اطلاعاتی سازمان به اندازه کافی بر مخاطبان خود تأثیرگذار بودند. مفهوم مدیریت دانش گهگاه با بانک اطلاعاتی، شبکه اطلاعاتی داخلی و سیستم مدیریت اسناد و مدارک، یادگیری و استراتژی تجاری و مدیریت فرآیندهای توسعه تولید همراه بوده است. بنابراین با در نظرگرفتن این حقایق، به جای مدیریت دانش، ما نیازمند چندین خصوصیت هستیم که آنها اموری مبهم بوده و همپوشی‌های بسیاری نیز دارند. (نجاتی)

_ من به دنبال مشاغلی گشتم (در امریكا به عنوان مثال)كه در زمینه مدیریت دانش باشند ولی هیچ چیزی با این عنوان نبود و یا رشته های زیادی در دانشگاه در این زمینه پیدا نكردم. مشاغل صرفا به دنبال افرادی هستند كه در زمینه نرم افزاز و كارهای مدیریتی اطلاعاتی و حقوقی در ارتباط باشند و منحصرا به مدیریت دانش هیچ اشاره ای نشده. شركتها و سازمانها افرادی را میخوان كه بتونن با نرمافزارهای مختلف مدیریت پروژه و حسابداری و حتی حقوقی كار كنن به عبارتی مدیر فناوری قابلیت این رو داشته باشه كه بتونه همه اطلاعات سازمان رو از قبل و بعد جمع اوری كنه و در مواقع بحرانی و یا نیاز بتونه از منافع شركت دفاع كنه . در حقیقت داره كار مدیریت دانش رو انجام میده ولی اشاره ای به ان نشده و دیگر اینكه اكثر ادمهایی كه بازنشسته میشن میرن و دانششون جایی ثبت نمیشه. حداقل در این كشور چیزی به این عنوان وجود نداره. البته در كشور خودمون هم من شغلی با این عنوان ندیدم و فكر میكنم مدیریت دانش فعلا فقط در حد كتابهاست نه عمل و دیگر اینكه بعضی كشورها مثل چین حق استفاده از شبكه های اجتماعی رو ندارن! پس عمومی نیست. (راحله)

_ با روندهای تشریح شده، مشخص می شود که هر چند فناوری در حد اعلای خودش در خدمت مدیریت دانش قرار خواهد گرفت ولی وجه تمایز اصلی آینده مدیریت دانش به نظر بنده با امروز، در محور فناوری اطلاعات و کلاً فناوری نخواهد بود. با احتمال زیاد وجه تمایز اصلی مربوط خواهد شد به مباحث نرم و مغزافزاری مدیریت دانش و پاره ای از موارد اشاره شده بالا، بر این اساس به نظر می رسد سازمان های پیشرو ضمن اینکه در حد اعلا از سیستم ها و سامانه ها (نه تنها به عنوان ابزار تسهیلگر در استفاده از مدیریت دانش و بلکه در تمام حوزه های مدیریتی و فنی ) بهره خواهند برد. نقطه تمرکزشان روی استراتژی ها شخصی سازی و نوآوری و نوآوری و نوآوری (و در نتیجه انسان محوری) خواهد بود.(ضرغامی)

_ به نظرم به منظور تحلیل آینده پژوهانه موضوع، دو نوع رویکرد کلی را در قلمرو مدیریت دانش میتوان مدنظر قرار داد:

1. آینده پژوهی هنجاری یا Normative : به عنوان نمونه نوع تحقیقاتی که متخصصان دانشگاهها و اندیشکده های پیشروی دنیا مثل استنفورد پیرامون انسان آینده و ارتباطش با ماشینهای هوشمند و در واقع تعاملات میان انسان و ماشین صورت می دهند و پیامدهایی برای مدیرت دانش خواهد داشت كه فضای فكریشون با اونچیزیكه امروز هست كاملا متفاوته

این مطالعات که در پی ایجاد همگرایی عمیق در حوزه های نوپدید همچون فلسفه ذهن، هوش مصنوعی، علوم شناختی، ریاضی و فیزیک است سازوکارهای یادگیری انسان و درک وی را به سمت توسعه هویتهای مجازی و مفهومی به نام Singularity که برگرفته از فیزیک نجوم و بحث چاله های فضایی است (به معنای تکینگی) سوق خواهد داد.

برمبنای این تحقیق سازوکارهای کسب و درک و انتقال دانش بشری کاملا با آنچه که امروز دارد متفاوت خواهد بود و انسان آینده به درک سه بعدی از واقعیات جهان خواهد رسید. بر این مبنا، انسان به نوعی تنهایی یا همان تکینگی خواهد رسید.

تراشه های الکترونیکی که در مغز او جای خواهد گرفت کمک خواهد کرد تا درک کاملا روشنی از واقعیات جهان بدست آورد. انسانهای آینده در چنین فضایی به تبادل و مدیریت دانش خواهند پرداخت. البته این در حال حاضر یک پروژه کاملا پیشرفته و محصول همگرایی شدید حوزه های NBICS است.

این در واقع نوعی ساخت اینده است creating desired future

برای تغییر چارچوب تعاملی میان انسان و تكنولوژی در قلمرو محتواهای یادگیری از دیتا گرفته تا اطلاعات و دانش

2. بعد دوم اینده پژوهی اكتشافی یا همان چیزی هست كه محور گفتمانهای رایج درون حوزه مدیریت دانشه

یعنی روندیابی(دکتر سعید قربانی)

_ به هر حال هنگام بررسی آینده به مسیر آینده پژوهی میرسیم. رویکرد های تقریبا مشخصی در تمامی علوم در حال بروز میباشد

1. رویکرد پایداری، توسعه پایدار، دوستدار محیط زیست و رویکردهای سبز، اصلاح الگوی مصرف در انرژی و آب، و تولید انرژی های پاک

2. دانش های fun، که بروز آنها را در تولید شبکه های اجتماعی، و تلویزیونی و تفریحات، صنعت گردشگری، ورزش و تدوین شاخص لذت از زندگی و شادی در جامعه می باشد.

3. دانش های اطلاعاتی که در جهت 2 مورد بالا هم به کار می روند، امنیت اطلاعات، تحصیل دانش از شبکه های نوظهور جهت مقاصد امنیتی، سیاسی واقتصادی، و مدیریت دانش در سازمانها نظامی در جهت پایداری امنیتی در جهان

در هر یک از ابعاد بالا میتوان مدیریت دانش آن حوزه را لحاظ نمود و یا با آن سبک دانشی، دانش را مدیریت نمود.

مدیریت دانش ( های) سبر یا پایدار

مدیریت سبز یا پایدار دانش (مدیریت دانش با رویکرد و روش مدیریت پایداری)(رسیدن به سطح پایداری و بهینه گی مدیریت دانش)

مدیریت دانش موجود شبکه های اجتماعی

مدیریت به سبک و روش شبکه های اجتماعی در حوزه دانش سازمانها

مدیریت دانش های امنیتی و اطلاعاتی

مدیریت دانش به سبک و روش امنیتی و اطلاعاتی در سازمانها

البته بسته به منطقه مورد مطالعه و کشور مورد مطالعه به دلیل وجود سطوح مختلف بلوغ آینده های متفاوتی در انتظار است

به عنوان مثال در ایران یکی از مهمترین مباحث قوانین و مقررات دانش و موضوع مالکیت فکری و تدوین قوانین پایه، اجرای، نظارتی و قضایی میباشد و انتظار میرود در دهه آینده صورت پذیرد.

در انتها روند تلفیق دانشها و تولد دانشهای نوظهور و مدیریت تغییرات در دانش و انتخاب استراتژی صحیح در بعد کلان مدیریت دانش و حرکت به سوی دانش های ارزش افزا با مدیریت خبرگان و شرکت‌های دانش بنیان ذیل نظارت دولت میتواند مثمر ثمر باشد. (مهدی مهریار)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم مهندس معصومه 

نبی زاده به شرح ذیل انجام پذیرفت: 

به منظور تحلیل آینده پژوهانه موضوع، دو نوع رویکرد کلی را در قلمرو مدیریت دانش میتوان مدنظر قرار داد: آینده پژوهی هنجاری یاNormative و بعد دوم اینده پژوهی اكتشافی یا همان چیزی كه محور گفتمانهای رایج درون حوزه مدیریت دانش می باشد. برمبنای آینده پژوهی هنجاری سازوکارهای کسب و درک و انتقال دانش بشری کاملا با آنچه که امروز دارد متفاوت خواهد بود و انسان آینده به درک سه بعدی از واقعیات جهان خواهد رسید. بر این مبنا، انسان به نوعی تنهایی یا همان تکینگی خواهد رسید. این در واقع نوعی ساخت اینده است creating desired future. در بعد دوم یعنی اینده پژوهی اكتشافی بدنبال بررسی روندهای اینده مدیریت دانش هستیم.

1. حرکت به سمت تخصصی شدن و انشعاب  مدیریت دانش در شاخه‌های جدید.

2. آینده مدیریت دانش در گرو یكپارچگی آن در فرایندهای مرسوم كسب و كار است.

3. تمركز بر واسط انسان- سازمان و انطباق بهتر بین فناوری اطلاعات و عوامل انسانی موجود از اهمیت بسیاری برخوردار خواهد شد.

4. از مباحث مورد تاکید در آینده مدیریت دانش اهمیت فوق العاده زیرساخت فناوری اطلاعات است که در حال و آینده سازمان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و هم چنین تاکید به نقش فزاینده آن در انتقال دانش ضمنی.

5. حمایت از تصمیمات انسان و شناسایی مشکلات توسط سیستم های مدیریت دانش در آینده

6. مدیریت دانش در آینده بیشتر روی دانش ضمنی تمرکز خواهد داشت و لذا باید تلاش بیشتری در حفظ این قسم از دانش به عمل آید.

7. سیستم های حمایت از تصمیم نیز باید قابلیت پاسخگویی به تصمیمات و مشکلات آینده را داشته باشند.

8. آینده مدیریت دانش با سه گرایش یا روند مداوم ادامه خواهد داشت که شامل: پیشرفت در فناوری اطلاعات، جمع¬آوری دانش از دیدگاههای مختلف و متنوع، رسیدن به نقاط مطلوب در بسیاری از نواحی مهم، می¬باشد.

9. در مورد پیشرفت فناوری اطلاعات، مدیریت دانش در همیشگی و پویایی بودن پیشرفت های فناوری اطلات مفید خواهد بود، قیمت و عملکرد قسمت فناوری اطلات بهبود خواهد یافت در صورتی که همین الان هم تقریبا، هزینه اطلاعات دیجیتال به صفر نزدیک شده است.

10. همچنین هزینه های هماهنگی افراد و زیر واحدهای سازمان و یا خود سازمان هم به صفر نزدیک خواهد شد. رسیدن به تکنولوژی های ارتباطی که تقسیم دانش در سازمان را حمایت می کنند و قادرند دانش را به بیرون از سازمان نفوذ دهند.

11. عادلی بین استفاده از تکنولوژی به جای مردم برقرار شده و همکاری بسیار وسیعی در سازمان ایجاد شود. آینده مدیریت دانش جایی است که مردم و تکنولوژی های پیشرفته با هم و در کنار هم به کارشان ادامه خواهند داد و دانش از چشماندازهایی با بیشترین تنوع، جمع آوری شده و نتایج قابل توجهی بدست می آید.

12. مواردی مثل اینترنت اشیاء، نوروساینس، داده های بزرگ، بازی، رایانش ابری، رایانش اجتماعی، و حتی تکنولوژی های پوشیدنی و ... همگی می تونند بخشی از پازل آینده مدیریت دانش باشند.

13. احتمال جابه جایی مفهوم مدیریت دانش با یک مفهوم کامل تر که هدف وکارکرد آن تغییر نمی یابد و ممکن است درآینده شبکه های اجتماعی الکترونیکی ومجازی چرخه مدیریت دانش را پشتیبانی کنند.

14. بکارگیری سیستم ها و سامانه ها (نه تنها به عنوان ابزار تسهیلگر در استفاده از مدیریت دانش و بلکه در تمام حوزه های مدیریتی و فنی ) در حد اعلا  توسط سازمان های پیشرو  بهره که  نقطه تمرکزشان روی استراتژی ها شخصی سازی و نوآوری و نوآوری و نوآوری (و در نتیجه انسان محوری) خواهد بود.

15. موضوعاتی که در دوره‌های زمانی متفاوت در مدیریت دانش مورد مطالعه قرار گرفته اند مطالبی هستند که در دوره قبل تر در این زمینه احساس ضعف می شده و همچنین این موضوعات از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به عبارت دیگر در مسیر اصلی تحقیق بوده اند.

16. موضوعات به روز مدیریت دانش که کمتر مورد مطالعه قرار گرفته شده و انتظار می رود که در سال های بعدی مورد به آنها پرداخته شود موضوعاتی همچون: خلق دانش، نوآوری و چالش‌های مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانش و مهندسی نرم¬افزاری در این حوزه هستند.

17. مطالعه هایپ سایکل روی روندهای مدیریت دانش توسط تکنولوژی های پوماکی متخصصان آلمانی نشان می‌دهد که بسیاری از شیوه های مدیریت دانش امتحان شده اند و پیش از این به استفاده شرکتی موثر نائل شده اند. مطالعات مؤلفان نشان می دهد که رشته جوان مدیریت دانش یک قسمتی از فرآیند های بالقوه در تمام صنایع، حتی در شرکت‌های بزرگ‌تر خواهد شد.

18. حرکت به سمت open source شدن و از این طریق هزینه دستیابی به داده و اطلاعات و دانش به صفر خواهد رسید که همگی حاصل رشد شگرف در زیرساخت فناوری اطلاعات خواهد بود.

19. رشد فزاینده دانش و پیچیده تر شدن فناوری ها میتواند راه های کسب دانش را مشکل تر کند.

20. حرکت به سمت تلفیق دانشها و تولد دانشهای نوظهور و مدیریت تغییرات در دانش و انتخاب استراتژی صحیح در بعد کلان مدیریت دانش و حرکت به سوی دانش های ارزش افزا با مدیریت خبرگان و شرکت‌های دانش بنیان ذیل نظارت دولت

21. از آنجایی که دانش امری تمام نشدنی است و روز به روز در حال افزایش است می توان گفت که مدیریت دانش نیز امری است که باید همیشه وجود داشته باشد.

22. به نظر می رسد دلیل کاهش تعداد انتشارات در مورد موضوع مدیریت دانش در کشورهای پیشرفته سوق این موضوع به سمت کاربردی شدن وا ایجاد مزیت رقابتی و رشد و توسعه می باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

_ به نظر می رسد، هر قدر استراتژی سازمان به نوآوری متمایل تر باشد استراتژی های انسان محور (جهت مقابل کدگذاری) مطلوب تر است. البته اعتقاد بنده بر این است که با خط کش صفر و یک نمی توان دسته بندی کرد.  (ضرغامی)

_ در استراتژی رهبری هزینه، سازمان بدنبال كاهش هزینه های عملیاتی با استفاده از روشهایی چون استاندارد نمودن روشها و ماجولاریتی است، لذا استراتژی مدیریت دانش بیشتر به كدگذاری متمایل خواهد بود (مستند سازی روالها).

از طرفی در استراتژی تمایز، سازمان بدنبال متمایز كردن محصول یا خدمت خود نسبت به رقبا بوده فلذا ضرورت نوآوری در چنین سازمانهایی بیشتر احساس می شود. استراتژی شخصی سازی كه بدنبال هم افزایی از طریق دانشگران است، با نوآوری سنخیت بیشتری دارد.

همچنین سازمانهایی كه به دنبال استراتژی تمایز هستند، برتری جویی خود را با نواوری در محصول دنبال می كنند، و استراتژی شخصی سازی كمك بیشتری به آنها خواهد كرد ...و این به معنای نفی كد گذاری نیست. (دکتر پیمان اخوان)

_ نكته ای كه به نظر بنده می آید این است كه استراتژی كدگذاری نیاز به سرمایه گذاری های سنگینی در پروژه های نرم افزاری دارد كه خود با استراتژی رهبری هزینه مغایرت دارد. از طرفی هزینه های استراتژی اجتماعی سازی به مراتب پایین تر می تواند باشد. در بهای تمام شده محصول هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی هردو لحاظ میگردد. پس تولید محصول با قیمت پایین تر (رهبری هزینه) ناظر بر كاهش هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی می باشد. البته استراتژی رهبری قیمت نیز وجود دارد. قیمت نهایی محصول بر اساس هزینه های سیستم های مدیریت دانش كدگذاری رشد می نماید و سازمان باید آن را در نظر گیرد.  (روزبه حسام امیری)

_  استراتژی رهبری هزینه تمرکز بر کاهش قیمت تمام شده محصول از طریق کاهش در هزینه های مستقیم دارد نه کاهش هزینه های سازمان ، استراتژی رهبری هزینه بر تولید محصولات استاندارد و استفاده از مقیاس اقتصادی تاکید دارد که نتیجه آن قیمت پایین تولید کالا است.

استراتژی کاهش هزینه های سازمان که از جمله آن هزینه های عملیاتی(عمومی، اداری، فروش و بازاریابی یا همان MSGA) یا غیر عملیاتی(هزینه های مالی) می باشد ، مدنظر نیست. بهای تمام شده بر اساس استاندارد های حسابداری دارای ۳ جزء زیر می باشد:

قیمت تمام شده تولید کالا یا خدمت(شامل مواد، دستمزد، انرژی، استهلاک و ...)

هزینه های عملیاتی(عمومی اداری، فروش و بازاریابی)

هزینه های غیر عملیاتی یا مالی

در محیط عملیاتی ممکن است افزایش هزینه های سازمان بخاطر استقرار سیستم های کدگذاری باعث استاندارد سازی رویه های تولید و در نهایت کاهش قیمت تمام شده شود. (حمیدرضا نائینی)

_ بهای تمام شده محصول شامل هزینه:

مواد مستقیم بکار رفته در محصول

هزینه های مستقیم تولید مانند حقوف دستمزد کارکنان تولید و اجاره و آب و برق و . . . .خط تولید

هزینه های تسهیم شده از مراکز هزینه پشتیبانی تولید

هزینه های اداری و تشکیلاتی نباید برروی قیمت تمام شده محاسبه شود و به حساب زیان سازمان ثبت می شود .

درضمن هزینه های جذب نشده خط تولید نیز باید به حساب زیان سازمان ثبت شود.

هر عملیاتی که امکان ایجاد ارزش افزوده نداشته باشد یا قیمت تمام شده محصول را افزایش می دهد و یا زیان سازمان را

ظاهرا برای استقرار استراتژی کدگذاری فناوری اطلاعات یکی از ابزارهای اساسی و الزامی است ولی در استراتژی شخصی سازی ارتباطات و تعاملات گروهی و انسانی راهگشاست. (دکتر افشین کازرونی)

_ در سازمانهایی با استراتژی تمایز برای پاسخگویی به خواسته های مشتریان و ارائه محصولات سفارشی و متمایز، به جای سرمایه گذاری سنگین در زیر ساخت پایگاه داده های استاندارد، ایجاد ارتباطات بین شخصی و درنتیجه استراتژی شخصی سازی می تواند بهتر عمل کند. از طرفی سازمان هایی با استراتژی رهبری هزینه ها به دلیل تمرکز بر کاهش هزینه ها نیازمند استفاده مجدد از دانش هستند که در این صورت استراتژی کدگذاری می تواند مؤثرتر واقع شود. (نورالدین سلیمی)

_ برای تصمیم گیری برای استراتژیهای مدیریت دانش برای سازمانهایی که استراتژیهای سازمانی ترکیبی اتخاذ میکنند:

بنظر میرسد اینگونه سازمانها از استراتژی ترکیبی مدیریت دانش بهره میبرند

بعنوان مثال در نظر بگیرید سازمانهای همزمان با افزایش کیفیت به کاهش قیمت تمام شده محصولاتشان فکر میکنند.

این به معنای بکارگیری استراتژی تمایز در بخشهای تحقیق و توسعه برای ایجاد محصولات و خدمات خاص و متمایز و در عین حال بکارگیری استراتژی سازمانی رهبری هزینه ها در بخشهای تولید و عملیات می باشد

بدیهی است برای بخشهای تحقیق و توسعه سازمان با استراتژی تمایز رویکرد شخصی سازی مناسبتر است در حالیکه در بخشهای تولید و عملیات بدلیل تکراری بودن فرایند استراتژی کدگذاری مناسبتر بنظر میرسد

وقتی که سازمانی هم در بخش تحقیق و توسعه سرامد میباشد و هم در حوزه تولید و عملیات و ارائه خدمت، ترکیبی از استراتژیهای شخصی سازی و کدگذاری برای آن مناسبتر است. نسبت فعالیتهای شخصی سازی در برابر کدگذاری با توجه به نسبت حجم فعالیتهای تحقیق و توسعه به تولید و عملیات تنظیم می شود.

چنین نتیجه در تحقیقات هانسن و همکاران مغفول مانده است و هانسن و همکاران سازمانها را از اتخاذ استراتژی ترکیبی مدیریت دانش برحذر داشته اند. (دکتر رضائی نور)

_ سازمانهایی که بر فعالیت اصلی خود تمرکز میکنند، فعالیتهایی که اصلی نیستند را می توانند به تامین کنندگانی که کارایی بهتری دارند برون سپاری کنند و می توانند با تمرکز برتری رقابتی بدست اونرد بنابراین با توجه به مطالب گفته شده، که دست یابی به مزیت رقابتی ثمره دانش ضمنی است لذا به نظر می رسد استراتژی پیشنهادی مدیریت دانش استراتژی شخصی سازی باشد.

همچنین به نظر می رسد در حیطه فعالیتها و محصولاتی که سازمان از استراتژی تمرکز استفاده کرده و برون سپاری می کند از استراتژی مدیریت دانشی کد گذاری استفاده نموده پس در حالت کلی می توان گفت انتخاب استراتژی شخصی سازی برای فعالیتها و محصولاتی که سازمان قصد دستیابی به مزیت رقابتی را دارد مناسب بوده و استراتژی کد گذاری برای فعالیتها و محصولاتی که اقدام به برون سپاری می کند مناسب می باشد.(مریم فیلسوفیان)

_  استراتژی های مدیریت دانش

بر پایه تمایز بین دو نوع دانش صریح و ضمنی، دو استراتژی متفاوت برای مدیریت دانش در سازمان پیشنهاد شده است. استراتژی های مدیریت دانش بر دو دیدگاه استراتژی مدیریت دانش صریح محـور و ضمنی محور استوار است هانسن و همکاران بر این باورند که دست کم دو نوع استراتژی برای مدیریت دانش وجود دارد. این دو، عبارتند: از استراتژی رمزگذاری (دانش صریح محور) و استراتژی شخصی سازی (دانش ضمنی محور).

به نظر میرسد استراتژیهای هانسن و همکاران باید بیشتر به کمک فناوری اطلاعات قابل دسترسی است اما استراتژیهای پورتربرای حصول کمتر به فناوری اطلاعات نیازدارد (نجاتی)

_ ابتدا استراتژی سازان مدیریت دانش باید مشخص کنند که سازمان مورد بررسی از کدامیک از استراتژی های سه گانه پورتر(تمایز، رهبری هزینه ها یا تمرکز) پیروی می کند.

به طور کلی می توان استراتژی های تمایز و رهبری هزینه ها را در دو سر طیف استراتژی های پورتر قرار داد. استراتژی تمایز به دلیل نیاز به پاسخگویی به نیازهای مشتریان و ارائه محصولات خاص و بدیع، نیازمند به حمایت از خلاقیت بالا و پرورش ایده های نو بوده و دانش مورد نیاز برای چنین فضایی از نوع دانش غیرتکراری و درونی می باشد. لذا استراتژی های تمایز توسط استراتژی های مدیریت دانش انسان گرا حمایت می شوند. از طرف دیگر، استراتژی رهبری هزینه ها به دلیل نیاز در کاهش هزینه ها مستلزم صرفه جویی، استفاده از منحنی های یادگیری و تجربه و توان بالقوه در تسهیم مهارت ها یا دانش موجود در سازمان می باشد. لذا این نوع استراتژی های عمومی توسط استراتژی های سیستم گرای مدیریت دانش حمایت می شوند(منبع: کتاب مدیریت استراتژیک دانش از نظریه تا اجرا)

یکی از عوامل تاثیرگذار بر موفقیت مدیریت دانش که باید در استراتژی سازی آن مد نظر قرار بگیرد، ساختار سازمانی است به نحوی که ساختارهای مکانیکی یا سلسله مراتبی که عمدتا دارای ویژگی های سازمان های وظیفه ای هستند از استراتژی های سیستم گرای مدیریت دانش بهتر پشتیبانی می کنند. در ساختارهای سلسله مراتبی تعاملات اجتماعی کارکنان نسبت به ساختارهای ارگانیکی کمتر است، لذا استراتژی های انسان گرا در سطح سازمانی، شانس موفقیت کمتری دارند.(الناز رفیعی پور)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای دکتر رضائی نور به شرح ذیل انجام پذیرفت:

1. در استراتژی رهبری هزینه، سازمان بدنبال كاهش هزینه های عملیاتی با استفاده از روشهایی چون استاندارد نمودن روشها و ماجولاریتی است، لذا استراتژی مدیریت دانش بیشتر به كدگذاری متمایل خواهد بود (مستند سازی روالها).
2. از طرفی در استراتژی تمایز، سازمان بدنبال متمایز كردن محصول یا خدمت خود نسبت به رقبا بوده لذا ضرورت نوآوری در چنین سازمانهایی بیشتر احساس می شود. استراتژی شخصی سازی كه بدنبال هم افزایی از طریق دانشگران است، با نوآوری سنخیت بیشتری دارد. بنابراین به نظر می رسد، هر قدر استراتژی سازمان به نوآوری متمایل تر باشد استراتژی های انسان محور (جهت مقابل کدگذاری) مطلوب تر است.
3. سازمانهایی که استراتژیهای سازمانی ترکیبی اتخاذ میکنند بنظر میرسد از استراتژی ترکیبی مدیریت دانش بهره میبرند. بعنوان مثال در نظر بگیرید سازمانهای همزمان با افزایش کیفیت به کاهش قیمت تمام شده محصولاتشان فکر میکنند. این به معنای بکارگیری استراتژی تمایز در بخشهای تحقیق و توسعه برای ایجاد محصولات و خدمات خاص و متمایز و در عین حال بکارگیری استراتژی سازمانی رهبری هزینه ها در بخشهای تولید و عملیات می باشد. بدیهی است برای بخشهای تحقیق و توسعه سازمان با استراتژی تمایز رویکرد شخصی سازی مناسبتر است در حالیکه در بخشهای تولید و عملیات بدلیل تکراری بودن فرایند استراتژی کدگذاری مناسبتر بنظر میرسد
4. وقتی که سازمانی هم در بخش تحقیق و توسعه سرآمد میباشد و هم در حوزه تولید و عملیات و ارائه خدمت، ترکیبی از استراتژیهای شخصی سازی و کدگذاری برای آن مناسبتر است. نسبت فعالیتهای شخصی سازی در برابر کدگذاری با توجه به نسبت حجم فعالیتهای تحقیق و توسعه به تولید و عملیات تنظیم می شود. توجه داشته باشید چنین نتیجه گیری در تحقیقات هانسن و همکاران مغفول مانده است و هانسن و همکاران سازمانها را از اتخاذ استراتژی ترکیبی مدیریت دانش برحذر داشته اند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات