شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر

نظرات دوستان:

مسعود یگانه: مدیریت کردن تجارب مشتریان در شرکت ها در حال حاضر به عنوان یکی از مهمترین مزایای رقابتی در کسب و کارها شناخته می شود، بطوریکه شناسایی و مدیریت کردن تمامی تجاربی که مشتریان از تعامل با سازمان دریافت می کنند، موجب بهبود چرخه تعامل با مشتریان و نهایتا وفاداری پایدار در آنها می شود.

تجربه مشتریان، اصولا حاصل تمامی تجاربی است که مشتریان از لحظه فکر کردن به ارتباط و تعامل با سازمان با آن روبرو می شوند تا زمانیکه ارتباط مستقیم اولیه با شرکت ایجاد می شود و محصول یا خدمت سازمان را دریافت می کنند و همچنین تجارب پس از خرید را نیز در بر می گیرد ( بطور خاص تجارب حاصل از استفاده از محصول و خدمات پس از فروش)

این تجارب طبق جامع ترین مدل CEM که توسط آقای Berry ارایه شده است،  حاصل سه نوع تجربه می باشد:

1. تجارب انسانی: حاصل ارتباط و تعامل با کارشناسان سازمان ( کارشناسان تلفنی و غیرحضوری و کارشناسان حضوری )

2. تجارب مکانیکی : تجارب حاصل از فضای فیزیکی و مجازی که مشتریان با سازمان در آن با هم تعامل دارند.

3. تجارب وظیفه ای : حاصل تجارب شکل گرفته از برخورد مستقیم مشتریان با عملکرد محصول و یا خدمت دریافتی

مهمترین و ابتدایی ترین گام در شناسایی تمامی این تجارب ترسیم نقشه ای است تحت عنوان نقشه سفر مشتریان ( customer journey mapping ) که با آنالیز تمامی نقاط تماسی مشتریان با سازمان ( touch point ) می توانیم وضعیت تجربه کسب شده از سوی مشتریان را در حال حاضر تحلیل کنیم.

حال مباحث دانش مشتریان که قطعا ارتباط تنگاتنگی با تجربه مشتریان دارند،  چطور تحلیل این فرآیند را بهبود می بخشد؟

ذکر یک نکته شاید حایز اهمیت باشد که اصولا تجربه مشتریان و سنجش آن با سیستم های رضایتمندی مشتریان ( CSM ) و مدیریت ارتباط با مشتریان ( CRM)  متفاوت می باشد.

بطوریکه در دو سیستم ذکر شده اصولا آنچه مورد بحث قرار می گیرد از زمان ارتباط مستقیم با مشتریان آغاز می شود در حالیکه CEM به بحث در مورد تمامی ارتباطات ( ارتباطات مستقیم و غیر مستقیم از قبل تا بعد از دریافت خدمت ) می پردازد و بیشتر متمرکز بر تجربه ضمنی و درونی مشتریان است که عموما مشتریان بروز نمی دهند ولی در تصمیم گیری آنها نقش بسزایی دارد.

ما در بحث مدیریت تجربه به دو نوع انتظار توجه می کنیم،

 ⬅️ انتظارات فیزیکی که همان موارد مرسومی که شرکت ها مورد توجه قرار می دهند : ارایه خدمت مناسب، قیمت مناسب، توزیع مناسب، خدمات پس از فروش مناسب و... 

⬅️ انتظارات احساسی که حاصل از احساسی که مشتری نسبت به سازمان و مجموعه خدماتی که از آن در ذهن خود ثبت می کند و در رفتار آنها تاثیر گذار است و توقع دارند سازمان صرفا ارزشی فراتر از انتظارات فیزیکی رایج را به آنها ارایه دهد.

که قطعا در شناسایی این انتظارات،  سیستم های دانش مشتری می تونند نقش مهمی ایفا کنند

در بحث تجربه مشتری، فقط تجربه حاصل از محصول یا عملکرد بررسی نمیشند بلکه تجارب مکانیکی ( حاصل از تاثیر محیط مجازی و فیزیکی تعامل با سازمان)  و تجارب انسانی ( حاصل از نحوه تعامل مشتری با افراد سازمان و درک ها و تجارب گوناگون ناشی از دانش، صداقت، آداب برخورد، شفافیت اطلاعاتی و... ) هم وجود داره

ذاتا نقطه آغاز بحث مدیریت کردن تجربه مشتریان و شناسایی آن و در نهایت استفاده و تحلیل آنها، ترسیم نقشه سفر مشتریان هست، در نقشه سفر سعی می کنیم از زاویه دید مشتری تمام ارتباطات مستقیم و غیرمشتقیمی که دارند رو شناسایی کنیم و همونطور که قبلا عرض شد میزان تجارب انسانی، وظیفه ای و مکانیکی مشتریان در هریک از مراحل تعامل و مراحل سفر رو مشخص کنیم

صدف افراشته: همانطور که در بحث های گذشته دوستان اشاره کردند تغییرات در محیط های شازمانی باعث جلب توجه همه افراد به یادگیری سازمانی و مدیریت دانش شده و بسیاری از مطالعات،دانش مشتریان را بعنوان یکی از مهم ترین مبانی دانش برای یک سازمان معرفی کرده اند.

شکی نیست که داده های مربوط به مشتریان در سازمان ها و فرایندهای کسب و کار وجوددارند و این داده ها کم و بیش به اطلاعات و دانش تبدیل می شوند اما هدف مدیریت دانش مشتری بهینه کردن این فرایندهای تبدیل داده های مربوط به مشتریان به اطلاعات مورد نیاز سازمان می باشد.

از این رو آشنایی با جریان های دانش مشتریان را می تواند مفید باشد.این جریانها را می توانیم در 4 بخش تعریف کنیم:

1.دانش برای مشتریان در جهت رضایت بخشی به نیازهای دانشی مشتریان.

2.دانش درباره مشتریان که برای درک انگیزه مشتریان و توجه به آنهابصورت اختصاصی جمع آوری می شود.

3.دانش از مشتریان مثل دانش مشتریان نسبت به تامین کنندگان و بازارها.

4.دانش نگهداری شده توسط مشتری برای مقاصد خودش که ممکن است در فرایند نوآوری و یا یادگیری سازمانی بکار گرفته شود.

شاید بتوان مبحث تجربه مشتری را در قسمت "دانش از مشتریان" طبقه بندی کرد.چراکه دانش از مشتری شامل ایده ها و افکار و اطلاعات دریافتی سازمان از مشتریان می باشد.این منظر می تواند درباره مشکلات جاری،روند خدمات مشتریان و احتیاجات آینده و ایده هایی برای محصولات و خدمات نوآورانه و موفق باشد.

این اطلاعات را می توانیم از طریق بررسی نقشه سفر مشتری و تجزیه و تحلیل نقاط تماس مشتری در طول تعاملاتش با سازمان به دست بیاوریم.

هدف نهایی مدیریت تجربه مشتری رسیدن به مشتریان وفادار است.هرچه یک سازمان دانش خود را درباره مشتری،سلایق،عادات رفتاریو ویژگی های کلی مشتری اطلاعات بیشتری داشته باشد می تواندخدماتی به مشتریان ارائه دهد که به انتظار مشتری نزدیکتر باشد و این سازگاری بین ارزش درک شده از خدمات ارائه شده با انتظار مشتری در نهایت منجر به وفاداری او خواهد شد.(ازمنظر دانش درباره مشتری)

تعاریف بسیار متعددی در خصوص تجربه مشتری وجود دارد ولی همه تعریفها توافق نظر دارند که تجربه مشتری باید شامل تعامل با افراد،فرایندهایا سیستم سازمان باشد.و درکل این طور به نظر می رسد که ادراک مشتری در مرکز آن چیزی قرار گرفته است که تجربه مشتری به آن می پردازد.در واقع تجربه مشتری، مجموعه ای از همه تعاملات مشتری با محصولات و خدمات و افرادی است که به یک سازمان با یک مارک خاص مربوط می شود و همه نقاطی را که مشتری با سازمان،محصول یا خدمت برخورد می کند را در بر می گیرد.

اما دانش مشتری در واقع ترکیبی از تجربه،ارزش، اطلاعات و بینش متخصصان که در حین مبادلات بین سازمان و مشتری تسخیر شده است، تعریف شده.این دانش در جریان دو طرفه ای ایجاد شده است که برای هر دو طرف(سازمان و مشتری)ایجاد ارزش می کند و منبع اصلی  در بهبود ارزش مشتری بشمار می رود.

از این تعاریف می توانیم به تفاوت بین دو مقوله مطرح شده به راحتی پی ببریم.

دکتر اخوان: اصولا مدیریت تجارب مشتری cemچه تفاوتهای بنیادینی با دانش "از مشتری"  در ckm دارد؟

به نظر می رسد بخش بزرگی از تجربه مشتریان در بخش

Knowledge from customer

در ckm جای دارد...

درCEM شناسایی تجارب مشتری با رویکردی از دیدگاه مشتری انجام میشه و با زاویه مشتری به تمام ابعاد فرایند ها نگاه می کنیم تا میزان تجربه اکتسابی مشتری سنجش میشه ولی

در رویکرد CKM به نظر من ( که دوست دارم دوستان متخصص این حوزه بفرمایند) دانش مشتری بصورت درون سازمانی کسب میشه و ما براساس فرآیند های داخلی سازمان به فهم دانش نهفته در مشتری می پردازیم

مرتضی اللهیاری: برداشت من از تجربه مشتری در مباحث بازار، نتیجه‌گیری مشتری و برداشتی است که آنان از به کارگیری محصول (کالا/ خدمت) سازمان به دست آورده‌اند. این تجربه میتونه خیلی خیلی روی فرایندهای مرتبط با ارائه محصولات موثر باشه: طراحی (design)، تکوین (development)، معرفی و رونمایی (release & introduction)، فروش (sales) و خدمات پس از فروش (aftersale service). در واقع حکم یک بازخورد ژرف به درونی‌ترین ارکان و اجزای کسب و کار سازمان رو داره.

ضمن اینکه وقتی با عینک مدیریت دانش به این تجربیات می‌نگریم، با تقریب مناسبی به دانش مشتری، در سه حوزه دانش از مشتری، دانش برای مشتری و در نهایت دانش پیرامون مشتری محسوب می‌شود.

اکنون میتوانید مسیرهای دانش را از سازمان به محصول به مشتری و دوباره به سازمان را مدلسازی نمایید. سپس، در بردار دانش مشتری - سازمان، انواع تبادل دانش یادشده را تجزیه و تحلیل نمایید. تا اینجا، شما تنها وضع موجود را تبیین و ترسیم کرده‌اید. کار و هنر بهینه‌سازی از این گام آغاز می‌شود. تعیین میزان تولید/ تبدیل تجربه به ابعاد سه‌گانه دانش مشتری و تحلیل فرصت‌های بهبود محصول با استفاده از تجربیات مشتری اصلی ترین مساله نگاشت تجربه به دانش در حوزه مشتریان می‌باشد.

بردارهای جهت‌دار بازخورد تجربه به فرایندها، میتونه کمک شایانی به تحلیل کامل جوانب مساله کنه.

اگر بتوان شاخص یا متغیر کمی با روش محاسباتی ارائه داد، واقعا میشه تکامل مساله رو دید.

نتیجه استفاده مشتری از محصولات رو چه تجربه نام بگذاریم چه عنوان دیگه، حاوی اطلاعات و دانش پیرامون عملکرد سازمان در ارائه اون محصول هست که میتونه مبنای ارزیابی موفقیت سازمان باشه.

جزییات تجربه مشتری که در روزگار ما با حساسیت هم همراه (و موجب افزایش رقابت) شده ممکنه نوک پیکان بازخورد رو به ارکان و اجزای مختلف کسب و کار متصل کنه.

علی: دانش مشتری از یک منظر به دانش برای مشتری ، دانش درباره مشتری و دانش از مشتری تقسیم می گردد.

دانش برای مشتری به دانشی گفته میشود که در اختیار مشتری قرار میگیرد که میتواتد بخشی از خدمت یا کالا باشد مثلا دانش کاربرد کالای فروخته شده ، امیدوارم منظور را رسانده باشم

در بحث مدیریت دانش استاندارد وجود نداره اما راهنمای  KMBOK وجود دارد

درحال حاضر کمیته های تدوین استانداردهای مدیریت کیفیت در حال گنجاندن الزامات مدیریت دانش در این استانداردها هستند.

مصطفی نجاتی: مدیریت دانش مشتریان درواقع حاصل اشتراک ویا تلفیق این مفهوم با مدیریت ارتباط با مشتریان است که دانش در آن نقش مهم دارد اما مدیریت تجربه مشتریان ریشه در تجربه و در نهایت وفاداری مشتری به شرکت و فاکتور مهمی در برگشت مشتری به شرکت است که سرمایه مهمی است. به این ترتیب هرچه شرکت و سازمان استراتژی مناسبی برای استفاده از دانش مشتری داشته باشد در واقع تجربه مشتری را مدیریت کرده و بازگشت مشتری را با تکیه بر دانش او فراهم کرده است مدیریت دانش مشتریان زیرساختی برای استقرار مدیریت تجربه مشتری است.

ایمان: با سلام نکته ای که بنظرم میرسه اینه که شاید بسیاری از تجربیات مشتریانمان به دلیل عدم آگاهی یا عدم توانایی ابراز ، یا به دلیل نفهمیدن دلایل اتفاق ،، همان تجربه خوب یا بدشان،، به ما ارجاع داده نشه و برای استفاده از از تجربیات آنها ما نیازمند یک سیستم بر خط ،، حال یا شبکه اجتماعی یا به نحوی اینترنت اشیاء خواهیم بود .

دستیابی به دانش یا تجربه مشتریان در این دوره از زمان که ابزارهایه ارتباطی تنوع زیادی دارند هم راحت تر شده و هم واجبتر

با استفاده از این ارتباطات میتوان چه با اقدام مشتری جهت انتشار دانش و تجربیاتش و چه بدون اقدام وی ، تجربیات و دانش را از نحوه ی عملکرد او با خدمات یا محصولات خودمان بدست آوریم که با توجه به آنها محصولات ، خدمات و فرایندها را بهینه کرد که این امر هم موجب فراهم شدن مزیت رقابتی برای ما خواهد شد و هم وفاداری مشتریان

از لحاظ روانی هم وقتی مشتری ببیند که سازمان یا شرکت برایه انتقادات و پیشنهادات مشتریانش سازوکار رسمی و اجرایی دارد ، علاوه بر ایجاد وفاداری فی مابین ، به نحوی تبلیغات سینه به سینه نیز شکل میگیرد ،،

حتی میتوان در قسمت پیشنهادات و تجربیات ، مواردی را جهت شراکت در سود مطرح نمود تا مشتریان تجربیات خود را با ایده هایشان ترکیب کنند و به خلق محصولات و خدمات جدیدتر کمک کنند

دکترزاهدی: بررسی حاصل از تحقیقات نشان می دهد ایجاد دانش به صورت مشارکتی با رقبا، تامین کنندگان و مشتریان بمنظور بدست آوردن مزیت رقابتب انجام می گیرد.

همچنین دانش مشتری می تواند توسط سازمان برای شناسایی فرصت های بازار  و برای حمایت از تحقیق و توسعه و نیز ترویج نواوری مورد استفاده قرار گیرد.

مطالعات  نشان می دهد همکاری دانشی مشتری با سازمان به 5 حوزه تقسیم می گردند: 1 - prosumerism   2

2- یادگیری مشارکتی بر پایه تیم.

3- نوآوری متقابل 4- جوامع آفریننده 5- مالکیت معنوی مشترک.

بررسی تحقیقات مبین این مطلب است که تاکید بر شناسایی مشتریان خاص بمنظور کسب تجربه از انان نقش راهبردی و نیز رهبری سازمان را دارد و می تواند در فرایند های نوآورانه سازمان موثر باشد.

ادامه تحقیقات بیان می دارد موفقیت در فرایند ایجاد دانش مشارکتی سازمان ، علاوه بر فرهنگ به اشتراک گذاری دانش ، ریسک پذیدی فعالیت های یادگیری را در بردارد.

خشایار جهانیان:  مدل هایی مثل customer funnelهم می تونه کمک کنه

مدل فانل بیشتر در مراحل جذب مشتری متمرکزه، اما بینش خوبی از رفتار مشتریان میده، و از اون جایی که در راه اندازی استارت اپ ها و همین طور مدل هایی مثل lean canvas و ... مورد استفاده قرار می گیره خیلی روی بهینه سازی تجربه کاربران تمرکز داره تا بتونه اون ها رو توی قیف با راندمان بالاتری جلو ببره. توی مباحث هک رشد یا growth hack خیلی استفاده میشه. هک رشد هم ارتباط نزدیکی با مدیریت دانش داره

دو مفهوم Gamification و UX/UI Design هم مواردی هستند که در طراحی و شکل دهی تجربه کاربران بی نهایت موثرند و برای استفاده اثربخش از آن ها، یکی از سیکل های مهم، امکان پایش و فیدبک گرفتن از مشتریان است. در اجرا هم امکان فیدبک دادن و ارایه دانش به هنگام به مشتری از اصول طراحی خصوصا Gamification است

یه جنبه مهم gamification دیتایی است که در اثر تعامل کاربر با سیستم گیمیفای شده به دست میاد که خودش حاوی دانش جدیده. به تعریف هم نگاه کنید به کارگیری المان های بازی در چارچوب های جدی برای گرفتن رفتارهای مطلوب از کاربران،

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم حیدری به شرح ذیل انجام پذیرفت:

بخش اول:

1. از دست رفتن تمامی تجربیات گذشته و هزینه های انجام شده برای آنها

2. برگزاری تکراری آموزش ها

3. عدم توانایی پاسخ سریع به ایده ها و مدلهای جدید

4. نبود نوآوری سریع در ارائه محصولات و خدمات با بهره گیری از محتوای دانش

5. از دست دادن بازارهای جهانی

6. چالش انگیز شدن مسایل مدیریتی و رهبری

7. کند شدن سرعت تغییر در سازمان و منسوخ شدن دانش

8. عدم مشارکت نیروی انسانی

9. عدم دانش افرینی

10. عدم توانایی در رشد و توسعه فناوری.

بخش دوم :

11. غلبه دانش صریح به دانش ضمنی در مقوله اشتراک گذاری دانش توسط افراد

12. عدم شناخت و ارزیابی و نیزپذیرش اشتباهات گذشته و بازخور به سازمان و افراد.

13. کاهش اعتماد نسبت به نحوه استفاده از دانش

14. تاکید بیش از حد به فرد گرایی نسبت به کار تیمی.

15. ضعف اعتماد به نفس و نگرانی بیش از حد نسبت به نظر دیگران.

بخش سوم:

16. از دست رفتن فرصت «ماندن» به این معنا که حتی اگر دارای مزیت رقابتی و قوت های بالایی هم باشیم، مقطعی خواهد بود و نخواهد ماند ...

17. ابتلا سازمان به فراموشی سیستمی، اگر چه در برخی جاها نیز کارهای موازی و تکراری انجام خواهد شد.

18. هم افزا نبودن اجتماعات کاری نیز منجر به عدم تحقق اهداف سازمانی می شود

19. مهمترین چیزی که از دست می‌رود، تجربه جمعی و آینده سازمانی است.

20. از دست رفتن امکان بهره گیری از تجارب بدست آمده در یک واحد یا کسب و کار در سایر کسب و کارها و در نتیجه اتلاف منابع سازمان است.

بخش چهارم:

21. از دست دادن بیشتر فرصت های پیشرفت

22. از دست دادن ایجاد فضای خلاقیت

23. از دست رفتن کارکنان دانشی

24. به حاشیه رفتن بیشتر کارکنان با کیفیت

25. همچنین اتکای بیش از اندازه به افراد و دانش اونها هم از نتایج ضعف مدیریت دانش می تونه باشه, یعنی قائم به فرد بودن.

26. مدیران الگوی کار تیمی و اشتراک دانش نیستند.

27. موضوع جانشین پروری بی اهمیت تلقی میشود.

28. افراد برای حفظ قدرت دانش خود را پنهان می کنند.

29. فرآیندهای سازمان منسجم و یکپارچه نخواهد بود و بعضا در تضاد هستند

30. نرخ یادگیری فردی، تیمی و سازمانی کاهش می یابد

بخش پنجم و آخر:

 

31. خلاقیت کاهش می یابد

32. عدم توجه کافی به فرصت های رشد، بهره وری و بهبود مستمر کیفیت و سود آوری

33. كاهش مستمر كیفیت

34. افزیش مستمر هزینه‌ها

35. تكرار اشتباهات

36. پاسخ كندتر به تغییرات و نیازهای محیط

37. عدم شناخت كافی تواناییهای كاركنان

38. ناتوانی سازمان در ایجاد ارزش

39. از دست رفتن فرصتها

جمع بندی نهایی :

نبود یا ضعف در مدیریت دانش منجر به کاهش قابلیت های سازمان در بهره برداری از فرصت های کسب و کار شده و همچنین مشکلات و چالش هایی را برای سازمان بدنبال خواهد داشت.

اشتراک نظرات ارایه شده را می توان در قالب کلید واژه های زیر جمع بندی و خلاصه نمود:

تجربیات گذشته و تجربه جمعی

آموزش و یادگیری

خلاقیت و نوآوری

مدیریت تغییر

مشارکت، کار تیمی و اجتماعات کاری

مدیریت فن آوری

بهره برداری از فرصت های بازار و پاسخ گویی به تغییرات محیطی

حفظ کارکنان دانشی

جانشین پروری و شناخت توانایی های کارکنان

افزایش هزینه ها

کاهش مستمر کیفیت

بروز خطا و اشتباه

ایجاد ارزش.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

فاطمه عرب: از مهمترین فرصتها که از دست می رود تمام تجربیات گذشته و هزینه های انجام شده برای آن است .همه آموزشها بصورت تکراری برگزار می شود

مریم فیلسوفیان:

در پاسخ به این سوال بدون توجه به حوزه کاری سازمان موارد زیر به نظر چالش برانگیز می باشد:

1. عدم توانایی پاسخ سریع به ایده ها و مدلهای جدید

2. نبود نوآوری سریع در ارائه محصولات و خدمات با بهره گیری از محتوای دانش

3. از دست دادن بازارهای جهانی

4. چالش انگیز شدن مسایل مدیریتی و رهبری

5. کند شدن سرعت تغییر در سازمان و منسوخ شدن دانشی

6. عدم مشارکت نیروی انسانی

7. عدم دانش افرینی

8. عدم توانایی در رشد و توسعه فناوری

دکترکازرونی: مدیریت دانش در سازمان ها کار مقطعی نیست بلکه مانند بحث بهبود مستمر کاری است ممتد و با توجه به گسترش دانش و سرعت این گسترش، استراتژی های مدیریت دانش بلند مدت و پیوسته است و این دقیقا با نظام مدیریت دولتی که نظامی با تفکر مدیریت محدود و مقطعی است در تعارض عمیق است لذا پرسش مطرح شده اساسا از مدیریت های دولتی محلی از اعراب ندارد و بهتر است تمرکز بر مدیریت خصوصی از نوع علمی آن داشته باشیم

اساسا تصور من اینه که نرم افزاری صرفا جهت مدیریت دانش نداریم چون مدیریت دانش در قلب فرآیندهای سازمانی است

هرچقدر یک نیروی تازه وارد به یک سازمان سریعتر با فرایندهای سازمانی آشنا و بر آن مسلط شود نشان دهنده مدیریت فراگیرتر دانش در آن سازمان است

ضعف بیشتر در مدیریت دانش:

1 از دست دادن بیشتر فرصت های پیشرفت

2 از دست دادن ایجاد فضای خلاقیت

3 از دست رفتن کارکنان دانشی

4 به حاشیه رفتن بیشتر کارکنان با کیفیت

دکترزاهدی:

1-غلبه دانش صریح به دانش ضمنی در مقوله اشتراک گذاری دانش توسط افراد

3- عدم شناخت و ارزیابی و نیزپذیرش اشتباهات گذشته و بازخور به سازمان و افراد.

4-کاهش اعتماد نسبت به نحوه استفاده از دانش

5-تاکید بیش از حد به فرد گرایی نسبت به کار تیمی.

6-ضعف اعتماد به نفس و نگرانی بیش از حد نسبت به نظر دیگران.

7-همچنین نبود مدیریت دانش در سازمان را می توان ناشی از عوامل فردی، سازمانی، تکنولوژیکی، محتوایی .

حمیدرضا ضرغامی: مهم ترین فرصتی که به نظر بنده از دست می رود، فرصت «ماندن» است به این معنا که حتی اگر دارای مزیت رقاابتی و قوت های بالایی هم باشیم، مقطعی خواهد بود و نخواهد ماند ... اگر به فکر ساختن برای ماندن هستیم و اگر در اندیشه حفظ داشته و بهبود آن باشیم و نگاه کوتاه مدت نداشته باشیم بهتر است و شاید باید ! از مدیریت دانش (به معنای نظام فکری حاکم بر آن و ابزارهایش) بهره برداری نماییم

متاسفانه برخی با القای تفکر نرم افزاری از مدیریت دانش، و سوءاستفاده از عدم آگاهی برخی سازمان ها و شرکت ها، نرم افزار را مهم ترین وجه نشان داده اند (سالها) و با دید بیزینسی به مدیریت دانش در هر دوره نگاه کردند و الان ما از مدیریت دانش به معنای ابزاری استراتژیک برای ارتقای سطح دانشی و دانش بنیان شدن سازمان ها فاصل ه داریم.

البته همان برخی ها الان هم به گونه ای دیگر روی مدیریت دانش بیزینس می کنند و از نرم افزار فروشی تقریباً خارج شده اند ولی در کارهایشان ایرادات فراوانی است.

به نظرم با شناختی که از اساتید لیدر انجمن مدیریت دانش دارم، این عزیزان و خبرگان همراه شان می توانند و لازم است که سهم بالاتری از نقش آفرینی در فضای اجرایی مدیریت دانش و سامان بخشی به این مقوله ارزش آفرین در کشور ایفا نمایند ...

البته مخالفتی با نگاه بیزینسی (در معنای علمی واقعی اش) وجود ندارد

ولیکن مقصود سوءاستفاده و شعارهای پوسته ای (عوام پسند) و کارهای چیپ و ضعیفی همچون نرم افزارفروشی به نام مدیریت دانش بود که مذموم است ولی خوب است که برنامه ها! (نه پروژه ها)ی میلیاردی نیز با اساتید خبره تعریف و هدایت شود و این بیزینسی هم که باشد مذموم نیست ولی به نظر بنده شروع مدیریت دانش با این چالش اساسی که دوستان و خبرگان دیگر حاضر در گروه نیز فرمودند، به تبدیل شدن آن به مقوله ای لوکس و بی کاربرد (در ذهن برخی مدیران) و عدم شناخت جامع از آن (و از معضلات عدم توجه به آن) انجامیده است که البته در سالهای اخیر اصلاحاتی هم روی آن (با ورود در دروس دانشگاهی، کمک اساتید خبره گروه حاضر، کمک اساتید انجمن مدیریت دانش و ...) ظاهر شده است که انشاءالله استمرار داشته باشد

نرم افزارها تنها ابزاری برای خدمت به اهداف مدیریت دانش هستند و تسهیل گر

مسعود کیارش: من فکر می کنم اول باید ببینیم سازمان در داخل فرایندهای خودش, چه رویکردهایی از مدیریت دانش رو به صورت embed شده داره. اون وقت بهتر میشه گفت که اگه مدیریت دانش نداشته باشه, چه اتفاقاتی براش رخ میده

اون بخشب از مدیریت دانش که به درد سازمان میخوره, اون بخشی هست که سازمان براش اسم مدیذیت دانش نذاشته و کارکنان با اون به عنوان کار و وظیفه روزانه مواجه میشن اما اگه بخواهیم اینطور بررسی کنیم که اگر سازمان نرم افزار مدیریت دانش نداشته باشه, چه اتفاقی می افته؟

به نظر من هیچ اتفاقی نمی افته.

خشایار جهانیان: سازمان های دولتی این گونه هستند چون اساسا از هیچ کاری دنبال نتیجه گرایی نیستند. به تبعیت از آن شرکت های ارایه دهنده خدمات و سایر مشاوران فردی هم هر آنچه که فکر می کنند درست است به خورد سازمان ها می دهند.

ضمنا من هزینه های بیشتری رو در بازار روی طرح های کور اکتساب دانش و تولید دفترچه برای show و قرار دادن در گنجه می بینم تا خرید نرم افزار. کل حجم بازار نرم افزار فروخته شده در ایران طبق تجربه من بعید میدونم در 11 سال گذشته به 10 میلیارد تومان برسه ولی اقلا معادل همین رقم در شهرداری های کل کشور "دانش پروژه" استخراج کردند و در قالب دفترچه فیزیکی چاپ شده برای این که فلان شهردار فیگور دانش محوری بگیره. همین الان هم در تهران داره یه چنین پروژه کوری باحدود1 میلیارد بودجه تعریف میشه که جهالت از سر و روی RFP پروژه میریزه!

مصاحبه، بدون مدل سازی، بدون در نظر گرفتن این که خروجی قراره چطور ارزش افزوده ایجاد کنه و .... یه خبرنگار هم می تونه این کار رو انجام بده.

ضمنا نکته ای رو لازمه ذکر کنم: در کشور ما عده زیادی درک عجیب، فلسفی و غیر کاربردی و بعضا متافیزیکی از مدیریت دانش دارند و اون رو با مدیریت خرد و ... خلط کرده اند. لذا علیرغم این که مدافع شماره یک لزوم ایجاد بینش در کسب و کار و خلق راهبردهای اثربخش برای سازمان به هیچ وجه با نرم افزارستیزی در حوزه مدیریت دانش موافق نیستم.

اقتصاد نفتی به ذات همه را وابسته به دولت تحصیلدار می کند. ربطی به شعار خصوصی سازی ندارد. مادامی که عمده تولید ناخالص ملی از زیر زمین درآید نه از مغز افراد نباید توقع حاکمیت منطق کسب و کار و رقابت را داشت.

اگر گوگل یا کلا اینترنت نبود با چه شیوه رودررویی می خواستید این همه دانش کسب کنید؟ نوآوری در ابزارها کل داستان را عوض می کند. مدیریت دانش با تغییر نسل های وب، نسل عوض کرد. خودرو هم ابزار است اما در حمل و نقل نمی توان آن را انکار کرد. با شما موافقم اگر دیدگاه شما این باشد که نباید ابزار زده شد.

ضمنا تسهیل گری مدت هاست دیگه صفت مناسبی برای فناوری اطلاعات نیست. کمی در مورد Disruptive Innovation از کلیتون کریستینسن مطالعه کنید. فناوری ها می توانند پارادایم ها را تغییر دهند. وگر نه مدیریت دانش می شود روشی که در زمان ناصرالدین شاه هم قابل پیاده سازی بود که در دنیای امروز جایی ندارد.

هاجر عطاران:

ولی با احترام به همه محققان

خروجی طرح های پژوهشی که انجام می شود دو دسته است

یک عده از محققین در انجام پروژه دولتی هم دنبال نوشتن مقاله isi هستند. در نتیجه خروجی چنان علمی می شود که عملیاتی نمی شود

یک عده هم فکر می گنند کارمندان دولت بی سوادند. پروژه را به قیمت کلان می گیرند بعد می دهند دانشجویان ارشد آن را انجام دهند بعد از چند سال هم مکتوبی غیر قابل استناد با اطلاعاتی سوخته تحویل می دهند

پروژه های مدیریت دانش هم از این داستان مستثنی نیست

در پروژه ای که من هم با آن آشنایی داشتم تعدادی دانشجو را برای مستندسازی تجربیات پیش کارمندان قدیمی فرستاده بودند. کارمندان هم متقابلا چنان برخورد کردند که پروژه به نتیجه مپفقی ختم نشد و عملا شکست خورد

شهاب شیدایی: به نظر من نباید تک بعدی به چالش های پیاده سازی مدیریت دانش نگاه کرد تجربه من در این چند ساله که در این حوزه فعالیت داشته ام در عکس ارسالی تقدیم به اعضا گروه

 

موثقی: متاسفانه در ایران نرم افزاربه عنوان مدیریت دانش برای سازمانها ارائه می گردد ، حال برداشت از استفاده از فناوری اطلاعات در ارائه یک نرم افزارمخصوص مدیریت دانش به نظر من اشتباه ست ، بیشتر ابزارهای فناوری اطلاعات برای مدیریت دانش محیا می باشد ، بیشتر مواردی که فکرمی کنید قابل دسترس می باشد ، برای برقراری ارتباطات و به اشتراک گذاری از ابزاری مانند lync مایکروسافت ، که خود او با تمامی محصولات مایکروسافت ارتباط دارد ، برای مستند کردن شیرپوینت و نرم افزارهای مشابه ، در بیشتر کشورهای توسعه یافته سامانه خاصی برای مدیریت دانش طراحی نشد( نرم افزار ویژه ) انچه که طراحی میکنن که وجود نداشته باشد ، چندین نرم افزار رو به عنوان نرم افزار مدیریت دانش دیدم که هر کدام جای نقدو برسی از نظر گردش کار و رسالت مدیریت دانش دارد که به موقع راجب این نوع نرم افزار ها توضیح خواهم داد

مرتضی اللهیاری: مهمترین چیزی که از دست می‌رود، تجربه جمعی و آینده سازمانی است.

هیرو دباغی: یکی از فرصتهایی که در اثر ضعف مدیریت دانش از دست می رود, امکان بهره گیری از تجارب بدست آمده در یک واحد یا کسب و کار در سایر کسب و کارها و در نتیجه اتلاف منابع سازمان است.

همچنین اتکای بیش از اندازه به افراد و دانش اونها هم از نتایج ضعف مدیریت دانش می تونه باشه, یعنی قائم به فرد بودن.

مولود محرابیان: به نظر بنده هیچوقت نمیشه گفت در سازمان مدیریت دانش صفر است، چراکه بالاخره در همکاری و کار تیمی و... بالاخره دو نفر پیدا میشوند دانش خود را به اشتراک می گذارند حالا به هر روشی و این خود بخشی از مدیریت دانش است،

رضا مصفا:

در سازمانی که مدیریت دانش نباشد احتمالا

1-مدیران الگوی کار تیمی و اشتراک دانش نیستند.

2-موضوع جانشین پروری بی اهمیت تلقی میشود.

3-افراد برای حفظ قدرت دانش خود را پنهان می کنند.

4-فرآیندهای سازمان منسجم و یکپارچه نخواهد بود و بعضا در تضاد هستند

5- نرخ یادگیری فردی، تیمی و سازمانی کاهش می یابد

6- خلاقیت کاهش می یابد

و در نتیجه فرصت های رشد، بهره وری و بهبود مستمر کیفیت و سود آوری به ندرت مورد توجه قرار خواهد گرفت

 

دکتر اخوان:

بخشی از مشكلاتی كه از نبود مدیریت دانش در سازمان حادث می شود:

كاهش مستمر كیفیت

افزیش مستمر هزینه‌ها

تكرار اشتباهات

پاسخ كندتر به تغییرات و نیازهای محیط

عدم شناخت كافی تواناییهای كاركنان

ناتوانی سازمان در ایجاد ارزش

از دست رفتن فرصتها

حمیدرضا ضرغامی: با وجود اینکه آمارهای بالا نشاندهنده اهمیت نرم افزار، اینترنت، تلکام و ... در رشد فناوری است ولی با این وجود دلیل معتبری برای تعبیر مهم ترین رکن بودن این ابعاد در مدیریت دانش نیست و با همه این موارد آنچه مقصود بنده بود که شاید یک عامل عدم رشد مدیریت دانش (به معنای واقعی اش) درک اشتباه و شاید بهره جویی برخی مروجان بر مبنای نرم افزارفروشی در این عرصه باشد

(منکر مؤثر بودن «رکن IT» در دسترسی به «اهداف KM» نمی شویم) ولی جابجا شدن این دو ( در این جمله) یکی از چالش های بزرگ است. اگر در خود همین شرکت های بزر گ تمرکز کنیم، می بینیم که این شرکت ها از نرم افزار و بسترهای IT به عنوان تسهیل گر در مسیر دسترسی به اهداف مدیریت دانش استفاده کرده اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم حیدری به شرح ذیل انجام پذیرفت:

1- هوش کسب و کار (Business Intelligence) که به اختصار BI خوانده می شود، به فرآیند تبدیل داده های خام به اطلاعات کسب و کار و مدیریتی گفته می شود که به مدیران سازمان کمک می کند تا تصمیمات خود را سریعتر و بهتر اتخاذ کنند و بر اساس اطلاعات صحیح، عملکرد درست و سنجیده ای از خود نشان دهند. در حقیقت هوش سازمانی یعنی «داشتن دانشی فراگیر از همه عواملی که بر سازمان موثر است.» مانند مشتریان (جامعه و مخاطبین، ارباب‌رجوع و غیره) رقبا، محیط اقتصادی، عملیات و فرآیندهای سازمانی (مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و غیره) که تاثیر زیادی بر کیفیت تصمیمات مدیریتی در سازمان می‌گذارد

از دیدگاه علمی سازمانها برای پیاده سازی هوشمندی کسب وکار (BI) نیاز به پیش نیازهایی دارند که بدون این پیش نیاز ها، سرمایه گذاری در BI بازدهی برای آنها نخواهد داشت. مهمترین پیش نیاز ها به زبان ساده بصورت زیر است :

 همراستایی استراتزیک در سازمان

 شفافیت

 هماهنگی بخش فناوری اطلاعات با بقیه سازمان

 فرهنگ استفاده از اطلاعات

 فرهنگ مهندسی تصمیم گیری

2- مدیریت دانش و هوشمندی کسب وکار و دو جز جدایی ناپذیر هسنتد ، با وجود همراستایی های متعدد ، تفاوت هایی اساسی هم دارند که با وجود این تفاوت ها ، بهرمندی یکپارچه ضروری است . از تفاوت های اصلی مدیریت دانش و هوشمندی کسب وکار ، تمرکز هوشمندی کسب و کار بر دانش صریح است ، در حالی که مدیریت دانش هم بر دانش صریح و هم بر ضمنی متمرکز است. این در حالیست که هر دو مفهوم یادگیری ، تصمیم گیری و درک را ترویج می دهند .سیستم هوشمندی کسب وکار درک کاملی از دانش برای پشنیبانی از تصمیم گیری در تمامی سطوح مدیریتی به ارمغان می آورد. ابزارهای هوشمندی کسب وکار از جمله OLAP و داده کاوی ،امکان کشف و تسهیم دانش را در محیط پیچیده ی امروزی فراهم می آورد ، لذا هوشمندی کسب و کار با تمرکز بر دانش صریح به عنوان یکی از ابزارهای کارآمد کشف و تسهیم دانش و به تبع آن مدیریت دانش معرفی می شود. باتوجه به ادبیات این حوزه ، سه سناریو در مورد ارتباط هوشمندی و مدیریت دانش وجود دارد که در تصویر زیر تقدیم شده:

3- با توجه به مدل های ارائه شده برای یکپارچگی مدیریت دانش و هوشمندی کسب و کار ، اگر هوشمندی کسب وکار را ابزار بدانیم ، بطور کامل در مفهوم مدیریت دانش نهادینه شده است. از آنچا که پاشنه آشیل هوشمندی کسب و کار دانش ضمنی است و تاکید کامل آن به دانش صریح است رد آن بعنوان ابزار در دو زیر فرآیند مدیریت دانش می توان زد که توجه کامل به دانش صریح دارند ، لذا می توان هوشمندی کسب و کار اگر بعنوان یک ابزار معرفی کنیم ، ابزاری کارا برای مدیریت دانش معرفی شود.

4- تحقیقات زاهدی در سال 91 نشان داد که بهره گیری از روش طوفان فکری(اکتساب دانش) و تسهیل گر نقش مهمی در فرایند های کسب و کار دارد. همچنین بهره گیری از سییتم های خبره و نیز پنل دلفی یکی از راه کارهای اساسی در کسب و کار هوشمند تلقی می شود.

5- در مقاله زاهدی با دکتر اخوان در سال1389 بهره گیری از سرمایه دانشی خبره و نیز اشتراک دانش در سازمان به عنوان عوامل اساسی در تقویت پتانسیل کارآفرینی و کسب وکار یاد شده است.

 

6- در فصل پنجم کتاب کارآفرینی از ایده تا عمل که با همکاری دکتر اخوان و زاهدی تالیف شده انواع کسب و کار به ده گروه عمده تقسیم بندی شده از ان جمله میتوان به ایجاد اجتماعات کاری آنلاین، تهیه و ارایه سامانه های دانشی مختلف، خدمات مربوط به ایمیل جهت تبادلات دانشی و اطلاعات، چند رسانه ای یا مالتی مدیا، ایجاد خدمات تخصصی به دیگران اشاره نمود. همچنین در ادامه عوامل و متغیر های انواع کسب و کار بخصوص کسب و کار هوشمند ارایه گردیده است.

7- در تحقیق پیکالاینن در سال 2006 که بمنظور برآورد درصد موفقیت کسب و کار شرکت ها انجام گرفت، نتایج تحقیق نشان داد انتشار دانش شرکت ها و نیز حمایت از دانشگران نقش مهمی در سوداوری دارد.

8- چسبروگ و روزنبلوم در تحقیقی که در سال 2002 صورت پذیرفت بیان داستند با بهره گیری از نرم افزار متن باز (نرم افزار تبادل دانش) ضمن سودآوری برای شرکت می توان شبکه دانشی را توسعه داد.

9- کریشنا مورتی در سال 2003 تکمیل کسب وکار هوشمند را در بهره گیری از سیستم عامل لینوکس بیان کرده و ان را موجب توسعه شبکه کاربران در سراسر جهان دانسته است.

10- دامه تحقیقات در شرکت سان میکرو سیستمز و اپل در سال 2013 و 14 حاکی از آن است، بهره گیری از شبکه دانشی مشتری و نیز نظر سنجی در خصوص کارکرد سیستم های قبلی و جدید( معمولا این شرکت ها یکسری مشتری دارند که اول محصولات جدبد خود را به آنها می دهند و درصورتیکه مقبول واقع شد تولید و پخش انبوه می کنند.) را فرصتی مناسب برای توسعه محصولات جدید دانسته و آن را گامی مهم در ایجاد صنایع با تکنولوژی بالا و منعطف تلقی می کند.

11- جیمز هیگینز در سال 2008 خلاقیت را عامل مهم در اندیشه و فکر جدید معرفی کرده و آن را تبلور صریح سازی دانش ضمنی بیان نموده که منتج به ایجاد کسب و کار و تولید ثروت می شود

12- بررسی تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که شبکه عصبی مصنوعی تاثیر زیادی در بالا بردن قدرت تسهیم دانش در سازمان های تولیدی دارد.

13- از سوی دیگر تحقیقات صورت پذیرفته بیان می دارد عامل فرهنگ سازی دانشی تاثیر بسزایی در ایجاد سرمایه مشتری داشته و موجب بالا رفتن قدرت رقابتی سازمان می گردد.

14- نلسون و همکاران در تحقیقات خود در سال 2006 حمایت مدیران ارشد از تسهیم دانش سازمانی و نیز ایجاد KMO در سازمان را یکی از ساختار های کسب و کار هوشمند تلقی نموده و نیز آن را تاثیر گذاز در ایجاد سرمایه مشتری دانسته اند.

15- از سوی دیگر تحقیقات رمضان و همکارن در سال 1394 بیان داشت که ظرفیت تولید دانش به کمک مشتری موجب ایجاد سرمایه مشتری شده و آن را عامل مهمی در وفاداری مشتری و افزایش سهم بازار دانسته اند.

16- چن و همکاران در سال 2004 و چانگ و وانگ در سال 2012 ضمن تحقیقات بر سرمایه مشتری، ایجاد و مدیریت سیستم دانشی خبره را عاملی تاثیر گذار در قابلیت خدمات مشتری و رونق کسب و کار برشمرده اند.

17- در ارتباط biوkm مدلهایی برای ترکیب این دو مفهوم ارائه شده. یکپارچگی این دو از بعد داشتن اهداف یکپارچه در وهله اول تصمیم سازی،تسهیل تصمیم گیری مناسب تر در زمان کوتاهتر و تبدیل دانش صریح به خرد مدنظر است.

18- در ادامه تحقیقات می توان بیان نمود که طراحی فرایند های دانشی با رویکرد تجاری یا درخت دانشی تجاری سازمان یکی از روش های رسیدن به این مدل تلقی می شود.

 

19- خروجی یک سیستم مبتنی بر biاغلب خروجی هایی شامل داشبردهای مدیریتی و تصمیم ساز دارند که اگر بتوان با دانش خبرگان در یک سیستم ترکیب کرد قطعا تصمیم سازی با ریسک پایین تری انجام می شود. البته به نظر میرسد قبل از سیستم نقشه دانشی و مدل ترکیبی احصا شود. علاوه بر تحلیل اطلاعات، تحلیل فرهنگ و رفتار سازمانی نیز در کسب هوش سازمانی موثر است.

20- در مکنیزم هایی که با تیپ شخصیتی درون گرا هستند، پرسش نامه و مصاحبه های دانشی چندان مناسب نبوده و بهتر است از روش هایی همچون مشاهده و فیلم برداری و نیز استفاده از تسهیل گر ابتدا دانش بطور مناسب و درخور احصا گردیده سپس با روش bsc در مرحله یادگیری مدل اعمال گردد. در ادامه بهبود فرایند ها و در نتیجه استراتژی مالی شرکت یا سازمان می تواند نوعی استراتژی دانشی کسب و کار و فروش را ایجاد نماید.

21- تحلیل رفتار سازمانی و حرکت سازمان از مرز بلوغ فعلی به مرتبه بهبود امر مهمی است که مغفول مانده است

22- یکی از گام های نخست وجود مدیریت دانش در سازمان یا نهادینه کردن ان ، سنجش بلوغ دانشی سازمان و در درجه اول فرهنگ سازمانی است . این درتمامی سازمان ها عمومیت دارد. تازمانیکه فرهنگ در یک سازمان خاصه فرهنگ دانشی جا نیفته و افراد نخوان اون رو بکار بگیرن سایر اقدامات کم اثر تر خواهد بود.

23- زیرساخت فرهنگی برای:

 تولید مستمر

 تسهیم مستمر

 بازسازی مستمر دانش

24- درست شدن فرهنگ باید بصورت مرحله ای باشه. یعنی تاثیرات اقدام به مدیریت دانش دفعتا وارد سازمان نمیشه و باید مرحله ای اقدام کرد و از سیاست های رقابتی بین کارکنان نیز استفاده کرد.

25- تحقیق لارسن و سالتر در سال 2006، کوهلباچر در 2008 در مورد مدیریت دانش مشتری اشاره می کنند که براب توسعه محصولات جدید و نوآوری سازمان ها علاوه بر دانش درون سازمانی باید از دانش خارجی از قبیل مشتریان، تامین کنندگان، شرکابهره گیری نمایند.

26- همچنین در تحقیقی دبگر کوهن و لویندال نیزضمن تاکید بر منابع دانشی خارجی آن را ابزار تعدیل کننده برای قابلیت های نوآوری سازمانی تلقی نموده اند.

27- همچنین تحقیقاتزاهدی و دکتر اخوان نشان داد که بهره گیری از سرمایه دانشی و فکری در سازمان(اعم از داخل و خارج) موجب ایجاد تسهیم دانشی گردیده که بر عملکرد تجاری می گردد. علاوه بر آن استفاده از ابزارهایی همچون پرسش نامه و plsروش تحلیل آماری برای آن پیشنهاد شده است.

28- برخی از تاثیرات مدیریت دانش بر حوزه کلی هوشمندی کسب و کار بطور کلی اینا باشه:

تسهیم نوعی هوشمندی میان کارکنان در جهت فهم اینکه چجوری میشه وظایف مهم خود را برای پیشبرد سازمان انجام داد و این شاید به سبک یا فرهنگ رهبری برمیگرده.

 تبدیل سازمان به یک سازمان دانش بنیان به واسطه مبادله دانش صریح و ضمن میان صنعت و مشتری

 کسب و حفظ مزیتهای رقابتی سازمان به واسطه تولید و انتقال دانش

 کمک به ارتقا رضایت مشتری

 افزایش حاشیه سود رو

 ارتقای کیفیت کار، کارایی سازمانی و بهینه سازی تصمیم سازی، به روز شدن تصمیم گیری

ساسا در ارتباط با مدیریت دانش هوشمندی کسب و کار به ابزارهای نیاز داره که باعث توانمندشدن سازمان در درک محیط داخلی و خارجی خود بشه. این هدف از طریق اکتساب، تطبیق، تحلیل، تفسیر و استفاده از اطلاعات صورت می پذیره.

29- اساسا در ارتباط با مدیریت دانش هوشمندی کسب و کار به ابزارهای نیاز داره که باعث توانمندشدن سازمان در درک محیط داخلی و خارجی خود بشه. این هدف از طریق اکتساب، تطبیق، تحلیل، تفسیر و استفاده از اطلاعات صورت می پذیره.

30- برای هوشمندی کسب و کار میشه دو گونه ابزار در نظر گرفت:

1- ابزارهایی برای کار با داده های انبوه عملیاتی و استخراج اطلاعات مورد نیاز کسب و کار مثل سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری

2- ابزارهای هوشمندی رقابتی با هدف گرداوری و تحلیل نظاممند اطلاعات از محیط رقابتی برای کمک به تصمیم گیری سازمانی

31- با تکنیکهای شبکه عصبی مثل SOM می¬توان برای بهبود تصمیمگری بهره گرفت. در این راستا نیاز به کشف برخی از کامیونیتی های موجود در منابع ملی مثل وب وجود دارد. نیاز به راههایی برای دستیابی و جستجو در اطلاعات مرتبط و مورد نیاز وجود دارد. میتوان نگاشتی از داده ها بر اساس گریدهای(Grids) دوبعدی بدست اورد. از این تکنیک می تنوا برای خوشه بندی مفاهیم بهره گرفت. توصیفگرهایی که به عنوان مفاهیم بصورت دستی نمایه میشوند ، می توان یک نگاشت معنایی مرتبط دهنده مفاهیم با یکدیگر ایجاد کرد.

32- در مقاله ای که زاهدی به همکاری دوستان به چاپ رسانده نقش ساختار سازمانی و فرهنگ بر رفتار تسهیم دانش با روبکرد شبکه عصبی مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان داده پراکندگی سازمانی تاثیر بسزایی در فرهنگ داشته و نیز موجب کندی مشارکت کارکنان در فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری سازمانی می شود. همچنین وجود تیم های کاری در سازمان و نیز روابط خوب کاری و محیط سازمانی مطلوب عاملی اساسی در تسهیم دانش بشمار می اید. از سوی دیگر بهره گیری از مشوقین کسب و کار موجب ایجاد و نیز توسعه رفتار نوآورانه در فرایند دانشی و سوداوری سازمان های تحقیقاتی و بویژه تولیدی می باشد.

33- km برای bi و bi برای km ، 33-در واقع ترکیب این دو برای انچه ما می خواهیم ، یکی از ویژگیهای کسب کا ر هوشمند این است که به مدیران در تصمیم گیری ها کمک می کند، بطوریکه مدیران را قادر می سازد که زمان مورد نیاز برای جمع اوری همه اطلاعات مرتبط یا کسب و کارشان را به حداقل برسانند و ابزار تجزیه تحلیل را برای تحلیل تصمیمات و مقایسه و اتخاذ یک تصمیم هوشمند را فراهم نماید، خوشه بندی اطلاعات می تواند کمک کند(clustering) .....

34- همچنین روش تحلیل حساسیت در شبکه عصبی بمنظور رتبه بندی اینکه کدام متغیر ورودی بیشترین تاثیر را دارند مختلف بوده و می توانید از مدل یا او و همکاران 2003، 2008، 2013 استفاده نمود.

35- از تکنیکهای که می توان در این حوزه استفاده کرد که در نهایت نه تنها به مدیران کمک می کند برای تصمیم گیری در پیدایش دانش جدید می تواند نقش اساسی ایجاد نمایید که این موارد داده کاوی می باشد :

36- شناسای خوشه ها ، تحلیل پیوندها ، شبکه های عصبی و الگوریتم های ژنتیک ، تحلیل سبد خرید ، پروفایل سازی رفتاری ، طبقه بندی ، پیشبینی .

 

37- یکی دیگر از مواردی که در BI با ان توجه ویژه می شود و نقش مهمی در مدیریت دانش دارد ( دو طرفه ) بحث personalized advertising یا همان تبلیغات شخصی سازی می باشد که بطور هوشمند می تواند بر اساس تحلیل و مواردی که در بالا گفته شد برای کسب و کار بسیار مفید واقع شود و تبلیغات هدفمند و برای فرد یا افراد ارسال نماید.

38- نقش فناوری اطلاعات در حوزه کسب کار هوشمند بسیار مهم می باشد ، در واقع در طراحی ابزارها برای کمک به هوشمند سازی کسب و کار باید به ان توجه داشت بحث انتخاب درست داده ها و پیش پردازش و ایجاد الگو مناسب برای تحلیل محتوا و اگر چند سطح بالا برویم به سمتی که یادگیری ماشین را داشته باشیم می تواند در تصمیمات مدیران در کسب کارشان نقش مهمی بازی نمایید ، یکی از این نمونه ها می توان به بورس اشاره نمود ....

39- پس مدیریت دانش چه قبل و چه بعد از پیاده سازی ابزارها برای کسب و کار هوشمند می تواند بسیار مهم واقع شود .... قبل برای انچه می خواهیم برسیم ، و بعد برای توسعه مستمر ، این مستمر بودن مدیریت دانش بسیار مهم می باشد دریک کسب و کار هوشمند ، زیرا همه عوامل تاثیر گذار در مدیریت دانش و کسب و کار هوشمند بر روی هم تاثیر گذار هستن ، به عبارتی با تغییرات بروی هر کدام می تواند دیگری را تحت تاثیر قرار دهد ، ...

40- برای ایجاد یک کسب و کار هوشمند باید بدانیم به چیزی می خواهیم دسترسی پیدا کنیم و برای این کسب و کار چه منابعی لازم داریم به چه تخصص های از نظر دانش ( فنی ، اقتصادی ، تبلیغاتی ،شناخت بازار ، رفتاری ...،) همه این ها می تواند در ارکان اصلی km قرار گیرد برای اجرای کردن bi, از طراحی و تولید ابزارها برای این کسب وکار ، و حتی در روند کسب و کار هوشمند ، به عنوان مثال استفاده OLAPها و در نهایت توصیف description , که در انتشار دانش جدید در روند کسب و کار کمک می کند ، اماااا چرا چرخه ؟ با توجه به روشد سریع تکنولوژی و همچنین پیامدهای سیاسی اقتصادی در دنیا که می تواند تاثییر مستقیم در کسب و کار داشته باشد ، km , می تواند در تمام زمینه های مرتبط با ان کسب وکار جمع اوری دانش های جدید را مدیریت نمایید و این باید مستمر باشد تا کسب وکار همیشه با اخرین دانش روبه جلو حرکت نمایید ، و چرا کسب و کار هوشمند برای km ؟؟؟ نیازهای جدید مشتریان می تواند در کسب و کار تبدیل به دانش جدید برای مرتفع کردن ان نیاز باشد .... در خیلی از مواقع CKM می تواند با ایجاد کسب و کار جدید کمک کند ، ..

41- یکی از اصولی که می تواند قبل از شروع به bi کمک کنه شبیه سازی عملیات کسب و کار می باشد ، این شبیه سازی به کمک km ، می تواند در پیشبینی انچه در bi رخ می دهد کمک کند . برای این شبیه سازی می توان از الگوریتم¬های ژنتیک و شبکه عصبی کمک گرفت.

42- کلیه الگوریتمهای متاهیوریستیک و همچنین تکنیکهای تصمیم گیری چند معیاره هوشمندانه مانند ER و.. میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.

43- شاخص های هوشمندی در هر کسب و کار متفاوت می باشد، بر اساس استراتژی و عملکرد سازمان شاخص های هوشمندی در نظر گرفته می شود ، اما بطور کلی می توان از ویژگیهای ماند خاص بودن ، قابل اندازگیری ، تجزیه تحلیل ، دست یافتنی ، .... برای تعیین کردن شاخص ها برای هوشمند بودن استفاده نمود ،که این خود مقوله جالب داره که می توان باز نمود.

44- در ارتباط با یکپارچه سازی BIو KM مقالاتی ارایه شده است که در جهت بهبود یادگیری سازمان و تصمیم گیری اثربخش است و اثربخش بودن BI بابستی بر مبنای دانش موجود در سازمان صورت گیرد. مدلهای مختلفی در ازتباط با یکپارچه سازی BI و KM ارایه شده است. برا ی نمونه Mahotra در سال 2005 در سطح مفهومی مدل یکپارچه سازی KM وBI برای پردازش اطلاعات ساختاریافته روتین پیشنهاد داده نه اطلاعات غیر ساختاریافته و white در سال 2005 فلوچارتی را ارائه داد که در آن KM , BI برای تصمیم گیری مورد استفاده قرار میگیرد. فلوچارت تعامل بین knowledge workers را برای اجتماعی سازی نمایش میدهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

فرناز نبیی: مدیریت دانش و هوشمندی کسب وکار و دو جز جدایی ناپذیر هسنتد ، با وجود همراستایی های متعدد ، تفاوت هایی اساسی هم دارند که با وجود این تفاوت ها ، بهرمندی یکپارچه ضروری است . از تفاوت های اصلی مدیریت دانش و هوشمندی کسب وکار ، تمرکز هوشمندی کسب و کار بر دانش صریح است ، در حالی که مدیریت دانش هم بر دانش صریح و هم بر ضمنی متمرکز است. این در حالیست که هر دو مفهوم یادگیری ، تصمیم گیری و درک را ترویج می دهند .سیستم هوشمندی کسب وکار درک کاملی از دانش برای پشنیبانی از تصمیم گیری در تمامی سطوح مدیریتی به ارمغان می آورد. ابزارهای هوشمندی کسب وکار از جمله OLAP و داده کاوی ،امکان کشف و تسهیم دانش را در محیط پیچیده ی امروزی فراهم می آورد ، لذا هوشمندی کسب و کار با تمرکز بر دانش صریح به عنوان یکی از ابزارهای کارآمد کشف و تسهیم دانش و به تبع آن مدیریت دانش معرفی می شود. باتوجه به ادبیات این حوزه ، سه سناریو در مورد ارتباط هوشمندی و مدیریت دانش وجود دارد، حال با توجه به مدل های ارائه شده برای یکپارچگی مدیریت دانش و هوشمندی کسب و کار ، اگر هوشمندی کسب وکار را ابزار بدانیم ، بطور کامل در مفهوم مدیریت دانش نهادینه شده است. از آنچا که پاشنه آشیل هوشمندی کسب و کار دانش ضمنی است و تاکید کامل آن به دانش صریح است رد آن بعنوان ابزار در دو زیر فرآیند مدیریت دانش می توان زد که توجه کامل به دانش صریح دارند ، لذا می توان هوشمندی کسب و کار اگر بعنوان یک ابزار معرفی کنیم ، ابزاری کارا برای مدیریت دانش معرفی شود.

دکترزاهدی: بررسی تحقیقات اینجانب در سال 91 نشان دادکه بهره گیری از روش طوفان فکری(اکتساب دانش) و تسهیل گر نقش مهمی در فرایند های کسب و کار دارد.

همچنین بهره گیری از سییتم های خبره و نیز پنل دلفی یکی از راه کارهای اساسی در کسب و کار هوشمند تلقی می شود.

در مقاله اینجانب با دکتر اخوان در سال1389 بهره گیری از سرمایه دانشی خبره و نیز اشتراک دانش در سازمان به عنوان عوامل اساسی در تقویت پتانسیل کارآفرینی و کسب وکار یاد شده است.

در فصل پنجم کتاب کارآفرینی از ایده تا عمل که با همکاری دکتر اخوان و ابنجانب تالیف شده انواع کسب و کار به ده گروه عمده تقسیم بندی شده از ان جمله میتوان به ایجاد اجتماعات کاری آنلاین، تهیه و ارایه سامانه های دانشی مختلف، خدمات مربوط به ایمیل جهت تبادلات دانشی و اطلاعات، چند رسانه ای یا مالتی مدیا، ایجاد خدمات تخصصی به دیگران اشاره نمود.

همچنین در ادامه عوامل و متغیر های انواع کسب و کار بخصوص کسب و کار هوشمند ارایه گردیده است.

در تحقیق پیکالاینن در سال 2006 که بمنظور برآورد درصد موفقیت کسب و کار شرکت ها انجام گرفت، نتایج تحقیق نشان داد انتشار دانش شرکت ها و نیز حمایت از دانشگران نقش مهمی در سوداوری دارد

همچنین چسبروگ و روزنبلوم در تحقیقی که در سال 2002 صورت پذیرفت بیان داستند با بهره گیری از نرم افزار متن باز (نرم افزار تبادل دانش) ضمن سودآوری برای شرکت می توان شبکه دانشی را توسعه داد.

کریشنا مورتی در سال 2003 تکمیل کسب وکار هوشمند را در بهره گیری از سیستم عامل لینوکس بیان کرده و ان را موجب توسعه شبکه کاربران در سراسر جهان دانسته است.

ادامه تحقیقات در شرکت سان میکرو سیستمز و اپل در سال 2013 و 14 حاکی از آن است، بهره گیری از شبکه دانشی مشتری و نیز نظر سنجی در خصوص کارکرد سیستم های قبلی و جدید( معمولا این شرکت ها یکسری مشتری دارند که اول محصولات جدبد خود را به آنها می دهند و درصورتیکه مقبول واقع شد تولید و پخش انبوه می کنند.) را فرصتی مناسب برای توسعه محصولات جدید دانسته و آن را گامی مهم در ایجاد صنایع با تکنولوژی بالا و منعطف تلقی می کند.

جیمز هیگینز در سال 2008 خلاقیت را عامل مهم در اندیشه و فکر جدید معرفی کرده و آن را تبلور صریح سازی دانش ضمنی بیان نموده که منتج به ایجاد کسب و کار و تولید ثروت می شود

بررسی تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که شبکه عصبی مصنوعی تاثیر زیادی در بالا بردن قدرت تسهیم دانش در سازمان های تولیدی دارد.

از سوی دیگر تحقیقات صورت پذیرفته بیان می دارد عامل فرهنگ سازی دانشی تاثیر بسزایی در ایجاد سرمایه مشتری داشته و موجب بالا رفتن قدرت رقابتی سازمان می گردد.

نلسون و همکاران در تحقیقات خود در سال 2006 حمایت مدیران ارشد از تسهیم دانش سازمانی و نیز ایجاد KMO در سازمان را یکی از ساختار های کسب و کار هوشمند تلقی نموده و نیز آن را تاثیر گذاز در ایجاد سرمایه مشتری دانسته اند.

از سوی دیگر تحقیقات رمضان و همکارن در سال 1394 بیان داشت که ظرفیت تولید دانش به کمک مشتری موجب ایجاد سرمایه مشتری شده و آن را عامل مهمی در وفاداری مشتری و افزایش سهم بازار دانسته اند.

چن و همکاران در سال 2004 و چانگ و وانگ در سال 2012 ضمن تحقیقات بر سرمایه مشتری، ایجاد و مدیریت سیستم دانشی خبره را عاملی تاثیر گذار در قابلیت خدمات مشتری و رونق کسب و کار برشمرده تند.

تحقیق لارسن و سالتر در سال 2006، کوهلباچر در 2008 در مورد مدیریت دانش مشتری اشاره می کنند که براب توسعه محصولات جدید و نوآوری سازمان ها علاوه بر دانش درون سازمانی باید از دانش خارجی از قبیل مشتریان، تامین کنندگان، شرکابهره گیری نمایند.

همچنین در تحقیقی دبگر کوهن و لویندال نیزضمن تاکید بر منابع دانشی خارجی آن را ابزار تعدیل کننده برای قابلیت های نوآوری سازمانی تلقی نموده اند.

همچنین تحقیقات اینجانب و دکتر اخوان نشان داد که بهره گیری از سرمایه دانشی و فکری در سازمان(اعم از داخل و خارج) موجب ایجاد تسهیم دانشی گردیده که بر عملکرد تجاری می گردد. علاوه بر آن استفاده از ابزارهایی همچون پرسش نامه و plsروش تحلیل آماری برای آن پیشنهاد شده است.

در مقاله ای که اینجانب به همکاری دوستان به چاپ رساندیم نقش ساختار سازمانی و فرهنگ بر رفتار تسهیم دانش با روبکرد شبکه عصبی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد پراکندگی سازمانی تاثیر بسزایی در فرهنگ داشته و نیز موجب کندی مشارکت کارکنان در فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری سازمانی می شود. همچنین وجود تیم های کاری در سازمان و نیز روابط خوب کاری و محیط سازمانی مطلوب عاملی اسایی در تسهیم دانش بشمار می اید.

از سوی دیگر بهره گیری از مشوقین کسب و کار موجب ایجاد و نیز توسعه رفتار نوآورانه در فرایند دانشی و سوداوری سازمان های تحقیقاتی و بویژه تولیدی می باشد.

الهه: در ارتباط bi وkm همین بس که محققان شروع به ارایه مدلایی برای ترکیب این دو مفهوم انجام دادن. یه مقاله در سال 2015 دیدم درمورد یکپارچگی biو km که مدلی از ترکیب این دو ارایه شده.

داشتن اهداف یکپارچه در وهله اول تصمیم سازی،تسهیل تصمیم گیری مناسب تر در زمان کوتاهتر تبدیل دانش صریح به خرد

در مکنیزم هایی که با تیپ شخصیتی درون گرا هستند، پرسش نامه و مصاحبه های دانشی چندان مناسب نبوده و بهتر است از روش هایی همچون مشاهده و فیلم برداری و نیز استفاده از تسهیل گر ابتدا دانش بطور مناسب و درخور احصا گردیده سپس با روش bsc در مرحله یادگیری مدل اعمال گردد. در ادامه بهبود فرایند ها و در نتیجه استراتژی مالی شرکت یا سازمان می تواند نوعی استراتژی دانشی کسب و کار و فروش را ایجاد نماید.

 

مولود محرابیان: خروجی یک سیستم مبتنی بر biاغلب خروجی هایی شامل داشبردهای مدیریتی و تصمیم ساز دارند که اگر بتوان با دانش خبرگان در یک سیستم ترکیب کرد قطعا تصمیم سازی با ریسک پایین تری انجام می شود

البته به نظر میرسد قبل از سیستم نقشه دانشی و مدل ترکیبی احصا شود

تحلیل رفتار سازمانی و حرکت سازمان از مرز بلوغ فعلی به مرتبه بهبود امر مهمی است که مغفول مانده است

دکترکازرونی: علاوه بر تحلیل اطلاعات، تحلیل فرهنگ و رفتار سازمانی نیز در کسب هوش سازمانی موثر است

رضا کاظمی: واقعا فکر کنم تحلیل فرهنگی از مهمترین ارکان باشه و شکست بیشتر کسب و کار ما در کشور بخاطر همگون نبودن فاکتورهای فرهنگی ما و غرب باشه و همچنین تئوری های که مطابق فرهنگ ما گفته نشده

درست شدن فرهنگ باید بصورت مرحله ای باشه. یعنی تاثیرات اقدام به مدیریت دانش دفعتا وارد سازمان نمیشه و باید مرحله ای اقدام کرد و از سیاست های رقابتی بین کارکنان نیز استفاده کرد

دکترقربانی:

زیرساخت فرهنگی برای:

١. تولید مستمر

٢. تسهیم مستمر

٣. بازسازی دانش

فکر میکنم برخی از تاثیرات مدیریت دانش بر حوزه کلی هوشمندی کسب و کار بطور کلی اینا باشه:

1. تسهیم نوعی هوشمندی میان کارکنان در جهت فهم اینکه چجوری میشه وظایف مهم خود را برای پیشبرد سازمان انجام داد و این شاید به سبک یا فرهنگ رهبری برمیگرده.

2. تبدیل سازمان به یک سازمان دانش بنیان به واسطه مبادله دانش صریح و ضمن میان صنعت و مشتری

3. کسب و حفظ مزیتهای رقابتی سازمان به واسطه تولید و انتقال دانش

4. کمک به ارتقا رضایت مشتری

5. افزایش حاشیه سود رو

6. ارتقای کیفیت کار، کارایی سازمانی و بهینه سازی تصمیم سازی، به روز شدن تصمیم گیری

افزایش حاشیه سود

اساسا در ارتباط با مدیریت دانش هوشمندی کسب و کار به ابزارهای نیاز داره که باعث توانمندشدن سازمان در درک محیط داخلی و خارجی خود بشه. به نظرم این هدف از طریق اکتساب، تطبیق، تحلیل، تفسیر و استفاده از اطلاعات صورت می پذیره.

برای هوشمندی کسب و کار میشه دو گونه ابزار در نظر گرفت:

1. ابزارهایی برای کار با داده های انبوه عملیاتی و استخراج اطلاعات مورد نیاز کسب و کار مثل سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری

2. ابزارهای هوشمندی رقابتی با هدف گرداوری و تحلیل نظاممند اطلاعات از محیط رقابتی برای کمک به تصمیم گیری سازمانی

بنظرم با تکنیکهای شبکه عصبی مثل SOM که اشاره کردید شاید بشه برای بهبود تصمیمگری بهره گرفت. در این راستا نیاز به کشف برخی از کامیونیتی های موجود در منابع ملی مثل وب وجود داره.

نیاز به راههایی برای دستیابی و جستجو در اطلاعات مرتبط و مورد نیاز وجود داره. میتوان نگاشتی از داده ها بر اساس گریدهای(Grids) دوبعدی بدست اورد.

از این تکنیک میشه برای خوشه بندی مفاهیم بهره گرفت. توصیفگرهایی که به عنوان مفاهیم بصورت دستی نمایه میشن ، میشه یک نگاشت معنایی مرتبط دهنده مفاهیم با یکدیگر ایجاد کرد.

همینطور میشه نگاشتی سلسه مراتبی از دانش با دسته بندی اطلاعات صورت داد.

موثقی: km برای bi و bi برای km ، در واقع ترکیب این دو برای انچه ما می خواهیم ، یکی از ویژگیهای کسب کا ر هوشمند این است که به مدیران در تصمیم گیری ها کمک می کند، بطوریکه مدیران را قادر می سازد که زمان مورد نیاز برای جمع اوری همه اطلاعات مرتبط یا کسب و کارشان را به حداقل برسانند و ابزار تجزیه تحلیل را برای تحلیل تصمیمات و مقایسه و اتخاذ یک تصمیم هوشمند را فراهم نماید، درسته خوشه بندی اطلاعات می تواند کمک کند(clustering) .....

از تکنیکهای که می توان در این حوزه استفاده کرد که در نهایت نه تنها به مدیران کمک می کند برای تصمیم گیری در پیدایش دانش جدید می تواند نقش اساسی ایجاد نمایید که این موارد داده کاوی می باشد :

شناسای خوشه ها ، تحلیل پیوندها ، شبکه های عصبی و الگوریتم های ژنتیک ، تحلیل سبد خرید ، پروفایل سازی رفتاری ، طبقه بندی ، پیشبینی

یکی دیگر از مواردی که در BI با ان توجه ویژه می شود و نقش مهمی در مدیریت دانش دارد ( دو طرفه ) بحث personalized advertising یا همان تبلیغات شخصی سازی می باشد که بطور هوشمند می تواند بر اساس تحلیل و مواردی که در بالا گفته شد برای کسب و کار بسیار مفید واقع شود و تبلیغات هدفمند و برای فرد یا افراد ارسال نماید ،

نقش فناوری اطلاعات در حوزه کسب کار هوشمند بسیار مهم می باشد ، در واقع در طراحی ابزارها برای کمک به هوشمند سازی کسب و کار باید به ان توجه داشت بحث انتخاب درست داده ها و پیش پردازش و ایجاد الگو مناسب برای تحلیل محتوا و اگر چند سطح بالا برویم به سمتی که یادگیری ماشین را داشته باشیم می تواند در تصمیمات مدیران در کسب کارشان نقش مهمی بازی نمایید ، یکی از این نمونه ها می توان به بورس اشاره نمود ....

پس مدیریت دانش چه قبل و چه بعد از پیاده سازی ابزارها برای کسب و کار هوشمند می تواند بسیار مهم واقع شود .... قبل برای انچه می خواهیم برسیم ، و بعد برای توسعه مستمر ، این مستمر بودن مدیریت دانش بسیار مهم می باشد دریک کسب و کار هوشمند ، زیرا همه عوامل تاثیر گذار در مدیریت دانش و کسب و کار هوشمند بر روی هم تاثیر گذار هستن ، به عبارتی با تغییرات بروی هر کدام می تواند دیگری را تحت تاثیر قرار دهد ، ...

برای ایجاد یک کسب و کار هوشمند باید بدانیم به چیزی می خواهیم دسترسی پیدا کنیم و برای این کسب و کار چه منابعی لازم داریم به چه تخصص های از نظر دانش ( فنی ، اقتصادی ، تبلیغاتی ،شناخت بازار ، رفتاری ...،) همه این ها می تواند در ارکان اصلی km قرار گیرد برای اجرای کردن bi, از طراحی و تولید ابزارها برای این کسب وکار ، و حتی در روند کسب و کار هوشمند ، به عنوان مثال استفاده OLAPها و در نهایت توصیف description , که در انتشار دانش جدید در روند کسب و کار کمک می کند ، اماااا چرا چرخه ؟ با توجه به روشد سریع تکنولوژی و همچنین پیامدهای سیاسی اقتصادی در دنیا که می تواند تاثییر مستقیم در کسب و کار داشته باشد ، km , می تواند در تمام زمینه های مرتبط با ان کسب وکار جمع اوری دانش های جدید را مدیریت نمایید و این باید مستمر باشد تا کسب وکار همیشه با اخرین دانش روبه جلو حرکت نمایید ، و چرا کسب و کار هوشمند برای km ؟؟؟ نیازهای جدید مشتریان می تواند در کسب و کار تبدیل به دانش جدید برای مرتفع کردن ان نیاز باشد .... در خیلی از مواقع CKM می تواند با ایجاد کسب و کار جدید کمک کند ، ..

یکی از اصولی که می تواند قبل از شروع به bi کمک کنه شبیه سازی عملیات کسب و کار می باشد ، این شبیه سازی به کمک km ، می تواند در پیشبینی انچه در bi رخ می دهد کمک کند ، برای این شبیه سازی می توان از الگوریتم های ژنتیک و شبکه عصبی کمک گرفت

شاخص های هوشمندی در هر کسب و کار متفاوت می باشد، بر اساس استراتژی و عملکرد سازمان شاخص های هوشمندی در نظر گرفته می شود ، اما بطور کلی می توان از ویژگیهای ماند خاص بودن ، قابل اندازگیری ، تجزیه تحلیل ، دست یافتنی ، .... برای تعیین کردن شاخص ها برای هوشمند بودن استفاده نمود ،که این خود مقوله جالب داره که می توان باز نمود

دکتر صدیق رضائیان: به نظر کلیه الگوریتمهای متاهیوریستیک و همچنین تکنیکهای تصمیم گیری چند معیاره هوشمندانه مانند ER و.. میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.

اینجانب مقاله علمی پژوهشی با موضوع مدیریت دانش و ترکیب الگوریتم مورچگان و کلاسترینگ چند سال پیش به چاپ رساندم که در اولین فرصت خدمتتان ارسال مینمایم.

البته خیلی سال پیش حدود سال 87، نیز در حوزه ckm و ER مقاله علمی پژوهشی و کنفرانس خارجی منتشر نمودم که در اولین فرصت ان شاالله لینک آن را منتشر مینمایم.

حیدری: بهبود تصمیم گیری ها، از طریق در اختیار داشتن اطلاعات مناسب در زمان مناسب

 کاهش هزینه، از طریق کاهش نیروی انسانی مورد نیاز برای تولید اطلاعات و دانش

 برنامه ریزی و بودجه ریزی بهتر

 امکان نظارت بهتر بر شرکت های و سازمان های تابعه

 تجمیع اطلاعات سیستم ها و سامانه های مجزا که به صورت جزیریه ای فعالی می کنند

 امکان دسترسی بلادرنگ به گزاراشت کلان توسط مدیران سازمان ها

 تشخیص نیازهای اطلاعاتی ضروری و حساس سازمان

 تشخیص سیگنال‌های محیط کسب‌ و کار

 جمع‌ آوری و بهینه‌ سازی داده‌ و اطلاعاتی از منابع بیرونی

 استفاده بهینه از اطلاعات و دانش پرسنل سازمان

 دسته بندی و تحلیل حجم عظیمی از داده ها و اطلاعاتی

 اصلاح و بهینه سازی ابزارهای سیستم‌های اطلاعاتی و محاسباتی

 استفاده درست و به جا از داده‌ها و اطلاعات سازمان

هوش کسب و کار (Business Intelligence) که به اختصار BI خوانده می شود، به فرآیند تبدیل داده های خام به اطلاعات کسب و کار و مدیریتی گفته می شود که به مدیران سازمان کمک می کند تا تصمیمات خود را سریعتر و بهتر اتخاذ کنند و بر اساس اطلاعات صحیح، عملکرد درست و سنجیده ای از خود نشان دهند. در حقیقت هوش سازمانی یعنی «داشتن دانشی فراگیر از همه عواملی که بر سازمان موثر است.» مانند مشتریان (جامعه و مخاطبین، ارباب‌رجوع و غیره) رقبا، محیط اقتصادی، عملیات و فرآیندهای سازمانی (مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و غیره) که تاثیر زیادی بر کیفیت تصمیمات مدیریتی در سازمان می‌گذارد

از دیدگاه علمی سازمانها برای پیاده سازی هوشمندی کسب وکار (BI) نیاز به پیش نیازهایی دارند که بدون این پیش نیاز ها، سرمایه گذاری در BI بازدهی برای آنها نخواهد داشت. مهمترین پیش نیاز ها به زبان ساده بصورت زیر است :

همراستایی استراتزیک در سازمان

 شفافیت

 هماهنگی بخش فناوری اطلاعات با بقیه سازمان

 فرهنگ استفاده از اطلاعات

 فرهنگ مهندسی تصمیم گیری

در ارتباط با یکپارچه سازی BIو KM مقالاتی ارایه شده است که در جهت بهبود یادگیری سازمان و تصمیم گیری اثربخش است و اثربخش بودن BI بابستی بر مبنای دانش موجود در سازمان صورت گیرد.

مدلهای مختلفی در ازتباط با یکپارچه سازی BI و KM ارایه شده است. برا ی نمونه Mahotra در سال 2005 در سطح مفهومی مدل یکپارچه سازی KM وBI برای پردازش اطلاعات ساختاریافته روتین پیشنهاد داده نه اطلاعات غیر ساختاریافته و white در سال 2005 فلوچارتی را ارائه داد که در آن KM , BI برای تصمیم گیری مورد استفاده قرار میگیرد. فلوچارت تعامل بین knowledge workers را برای اجتماعی سازی نمایش میدهد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب خانم مهندس مولود محرابیان به شرح ذیل انجام پذیرفت:

1.در خصوص چگونگی جاری سازی: می توان در هر کدام از گروه های فرآیندی پنج گانه مدیریت پروژه (آغازین، برنامه ریزی، اجرایی، کنترلی، پایانی) ابزارهای ثبت دانش را شناسایی کرد (در مورد بازیابی صحبت خواهد شد). نکته مهم شاید این باشد که نباید به حداقل های قانونی اکتفا کرد. به عنوان مثال، تهیه و ابلاغ منشور پروژه در قوانین الزامی نیست ولی اگر چنین سندی برای هر پروژه تدوین شود می تواند به عنوان مبنایی برای پروژه های مشابه آتی مورد استفاده قرار گیرد.
2. از ابزارهای یادگیری سازمانی از جمله after action review که نیز می توان در فازهای مختلف اجرای پروژه بهره گیری نمود.
3. در هر مرحله و به عنوان مثال طرح ریزی می توان مصادیق دانش را شناسایی کرد. مثلا یکی از مصادیق دانش که معمولا مغفول می ماند کامنت های رد و بدل شده بین طراحان و نیز بین طراحان(مهندسین مشاور) و دستگاه اجرایی (کارفرما) می باشد
در کل پروژه هایی مد نظر بود که شرح فعالیتها، احجام کار و حتی تجهیزات در آنها کاملاً تعیین از قبل نباشد و حسب شرایط هر پروژه تفاوت‌های زیادی در آنها به وجود می آید 
مثال برای پروژه های تیپ: لوله گذاری آب، ساخت مدرسه 
غیر تیپ: تصفیه خانه فاضلاب، معماری (سازه های خاص
ایجاد پیش نیاز برای AAR مورد نیاز نباشد. خصوصاً در پروژه های غیر تیپ که دانش کاربردی پایینتری در عوامل پروژه وجود دارد و در نتیجه بهتر است هر چه زودتر و با توجه به پدیداری پروژه، روی نحوه اجرا (درصورت لزوم) بازنگری کرد.
4. با اینکه هر پروژه یک فعالیت موضوعی منحصر بفرد برای یک سازمان محسوب میشه ولی نکات مشترک فراوانی بین پروژه های اجرا شده و در حال اجرا وجود داره که فعالیت های، هنگام و بعد از پروژه کمک شایانی به پروژه ها می کند. نحوه ثبت تجربیات هر پروژه که قابلیت شبیه سازی در پروژه های آتی را داشته باشد بسیار حائز اهمیت است.
5. مدیریت پروژه دارای سه جنبه است شامل مدیریت سازمان پروژه، مدیریت رفتار اعضای تیم پروژه و مدیریت تکنولوژی و دانش مورد استفاده در پروژه مانند ابزارهای مدیریت پروژه
شناسایی ذینفعان پروژه و تعیین دانش هر یک از این گروه که بتواند به مدیریت پروژه کمک کند از اهم وظایف مدیر پروژه است
ذینفعان یك پروژه عبارتند از تمام گروه/افراد/نقش‌های درگیر در پروژه شامل
حامی پروژه و تیم پروژه 
كاركنان پشتیبانی پروژه 
مشتریان
كاربران پروژه 
تامین كنندگان منابع پروژه
و حتی مخالفان پروژه
اگر گروه های مختلف ذینفعان رو ابتدا دسته بندی کنیم راه های احصاء دانش هر گروه رو باید تعیین کنیم.
6. یکی از مهمترین موارد قبل از شروع پروژه که حتما اصول مدیریت دانش باید دیده شود RFP قبل از پروژه می باشد چون اگر RFP پروژه به درستی نباشد ، اجرا پروژه دچار مشکل خواهد شد ، این یکی از مشکلات اساسی در سازمانهای پروژه محور می باشد که متاسفانه انچه می خواهند و در روند اجرای پروژه متوجه می شوند که این از در طراحی اشتباه RFP میباشد . بخاطر همین هست که AAR در بیشتر مواقع لازم می باشد. و به همین دلیل تدوین نیازمندی های برون سپاری قبل از rfpباید با دقت بالا و مشارکت حداکثری ذی نفعان انجام شود و دانش انها مستند شود..
7. تدوین پرسشنامه های خاص جهت تعامل با هر یک از گروه ها یکی از روش ها است.یک نمونه از این پرسش نامه که نحوه تدوین آن از هنر و دانش مدیر پروژه محسوب میشه، سوالاتی است که مدیر پروژه باید از سایر مدیران پروژه های مشابه در مورد مثلا مخاطراتی که به ذهنشان می رسد بپرسد. دلایل مخالفت مخالفان را پیگیری کند و نظر مدیران سازمانی را در مورد پروژه خود جویا شود.
8. منشور پروژه از موارد مهمی است که از اسناد اصلی مدیریت پروژه محسوب میشود. سند بعدی SOW یا State Of Work است که تدوین ان دانش کلی از تعریف مشخص پروژه و نحوه انجام ان را مشخص میکند.
9. اغلب پروژه ها بالاخص پروژه های مرتبط با فناوری اطلاعات، یا شکست می خورن و یا با چالش های جدی روبرو میشن فقط بخاطر عدم توانایی در کسب دانش صحیح و تحویل اون به افراد بجا و در زمان بجا در پروژه و یا ناتوانی در توزیع اطلاعات مورد نیاز اعضای پروژه و یا عدم دسترسی به دانش مورد نیاز در زمان مورد نیاز که موجب کارآیی بهتر و عملکرد مناسب پروژه شود.
10. یکی از مهم ترین مواردی که در مدیریت دانش چنین سازمان هایی می تواند کمک کند. بهره گیری درست شکست پروژه می باشد(Wbs). البته باید توجه داشت شکست پروژه در این ساختار باید بر اساس نقشه دانشی صورت پذیرد. در کتاب آقای الادپوش نیز به مقوله شکست پروژه بخوبی اشاره شده است. لازم بذکراست ماهیت فرایند گرایی و محصول گرایی کاملا تاثیر گذار بر شکست پروژه دارد. شکست درست پروژه می تواند در تعیین حوزه های دانش مورد نیاز نقش مهمی داشته باشه ولی این شکست باید در حد لزوم انجام شود.
11. جمع اوری دانش مرتبط با پروژه و یکپارچه سازی آن توسط مدیر پروژه نقش اساسی در افزایش موفقیت پروژه دارد.
12. تعیین منابع مورد رجوع در یک پروژه از دیگر اقداماتی است که چنانچه از ابتدا درست انجام بشود در اتمام به موقع پروژه نقش مهمی بازی می کند.
13. برنامه ریزی های زیر در یک فرآیند مدیریت پروژه باید لحاظ شود:
برنامه‌ریزی شکست فعالیت های پروژه 
برنامه‌ریزی منابع
برنامه‌ریزی مالی
برنامه‌ریزی کیفیت
برنامه‌ریزی ریسک
برنامه‌ریزی پذیرش
برنامه‌ریزی ارتباطات
برنامه‌ریزی تدارکات
در هر یک از این حوزه ها باید دانش مرتبط با آن شناسایی و برنامه ریزی دقیقی انجام شود که استفاده از دانش مدیران سازمانی در این برنامه ریزی ها نقش مهمی داره.استفاده از استانداردهای لازم نیز اهمیت دارد.
14. وجود دفاتر مدیریت پروژه یکی از عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها تلقی می شود. دفاتر مدیریت پروژه باید اختیارات لازم را در برابر مسولیتهایشان داشته باشند و نقش انتقال دانش بین پروژه ها را به بهترین وجه ایفا نمایند.همچنین یکی از ابزار های مدیریت دانش بنام مستند سازی در دفاتر مدیریت پروژه تهیه و تدوین می گردد. نظام صحیح سازمان پروژه که بصورت ماتریس ضعیف، متوسط یا قوی اداره شود در مدیریت اعضای تیم پروژه بسیار اهمیت دارد.اگر ساختار سازمانی، سازمان پروژه محور، درست تعریف شده باشد و وظایف بدرستی تقسیم شده باشد، دفتر مدیریت پروژه باید روال انتقال دانش و نظام نامه ثبت دانش در هر مرحله از گردش کار پروژه را مشخص نماید و کیفیت دانشهای خبرگی را در طول فرایند پروژه بررسی نماید.
15. همسویی و همگرایی مدیریت استراتژی سازمان با نظام کنترل پروژه سازمانی گامی مهم در موفقیت مدیریت دانش سازمان هاست.
16. یکی از روشهای جاری سازی میتواند روش حل مسئله یا تبادل‌نظر در قالب COPها یا همان انجمنهای خبرگی باشد.در بخش مدیریت پروژه نیز میتواند انجمنهای خبرگی بر اساس حوزه های pmbok شکل گیرد یعنی به صورت تخصصی بر روی موضوع زمان یکپارچگی کیفیت تامین و.... متخصصان جمع شوند و راهکار ارائه دهند.
17. اساسا نقشه دانش برای پروژه ها ترسیم می گردد. باید دقت نمود که تقسیم بندی پروژه حالت فعالیت محور به خود نگیرد. چرا که اغلب اوقات ریز فعالیت ها ماهیت دانشی را کاهش می دهند.هرگاه یک پروژه به حوزه های عملیاتی تقسیم شوند، ترسیم نقشه دانشی با روش مصاحبه و یا میزگرد تخصصی قابل استخراج خواهد بود. شکست فعالیت های پروژه خود نشان دهنده حوزه های دانشی مورد نیاز است و از فعالیت های اصلی WBS می توان نقشه دانش رو استخراج کرد.
18. برخی روشهای اكتساب دانش از پروژه:
جلسات بازخور گیری و نظامند
مصاحبه ساختارمند
جلسات پانل خبرگی و طوفان فكری
ثبت تجارب افراد در درافتهای مخصوص شامل موضوع، نام فرد، شرح گزارش، تحلیل فرد گرارش دهنده و ...
دانش ضمنی مدیران پروژه نیز باید مستند شود و در جلسات خبرگی برای رفع چالشهای پروژه های جدید از این خبرگان استفاده شود.معمولا برای مواردی که از دانش ضمنی مدیران پروژه ویا خبرگان برای رفع چالش های پروژه های جدید استفاده می شود، درس آموخته های پروژه می گویند.
19. نکته قابل تامل در درس آموخته ها و جلسات خبرگی، برگزاری جلسات خبرگی بر اساس نقشه دانش پروژه (که قبلا به آن اشاره شد) و در حوزه های خاص و نیز بطور مجزا می باشد.
20. برای تجمیع دانش و درس آموخته های پروژه باید از نمودار درختی و نیز روش استخوان ماهی استفاده نمود.لازم بذکر است روش استخوان ماهی نمود کاملی از تفکیک دانش های تخصصی و نیز تجمیع حوزه های دانشی می باشد. اگرچه این روش در سایر مباحث همچون کیفیت ارگونومی و.... کاربرد دارد. البته بیشتر درس اموخته ها معمولا در جلسات خاتمه برگزار می شود ولی در عمل بهتر است مآنند یک فرایند جاری در کل پروژه جلسات درس اموخته برگزار شود.
21. یک مدیر پروژه با تجربه، از دانش اندوخته در پروژه های خود و سایر مدیران پروژه، استانداردهای انجام فعالیت های تیپ را تعریف می کند.حتی بهتر است انتخاب مدیر پروژه هم با استفاده از دانش های موجود و جلسات خبرگی انجام شود، نه فقط از طریق مدیریت، تا خرد جمعی انتخاب نماید و پاسخگو هم باشد و همه مسولیت انتخاب با یک نفر نباشد.
22. از مهمترین حوزه های دانشی مدیریت پروژه، مدیریت یکپارچگی حوزه های دانشی پروژه است.مدیریت یكپارچگی معطوف بر یك نگاه كل گرایانه ی پوشش دهنده برنامه ریزی پروژه، اجرا و كنترل است.بله دقیقا همین نگاه یکپارچگی و فرایند بهم پیوسته است که به بلوغ فرایند کمک کرده و دانش تولیدی در طول فرایند پروژه نیز بصورت منسجم و ارزشمند می شود.
23. مدیریت دانش حوزه های ماموریت های اصلی سازمان کمک شایانی به بلوغ سازمانی و نتیجتا مدیریت پروژه های سازمانی خواهد داشت.
24. یک نکته قابل توجه در مدیریت پروژه، ارتباطات یا مدیریت ارتباطات با همان بند 7، ISO9000 میباشد و دانش نهفته در ارتباطات و بهره‌گیری از دانش دیگر واحدها در هنگام تدوین شرح کار، اجرا، راه اندازی، بهره برداری، تحویل موقت و تحویل داریم.
به عنوان مثال شرکت متولی برون سپاری و نظارت بر اجرای پروژه بدون هماهنگی با بهره بردار اقدام به تدوین و طراحی شرح کار با مشاورینی را انجام میدهد که شاید بار علمی و آکادمیک بالایی دارند ولی از معضلات اجرا و بهره برداری آگاه نیستند.
پروژه در طول چندین سال طراحی، خرید، نصب، و راه اندازی میگردد و یکباره از واحد بهره بردار بابت تحویل موقت دعوت به عمل می آید.حال اگر از ابتدا ارتباطاتی به هنگام، به اندازه برقرار گردد هم با واحدهای و شرکت‌های بالا دستی و هم با شرکت‌های پایین دستی در تمامی مراحل یک پروژه میتوان از دانش آنها بهره کافی را برده و از سینرژی تولید شده حداکثر بهره را برد.
25. بررسی تحقیقات اجمالی همکاران در سال 2010 در شرکت های پروژه محور کشور فنلاند نشان داند عدم وجود انگیزه و نبود سیستم اطلاعاتی مناسب از جمله بزرگترین موانع در موفقیت مدیریت دانش پروژه ها محسوب می شود.همچنین تحقیقات چوا و لام نیز در بررسی موفقیت و عدم موفقیت مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور در سال 2005 نشان داد فرهنگ و رهبری پروژه(مدیر اصلی پروژه) از مهم تربن عوامل در موفقیت یا عدم موفقیت سازمان پروژه محور می باشند. ادامه تحقیقات ایشان نشان داد پروژه های دانش محور در یک چرخه عمر سه مرحله ای شروع، پیاده سازی و یکپارچه سازی درک می شوند.تحقیقات مودینگ در سال 2007 مبین این مطلب است که دایمی و یا موقتی بودن سازمان پروژه محور نقشی مهم در موفقیت مدیریت دانش آن سازمان دارد.تفکر و تاملی بر تحقیق ژایو و همکاران در سال 2010 بیان می دارد که دانش تجربی مشتری و نیز مشارکت او در فرایند تولید محصول عامل اساسی در موفقیت مدیریت دانش سازمان های پروژه محور با رویکرد محصولگرایی بشمار می اید.
26. تحقیقات هرنر و همکاران در سال 2012 حاکی از ان است مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور یک مفهوم سه بعدی است که شامل موجودی دانش، محیط دانشی و اقدامات دانشی می باشد. ادامه تحقیقات ایشان بیان مبین این مطلب است که فناوری اطلاعات عامل مهم در ایجاد و تهیه و تنظیم دانش های پروژه محور می باشد. شایان ذکر است، این تحقیق بر اساس نظر سنجی از 212 مدیر پروژه بدست آمده است.بنابراین نقش فناوری اطلاعات در مدیریت دانش سازمان های پروژه محور نقش بی بدیلی است. بدون فناوری اطلاعات دقت سرعت و نظارت در پروژه ها به سختی انجام می شود ، در سازمان های پروژه محور اگر از ابتدا فناوری اطلاعات دیده نشود ، روند پروژه به کندی پیش می رود ،
27. البته یک نکته مهم در روند پروژه اینکه از چه ابزار در چه زمانی برای چه قسمتی از پروژه استفاده کنید ( فناوری اطلاعات ) ، متاسفانه گاهی اوقات انتخاب اشتباه ، روند پروژه را دچار مشکل می کند ، و این بخاطر عدم اشنایی افراد با ابزارهای مختلف این حوزه می باشد ، که همین باعث بالارفتن هزینه ها در این رابطه می شود. امروزه اگرچه ابزارهای متنوعی وجود دارد ولیکن به نظر میرسد بهترین و کم هزینه ترین ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد.این ابزار خود به کاهش هزینه های کلی پروژه ها در تمامی زمینه ها و حتی ارتباطات سریعتر کمک میکند.
28. بررسی های تحقیقات انجام شده توسط کلمن در سال 2000 و نیز چین در سال 2008 نشان داد، سرمایه دانشی می تواند موفقیت سازمان های پروژه محور را توسعه دهد. همچنین سرمایه ساختاری به تبع آن زیر ساخت های فنآورانه نیز عامل مهم در موفقیت مدیریت دانش سازمان های پروژه محور تلقی می گردند. امروزه اگرچه ابزارهای متنوعی وجود دارد ولیکن به نظر میرسد بهترین و کم هزینه ترین ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد.این ابزار خود به کاهش هزینه های کلی پروژه ها در تمامی زمینه ها و حتی ارتباطات سریعتر کمک میکند
29. فرایند گردش اطلاعات و نیز مسیری که داده طی می کند تا به دانش درخور تبدیل شود، از جمله عوامل تاثیر گذار بر حوزه فناوری اطلاعات می باشد. و نقش تعیین کننده ای در هزینه زیر ساخت های نرم و سخت فناوری دارد. این مطلب بخصوص در سازمان های پروژه محور نمود بیشتری دارد. بدین معنی که در سازمان های پروژه محور اساسا می تواند یک یا چند پروژه انجام گیرد. پراکندگی اطلاعات و بکارگیری دانش در این پروژه ها موجب بالا رفتن هزینه فناوری اطلاعات در سازمان های پروژه محور می گردد. و بعکس بهره گیری مناسب و ذخیره مناسب دانش و تشخیص فرایند مناسب گردش دانشی در این سازمان ها کاهش هزینه را بهمراه خواهد داشت.بی تردید علل و عوامل دیگری نیز می تواند موفقیت دانشی در سازمان های پروژه محور را کاهش دهد از جمله عدم استقرار درست سرمایه دانشی. امروزه رقابت و نیز بقا دراین عرصه سازمان ها را مجبور ساخته تا در انتخاب زیر ساخت ها بخصوص زیر ساخت دانشی خود دقت نظر بیشتری داشته باشند این مطلب در سازمان هاب پروژه محور که نیازمند تخصص و خبرگی بیشتری است، بیش از پیش ضروری بنظر می رسد
30. نگرشی بر زنجیره ارزش سازمان های پروژه محور نشان می دهد، همسویی مدیریت زمان و مدیریت دانش نقش تعیین کننده ای در بقای این سازمان ها دارد.
31. سازمان های پروژه محور بیش از پیش نیازمند توسعه شبکه دانشی و شرکای تجاری خود هستند.
32. ازآنجاکه ماهیت سازمانهای پروژه محور بامحدودیت زمانی مواجه است خودبخود خروج نیروهای متخصص همراه با دانش کسب شده پس از پایان پروژه اجتناب ناپذیر است لذا استقرارمدیریت دانش در سازمانها ضرورت اساسی است اما چگونگی بکار گیری مدیریت دانش به زیرساخت های فرهنگی و فنی وابستگی شدید دارد زیرساخت فناوری اطلاعات که از ملزومات استقرار مدیریت دانش است و بدون آن مدیریت دانش معنی پیدا نمی کند در مدیریت پروژه جایگاه بااهمیتی باید داشته باشد علاوه بر آن نیروهای شاغل در پروژه باید بر استفاده از نرم افزارهای موجود و نیز شبکه های ایجاد شده جهت ثبت و انتقال دانش واقف باشند.
33. بررسی تحقیقات سولانسکی در سال 1996، گانش در سال 2001، کاجی یو در سال 2010، کلیرمن درسال2012، اخوان و همکاران در سال2013، سنگری و همکاران در سال 2015، زاهدی و همکارن در 1394 نشان داد انتقال موفقیت آمیز دانش به میزان ارتباطات و صمیمیت بین واحد های ارسال و دریافت کننده دانش وابسته می باشد. همچنین این مطلب در سازمان های پروژه محور به دلیل اینکه انتقال فرایند دانش بطور بخشی انجام می گیرد،اهمیت بسزایی دارد.
34. تحقیقات لین و ین در سال 2012، پارک و همکاران در سال 2013 نشان داد بلوغ دانشی در سازمان های پروژه محور ارتباط تنگاتنگی با چرخه انجام پروژه در این سازمان ها دارد. از سوی دیگر بررسی روند تحقیقات بیان می دارد تاکید بیش از حد به فردگرایی نسبت به کار تیمی (باتوجه به تخصصی شدن کارها) یکی از نگرانی ها در سازمان های پروژه محور بشمار می آید.
35. تحقیقات زاهدی و اخوان نشان داد بمنظور موفقیت مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور نیازمند سه نوع سطح بندی هستیم:
1-
سطح اول عواملی همچون فرهنگ سازمان، ساختار و استراتژی سازمان 
2-
سطح دوم شامل عوامل حمایت مدیران ارشد، مدیران پروژه ها ، اهداف پروژه و آموزش و تکنولوژی می باشد
3-
سطح سوم شامل عوامل انگیزش، آزمایش، ارزیابی توسعه شبکه همکاران ، مستند سازی است.
36. بررسی تحقیقات مختاری در سال 1391 بر روی سازمان های موقتی پروژه محور نشان می دهد عوامل فرهنگی تاثیر زیادی بر موفقیت مدیریت دانش این سازمان ها داشته و کمبود جریانات روزمره کاری و حافظه سازمانی را جبران می کند.
37. تحقیقات نبی زاده و شفیعی در سازمان های پروژه محور حاکی از آن است، ساختار ماتریسی می تواند بیشترین تاثیر را بر تسهیم دانش در این سازمان ها داشته باشد.
38. شیرزاد و همکاران نیز بهره گیری از ابزار داده کاوی را یکی از عوامل مهم در موفقیت مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور برشمرده اند.
39. در مقاله دکتر اخوان  سال 2014 چاپ شده در یکی از ژورنالهای امرالد، راهکارهای رفع موانع مدیریت دانش در سازمانهای پروژه محور را به شرح ذیل ذکر کرده اند:
-
حمایت مدیران ارشد و مدیران پروژه
-
بازبینی دوره ای اهداف پروژه
-
کاربست تکنولوژی
-
آموزش تیم مجری
-
فرهنگ
-
راهبردهای سازمانی
-
ساختارها
-
انگیزش
-
اجرا در پایلوت
-
توسعه شبکه های خبرگی
-
ارزیابی های دوره ای
-
توجه به تحقیق و توسعه
-
مستند سازی سیستماتیک
40. تحقیقات زاهدی و اخوان در سال 2013 در خصوص عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور نشان داد، بهره گیری از آموزش و یادگیری تاثیر بسزایی در سرمایه فکری و نیز مدیریت دانش دارد. همچنین در ادامه تحقیق مدل موفقیت مدیربت دانش منطبق با pmbok ارایه گردیده است.
41. تحقیقات زاهدی و اخوان دز سال 1390 نشان داد فرهنگ و سرمایه انساتی دو عامل مهم در موفقیت مدیریت دانش در ازمان های پروژه محور می باشند
42. نگرشی جامع بر سازمان های پروژه محوز نشان می دهد هر چه سبک رهبری در این سازمان ها مشارکت حویانه باشد در این صورت سازمان ها به سمت ادهوکراتیک بودن پیش رفته و مدیریت دانش از موفقیت بیشتری برخوردار می شود. همچنین آگاهی و رضایت سرمایه دانشی نیز از جمله مواردی است که در تحقیق اینجانب و دکتر اخوان به آن اشاره شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

مهرشاد صمدی: در خصوص چگونگی جاری سازی: می توان در هر کدام از گروه های فرآیندی پنج گانه مدیریت پروژه (آغازین، برنامه ریزی، اجرایی، کنترلی، پایانی) ابزارهای ثبت دانش را شناسایی کرد (در مورد بازیابی صحبت خواهد شد). نکته مهم شاید این باشد که نباید به حداقل های قانونی اکتفا کرد. به عنوان مثال، تهیه و ابلاغ منشور پروژه در قوانین الزامی نیست ولی اگر چنین سندی برای هر پروژه تدوین شود می تواند به عنوان مبنایی برای پروژه های مشابه آتی مورد استفاده قرار گیرد.

از ابزارهای یادگیری سازمانی از جمله after action review که موضوع دو هفته قبل بود نیز می توان در فازهای مختلف اجرای پروژه بهره گیری نمود.

در هر مرحله و به عنوان مثال طرح ریزی می توان مصادیق دانش را شناسایی کرد. مثلا یکی از مصادیق دانش که معمولا مغفول می ماند کامنت های رد و بدل شده بین طراحان و نیز بین طراحان(مهندسین مشاور) و دستگاه اجرایی (کارفرما) می باشد

در کل پروژه هایی مد نظر بود که شرح فعالیتها، احجام کار و حتی تجهیزات در آنها کاملاً تعیین از قبل نباشد و حسب شرایط هر پروژه تفاوت‌های زیادی در آنها به وجود می آید

مثال برای پروژه های تیپ: لوله گذاری آب، ساخت مدرسه

غیر تیپ: تصفیه خانه فاضلاب، معماری (سازه های خاص)

شاید ایجاد پیش نیاز برای AAR مورد نیاز نباشد. خصوصاً در پروژه های غیر تیپ که دانش کاربردی پایینتری در عوامل پروژه وجود دارد و در نتیجه بهتر است هر چه زودتر و با توجه به پدیداری پروژه، روی نحوه اجرا (درصورت لزوم) بازنگری کرد

دکترزاهدی: همانگونه که مستحضرید، سازمان های پرژه محور از لحاظ ماهیت به تولیدی، تحقیقاتی، نمونه سازی و آزمایشگاهی تقسیم می شوند. که مدیریت دانش در هر کدام از آنها متفاوت است. بنظر می رسد مشخص نمودن ماهیت این سازمان ها کمک شایانی در توضیح مدیریت دانش این سازمان ها داشته باشد. البته سازمانهای دولتی که پروژه های از جنس برون سپاری دارند کم کم دارن سراغ این ساختار ها می روند بدلیل اهمیت پروژه ها ،بخصوص در حوزه فناوری اطلاعات همچنین میتوان وجود دفاتر مدیریت پروژه را یکی از عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها تلقی نمود.

همسویی و همگرایی مدیریت استراتژی سازمان با نظام کنترل پروژه سازمانی گامی مهم در موفقیت مدیریت دانش سازمان هاست.

همچنین یکی از ابزار های مدیریت دانش بنام مستند سازی در دفاتر مدیریت پروژه تهیه و تدوین می گردد. اساسا نقشه دانش برای پروژه ها ترسیم می گردد. باید دقت نمود که تقسیم بندی پروژه حالت فعالیت محور به خود نگیرد. چرا که اغلب اوقات ریز فعالیت ها ماهیت دانشی را کاهش می دهند. هرگاه یک پروژه به حوزه های عملیاتی تقسیم شوند، ترسیم نقشه دانشی با روش مصاحبه و یا میزگرد تخصصی قابل استخراج خواهد بود.

معمولا برای مواردی که از دانش ضمنی مدیران پروژه ویا خبرگان برای رفع چالش های پروژه های جدید استفاده می شود، درس آموخته های پروژه می گویند.

نکته قابل تامل در درس آموخته ها و جلسات خبرگی، برگزاری جلسات خبرگی بر اساس نقشه دانش پروژه (که قبلا به آن اشاره شد) و در حوزه های خاص و نیز بطور مجزا می باشد.

اما برای تجمیع دانش و درس آموخته های پروژه باید از نمودار درختی و نیز روش استخوان ماهی استفاده نمود.

لازم بذکر است روش استخوان ماهی نمود کاملی از تفکیک دانش های تخصصی و نیز تجمیع حوزه های دانشی می باشد. اگرچه این روش در سایر مباحث همچون کیفیت ارگونومی و.... کاربرد دارد.

نگرشی بر زنجیره ارزش سازمان های پروژه محور نشان می دهد، همسویی مدیریت زمان و مدیریت دانش نقش تعیین کننده ای در بقای این سازمان ها دارد.

فرایند گردش اطلاعات و نیز مسیری که داده طی می کند تا به دانش درخور تبدیل شود، از جمله عوامل تاثیر گذار بر حوزه فناوری اطلاعات می باشد. و نقش تعیین کننده ای در هزینه زیر ساخت های نرم و سخت فناوری دارد. این مطلب بخصوص در سازمان های پروژه محور نمود بیشتری دارد. بدین معنی که در سازمان های پروژه محور اساسا می تواند یک یا چند پروژه انجام گیرد. پراکندگی اطلاعات و بکارگیری دانش در این پروژه ها موجب بالا رفتن هزینه فناوری اطلاعات در سازمان های پروژه محور می گردد. و بعکس بهره گیری مناسب و ذخیره مناسب دانش و تشخیص فرایند مناسب گردش دانشی در این سازمان ها کاهش هزینه را بهمراه خواهد داشت.

بی تردید علل و عوامل دیگری نیز می تواند موفقیت دانشی در سازمان های پروژه محور را کاهش دهد از جمله عدم استقرار درست سرمایه دانشی.

امروزه رقابت و نیز بقا دراین عرصه سازمان ها را مجبور ساخته تا در انتخاب زیر ساخت ها بخصوص زیر ساخت دانشی خود دقت نظر بیشتری داشته باشند این مطلب در سازمان هاب پروژه محور که نیازمند تخصص و خبرگی بیشتری است، بیش از پیش ضروری بنظر می رسد.

نکته حائز اهمیت آنکه سازمان های پروژه محور بیش از پیش نیازمند توسعه شبکه دانشی و شرکای تجاری خود هستند.

تحقیقات اینجانب با دکتر اخوان نشان داد بمنظور موفقیت مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور نیازمند سه نوع سطح بندی هستیم:

1- سطح اول عواملی همچون فرهنگ سازمان، ساختار و استراتژی سازمان

2-سطح دوم شامل عوامل حمایت مدیران ارشد، مدیران پروژه ها ، اهداف پروژه و آموزش و تکنولوژی می باشد

3- سطح سوم شامل عوامل انگیزش، آزمایش، ارزیابی توسعه شبکه همکاران ، مستند سازی است.

دکتر افشین کازرونی: با اینکه هر پروژه یک فعالیت موضوعی منحصر بفرد برای یک سازمان محسوب میشه ولی نکات مشترک فراوانی بین پروژه های اجرا شده و در حال اجرا وجود داره که سه فعالیت جلسه مرور قبل، هنگام و بعد از پروژه کمک شایانی به پروژه ها می کند. نحوه ثبت تجربیات هر پروژه که قابلیت شبیه سازی در پروژه های آتی را داشته باشد بسیار حائز اهمیت است.

به نظر من انتخاب صحیح مدیر پروژه با معیار داشتن دانش کافی در خصوص پروژه تحت مدیریتش از اولویت اول برخوردار است. داشتن کاریزمای مدیریتی از اهم موارد کاراکتر یک مدیر پروژه است.

مدیریت پروژه دارای سه جنبه است شامل مدیریت سازمان پروژه، مدیریت رفتار اعضای تیم پروژه و مدیریت تکنولوژی و دانش مورد استفاده در پروژه مانند ابزارهای مدیریت پروژه

شناسایی ذینفعان پروژه و تعیین دانش هر یک از این گروه که بتواند به مدیریت پروژه کمک کند از اهم وظایف مدیر پروژه است

ذینفعان یك پروژه عبارتند از تمام گروه/افراد/نقش‌های درگیر در پروژه شامل

حامی پروژه و تیم پروژه

كاركنان پشتیبانی پروژه

مشتریان

كاربران پروژه

تامین كنندگان منابع پروژه

و حتی مخالفان پروژه

اگر گروه های مختلف ذینفعان رو ابتدا دسته بندی کنیم راه های احصاء دانش هر گروه رو باید تعیین کنیم

تدوین پرسشنامه های خاص جهت تعامل با هر یک از این گروه ها یکی از روش ها است

منشور پروژه از موارد مهمی است که از اسناد اصلی مدیریت پروژه محسوب میشه. سند بعدی SOW یا State Of Work است که تدوین اون دانش کلی از تعریف مشخص پروژه و نحوه انجام اون رو مشخص میکنه

بله RFP برای پیمانکارانی که قرار است پروژه را از کارفرما اخذ کنند بسیار مهم است زیرا نیازمندی های کارفرما و تعریف دقیق پروژه باید در آن مشخص شده باشد.

یک نمونه از این پرسش نامه که نحوه تدوین آن از هنر و دانش مدیر پروژه محسوب میشه، سوالاتی است که مدیر پروژه باید از سایر مدیران پروژه های مشابه در مورد مثلا مخاطراتی که به ذهنشان می رسد بپرسد

دلایل مخالفت مخالفان را پیگیری کند و نظر مدیران سازمانی را در مورد پروژه خود جویا شود

اغلب پروژه ها بالاخص پروژه های مرتبط با فناوری اطلاعات، یا شکست می خورن و یا با چالش های جدی روبرو میشن فقط بخاطر عدم توانایی در کسب دانش صحیح و تحویل اون به افراد بجا و در زمان بجا در پروژه و یا ناتوانی در توزیع اطلاعات مورد نیاز اعضای پروژه و یا عدم دسترسی به دانش مورد نیاز در زمان مورد نیاز که موجب کارآیی بهتر و عملکرد مناسب پروژه شود

جمع اورب دانش مرتبط با پروژه و یکپارچه سازی آن توسط مدیر پروژه نقش اساسی در افزایس موفقیت پروژه داره

تعیین منابع مورد رجوع در یک پروژه از دیگر اقداماتیه که چنانچه از ابتدا درست انجام بشه در اتمام به موقع پروژه رل مهمی بازی می کنه

برنامه ریزی های زیر در یک فرآیند مدیریت پروژه باید لحاظ شود:

برنامه‌ریزی شکست فعالیت های پروژه

برنامه‌ریزی منابع

برنامه‌ریزی مالی

برنامه‌ریزی کیفیت

برنامه‌ریزی ریسک

برنامه‌ریزی پذیرش

برنامه‌ریزی ارتباطات

برنامه‌ریزی تدارکات

در هر یک از این حوزه ها باید دانش مرتبط با آن شناسایی و برنامه ریزی دقیقی انجام شود که استفاده از دانش مدیران سازمانی در این برنامه ریزی ها نقش مهمی داره

نظام صحیح سازمان پروژه که بصورت ماتریس ضعیف، متوسط یا قوی اداره شود در مدیریت اعضای تیم پروژه بسیار اهمیت دارد

شکست فعالیت های پروژه خود نشان دهنده حوزه های دانشی مورد نیاز است و از فعالیت های اصلی WBS می توان نقشه دانش رو استخراج کرد.

یک مدیر پروژه با تجربه، از دانش اندوخته در پروژه های خود و سایر مدیران پروژه، استانداردهای انجام فعالیت های تیپ را تعریف می کند.

مدیریت دانش حوزه های ماموریت های اصلی سازمان کمک شایانی به بلوغ سازمانی و نتیجتا مدیریت پروژه های سازمانی خواهد داشت.

موثقی: یکی از مهمترین موارد قبل از شروع پروژه که حتما اصول مدیریت دانش باید دیده شود RFP قبل از پروژه می باشد چون اگر RFP پروژه به درستی نباشد ، اجرا پروژه دچار مشکل خواهد شد ، این یکی از مشکلات اساسی در سازمانهای پروژه محور می باشد که متاسفانه انچه می خواهند و در روند اجرای پروژه متوجه می شوند که این از در طراحی اشتباه RFP میباشد . بخاطر همین هست که AAR در بیشتر مواقع لازم می باشد

بدون فناوری اطلاعات دقت سرعت و نظارت در پروژه ها به سختی انجام می شود ، در سازمان های پروژه محور اگر از ابتدا فناوری اطلاعات دیده نشود ، روند پروژه به کندی پیش می رود

البته یک نکته مهمه در روند پروژه اینکه از چه ابزار در چه زمانی برای چه قسمتی از پروژه استفاده کنید ( فناوری اطلاعات ) ، متاسفانه گاهی اوقات انتخاب اشتباه ، روند پروژه رو دچار مشکل می کنه ، و این بخاطره عدم اشنایی افراد با ابزارهای مختلف این حوزه می باشد ، که همین باعث بالارفتن هزینه ها در این رابطه می شود

دکترسعید قربانی:

مدیریت هزینه، مدیریت زمان

برخی روشهای اكتساب دانش از پروژه:

جلسات بازخور گیری و نظامند

مصاحبه ساختارمند

جلسات پانل خبرگی و طوفان فكری

ثبت تجارب افراد در درافتهای مخصوص شامل موضوع، نام فرد، شرح گزارش، تحلیل فرد گرارش دهنده و ...

مولود محرابیان: اگر ساختار سازمانی، سازمان پروژه محور، درست تعریف شده باشد و وظایف بدرستی تقسیم شده باشد، دفتر مدیریت پروژه باید روال انتقال دانش و نظام نامه ثبت دانش در هر مرحله از گردش کار پروژه را مشخص نماید و کیفیت دانشهای خبرگی را در طول فرایند پروژه بررسی نماید

جنیدی: به نظر من یکی از روشهای جاری سازی میتواند روش حل مسءله یا تبادل‌نظر در قالب COPها یا همان انجمنهای خبرگی باشد

میان پروژه ای نگاه کنید مثلا خبرگان طراحی مکانیک پروژه الف و ب و....

در بخش مدیریت پروژه نیز میتواند انجمنهای خبرگی بر اساس حوزه های pmbok شکل گیرد یعنی به صورت تخصصی بر روی موضوع زمان یکپارچگی کیفیت تامین و.... متخصصان جمع شوند و راهکار اراءه دهند

حمیدرضا ضرغامی: با تجربه ای که در برخی سازمان های پروژه محور صنعتی داشته ام؛ به نظر می رسد یکی از کمترین و حداقل نیازهای این قیبل سازمان ها، وجود دستورالعمل و سازوکاری برای مستندسازی تجارب و دانش پروژه است که لازم است با حمایت و همراهی مدیر ارشد سازمان اجرا شود.

نقشه دانش هم از الزامات اولیه و بسیار سودمند است.

مهدی مهریار: یک نکته قابل توجه در مدیریت پروژه، ارتباطات یا مدیریت ارتباطات با همان بند 7، ISO9000 میباشد و دانش نهفته در ارتباطات

بهره‌گیری از دانش دیگر واحدها در هنگام تدوین شرح کار، اجرا، راه اندازی، بهره برداری، تحویل موقت و تحویل دایم.

با توجه به سابقه اندکی که در پروژه‌های دولتی دارم یکی از بزرگترین معضلات همین ارتباطات میباشد.

به عنوان مثال شرکت متولی برون سپاری و نظارت بر اجرای پروژه بدون هماهنگی با بهره بردار اقدام به تدوین و طراحی شرح کار با مشاورینی را انجام میدهد که شاید بار علمی و آکادمیک بالایی دارند ولی از معضلات اجرا و بهره برداری آگاه نیستند.

پروژه در طول چندین سال طراحی، خرید، نصب، و راه اندازی میگردد و یکباره از واحد بهره بردار بابت تحویل موقت دعوت به عمل می آید.

حال اگر از ابتدا ارتباطاتی به هنگام، به اندازه برقرار گردد هم با واحدهای و شرکت‌های بالا دستی و هم با شرکت‌های پایین دستی در تمامی مراحل یک پروژه میتوان از دانش آنها بهره کافی را برده و از سینرژی تولید شده حداکثر بهره را برد.

امروزه اگرچه ابزارهای متنوعی وجود دارد ولیکن به نظر میرسد بهترین و کم هزینه ترین ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد.

این ابزار خود به کاهش هزینه های کلی پروژه ها در تمامی زمینه ها و حتی ارتباطات سریعتر کمک میکند.

مصطفی نجاتی: ازآنجاکه ماهیت سازمانهای پروژه محور بامحدودیت زمانی مواجه است خودبخود خروج نیروهای متخصص همراه با دانش کسب شده پس از پایان پروژه اجتناب ناپذیر است لذا استقرارمدیریت دانش در سازمانها ضرورت اساسی است اما چگونگی بکار گیری مدیریت دانش به زیرساخت های فرهنگی و فنی وابستگی شدید دارد زیرساخت فناوری اطلاعات که از ملزومات استقرار مدیریت دانش است و بدون آن مدیریت دانش معنی پیدا نمی کند در مدیریت پروژه جایگاه بااهمیت باید داشته باشد علاوه بر آن نیروهای شاغل در پروژه بر استفاده از نرم افزارهای موجود و نیز شبکه های ایجاد شده جهت ثبت و انتقال دانش واقف باشند

دکتر اخوان: در مقاله ای که در سال 2014 در یکی از ژورنالهای امرالد به چاپ رساندیم، راهکارهای رفع موانع مدیریت دانش در سازمانهای پروژه محور را به شرح ذیل ذکر کرده ایم:

- حمایت مدیران ارشد و مدیران پروژه

- بازبینی دوره ای اهداف پروژه

- کاربست تکنولوژی

- آموزش تیم مجری

- فرهنگ

- راهبردهای سازمانی

- ساختارها

- انگیزش

- اجرا در پایلوت

- توسعه شبکه های خبرگی

- ارزیابی های دوره ای

- توجه به تحقیق و توسعه

- مستند سازی سیستماتیک




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای مهندس جنیدی به شرح ذیل انجام پذیرفت:

با سلام و ضمن عرض تسلیت ایام شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایش و قبولی عزاداری­های شما بزرگواران؛ در هفته­ای که گذشت به دنبال بررسی تکنیک­های استخراج دانش از خبرگان با توجه به فرهنگ و خصوصیات رفتاری آنان در ایران بودیم.

در ابتدا بایستی اذعان داشت که توجه به پیش نیازها و عوامل کلیدی زیر می­تواند اکتساب دانش موثر باشد:

1.       خبرگان بایستی احساس تعلق عمیقی به سازمان پیدا نمایند تا تجارب خود را در اختیار سایرین قرار دهند که این امر نیاز به فرهنگ­سازی و ایجاد نگاه درست سازمان به ارزش­های غیرمادی دارد.

2.       برقراری ارتباط موثر با خبره و ایجاد اعتماد در او، اولین گام برای کسب دانش است که پس از آن بر اساس موضوع دانش، جایگاه سازمانی خبره، سن، تحصیلات و ... باید تصمیم گرفت  از کدام تکنیک استفاده شود.

3.       شناخت دقیق خبرگان یکی دیگر از عوامل موفقیت می­باشد. نخبگان افرادی هستند که اکثرا در چارچوب و قوانینی نمی گنجند و شاید یکی از اشباهات رایج نسخه پیچیدن برای این افراد باشد. کنار هم قرار گرفتن این افراد و ارائه مستقیم یا غیر مستقیم صورت مساله زمینه ای برای پویایی این افراد و ارائه دانش شان هست. کنار هم قرار گرفتن این افراد و ارائه مستقیم یا غیر مستقیم صورت مساله زمینه ای برای پویایی این افراد و ارائه دانش شان هست.

4.       بی توجهی سازمان به ارزش دانش ضمنی و آشکار خبرگان موجب از دست دادن دانش آنان می­شود. که در این مورد می توان از روش معامله بهره برد و یا پیش از خروج خبره از سیستم جانشین پروری کرد. همراه شدن کارشناس در کنار خبره در انجام پروژه ها و کار عملی بسیار سودمند است.

5.       در طول دوران خدمت بایستی به خبرگان بها داده شود و این امر به سال­های آخر محدود نشود.

با بررسی تکنیک­ها مشخص می­شود که «ایجاد نردبان»، «نقشه»،  دو اولویت اول روش­ها از منظر آشکار سازی دانش صمنی بوده که از منظر کیفیت دانش استخراج شده نیز در صدر هستند. همچنین از منظر سهولت اجرا «مصاحبه» در صدر قرار داشته و سپس «ایجاد نردبان» در رتبه دوم قرار دارد. برخلاف تصور عمومی، مصاحبه پایین ترین عملکرد را دارد.

حال به توضیح برخی تکنیک­ها پرداخته می­شود:

1.       روش تفسیری: در این روش خبره وظیفه را همان طوری که در واقعیت انجام می­دهد، توصیف می‌کند. در این روش، اصل بر خود گزارش‌دهی است و خبره تفسیری از فرآیند یا تفکرات خویش در هنگام حل مسأله یا انجام کار ارائه می‌دهد. تجربه نشان داده است که خود گزارش‌دهی می‌تواند به شناخت فرآیندی منجر شود که معمولا حذف یا تحریف شده­اند.

2.       داستان سرایی: در مورد استخراج دانش تکنسین های خبره که معمولا سن زیاد و سواد کمی دارند و تجربه آنها ارزشمند است, داستان سرایی موفق است. چرا که در تشریح یک واقعه, می توانند به مشکلات و راه حلهای آزموده شده اشاره کنند.

3.       روش تصمیم‌گیری انتقادی (CDM): روش تصمیم‌گیری انتقادی روش برگزیده مهندسان دانش به‌ویژه کسانی است که با ارتش آمریکا همکاری می‌کنند. گاری کلاین این روش را در دهه 80 تدوین کرد و در چند پروژه اکتساب دانش از آن استفاده شده است. این روش بر اساس نظریه تصمیم‌گیری است که در واقع نتیجه بررسی چگونگی تصمیم‌گیری خبرگان است. روش تصمیم‌گیری انتقادی برای استخراج دانش وظیفه‌ای استفاده می‌شود که خبره پیش‌تر چندین بار انجام داده است. بدین لحاظ خبره تجربه انبوهی داشته و از دانش ضمنی بسیاری استفاده می‌کند. روش تصمیم‌گیری انتقادی نوعی مصاحبه است که حوادث و وقایع خاص در گذشته را با جزئیات کامل بررسی می‌کند تا فرآیند‌های فکری که خبره برای تصمیم‌گیری استفاده کرده را در معرض دید قرار دهد. کانون توجه حوادث غیر معمول است زیرا این حوادث معمولاً منبع پر بار اطلاعاتی درباره توانمندی‌های خبره است (فرض بر این است که همه می‌توانند حوادث عادی را مدیریت کنند). مصاحبه نیمه ساختاری برای بررسی حادثه استفاده می‌شود. پرسش‌ها در این مصاحبه به دنبال یافتن مسایل زیر هستند:

o       سر نخ‌های ظریفی که خبره به آن‌ها توجه دارد اما نو کار آموزان آن‌ها را نادیده می‌گیرند

o       برداشت‌ها و راهبرد‌هایی که خبره در حادثه استفاده می‌کند

o       گزینه‌های برگزیده و رد شده.

4.       طوفان مغزی معکوس در مدیریت پروژه

از طوفان مغزی و کاربردهای آن به کرات در راهنمای پمباک و سایر استانداردهای مدیریت پروژه نام برده شده است. گرچه این روش، برای طرح ایده های جدید و گاهی خلاقانه در پروژه ها خیلی خوب است، اما برخی مواقع این روش در عمل به بن بست میرسد. گاهی ایده جدیدی نیست، گاهی راهکارها امتحان شده اند، گاهی فکر میکنیم که همه راهها را رفته ایم و خلاصه هر از گاهی به دلیلی این روش کمک موثری در حل مسئله نمیکند. چاره چیست؟

طوفان مغزی وارونه یکی از راههای مواجهه با این روش است، به طور خلاصه در این روش، شما به جای اینکه در پی حل مسئله اصلی باشید، صورت مسئله را وارونه میکنید. یعنی به جای اینکه اصل مسئله را بخواهید حل کنید، میروید و در جهت حل عکس مسئله اصلی تلاش میکنید و ایده میدهید. مثلاً ما میخواهیم ببینیم که چطور از ریزش نیروی انسانی در پروژه بکاهیم؟ اگر به بن بست رسیدیم، مسئله را عکس میکنیم: چطور کاری کنیم که همه بخواهند پروژه را ترک کنند؟

ابتدا ایده هایی که مطرح میشوند، ساده و گاهی از فرط بدیهی بودن، خنده دار به نظر میرسند. مثلاً حقوق ندهیم، دائم پرخاش کنیم، کولرها را در تابستان و بخاری ها را در زمستان روشن نکنیم و . بعد از کمی شوخی، ایده های جدیدی ظاهر میشوند. یادتان باشد که درست مثل طوفان مغزی معمولی، اینجا هم باید ایده ها را ثبت کنید، جلوی بروز هیچ ایده را نباید سد کنید و

وقتی حدود ۱۵ دقیقه از طرح فعالانه ایده ها گذشت، به جائی که ایده ها را ثبت کرده اید نگاه کنید. نکات قشنگی خواهید دید. کافیست فعل پیشنهادها را تغییر دهید. فلان کار را بکنیم، را تبدیل کنید به فلان کار را نکنیم. به همین سادگی میبینید ایده هایی مطرح شده اند که قبلاً مطرح نمیشدند.

این ایده ها را طبق معمول ثبت میکنید و به تهیه برنامه اجرائی برای آنها میپردازید.

تا اینجای کار خیلی ساده است. اما چیزی که خیلی جذاب است و از آن به عنوان دستاورد جنبی این موضوع یاد میشود، این است که شما احتمالاً در فهرست پیشنهادهایی که برای حل عکس مسئله مطرح شده اند، کارهایی را میبینید که همین الان در پروژه انجام میشوند. یعنی میبینید که شما کارهایی میکنید که در جهت عکس حل مسئله ای است که سعی در حل آن داشته اید.

یعنی ما گاهی داریم کارهایی میکنیم، احتمالاً ناخودآگاه، که در خلاف جهت حل مسئله ای است که درگیر آن هستیم. اینجاست که فهرست دیگری ایجاد میشود، از کارهایی که باید فوراً انجام آنها را متوقف کنید. بسیاری مواقع هم با کمال تعجب مشاهده میشود که همان توقف برخی اقدامات، منجر به حل مسئله میشود.

5.       masters with masters: ناسا از این روش استفاده می­کند و در واقع در آن برای مصاحبه با خبرگان, از خبرگان دیگر بهره برده می شود. به عقیده دکتر هافمن مدیر دانش ناسا, این روش جریان دروس آموخته را در سازمان ایجاد می کند, کسب و شناسایی دانش در حوزه های کلیدی را تضمین می کند.

6.       روش جور کردن کارت­ها: روش جوركردن كارت ها یكی از ساده ترین روش های اكتساب دانش محسوب می شود، بدین صورت كه به فرد خبره تعدادی كارت داده می شود كه هریك نشان دهنده نام یك مفهوم می باشد، وظیفه خبره آن است كه كارت ها را به شكلی درگروه های مختلف قرار دهد تا كارت های هرگروه باهم در موردی مشترك باشند،چینش كارت ها در هرنوبت برپایه یك صفت و هرگروه از كارتها نشان دهنده یك ارزش خواهد بود.

7.       کارت سورتینگ: کارت سورتینگ برای دانش مفهومی (Conceptual Knowledge) کاربرد دارد. ابتدا باید مفاهیم یک حوزه (Domain) و روابط بین آن ها در قالب مدل های استاندارد استخراج شود تا بر اساس آن بتوان آن چه که هست را به صورت مدل محور شناسایی کرد. مدل سازی مفاهیم از طرفی به شناسایی بهتر Context هم کمک می کند که در انفجار چاه که شما می فرمایید بسیار مهم است. ممکن است یک اقدام نگهداری و تعمیرات با حضور ده ها مشخصه یا پارامتر محیطی، تجهیزاتی، انسانی و .... منجر به خطا شده باشد که در شناسایی درس آموخته یا کیس لازم است آن ها مدل شوند تا در Knowledge Reuse بتوان مبتنی بر چارچوب از دانش ها استفاده کرد. مرتب سازی کارت که قبلا اشاره شد در حوزه فرایندی یا چگونگی، کاربردی ندارد.

8.       روش شبکه خزانه­ای: روش شبكه خزانه ای به خبره این امكان را میدهد به جای آنكه تنها مفاهیم را در دسته های مختلف قرار دهد، رتبه هرمفهوم را نسبت به یك صفت معین كند. هنگامی كه رتبه های تعداد زیادی از مفاهیم نسبت به تعداد زیادیاز صفات مشخص شد، میتوان از علم آمار برای یافتن خوشه ها و همبستگی ها استفاده كرد. روش كار بدین صورت است كه در ابتدا با فرد خبره مصاحبه می شود و از او خواسته می شود برخی مفاهیم حوزه تخصص خود را نام ببرد، پس از آنكه مجموعه كوچكی ایجاد شد، سه تا از مفاهیم به وسیله تحلیل گر انتخاب می شود ، سپس از فرد متخصص پرسش می شود چه خصیصه هایی دوتا از مفاهیم را از سومی متمایز میكند، و این خصیصه ها توسط تحلیل گر ثبت می شود و مفاهیم انتخاب شده بوسیله فرد خبره درجه بندی میشود. این روند یعنی انتخاب های سه تایی و درجه بندی آنها ادامه می یابد تا انكه در مورد پوشش تمام مفاهیم و خصیصه ها رضایت حاصل شود.

9.       روش نردبانی: روش نردبانی از نظر مهندس دانش وفرد خبره اشاره به نردبانی دارد که در صفحه کاغذ یا صفحه رایانه رسم می شود و میتوان در ان تغییراتی از جمله حدف یا اضافه کردن گره هارا طبق انچه درست است ایجاد کرد .مهندس دانش با استفاده از مجموعه ای از پرسش های عمومی از فرد خبره میتواند به بسط و گسترش نردبان ها بپردازد . در این روش اشکال مختلف نردبان ها مانند نردبان مفهوم,نردبان خصیصه,نردبان تصمیم,نردبان فرایند میتوانند مورد استفاده قرار گیرند .این روش در کشف روابط ساختاری ,دانش کاربردی ومفاهیم مفید می باشد

10.   روش بیست سوالی: هدف از این روش حدس فرد خبره در مورد آن است که چه چیزی مورد نظر مهندس دانش می باشد. فرد خبره اجازه دارد پرسش هایی بپرسد که مهندس دانش تنها مجاز به پاسخگویی با بله و خیر می باشد.با توجه به پرسشهای پرسیده شده و ترتیب انها دانش مهمی از ویژگی های کلیدی، دسته بندی ها و ترتیب اولویت ها در اختیار مهندس دانش قرار داده می شود.

11.   نقشه فرایند: این نوع نمودار نشان دهنده ورودی ها،خروجی ها،منابع، نقشها و تصمیماتی است که با هر فرایند یا فعالیت در یک حوزه همراه است. نقشه فرایند روش مناسبی از ارائه اطلاعات درباره چگونگی و زمان اجرا ی فرایندها،فعالیتها و عملکرده است.

12.   روش نقشه مفهوم: نقشه های مفهوم برای ساختاردهی مدلهای دانش به کار می روند. یک نقشه مفهوم نوعی از نمودار است که اجزای دانش را در قالب گره ها و ارتباطات بین انها را در قالب پیکانهای دارای توضیح نشان می دهد.

13.   شبیه سازی: یکی از روش های اکتساب دانش که با علوم مهندسی نیز آمیخته گردیده است، بهره گیری از مدل های شبیه سازی است.

14.   روش آینه: یکی از مهم ترین روش های اکتساب دانش در زمانی که تعداد خبره بسیار محدود می باشد. روش آینه است. بدین گونه که فرد خبره فعالیت های خود را حین انجام کار از طریق دور بین های مدار بسته و سایر امکاناتی که قابلیت به تصویر کشیدن همزمان را دارند، مشاهده می کند. و ضمن ضبط موارد نسبت به اصلاح ان اقدام می کند. البته این روش ممکن است با روش های ترکیبی اکتساب دانش اشتباه شود. اغلب کار برد این روش در صنایع نمونه سازی(صنایعی که صرفا یک محصول را بطور نمونه می سازند و تحویل مشتری می دهند.) می باشد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

حمیدرضا ضرغامی: به نظر بنده، مهم ترین نیاز در این حوزه قبل از استفاده از هر تکنیکی؛ ایجاد تعلق عمیق در افراد با استراتژی انسان گراست. این را با توجه به روحیات خاص شرقی ها و ایرانی ها عرض می کنم. شاید برای غربی ها رویکرد سیستم گرا مناسب باشد! ولی رویکرد انسان گرا بهترین شیوه برای فرهنگ ماست.

قبل از هر چیز باید فرد عمیقاً به سازمانش دلبسته شود... این را مهمتر از کاربست هر تکنیکی می دانم. حتی بدون تکنیک هم این فرد تمام دارایی اش را تقدیم خواهد کرد. اگر بگردیم مثالهای بسیاری در کشور (امروز و گذشته) برای این الگو می یابیم و در غیراینصورت تکنیک ها با شعار همراه خواهند شد و نتیجه جذابی حاصل نخواهد شد.

آنچه عرض شد، بسیار آسان و بسیار دشوار است، آسان در بیان و غامض در اجرا (البته نشدنی نیست)

دکترزاهدی: در برخی موارد دانش و تجربه بدست امده بقدری تخصصی و تک است که افراد ترس از دست رفتن به اصطلاح فوت کوزگری خود را دارند. در برخی مواقع دیگر تخصص دارای لایه های مختلفی می شود که افراد دیگر می توانند براحتی اظهار نظر نمایند. معمولا اکتساب دانش خبرگان خیلی خاص جامعه ما نبوده و یک موضوعی است که در بیشتر مجامع مطرح می باشد.

یکی از روش های اکتساب دانش که با علوم مهندسی نیز آمیخته گردیده است، بهره گیری از مدل های شبیه سازی است.

یکی از مهم ترین روش های اکتساب دانش در زمانی که تعداد خبره بسیار محدود می باشد. روش آینه است. بدین گونه که فرد خبره فعالیت های خود را حین انجام کار از طریق دور بین های مدار بسته و سایر امکاناتی که قابلیت به تصویر کشیدن همزمان را دارند، مشاهده می کند. و ضمن ضبط موارد نسبت به اصلاح ان اقدام می کند.

البته این روش ممکن است با روش های ترکیبی اکتساب دانش اشتباه شود.اغلب کار برد این روش در صنایع نمونه سازی(صنایعی که صرفا یک محصول را بطور نمونه می سازند و تحویل مشتری می دهند.) می باشد.

از سوی دیگر کاربرد مدیریت دانش در بخش کنترل کیفیت نیز از مواردی است که اکتساب دانش را بیشتر می کند. نکته حایز اهمیت آنکه در سیستم های تولید ناب که هر ایستگاه مشتری ایستگاه قبلی خود هست، در هر مرحله سه نوع کنترل قبل از عمل، حین عمل و بعد از عمل صورت می پذیرد که در هر کنترل یک درس آموخته داشته و در هر مرحله 3 اکتساب دانش بدست می آید.

شهره مسجدی: به نظر من, قبل از اینکه به دنبال روش های خاص برای اکتساب دانش از افراد نخبه باشیم لازم هست خود نخبه شناخته شود. نخبگان افرادی هستند که اکثرا در چارچوب و قوانینی نمی گنجند و شاید یکی از اشباهات رایج نسخه پیچیدن برای این افراد باشد. شما اگر به روند مدارس خاص نگاه کنید, متوجه میشوید که با کنار هم قرار گرفتن این افراد و ارائه مسئله بدون ایجاد محدودیت, این افراد از پس حل مسائل به راحتی برمی آیند. البته لازم به ذکر هست که محدودیت با خط قرمز متفاوت هست. اما کنار هم قرار گرفتن این افراد و ارائه مستقیم یا غیر مستقیم صورت مساله زمینه ای برای پویایی این افراد و ارائه دانش شان هست. تحقیقات هم نشان دهنده این مطلب هست که دور بودن افراد نخبه از هم ممانعتی و گارد خاصی برای ارائه مطالبشان ایجاد میکند به عبارتی این افراد با هم رده خودشان بهتر ارتباط برقرار می کنند و سرعت تولید علم و حل مسائلشان بالاتر می رود.

شاید دره سیلیکون شاهد خوبی از این توضیح باشد که محل استقرار دانشگاهها و کمپانی های بزرگ دنیاست. البته دره سیلیکون به سختگیری و اعمال مقررات معروف هست که البته با تغییر رویه در دانشگاه استنفورد و مشاهده رشد سریع علمی خصوصا در رشته کامپیوتر, روحیه ی عدم اعمال فشار و مقررات به نخبگان, به بقیه کمپانی ها نیز انتقال یافت.

فاطمه عرب: یکی از مواردی که اینجانب با آن مواجه بودم انتقال کارشناسان خبره سازمان به بخش خصوصی بود بدون اینکه حتی کتابها و جزوات تخصصی که در اختیارشان بود به سازمان برگردانده شود و هیچ فایل یا گزارشی درباره کارهایشان در سازمان باقی نگذاشتند. و برخی از مدیرانی که به بخش خصوصی رفتند رایانه های خود را فرمت کردند. بنظرم سازمان خیلی خوب می توانست در قبال موافقت با انتقال آنان ،ایشان را موظف به در اختیار گذاشتن دانش تخصصی خود و تربیت جانشین نماید . می توان از روش معامله در این مورد بهره برد و یا از سازمان مقابل که کارشناس به آنجا منتقل می شود خواست که در قبال موافقت ، هزینه ها و آموزش های لازم برای تربیت کارشناس جایگزین را به عهده گیرد .به این ترتیب افراد متوجه می شوند که دانش آنها دارای ارزش بوده و سازمان براحتی آن را از دست نمی دهد.

همه نفراتی که برای آموزش به خارج از کشور رفته بودند براحتی از سازمان جدا می شوند و چون خصوصی سازی شده است سازمان دولتی دیگر برای آموزش دانش تخصصی هزینه نمی کند و یکی از راهکارهای کسب و بکارگیری دانش مخصوصا از نوع پیشرفته تر می تواند بند جدیدی در قراردادها باشد که بخش خصوصی را ملزم به تعهد هزینه های آموزشی در قبال سازمان دولتی کند.

دکتر افشین کازرونی: بهترین آموزش جهت جانشین پروری، همراه شدن کارشناس در کنار خبره در انجام پروژه ها و کار عملی است. بهترین نیروهای من اونهایی بودن که در پروژه با هم کار کردیم و آموزش های لازم و فنون را در هنگام کار در پروژه یاد گرفته اند. البته آموزش اصول قبل ار پروژه لازم است.

چرا مردم دانسته های خود را عملی نمی‌سازند؟

بار سنگین اطلاعات: مردم باید با یادگیری کمتر، اطلاعات بیشتری را کسب نمایند، نه اینکه با یادگیری بیشتر اطلاعات کمتری را بدست آورند.ما فقط مقدار اندکی از آنچه را که می‌خوانیم و می‌شنویم، به خاطر می‌سپاریم.

بنابراین باید به جای یادگیری بیشتر و اطلاعات کمتر، روش یادگیری کمتر و اطلاعات بیشتر را سرلوحه مطالعه و فراگیری خود قرار دهیم.برای کسب مهارت در انجام کار، باید بر روی شمار اندکی از مفاهیم اصلی تمرکز کنیم، آن‌ها را بارها تکرار نماییم، عمیقاً در آن‌ها غرق شویم و ایده‌ها و مهارت‌ها را گسترش دهیم. کلید انجام این کار تکرار فاصله دار است. وقتی مردم در شغل و کار خود مهارت کسب می‌نمایند، قدرت خلاقیت آن‌ها بالا می‌رود و به نتایج ارزنده تری دست می‌یابند.

رضا کاظمی: ارزش قائل شدن در طول خدمت میتونه مهمترین نقش رو داشته باشه نه سال آخر.برای همین اکثر افراد حاضر نمیشن تجربیاتشون رو در اختیار سازمان قرار بدن مخصوصا سازمانهای دولتی

شهاب شیدایی: طوفان مغزی معکوس در مدیریت پروژه، از طوفان مغزی و کاربردهای آن به کرات در راهنمای پمباک و سایر استانداردهای مدیریت پروژه نام برده شده است. گرچه این روش، برای طرح ایده های جدید و گاهی خلاقانه در پروژه ها خیلی خوب است، اما برخی مواقع این روش در عمل به بن بست میرسد.

گاهی ایده جدیدی نیست، گاهی راهکارها امتحان شده اند، گاهی فکر میکنیم که همه راهها را رفته ایم و خلاصه هر از گاهی به دلیلی (گاهی هم چون روش را درست و خوب استفاده نمیکنیم) این روش کمک موثری در حل مسئله نمیکند. چاره چیست؟

طوفان مغزی وارونه یکی از راههای مواجهه با این روش است، به طور خلاصه در این روش، شما به جای اینکه در پی حل مسئله اصلی باشید، صورت مسئله را وارونه میکنید. یعنی به جای اینکه اصل مسئله را بخواهید حل کنید، میروید و در جهت حل عکس مسئله اصلی تلاش میکنید و ایده میدهید. مثلاً ما میخواهیم ببینیم که چطور از ریزش نیروی انسانی در پروژه بکاهیم؟ اگر به بن بست رسیدیم، مسئله را عکس میکنیم: چطور کاری کنیم که همه بخواهند پروژه را ترک کنند؟

ابتدا ایده هایی که مطرح میشوند، ساده و گاهی از فرط بدیهی بودن، خنده دار به نظر میرسند. مثلاً حقوق ندهیم، دائم پرخاش کنیم، کولرها را در تابستان و بخاری ها را در زمستان روشن نکنیم و . بعد از کمی شوخی، ایده های جدیدی ظاهر میشوند. یادتان باشد که درست مثل طوفان مغزی معمولی، اینجا هم باید ایده ها را ثبت کنید، جلوی بروز هیچ ایده را نباید سد کنید و

وقتی حدود ۱۵ دقیقه از طرح فعالانه ایده ها گذشت، به جائی که ایده ها را ثبت کرده اید نگاه کنید. نکات قشنگی خواهید دید. کافیست فعل پیشنهادها را تغییر دهید. فلان کار را بکنیم، را تبدیل کنید به فلان کار را نکنیم. به همین سادگی میبینید ایده هایی مطرح شده اند که قبلاً مطرح نمیشدند.

این ایده ها را طبق معمول ثبت میکنید و به تهیه برنامه اجرائی برای آنها میپردازید.

تا اینجای کار خیلی ساده است. اما چیزی که خیلی جذاب است و از آن به عنوان دستاورد جنبی این موضوع یاد میشود، این است که شما احتمالاً در فهرست پیشنهادهایی که برای حل عکس مسئله مطرح شده اند، کارهایی را میبینید که همین الان در پروژه انجام میشوند. یعنی میبینید که شما کارهایی میکنید که در جهت عکس حل مسئله ای است که سعی در حل آن داشته اید.

یعنی ما گاهی داریم کارهایی میکنیم، احتمالاً ناخودآگاه، که در خلاف جهت حل مسئله ای است که درگیر آن هستیم. اینجاست که فهرست دیگری ایجاد میشود، از کارهایی که باید فوراً انجام آنها را متوقف کنید. بسیاری مواقع هم با کمال تعجب مشاهده میشود که همان توقف برخی اقدامات، منجر به حل مسئله میشود.

دکتر اخوان: در فصل چهارم کتاب "مدیریت دانش: اکتساب دانش ضمنی خبرگان" که همین امسال توفیق چاپ آن را پیدا کردیم، در مطالعه ای عمیق به مقایسه تکنیکهای اکتساب دانش در بین خبرگان ایرانی پرداختیم. در این کتاب تکنیکها از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند که به فراخور تلاش می کنم بخشی از نتایج حاصل را برای عزیزان بیاورم.

تکنیکها از نظر میزان آشکارسازی دانش ضمنی با هم مقایسه شده اند. که "ایجاد نردبان" بهترین تکنیک و برخلاف تصور عمومی، مصاحبه پایین ترین عملکرد را داشته است.

مقایسه تكنیكها از نظر سهولت اجرا:

در روش‌ مصاحبه، فرد خبره به پرسش‌هایی که از او پرسیده می‌شود، پاسخ می دهد اما در سایر روش‌ها لازم است فرد روش‌ را به خوبی درک کرده و در پبشبرد جلسه همکاری داشته باشد. لذا تکنیک مصاحبه امتیاز بیشتری کسب کرده است.

مقایسه تكنیكها از لحاظ کیفیت دانش کسب شده:

در کتاب "مدیریت دانش: اکتساب دانش ضمنی خبرگان"، وضعیت روش‌ها را از لحاظ کیفیت دانش کسب شده و سازگار بودن با دانش واقعی نشان داده است.که ایجاد نردبان و نقشه از این نظر بهترین کارکرد را داشته اند.

مسعود کیارش: ناسا روشی به نام masters with masters را به کار می برد که در آن برای مصاحبه با خبرگان, از خبرگان دیگر بهره برده می شود. به عقیده دکتر هافمن مدیر دانش ناسا, این روش جریان دروس آموخته را در سازمان ایجاد می کند, کسب و شناسایی دانش در حوزه های کلیدی را تضمین می کند.

در مورد استخراج دانش تکنسین های خبره که معمولا سن زیادو سواد کمی دارند و تجربه آنها ارزشمند است, داستان سرایی موفق است. چرا که در تشریح یک واقعه, می توانند به مشکلات و راه حلهای آزموده شده اشاره کنند. اما در روشهای ساخت یافته نمی توانند تجربه مشخص هر واقعه را به صورت مشخص بیان کنند.

سانازایمانی: روش جوركردن كارت ها یكی از ساده ترین روش های اكتساب دانش محسوب می شود، بدین صورت كه به فرد خبره تعدادی كارت داده می شود كه هریك نشان دهنده نام یك مفهوم می باشد، وظیفه خبره آن است كه كارت ها را به شكلی درگروه های مختلف قرار دهد تا كارت های هرگروه باهم در موردی مشترك باشند،چینش كارت ها در هرنوبت برپایه یك صفت و هرگروه از كارتها نشان دهنده یك ارزش خواهد بود.

روش شبكه خزانه ای به خبره این امكان را میدهد به جای آنكه تنها مفاهیم را در دسته های مختلف قرار دهد، رتبه هرمفهوم را نسبت به یك صفت معین كند. هنگامی كه رتبه های تعداد زیادی از مفاهیم نسبت به تعداد زیادیاز صفات مشخص شد، میتوان از علم آمار برای یافتن خوشه ها و همبستگی ها استفاده كرد. روش كار بدین صورت است كه در ابتدا با فرد خبره مصاحبه می شود و از او خواسته می شود برخی مفاهیم حوزه تخصص خود را نام ببرد، پس از آنكه مجموعه كوچكی ایجاد شد، سه تا از مفاهیم به وسیله تحلیل گر انتخاب می شود ، سپس از فرد متخصص پرسش می شود چه خصیصه هایی دوتا از مفاهیم را از سومی متمایز میكند، و این خصیصه ها توسط تحلیل گر ثبت می شود و مفاهیم انتخاب شده بوسیله فرد خبره درجه بندی میشود. این روند یعنی انتخاب های سه تایی و درجه بندی آنها ادامه می یابد تا انكه در مورد پوشش تمام مفاهیم و خصیصه ها رضایت حاصل شود.

رضا جوکار:روش نردبانی از نظر مهندس دانش وفرد خبره اشاره به نردبانی دارد که در صفحه کاغذ یا صفحه رایانه رسم می شود و میتوان در ان تغییراتی از جمله حدف یا اضافه کردن گره هارا طبق انچه درست است ایجاد کرد .مهندس دانش با استفاده از مجموعه ای از پرسش های عمومی از فرد خبره میتواند به بسط و گسترش نردبان ها بپردازد .

در این روش اشکال مختلف نردبان ها مانند نردبان مفهوم,نردبان خصیصه,نردبان تصمیم,نردبان فرایند میتوانند مورد استفاده قرار گیرند .این روش در کشف روابط ساختاری ,دانش کاربردی ومفاهیم مفید می باشد

کتاب مدیریت دانش,اکتساب دانش ضمنی خبرگان دکتر اخوان وخانم دهقانی

امید متولیان: در استخراج دانش خبرگان آن طور که من تجربه کرده ام و ضریب موفقیت کار را بالا میبرد، قابلیتهای ارتباطی است. برقراری ارتباط موثر با خبره و ایجاد اعتماد در او، اولین گام است که پس از آن بر اساس موضوع دانش، جایگاه سازمانی خبره، سن، تحصیلات و ... باید تصمیم بگیریم از کدام تکنیک استفاده کنیم. معمولا برای دستیابی به کیفیت بالاتر، لازم است بعد از ارزیابی اولیه روشهای مختلفی را انتخاب و با هم بکار بگیریم.

در فرایند استخراج باید بیشتر از ابزار و تکنیک به ایجاد اعتماد بین طرفین توجه شود. برای ایجاد فضای اعتماد شناخت طرف مقابل از نظر روانشناسی و سوابق بسیار مهم است. نکته دیگر توجه به انگیزه هاست. قبل از آعاز فرایند این پرسش را باید با دقت پاسخ داد که چرا خبره باید دانش خود را در اختیار شما قرار دهد؟ چه امتیازی از این موضوع نصیب او میگردد؟

مریم نوری زاده: دانش تخصصی tacit خبره رو میشه با جور كردن كارت ها استخراج كرد در این حالت خبره ناخوداگاه محقق رو به سمت رسیدن به جواب پیش میبره، فقط طراحی دقیق كارت ها نقش تعیین كننده ای دارد كه مستلزم برخورداری دانش كافی طراح و محقق در زمینه مربوطه هستش

خشایار جهانیان: کارت سورتینگ برای دانش مفهومی (Conceptual Knowledge) کاربرد دارد. ابتدا باید مفاهیم یک حوزه (Domain) و روابط بین آن ها در قالب مدل های استاندارد استخراج شود تا بر اساس آن بتوان آن چه که هست را به صورت مدل محور شناسایی کرد. مدل سازی مفاهیم از طرفی به شناسایی بهتر Context هم کمک می کند که در انفجار چاه که شما می فرمایید بسیار مهم است.

ممکن است یک اقدام نگهداری و تعمیرات با حضور ده ها مشخصه یا پارامتر محیطی، تجهیزاتی، انسانی و .... منجر به خطا شده باشد که در شناسایی درس آموخته یا کیس لازم است آن ها مدل شوند تا در Knowledge Reuse بتوان مبتنی بر چارچوب از دانش ها استفاده کرد، مرتب سازی کارت در حوزه فرایندی یا چگونگی، کاربردی ندارد.

جنیدی: روش تصمیم‌گیری انتقادی (CDM)

روش تصمیم‌گیری انتقادی روش برگزیده مهندسان دانش به‌ویژه کسانی است که با ارتش آمریکا همکاری می‌کنند. گاری کلاین این روش را در دهه 80 تدوین کرد و در چند پروژه اکتساب دانش از آن استفاده شده است. این روش بر اساس نظریه تصمیم‌گیری است که در واقع نتیجه بررسی چگونگی تصمیم‌گیری خبرگان است. روش تصمیم‌گیری انتقادی برای استخراج دانش وظیفه‌ای استفاده می‌شود که خبره پیش‌تر چندین بار انجام داده است. بدین لحاظ خبره تجربه انبوهی داشته و از دانش ضمنی بسیاری استفاده می‌کند. روش تصمیم‌گیری انتقادی نوعی مصاحبه است که حوادث و وقایع خاص در گذشته را با جزئیات کامل بررسی می‌کند تا فرآیند‌های فکری که خبره برای تصمیم‌گیری استفاده کرده را در معرض دید قرار دهد. کانون توجه حوادث غیر معمول است زیرا این حوادث معمولاً منبع پر بار اطلاعاتی درباره توانمندی‌های خبره است (فرض بر این است که همه می‌توانند حوادث عادی را مدیریت کنند). مصاحبه نیمه ساختاری برای بررسی حادثه استفاده می‌شود. پرسش‌ها در این مصاحبه به دنبال یافتن مسایل زیر هستند:

1- سر نخ‌های ظریفی که خبره به آن‌ها توجه دارد اما نو کار آموزان آن‌ها را نادیده می‌گیرند

2- برداشت‌ها و راهبرد‌هایی که خبره در حادثه استفاده می‌کند

3- گزینه‌های برگزیده و رد شده.

 برای اطلاعات بیش‌تر درباره روش تصمیم‌گیری حساس به کلاین (1996) مراجعه شود

مریم فیلسوفیان:

روش بیست سوالی:

هدف از این روش حدس فرد خبره در مورد آن است که چه چیزی مورد نظر مهندس دانش می باشد. فرد خبره اجازه دارد پرسش هایی بپرسد که مهندس دانش تنها مجاز به پاسخگویی با بله و خیر می باشد.با توجه به پرسشهای پرسیده شده و ترتیب انها دانش مهمی از ویژگی های کلیدی، دسته بندی ها و ترتیب اولویت ها در اختیار مهندس دانش قرار داده می شود.

نقشه فرایند:

این نوع نمودار نشاندهنده ورودی ها،خروجی ها،منابع، نقشها و تصمیماتی است که با هر فرایند یا فعالیت در یک حوزه همراه است. نقشه فرایند روش مناسبی از ارائه اطلاعات درباره چگونگی و زمان اجرا ی فرایندها،فعالیتها و عملکردهااست.

روش نقشه مفهوم:

نقشه های مفهوم برای ساختاردهی مدلهای دانش به کار می روند. یک نقشه مفهوم نوعی از نمودار است که اجزای دانش را در قالب گره ها و ارتباطات بین انها را در قالب پیکانهای دارای توضیح نشان می دهد.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای دکتر حمید رضا ضرغامی به شرح ذیل انجام پذیرفت:


در موضوع این هفته، همانطور که پیشتر اشاره شد؛ هدف اصلی شناسایی عواملی بود که سبب عدم انسجام بین سه رکن دانشگاه ‏صنعت- دولت در تولید دانش و توسعه فناوری می شدند. با توجه به رویکرد سیستمی به عوامل نظام نوآوری کشور و این سه رکن ‏حیاتی؛ این عدم انسجام و عدم همسویی را یک تضاد در کل سیستم (تضاد درونی) تعریف کردیم.‏

نکته مهم اینکه، مباحث یادشده، در حوزه مدل تریپل هلیکس

Triple Helix Model (THM)

که در فارسی از آن تحت عنوان مدل مارپیچ سه جانبه یاد می شود، بحث می شوند ولیکن اگر نگاهی به روند توسعه این مهم داشته ‏باشیم؛ مدل های بعدی؛ ماریپچ چهارجانبه، پنج جانبه و ... چندجانبه (‏N‏ بعدی) نیز مطرح شده اند. ولیکن در کل هسته اصلی ‏نوآوری و تولید دانش، همان سه رکن کلیدی دانشگاه-صنعت- دولت هستند که البته تغییرات بنیادینی در رفتارها و انتظارات و ‏وظایف آنها ایجاد شده است.‏

با ذکر این مقدمه، جمع بندی نظرات ارزنده اعضای محترم (بدون اولویت بندی) در آرای اندیشمندان گروه، به شرح زیر می ‏باشد:‏

‏1- عوامل و موانع مربوط به عدم وجود استراتژی یکپارچه و هم افزای این سه رکن در تولید دانش و توسعه فناوری (شامل ‏مسئله محور نبودن پژوهش های دانشگاهی و تمرکز بیش از حد بر تولید مقاله، تمرکز بیش از حد صنعت بر کارهای اجرایی و ‏عدم وجود بستر استفاده از ظرفیت دانشگاه شامل عدم باور، عدم ظرفیت جذب و ...؛ عدم سیاست گذاری مناسب دولتی)‏

‏2- موانع قانونی و زیرساختی اتصال و انسجام سه رکن (شامل عدم وجود بسترهایی جهت برون سپاری مناسب تحقیقات صنعت، ‏عدم وجود فرایندهای اطلاع رسانی و ارتباطی مناسب، عدم وجود شاخص های مناسب ارزیابی تحقیقات و ...) ‏

‏3- وارداتی بودن صنعت و عدم احساس نیاز و اعتقاد به ارتباط با دانشگاه ‏

‏4- عدم آمادگی و هوشمندی نهاد آکادمیک در جذب پروژه های کلان (مانع بودن ساختار مدیریتی دانشگاه برای انجام پروژه های ‏بزرگ )‏

‏5- رویکرد درون گرای دانشگاه و عدم محوریت نیازهای صنعت ‏

‏6- عدم پرورش دانشجو برای فضای کار و صنعت

‏7- عدم وجود رقابت در صنایع ( و ساختارهای دولتی)‏

‏8- غربی بودن علوم و درنظر نگرفتن نیازهای درونی جامعه ما در حوزه های علوم انسانی و مدیریتی

‏9- عدم هوشمندی و سیاست نامناسب در جذب دانشجو (جذب بی رویه دانشجو بدون تناسب با نیازهای جامعه)‏

‏10 مشکلات مرتبط با تأمین مالی پژوهش و توسعه فناوری

‏11- مشکلات مرتبط با آیین نامه و شیوه های ارتقای اساتید (تمرکز بیش از حد بر مقاله به جای رفع مشکلات و چالش های ‏صنعت و حل مسائل صنعت)‏

‏12- نبود تقسیم وظایف روشن بین صنعت، دانشگاه و دولت

‏13- عدم همراستایی استراتژیك در تبیین اهداف صنعت، دولت و دانشگاه

‏14- عدم همسویی منافع ذینفعان در نهادهای فوق

‏15- عدم حركت در راستای تحقق سند چشم انداز

‏16- عدم توجه به كاركردهای متقابل سه نهاد مذكور

‏17- عدم توانایی دانشگاه در تبدیل فشار تكنولوژی به نیاز بازار (صنعت)‏

‏18- ناتوانی مراكز رشد در ایجاد حلقه مفقوده ارتباطی بین صنعت و دانشگاه

‏19- نبود زبان مشترك بین صنعت و دانشگاه

‏20- عدم وجود زیرساخت های فرهنگی و قانونی و اعتمادی

21‏. نبود هماهنگیcoordination

‏22. نبود مشاركت ‏cooperation

‏23. عدم تعامل یا ‏interaction

‏24. عدم شبكه سازی

‏25. انحصار تصمیم سازی در دولت

‏26. نگاه كوتاه مدت و مدیریت بحرانی

‏27. تفكر خطی بجای خلاق و نواور

‏28. عدم درك ضرورت یادگیری سیستمی و تبادل تجربیات برتر

‏29. بخشی نگری و نگاه جزیره ای ناشی از خودبرتر بینی هركدام از ابعاد مارپیچ سه گانه










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حمید رضا ضرغامی:


با نگاه سیستمی به نظام نوآوری و تولید دانش در کشور، عدم همسویی ارکان، سبب تضاد در وظایف و کارکرد کلی سیستم می گردد. بر این اساس، همسو نبودن، عدم انسجام و پیوندنامناسب بین دانشگاه-صنعت-دولت را به مفهوم تضاد درونی نظام تولید دانش و توسعه فناوری در نظر می گیریم

Etzkowitz 2008:

در مدل سه جانبه ارتباطات دانشگاه - صنعت-دولت؛ هر یک از سه طرف علاوه بر اجرای نقش بنیادین و وظیفه اساسی خود، به تلاش برای بهبود عملکرد دیگری می پردازد(انسجام - همسویی). ولی با این وجود، نقش اولیه خود و موجودیت متمایز خود را نیز حفظ می کند

Etzkowitz 2003:

تعامل و همسویی سه بخش، برای بهبود شرایط نوآوری در جامعه دانش بنیان بسیار ضروری است

چند جمله از مقالات بنده (فارسی و انگلیسی) به اتفاق آقایان دکتر اخوان و دکتر جعفری:

تقویت تعاملات و اشتراکات بین سه نهاد دولت، صنعت و دانشگاه یکی از مهم¬ترین زمینه¬های رونق فضای ‏کسب و کار و فرایندهای مرتبط با نوآوری، می¬باشد، به نحوی که تعامل پویا بین این سه نهاد، جریان تولید ‏دانش را به طور مستمر تسهیل کرده و زمینه ایجاد پویایی در زمینه نوآوری را فراهم می¬سازد(‏Leydesdorff & Etzkowitz, 1996‏).

تاکنون الگوهای مختلفی برای تحلیل تعاملات و ارتباطات صنعت و دانشگاه در فرایند نوآوری و تولید دانش ‏ارائه شده است که مهم¬ترین آنها شامل پنج الگوی اصلی به شرح زیر است:

‏1- الگوی خطی فشار علم ‏ : که بر اساس آن، نوآوری با یک سؤال پژوهشی در دانشگاه شروع شده و در ‏نهایت زمینه توسعه محصولات جدید و نوآوری فراهم می¬گردد.‏

‏2- الگوی خطی کشش بازار ‏: در این الگو که در جهت مقابل فشار علم مطرح می¬شود، نوآوری از حل ‏یک مسئله و پاسخ به تقاضای صنعت و بازار شروع می¬شود و سپس پاسخ آن در صنعت یا دانشگاه توسعه ‏می¬یابد.‏

‏3- الگوی تعاملی فشار علم کشش بازار ‏: که با جریان و حرکت غیرخطی فشار علم به کشش بازار و ‏برعکس ایجاد می¬شود.‏

‏4- الگوی مارپیچ سه¬جانبه دانشگاه، صنعت و دولت ‏ (و سایر مدل¬های توسعه یافته بر اساس آن)‏

جامعه به عنوان بستر سیستم¬های نوآوری مارپیچ سه¬جانبه و محیط طبیعی به عنوان بستر سیستم¬های نوآوری مارپیچ چهارجانبه (‏Carayannis and Campbell, 2012, p.18‏).‏

در پژوهشی که با هدایت دکتر جعفری و دکتر اخوان روی دانش آموختگان 5 سال اخیر دکتری علم وصنعت انجام داده ایم، برخی نظرات شفاهی جالبی داشته اند که نشان از اهمیت توجه به دیدگاه های چندگانه است. تلاش خواهم کرد تا برخی از کامنت ها را منتشر نمایم

هر چند تمرکز روی سه رکن است ولی منعی درباره بیان کامنت روی سایر ابعاد نداریم

اگر انتظار انسجام سه رکن را داشته باشیم!، نبود همسویی و انسجام در تولید دانش و توسعه فناوری در کشور، یک تضاد درونی است و مقصودمان از تضاد این است که چه چیزهایی باعث می شوند که این سه رکن در تولید دانش و توسعه فناوری همسو و منسجم عمل نکنند.

«بهتر است مبنای ارتقاء اساتید تغییر کند و مانند خارج از کشور اساتید از صنعت فاند دریافت نمایند.

همچنین ولع گرفتن دانشجوی دکتری کاسته شود. مثلا دانشگاه آزاد 12000 دانشجوی دکتری می گیرد که بعضا استاد لازم را ندارد. ضمن اینکه این همه دکتر مگر نیاز کشور می باشد. مدرک گرایی، گرفتن دانشجوی پولی و ... باعث افت کیقیت شده است».

نظر یکی از فارغ التحصلیلان دکتری مخابرات:

«به دلیل تکیه بر استخراج مقاله ISI از تز دکتری، دانشجویان مجبور میشوند موضوعاتی را انتخاب کنند که منطبق با علم روز در دنیا باشد نه نیازهای اساسی کشور در صنعت »

بنظر من ریشه بروز این تضاد ها موضوعات کلان از جمله نبودن تقسیم وظایف روشن بین صنعت، دانشگاه و دولت است و اینها در یک زنجیره ارزش قرار ندارند.

تولید دانش و توسعه فناوری باید مبتنی بر نیاز شکل بگیرد.

این نیاز از حلقه بازار و مصرف کننده در زنجیره ارزش شکل میگیرد

و به صنعت و دانشگاه ختم می شود. اما در محیط غیر رقابتی و ساختار های دولتی عملا این زنجیره شکل نمیگیره







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:


دکترزاهدی: بدون شک برای پاسخ گویی به این سوال باید دانست که حریم دانشگاه ها در تولید دانش و فناوری چقدر است.

از سوی دیگر ایا پژوهشکده های موجود در صنایع به عنوان مراکز علمی کاربردی درون سازمانی آیا جز دانشگاه تلقی می شود یا نه؟ اگر چه به ظاهر داخل صنعت هستند.

از سوی دیگر محدوده کار صنعت بسیار گسترده تر از دانشگاه است. و کاربرد ها نیز متفاوت می باشند. از این رو برخی تضاد ها در علوم تجربی صنایع حاصل می شود.

معمولا در صنعت، پس از انجام چندین بار تست و سعی و آزمون یکسری تجربه و نیز علوم بدست می آید که بعدا به دانش آکادمیک تبدیل می شود. و در دانشگاه ها وجود نداشته و تدرس نمی شود.

از نکات مهمی که باید در تضاد در نظر گرفت. سطح علمی صنعت و دانشگاه است. صنایع هایتک و دانشگاه. صنایع منوال و جنرال و دانشگاه نکته مهم دیگر نگاشت دانشی صنعت و دانشگاه است.

کوهن در تحقیقی که بمنظور بررسی ارتباط صنعت و دانشگاه به انجام رساند، ویژگی های زمینه ای و نهادی را دو عامل اصلی برشمرد.

همچنین سیاست ها، فرهنگ ها و نیز هنجارها از جمله عوامل موثر بر ارتباط دانشگاه و صنعت بشمار می اید.

لازم بذکر است، تشکیل دانشگاه های خصوصی بیش از دانشگاه های دولتی در توسعه صنعت موثر بوده است. شاید بتوان علت ان را مشترک بودن برخی اعصای شورای راهبردی دانشگاه و صنعت دانست.

تربیت نیروی کارورز در دانشگاه های علمی کاربردی (با تفکر تکامل دانش تجربی) یکی دیگر از عامل هاست.

شهرت و برند دانشگاهی نیز یکی از عوامل تضاد می تواند بشمار اید.

همچنین نقش (فردی) مدیر و مسول دانشگاهی نیز عامل مهمی است که با خلاقیت و ابتکار خود می تواند این ارتباط را قوی یا ضعیف نماید.

سانازایمانی: در دانشگاه ها فعالیت ها اكثرا كاربردی نیست و صرفا كار پژوهشی است كه غالبا از نتایج تحقیقات نیز استفاده چندانی نمیشود و در صنعت برعكس دانشگاه، هدف بر كار اجرایی و تجربه و دانش تخصصی است و در دولت نیز بیشتر اهداف استراتژیكی و منافع ملی مدنظر است

چون گام های دولت و اهدافش واضح نیست، دانشگاه و صنعت در جهت آن پیش نمی روند.

تفکر و تامل بر اینکه در برخی دانشگاه ها نیز مجموعه هایی وجود دارند که برخی از مراحل کاری صنایع را انجام می دهند.

مهدی مهریار: از مهمترین تضادهایی که ملاحظه میشوند علاوه بر تضاد در راهبردها، اهداف و استراتژیها

تضاد در فرآیندهای ارتباطی بین صنعت و دانشگاه را میتوان بیان نمود که این تضاد در نحوه برقراری پروژه های پژوهشی که سازمانها انجام می دهند ملموس می باشد

در تضاد فرآیندهای ارتباطی تضاد در قوانین الزام آور و متنوع مزید بر علت میباشند.

به کرار مشاهده شده که پروژه های پژوهشی طرح شده در سازمانها به نوعی بر اساس ارتباطات به عهده برخی مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی قرار میگیرند حال شاید اطلاع رسانی و ارتباطات موثر با تمامی مراکز تحقیقاتی منجر به نتایج بهتری گردد.

تضاد در فرایندها بالاخص فرآیندهای ارتباطی

منظور تضاد در قوانینی است که برخی از ارگانها در چگونگی تنظیم تقاضاهایی پژوهشی از واحدهای داخلی دارند و تضاد در قوانین و یا عدم وجود قوانین در چگونگی به اطلاع رساندن به مراکز پژوهشی و تحقیقاتی وجود دارد.

در برخی موارد نسبت به عقد تفاهم نامه هایی بدون ارزیابی کافی بین برخی دانشگاه‌ها و صنایع اقدام میگردد.

در واقع روش و قوانین نحوه برون سپاری پژوهش و قوانین مربوطه متفاوت و ضعیف می باشند.

دکتر صدیقه رضاییان: اغلب موانع یا با ادبیات شما، تضادهای دولت-صنعت-دانشگاه را در سه دسته موانع ساختاری، موانع فرایندی و موانع نهادی تقسیم بندی می نمایند که اگر فرصت شد بعدا خدمتتان بیشتر توضیح میدهم.

تجربیات اینجانب به عنوان رییس گروه ارتباط با صنعت دانشگاه، نشان میدهد که صنعت تمایل چندانی برای ارتباط با دانشگاه ندارد و این دو نهاد بایکدیگر داینامیک نیستند. صنعت مونتاژی و وارداتی که نیازی به دانشگاه ندارد.

البته از بالا به پایین میتوان طرحهای میلیاردی با لابی گری گرفت ولی تجربه نشان داده که این طرحها اغلب با شکست مواجه شده اند...بخصوص اگر بدنه دانشگاه بیدار نباشند و سیستم از پایین به بالا اماده هضم پروژه کلان در قالب پایان نامه ها و... را نداشته باشد.

یکی از راه حلهایی که به نظرم شاید تا حدی کارگشا باشد، ایجاد دفاتر ارتباط با دانشگاه در صنعت است که شبکه اعضای علمی در آن مستقر باشند.

البته ماموریت محور نمودن دانشگاهها و شبکه سازی اعضای علمی و شبکه سازی دانشجویان برای تحقق ماموریت محوله به آن دانشگاه از سوی صنعتی که دانشگاه در آن دفتر دارد، اتفاق مثبتی است.

مهرداد کازرونی: اساسا مشکل ارتباط صنعت با دانشگاه را می توان حول محورهای ذیل بیان کرد.

1.دانشگاهها رویکرد برون گرایی و مشتری خواهی ندارند. راهبرد دانشگاهها بخصوص صنعتی، یک راهبرد درون زا است. جذب دانشجو و پرورش او برای تولید مقاله به نفع اعضای هیئت علمی که منجر به ارتقا می شود. در این رویکرد، تعریف مسئله به نحوی صورت می گیرد که بتواند در نهایت به ارتقای هیئت علمی کمک کند. رویکرد حل مسئله صنعت فرع بر پروژه خواهد بود.

2. دانشجو برای ادامه تحصیل تربیت می شود و نه برای صنعت.

3.دانشجو بدون کسب تجربه به سرعت مدارک بالا را کسب می کند و پذیرشش برای یادگیری در محیط صنعت کم می شود.

4.صنایع بدلیل فضای بسته کشور، رقابت واقعی را درک نکرده و نیاز واقعی برای پیشرفت را تا کنون به تاخیر انداخته اند.

5.اساتید دانشگاه ها حضور کمرنگی در صنایع داشته و دارند.

6.ساختار مدیریتی دانشگاهها، برای انجام پروژه های بزرگ مانع است.

جنیدی: به نظر من یکی از مشکلات در دانشگاههای ایران این است که علوم ما از غرب اومده و از نظر سطح بلوغ برای وضعیت کشورهای غربی و متناسب با مشکلات آنان تولید شده این موضوع در حوزه های مدیریتی وعلوم انسانی خیلی خودنمایی میکند

ایمان: بنظر بنده این عدم همسویی یا عدم کامیابی در همسو سازی ، عدم تعریف درست نیازها برای تعامل دانشگاه و بازار کار است..

وقتی دانشگاه های ما بی رویه در حال جذب دانشجو در رشته هایی هستند که امکان تامین کار برای اونها گاها وجود هم نداره ، هم باعث هدر رفت نیروی بالقوه انسانی میشه و هم باعث اتلاف سرمایه ها ..

بنظرم با سرمایه گذاری دولت و نظام مند کردن آموزش عالی و آموزش های فنی حرفه ای و جذب هدفمند نیروی انسانی در این مراکز آموزشی که تحت نظارت وزارت علوم هستند میتوان تا حدود بسیار بالایی دانشگاه و صنعت و دولت را باهم پیوند داد .

نظر بعدی من هم اینه که میشه هر نهادی برای خودش چندین مدرسه و آموزشگاه در تمامی یا برخی از پایه تای تحصیلی ، حالا بسته به نوع خدمتی که ارایه میکنن داشته باشن و با توجه به پارامترهای آموزشی اقدام به ثبت نام بکنن تا بتوان از همان اول حتی دانش آموزانمان راهم با توجه به نیازهای کشور تربیت نمود ...

روزبه حسام امیری: در مطالعات اخیر نقش جامعه نیز به این سه رکن اضافه شده است.

به نظر بنده یکی از مهم ترین چالش ها در مسیر همکاری این سه عنصر بحث تامین مالی است.

همانطور که میدانید در ایران، تامین مالی عمدتا بانک محور است و متاسفانه بانک ها نیز رغبتی به این حوزه بدلیل ریسک بالای توسعه علم و فناوری در مقابل سایر فعالیت ها مانند کشاورزی، بازرگانی و تولید صنعتی ندارند. این مسئله باعث شده که هم صنعت و هم دانشگاه در تامین مالی این ارتباطات به مشکل برخورد نمایند.

اگر صنعت بتواند بدون نیاز به بانک و از بازار سرمایه، منابع مالی خود را تامین کند و آن را در اختیار دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی بگذارد، دولت نیز سیاست های تسهیل کننده ارائه نماید، قاعدتا چالش ها مرتفع خواهد گردید.

(ارائه راهکار را با قصد روشن شدن موضوع انجام دادم)

مولود محرابیان: در حال حاضر شرکت های دانش بنیان که مورد تایید دانشگاه ها هستند بسیار خوب است اما متاسفانه اغلب تجربه کاری لازم را ندارند و در مقایسه شرکتهای کاملا تجاری ضعف اجرایی دارند و بدلیل جوان بودن کارکنان و اینکه اغلب تصمیم به مهاجرت دارند از ثبات لازم بر خوردار نیستند ، این موارد باید اسیب شناسی و رفع شود ، در صورتی که در اتحادیه اروپا مرکز تحقیقات و شرکت های دانش بنیان وابسته به ان تمامی طرحها و پروژه ها تعریف و مدیریت می شود

یعنی رابطه تنگاتنگ بین دولت تصمیمات دولتی و شرکت های دانش بنیان وجود دارد

بیشترین مشکل به نظر بنده در ارتباط دولت و دانشگاه است، در سازمانهای دولتی این ارتباط بیشتر از طریق مشاوران حاصل می شود ،در زمان ورود یک مشاور خلاق کسب دانش صورت می گیرد لیکن در ادامه مسیر با تغییرات در سطوح کلان مشاوران سازمان را ترک می کنند در حالی که دانش و فناوری ضمنی انها در فرایندهای سازمان نهادینه نشده است و ان تغییرات ابتدایی بطور سطحی رها می شوند ،باید از ابتدای ورود یک تیم دانشگاهی در غالب شرکت یا مشاور ، افرادی از سازمان در کنار انها علاوه بر دریافت دانش به نهادینه سازی هم بپردازند

راحله خاتمی: درست هست كه خیلی صنایع وارداتی هستند و فقط مونتاژ میشوند ولی باید باز هم دانشگاه و صنعت با هم در ارتباط باشند. به عنوان مثال در كشورهای دیگر شركتها و كارخانجات باید از دانشگاه تقاضای دانشجویان فارغ اتحصیل وا كنند تا در شركتشان كار كنند. و دانشجو كار یاد میگیرد و اگر خوب بود در همانجا یا استخدام میشود و یا اینكه این میشود یك تجربه كاری برای شغل اتی او. مثلا در بحث ساختمان سازی و یا از این قبیل كشور ما مستقل از سایر كشورهاست.

منصور: از منظر یکی از خبرگان حوزه علم و فناوری، یکی از تضاد های اساسی میان صنعت و دانشگاه، تفاوت اساسی میان نیازهای صنعت و تولیدات علمی دانشگاه است. در واقع صنایع موجود در کشور از رویکرد فناوری غالبا در سطوح بالا نیستند در حالی که غالب تولیدات علمی دانشگاه در مرزهای دانش است (دکتر سالار آملی، قایم مقام وزیر علوم، مصاحبه یکی از طرح پژوهشی مرتبط با مجلس شورای اسلامی در موضوع علم و فناوری و کارآفرینی، 1393).

دکتر اخوان:

1. عدم همراستایی استراتژیك در تبیین اهداف صنعت، دولت و دانشگاه

2. عدم همسویی منافع ذینفعان در نهادهای فوق

3. عدم حركت در راستای تحقق سند چشم انداز

4. عدم توجه به كاركردهای متقابل سه نهاد مذكور

5. عدم توانایی دانشگاه در تبدیل فشار تكنولوژی به نیاز بازار (صنعت)

6. ناتوانی مراكز رشد در ایجاد حلقه مفقوده ارتباطی بین صنعت و دانشگاه

7. قوانین و مقررات دست و پاگیر

8. نبود زبان مشترك بین صنعت و دانشگاه

... البته اینها بخشی از علل زخم كهنه ارتباط ضعیف صنعت و دانشگاه در كشور می باشد...

مصطفی نجاتی: به نظر میرسد عدم هماهنگی بین دانشگاه و صنعت سبقه دیرینه دارد اما آنچه مسلم است وتجارب افراد باسابقه در امور صنعتی یا دانشگاهی نشان میدهد این است که اگر فردی از دانشگاه به بخش صنعت ورود پیدا نماید یا بالعکس از صنعت به دانشگاه بپیوندد باز این چالش و عدم همسویی علیرغم تلاش بسیار برای رفع این مشکل باز این چالش وجود دارد به نظر حقیر دلایل زیادی دارد یکی از دلایل به عدم وجود زیرساخت های فرهنگی و قانونی و اعتمادی بستگی دارد برای مثال اخیرا طرحی به امضای وزرای علوم و صنعت رسیده که هر استاد دانشگاه که قصد جذب در دانشگاه رادارد باید یکسال در یکی از واحدهای صنعتی خدمت کند و حقوقش را دانشگاه پرداخت کندو به میزان همان حقوق توسط واحد صنعتی به وی پرداخت شود و نام آنرا طرح پسا دکتری گذاشته اند لیکن به سختی این امر صورت میگیرد چرا که استاد و صنعتگر اعتمادی به اقدام همدیگر ندارند از سویی دانشگاه به نیازها و انگیزه های صنعت واقف نیست و از طرفی صنعت به علایق دانشگاه و اساتید آگاه نیست

دکترقربانی: فعالیت‌های سیاست‌گذاری، همواره درون حلقه محدودی از نخبگان نهادهای سیاست‌گذار اجرا شده و یک رویکرد کل‌نگر به موضوع سیاست‌گذاری در بهره برداری از ظرفیت‌های دانشگاه‌ها و مراکز علمی وجود نداشته است

2. همگرا نبودن ظرفیت‌ها در سطح ملی

3. عدم شناسایی شفاف موضوعات و مسائل سیاست‌گذاری و تدوین دقیق‌تر سیاست‌های توسعه دهنده‌ی نوآوری‌ ها

4. عدم یکپارچه نمودن فرصت‌های تحقیقاتی با نیازهای اقتصادی و اجتماعی

5. نگاه کوتاه مدت و در نظر نداشتن آثار و پیامدهای محتمل سیاست‌ها

6. نبود نگاه کل‌نگر به اهداف راهبردی دولت فراتر از قلمروهای نهادی

7. عدم وجود انعطاف‌پذیری در سیاستگذاری

8. عدم گرایش به چالش کشیدن راه‌های تثبیت شده و تحریک به خلق ایده‌های نو و خلاق

9. درگیر نبودن تمامی ذی‌نفعان در حل مسایل علمی و دانشی کشور

10. عدم وجود چشم‌اندازهای علمی و صحیح

11. عدم شناسایی شفاف و دقیق اولویت‌ها

12. عدم گرایش به شبکه‌سازی و فقدان ساز و کارهای مشارکتی

13. عدم میل در سطوح بالا به اشاعه‌‌ی اطلاعات و آموزش

14. عدم گرایش به توسعه‌ی تفکر آینده‌گرا

15. تصمیم گیری خطی و عدم گرایش به تصمیم‌سازی راهبردی به مدد مشارکت‌های اجتماعی

16. محوریت مداخلات دولتی در سیاستگذاری

17. عدم ارتباط مستمر بخش صنعت با مشتریان

18. عدم درک بخش دانشگاهی از فضای عملی کسب و کار و تولید

19. عدم تسهیم تجربیات نخبگان صنعتی

20. عدم بهره گیری موثر از دانش ضمنی خبرگان دانشگاهی

21. عدم گسترش خوشه های صنعتی

22. عدم تعامل سیستمی نهادها، افراد و دیگر بازیگران درگیر در تحلیل‌ سیاستی

23. هدف قرار دادن عناصر خاصی از نظام نوآوری، به ‌جای تمرکز بر قابلیت کلی نظام


نبود هماهنگیcoordination

نبود مشاركت cooperation

عدم تعامل یا interaction

عدم شبكه سازی

انحصار تصمیم سازی در دولت

نگاه كوتاه مدت و مدیریت بحرانی

تفكر خطی بجای خلاق و نواور

عدم درك ضرورت یادگیری سیستمی و تبادل تجربیات برتر

بخشی نگری و نگاه جزیره ای ناشی از خودبرتر بینی هركدام از ابعاد مارپیچ سع گانه







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

دکترصدیقه رضائیان: البته شورایعالی خود در حال انجام این موضوع می باشد...

در مورد سایر نهادها نیز شاید نیاز به ایجاد کارگروه و ساختار جدید نباشد و کافیست این بینش و فهم مدیریت دانش ملی، نهادینه شود، شاید عمده وظیفه آن برعهده نهادهای سیاستگذار باشد.

نقشه ها و سند جدیدی نیاز نیست طراحی گردد زیرا در بسیاری از اسناد قبلی همچون نقشه جامع علمی، نظام نواوری فرهنگی، دقیقا به تبدیل دانش به ارزش و ثروت(چرخه مدیریت دانش) اشاره شده است.

شهاب شیدایی: ضمن تشکر از دکتر زمانیان به نظرم با توجه به نکته خانم رضائیان که شورایعالی در حال انجام است امیدوارم کارگروهی یا سندی برای پیگیری سیاسیت ها و موارد مطرح شده در اسناد الزامات و نقشه جامع علمی کشور که نیاز است تدوین و اجرایی شود تا به نوعی چرخه و نظام مدیریت دانش و هدف اصلی آن خلق‌ارزش است در سطح ملی و سازمان ها همسو با اهداف عالی کشور و چشم انداز محقق گردد.

آنچه من در طی تقریبا ۸ سال گذشته که با مدیریت دانش مواجه بودم نبود مشاهده و درک کرده ام فقدان یک اجماع و متولی در سطح کلان کشور است متاسفانه نگاه به این حوزه به صورت جزیره ای و صنفی بوده . ظرفیت های علمی و نخبگان هر کدام از یک دریچه و یک پوسته به‌نوعی در خصوص این موضوع نظر مدل و راهکار ارائه کرده اند همچون جایزه و مدل ملی . مدل میک. انجمن علمی مدیریت دانش. تفاوت در نگاه های فناوری . ساختاری منابع انسانی و یا فرآیندی به این موضوع.

جنیدی: یکی از روشهایی که اخیرا در شرکتهای مطرح دنیا در حال استفاده است esn یا enterprise social networkهست که معادل فارسی آن شبکه اجتماعی سازمانی است این ابزار به ویژه برای شرکتهایی که پراکندگی جغرافیایی دارند بسیار مفید خواهد بود

دکترزاهدی: یاد گیری سازمانی در توسعه حرفه ای و همچنین ارتقاء قابلیت ها و مهارت های افراد و گروه ها نقش بسزایی دارد.که سبب می شود افراد و گروه ها تمایل بیشتری برای نواوری در محیط های کاری از خدد نشان بدهند.

به عبارت دیگر انجام یادگیری سازمانی مناسب در سازمان، نواوری سازمانی را به همراه خواهد داشت. چرا که افراد و گروه های سازمانی از طریق یادگیری سازمانی مهارت ها، دانش، استعداد و نگرش های خود را برای ابجاد نواوری در سازمان ارتقاء داده اند.

در تحقیقی که توسط گانز در سال 1996 ، امیتای 2006، زرگر پور 1386 در راستای بررسی وضعیت یادگیری سازمانی صورت پذیرفته، یادگیری سازمانی را چنین تعریف نموده اند. بادگیری سازمانب عبارت است ازکسب و کاربرد دانش، مهارت، ارزش، عقاید و نگرش های بهبود در نگهداری، رشد و توسعه سازمان.

همچنین به عقیده سنگه یادگیری سازمانی زمانی حاصل می شود که مدیران و افراد سازمان نسبت به پدیده های سازمانی فهم و بصیرت داشته و نیز بطور مشترک در انجام ان بکوشند.

مسعود کیارش: Peer Assis یک ابزار یادگیری قبل از اقدام است که در آن توصیه هایی از طرف افرادی که تجربه انجام یک کار خاص را دارند, به افرادی که می خواهند آن کار را انجام دهند صورت می پذیرد

در این فرایند ابتدا تیم یادگیرنده, مساله پیش رو را ارائه نموده و از تاریخچه و چالشهای پیش رو می گوید

سپس تیم یاد دهنده حوزه هایی را که در آن تجربه اجرا دارند مشخص کرده و در نتیجه چالش های قابل پوشش توسط تیم یاد دهنده مشخص می گردد.

سپس بحث در خصوص تجربیات انجام شده و به سوالات تیم یادگیرنده پاسخ داده می شود.

با توجه به اینکه action از جنس اقدامات کوچک است, بعضا AAR را به عنوان ابزار یادگیری حین اقدام هم نام می برند.

ابزارها را به دسته کلی می توان تقسیم نمود که یک دسته ابزارهای مستقیم یادگیری بوده و دسته دیگر ابزارهایی هستند که موجب یادگیری می شوند

CoP از ابزارهای Social Learning است و قطعا ابزار یادگیریست.

اما در مورد فاز قبل, حین یا بعد از اقدام اجازه بفرمایید دوستان دیگر هم نظراتشون رو بفرمایند. البته از نظر تکمیلی شما هم استقبال میشه.

یکی از روشهای یادگیری fish bowl است که در آن افراد, در دو حلقه در جلسه ای می نشینند که حلقه اول 2 تا 3 صندلی است و حلقه دوم تعداد بیشتری است.

افراد حلقه اول بحث رو در خصوص موضوع خاص شروع کرده و به مرور با افراد حلقه دوم تعویض می شوند

این ابزار به یادگیری کمک کرده و الزاما در فاز خاصی قرار نمی گیرد.

دکتر اخوان: یكی از ابزارهای یادگیری كه معمولا برای بعد از اقدام مورد استفاده قرار می گیرد "مرور بعد از عملیات" یا after action review می باشد. AAR می تواند مرور كارها پس از امور روزانه و در حد یك جلسه چند دقیقه ای و یا جلسه ای مطول پس از انجام یك عملیات سنگین یا پروژه ای پیچیده باشد. كاربست AAR معمولا در یادگیری پس از اقدام قلمداد می گردد.

داستان گویی، نقل روایت یا قصه گویی نیز یكی دیگر از ابزارهای یادگیری پس از اقدام می باشد. در story telling افراد یافته های خود و درس آموخته ها را در قالب داستان بیان می كنند. از خصوصیات قصه ها، ماندگاری در ذهن ، دلنشین بودن، بیان جزییات و ... می باشد كه یادگیری پس از اقدام را تسریع می كند.

روش استاد - شاگردی:

مبادله دانش به واسطه مشاركت و یا تدریس و برقراری ارتباط فرد مجرب تر

با فرد كم تجربه تر امكان پذیر است. هنگامی كه حجم دانش ضمنی بالا بوده و صاحبان دانش توانایی یا تمایل به انتقال و تبدیل موثر آن را به دانش عینی نداشته باشندزوج كاری استادشاگردی برای یادگیری حین اقدام مناسب به نظر می رسد.

گردش شغلی:

انتقال دانش نهفته، و مكتوم از منبع تولید آن به دیگر بخش‌های یك

سازمان، كاری دشوار است. شاید یكی از روشهای موثر برای یادگیری حین اقدام و به جریان انداختن دانش، تقلید از شیوه سیستماتیك و انتقال افراد صاحب دانش از یك مركز به مركزی دیگر باشد.

مصاحبه:

مصاحبه، به عنوان یكی از اولین و عمده ترین گام ها در جهت جذب دانش نهفته

در ذهن صاحب دانش، مطرح می شود. برای جمع آوری درس آموخته ها و بهترین تجربیات از این فن استفاده می شود كه البته نیاز به تعاملات قوی و مهارت مفهومی سازی دارد.

مصاحبه را می توان یكی از روشهای یادگیری حین اقدام و پس از اقدام دانست

روش ارزیابی بعد از پروژه

Post Project Appraisal (PPA)

این روش نوع خاصی از بازنگری پروژه می باشد كه هدف از اجرای آن حمایت

گسترده برای یادگیری از اشتباهات و تكرار موفقیت ها می باشد.

آن را می توان یكی از روشهای یادگیری پس از اقدام دانست

یاسمن ایدلخانی: شاید تشکیلcop(اجتماعات کاری) در سازمان ها را نیز بتوان از ابزارهای یادگیری حین اقدام برشمرد. چون در آن گروهی از افراد که در حوزه کاری یا موضوع مشترک با هم اشتراک دارند, دانش و خبرگی را با یکدیگر به تعامل گذاشته و این اشتراک موجب هم افزایی و افزایش یادگیری در حین اقدام می شود.

مریم فیلسوفیان: به نظر می رسد شرکت در cop ها در فاز حین اقدام باشد چراکه افراد موضوعات و مباحث مرتبط کاری و تجربیات خود را در این جلسات در اختیار هم می گزارند و افراد درون این گروهها از هم یاد میگیرند. این جلسات ممکن است در حین اقدام چندین بار برگزار شده و موجب یادگیری بیشتر شوند همچنین تکنیک داستان سرایی که اشاره شد در cop ها مورد استفاده قرار میگیرد.

رضا مصفا: مصاحبه های خروج هم روش دیگری برای جلوگیری از خروج دانش است.

درس آموخته ها و اشتراک برترین تجارب هم از رایج ترین روش ها هستند.

مرتضی اللهیاری: مایلم از نقشه دانش به عنوان ابزاری پایه‌ای در مدیریت دانش نام ببرم. اکنون هم قصد داریم در سازمان محل کارم، با کمک اعضای کارگروه، اونو تدوین کنیم.به نظر من، نقشه دانش، کمک میکند تا ابعاد، ساختار و منابع دانش بهتر دیده شود.

نجاتی: برای ایجاد سازمان یادگیرنده و یا توسعه آن با تکیه بر مدیریت دانش به نظر میرسد باید دو نوع فعالیت صورت گیرد فعالیتهای کوتاه مدت و فعالیتهای بلند مدت با رویکرد فرهنگ سازی، در اقدامات کوتاه مدت فعالیتهایی چون پرورش فکری کارکنان به تکنیکهایی انتقال و تسهیم دانش ، ایجاد گروههایی با هدف تسهیم دانش در زمان کوتاهتر و ایجاد نظام یادگیری از مشتریان و ارباب رجوع سازمان. در اقدامات بلند مدت بهره گیری از فناوری اطلاعات و یادگیری اینترنتی و غیر اینترنتی اما الکترونیکی آف لاین با هدف استفاده از دانش کارکنان و ارباب رجوع و ذینفع همچنین ایجاد سازو کار گردش شغلی و غنی سازی شغل افراد که منجر به نهادینه شدن یادگیری سازمانی و فرهنگ سازی خواهد شد.

ابزارها و تکنیکهای فناوری اطلاعات و بخصوص ایجاد شبکه های اجتماعی مجازی و الکترونیکی هدایت شده و هدفمند و مستند سازی تجارب و دانشهای مطروحه در آن ابزار مناسب و کم هزینه و در دسترس همگان بدون محدودیت مکانی می باشد.

روزبه حسام امیری: یکی از ابزارهای روز که به نظر بنده بسیار ابزار کاربردی و رو به رشدی نیز می باشد، رسانه های اجتماعی یا Social Media هستند. ابزارهای رسانه های اجتماعی امروزه در سازمان ها به عنوان ابزاری بسیار قوی برای یادگیری بکارگرفته می شود. برخی ابزارها مثل میکرو بلاگ ها مثل توئیتر و تلگرام برای یادگیری حین اقدام مناسب هستند و برخی نیز مانند Forumها و وبلاگ ها برای ثبت و اشتراک دانش و یادگیری پس از اقدام مورد استفاده قرار میگیرند. تحقیقات نشان داده اند که شبکه های اجتماعی اثرات بسیار عمده ای در فرایندهای مدیریت دانش و خلاقیت در سازمان‌ها دارند.

یادگیری سازمانی در ادبیات موضوع از تبدیل انواع دانش (صریح و ضمنی) به هم به صورت مارپیچی صورت می پذیرد. که در این تبدیل ها، ابزارهای شبکه اجتماعی می توانند نقش تعیین کننده داشته باشند. برای مثال همین گروه تلگرام ابزار شبکه اجتماعی است که افراد دانش خود را در حوزه مباحث مدیریت دانش به اشتراک میگذارند که این اشتراک دانش می تواند تبدیل به یادگیری نیز گردد.

نکته دیگر اینکه در سازمان های پروژه محور بحث یادگیری قبل، حین و بعد از پروژه بسیار مورد بررسی قرار گرفته که در آن حوزه نیز مقالات رسانه های اجتماعی را پیشنهاد نموده اند. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که منظور از رسانه اجتماعی فقط شبکه های اجتماعی نیست.

اشنه در:  سازمان یادگیرنده یعنی سازمانی فوق العاده حساس نسبت به محیط ، یعنی سازمانی که در ارتباط با محیط و هماهنگی با آن مدام در حال شناسایی و یادگیری نسبت به رفتار متغیرهای محیطی است. و...

مریم دهقانی: یادگیری سایه به سایه ( Job Shadowing): گذراندن یک دوره زمانی با یک خبره با تجربه و مشاهده هر آنچه که او در رابطه با کار انجام می دهد. به نظر از روش های یادگیری قبل از اقدام می باشد.

النازرفیعی: تحقیقات بازار و نظارت بر کار رقبا می تواند یکی از روش های یادگیری باشد.

طرح مساله نیز می تواند یکی از روش های یادگیری قبل از عمل باشد.

روش های دلفی و بارش فکری یادگیری حین و قبل از عمل است.

یادگیری اینکه چگونه یاد بگیرند یکی از روش های قبل از یادگیری است(فرایادگیری).

یادگیری تک حلقه ای که در آن خطاها و اشتباهات کشف و اصلاح می شوند. یادگیری دو حلقه ای خطاها کشف و پس از اصلاح آن ها رویه ها و سیاست ها زیرسوال رفته و اصلاح می شوند. یادگیری سه حلقه ای یا فرایادگیری مجموع دو حلقه بالا و توانایی یادگرفتن درباره یادگیری است.


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای دکتر مسعود کیارش به شرح ذیل انجام پذیرفت:


یادگیری سازمانی عبارت است ازکسب و کاربرد دانش، مهارت، ارزش، عقاید و نگرش های بهبود در نگهداری، رشد و توسعه سازمان.
یادگیری به 3 دسته یادگیری پیش، حین و پس از اقدام دسته بندی می شود.

1. یادگیری پیش از اقدام:
هنگامی که می خواهید کاری را شروع کنید، ممکن است شخص در داخل یا خارج از سازمان کاری مشابه آن را انجام داده باشد. اگر شما بتوانید از دانش او استفاده کنید، به نتایج بهتری دست خواهید یافت و می توانید بر جنبه هایی که تاکنون به آن پرداخته نشده بپردازید.
از ابزار آن می توان به روش استاد شاگردی یا یادگیری سایه و
peer assist اشاره نمود
2. یادگیری حین اقدام:
یادگیری حین اقدام به این سوال پاسخ می دهد که آیا کاری که در حال انجام آن هستیم، با توجه به اقدامات تا کنون می تواند ما را به دستیابی به اهداف تعیین شده برساند؟
After Action Review در قالب جلسات روزانه یا هفتگی می تواند ابزاری برای این روش باشد
3. یادگیری پس از اقدام:
یادگیری پس اقدام به این سوال پاسخ می دهد که وقتی می خواهیم کاری را دوباره انجام دهیم، چه کارهایی می تواند منجر به انجام بهتر کار در بار دوم شود؟
ابزارهایی چون کارگاه دروس آموخته, post project appraisal از ابزارهای این مرحله از یادگیری بوده و تکنیکهایی چون storytelling به انجام بهتر آن کمک می کند.
4. ابزارهایی که منجر به یادگیری می شوند:
در کنار ابزارهایی که برای یادگیری در فاز های قبل، حین و پس از اقدام گفته شد، برخی ابزارها به یادگیری کمک نموده و در فاز خاصی دسته بندی نمی شوند.
CoP, fish bowl, مصاحبه قبل از خروج, کافه دانش از این جمله هستند
5. رسانه اجتماعی, ابزار نوین و رو به رشد در حوزه یادگیری و تسهیم
از ابزارهای مهم و رو به رشد در این حوزه نیز می توان از شبکه ها و رسانه های اجتماعی نام برد که این گروه در تلگرام از نمونه های آن است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط دکتر مصطفی زمانیان به شرح ذیل انجام پذیرفت:

1. ضرورت تبیین فلسفه و کارکردهای مدیریت دانش در سطح ملی

2. توجه به ماهیت سازمان ها و به تبع آن، ماهیت مدیریت دانش مورد نیاز در آن دستگاه

3. شناخت جامع ساختار سیاستگذاری دولت و مکانیزمهای تصمیم گیری در آن

4. شناخت اولویت های ملی جهت استقرار مدیریت دانش

5. شناسایی بدیلهای دیگری برای مدیریت دانش جهت رفع مشكلات

6. ایجاد پایگاهی به عنوان بستر مشترك و متمركز برای نگهداری ، انالیز و تولید دانش در سطح كل کل کشور

7. پیشنهاد اصلاح ساختار متولی مدیریت دانش در سازمانهای دولتی شامل:


الف. بازگشت معاونت اموزش دستگاههای دولتی ( دفتر اموزش و پژوهش ) به سازمان مدیریت

ب. بازنگری عناوین و سرفصلها زیر نظر افراد متخصص و خبره در حوزه های مختلف

ج. شناسایی شکاف های دانشی در حوزه و خلق دانش در ان حوزه

د. باتوجه به زمانهای اندک کارمندان برای فراگیری ، بهتر است ، بیشتر اموزشهای تئوری بصورت اموزشهای مجازی ارائه

8. تدوین پروتکل های سطح ملی جهت یکسان سازی معماری نظام مدیریت دانش در سطح دستگاهها و نیز سطوح بین دستگاهی

9. ایجاد وحدت رویه و انسجام در پیاده سازی نظام جامع و هدفمند است.

10. تعیین متولیان پیگیری و تبدیل سیاست ها به راهبرد

11. قبل از هرچیز در سطح ملی باید مشخص شود که منظور از دانش کدامیک از موارد ذیل است چرا که ابزارها و روشهای هرکدام با یکدیگر تفاوت جدی دارند.

12. پرهیز از سیاست زدگی در سطح سازمانهای دولتی در برخورد با مقوله مدیریت دانش

13. توجه به ابعاد مبنایی مرتبط با موضوع در سطح حاکمیت شامل:


الف. تبیین رویكرد سیاستگذاری كشور (بالا به پایین است یا بالعكس)

ب. تعیین جایگاه مدیریت دانش در ساختار سیاستگذاری كشور

ج. تعیین دقیق اینكه مدیریت دانش با كدامیك از ابعاد سیاستگذاری مرتبط است (سیاستگذاری عمومی یا سیاستگذاری علم و فناوری و بدیلهای دیگر)

14. تببین فلسفی و کارکردی نظام ملی مدیریت دانش، بر اساس مبانی اندیشه ای ایرانی و اسلامی در سطح پارادایمیک

15. آموزش در مدارس و نهادینه سازی آن در افراد از سنین کودکی

16. تدوین آیین‌نامه و راهنمای کاربردی جهت استفاده متولیان امر

17. چهارچوب مفهومی در سطح کلان برای مدیریت دانش در سطح ملی و با تمرکز بر مدیریت تغییر، شامل ابعاد مختلفی جهت تغییرات جهت تحقق مدیریت دانایی در سطح ملی می‌باشد. بطوریکه در آن، "مدیریت تغییر" با تمركز روی فاكتورهای مختلف و با یك رویكرد سیستمی، یكپارچه‌سازی عوامل مختلف را دنبال نموده و سعی در ایجاد توازن بین این فاكتورها برای فراهم‌سازی زیر ساختهای مناسب برای پذیرش نظام مدیریت دانایی در سطح یك كشور را دارد.

18. برای اجرا واستقرار نظام مدیریت دانش در دستگاههایی اجرایی نیاز به زیرساخت های قوی قانونی و نیز نظام ارزشیابی و نظام انگیزشی دارد در دستگاههای اجرایی هم اکنون نیاز و احساس بکارگیری مدیریت دانش وجود ندارد و یا بسیار کم است لذا نیاز به ابزارهای انگیزشی است.

19. یکی از گام هایی که می تواند انگیزش و به تبع آن سنگ بنای مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی بشود. بهره گیری از نظام مالکیت فکری افراد دانشی است.

20. توسعه پایدار و مداوم فرهنگ انگیزاننده در کنار بهبود چرخه دانش می تواند موتور محرکی در جهت کار بردی سازی دانش بوده و گامی مهم در محور اقتصاد مقاومتی که از اهداف سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور باشد.

21. مطالعات انجام گرفته نشان می دهد که ادبیات رایج مدیریت دانش در سطح ماکرو بکار نمیرود و ادبیات سیاستگذاری و نظام نوآوری جایگزین این مفهوم گردیده است.

22. امروزه دنیا در حال تجربه كردن نوع جدیدی از اقتصاد است كه از آن به عنوان اقتصاد دانایی محور نام برده می‌شود. در اقتصاد دانایی محور،‌ دانش به عنوان عامل اصلی تولید ثروت تلقی گردیده و مدیریت صحیح برآن نقش كلیدی در ارتقاء مؤلفه‌های اصلی اقتصاد را خواهد داشت. از این رو بسیاری از كشورها به دنبال ایجاد نظامی برای مدیریت بر دانایی‌ های خود در سطح ملی می باشند. به عنوان نمونه هلند، اسپانیا، فرانسه، دانمارك، انگلستان، نروژ، فنلاند، پرتقال و آلمان از جمله كشورهایی بودند كه بدنبال ایجاد نظامی جهت مدیریت بر دانایی در سطح ملی بودند.

23. با توجه به تجربه سایر کشورها به برخی مفاهیم می توان دست یافت...اولین مفهوم "آگاهی عمومی" است. این مفهوم، بحث آگاهی جامعه را در خصوص دانایی، مدیریت دانش و مزایای آن دنبال می‌نماید و از طریق مواردی چون انتشارات، برگزاری كنفرانس‌ها و سمینارهای تخصصی، آموزش و تحقیقات آكادمیك و تشكیل انجمنهای علمی اشاعه پیدا می‌كند.

24. مفاهیمی چون حمایت دستگاه‌های اجرایی، حمایت از پروژه‌های مدیریت دانش،‌حمایت از توسعه مدیریت دانش در نهادها و سازمان‌ها، نقش دولت در مدیریت دانش، حمایت قوی و آشكار دولت، تعهد دولت، حمایت‌های مستقیم و غیر مستقیم، جنبه‌های قانونگذاری، معافیت‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، و حمایت از سرمایه‌گذاریهای انجام شده در نوآوریها حاصل تحلیل داده‌های مربوط به كشورهای انگلستان، دانمارك، فرانسه، اسپانیا، هلند، آلمان و نروژ می‌باشد. این موارد كه به مفهوم اصلی حمایت دولت اشاره دارند در كشورهای انگلستان و فرانسه به عنوان علت و عاملی برای سرمایه‌گذاری از یك طرف و تدوین استراتژیهای مناسب و ایجاد بستر فرهنگی از طرف دیگر شناخته شدند.

25. همچنین بررسی تجارب كشورهای انگلستان، فرانسه و نروژ منجر به ظهور مفاهیم تدوین استراتژی، برنامه‌های بلند مدت تدوین چشم‌انداز، استراتژیهای مدیریت دانش و چشم‌انداز مدیریت دانش گردید كه این موارد به مفهوم برنامه‌ریزی استراتژیك اشاره دارند.

26. ابعاد فرهنگی و اجتماعی، ارتباطات آزاد و شفاف، بستر‌سازی فرهنگی، ایجاد روحیه مشاركت، تقویت ارتباطات، فاكتورهای مختلف فرهنگی و فضای كاری دموكراتیك از جمله مفاهیمی هستند كه به مفهوم یا طبقه اصلی فرهنگ اشاره دارد. ارتقای سطح فرهنگ موجب ارتقای سطح آگاهی عمومی و پذیرش جامعه می‌گردد.

27. همچنین تجربه برخی کشورها موجب ظهور مفاهیمی چون یادگیری سازمانی، جامعه یادگیرنده، نیروی كار توانمند شده و سازمان‌های یادگیرنده شده است. این مفاهیم بیانگر مفهوم اصلی یادگیری می‌باشند كه از عناصر و نتایج مهم مباحث مرتبط با مدیریت دانش به شمار می‌رود. تجربه برخی كشورها نشان می‌دهد كه حركت به سوی ساختارهای افقی، تشكیل انجمنهای علمی، ساختارهای شبكه‌ای، فرآیند گرایی، اجتماعات خبرگی و گروه‌های دانشی، روند یادگیری را تسریع می‌كنند.

28. "حمایت دولت" و "فرهنگ" از جمله مفاهیم قابل توجه در این بحث است.. "مدل مرجع مشترك" كه در اسپانیا و دانمارك مشاهده گردیده است، به نوعی بحث یك مدل عمومی كه قابل تسری به اجزای جامعه و صنعت را داشته باشد، دنبال می‌نماید. "برنامه‌ریزی استراتژیك"، "راهبری" و "مدیریت تغییر" نیز مباحث مدیریت برنامه‌ریزی و تغییر را در سطح ملی تعقیب می‌كنند.

29. در این میان نباید از بحث "سرمایه‌گذاری روی مدیریت دانش" و همچنین "توجه همزمان به بخش دولتی و خصوصی" غافل گشت كه برای كسب نتایج بهتر، بكارگیری طرحهای "پایلوت" مفید خواهد بود.

30. مفاهیمی چون "الگوگیری"‌، "توجه به منابع انسانی‌"، " یادگیری سازمانی"، "تكنولوژی" و "ترویج ساختارهای افقی‌" از دیگر مواری هستند كه به عنوان عوامل موفقیت مدیریت دانش در سطح ملی پدیدار گشتند.

و اما چند نکته از دیدگاه این حقیر


1. به نظر می رسد رویکردهای مورد توجه و رایج در سطح اساتید و دوستان، عمدتا ناظر بر سطح بنگاهی بوده و ضرورت تمرکز بر ترویج اصول، مبانی و ابزارهای مدیریت دانش در سطح ملی (حوزه های ملی و بخشی) اجتناب ناپذیر است.

2. رویکردی نظام نوآوری (چه در سطح بخشی و چه در سطح ملی) می تواند در این حوزه کمک شایانی به تبیین ابعاد موضوع داشته باشد و خوب است در این زمینه مطالعاتی در سطح دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی تعریف و اجرا گردد.

3. باید پذیرفت که جامعه متخصصین ما باید بیش از آنچه هست خود را برای ورود به حل مسائل واقعی جامعه آماده نمایند. نکند کنکاش در سیر تطور مقالات و دیدگاههای صاحبنظران، ما را از رسالت اصلی خود در خصوص کمک به حل مسائل واقعی کشور بازدارد.

4. این حقیر به نوبه خودم، آمادگی دارم در صورت موافقت و استقبال عزیزان و اساتید، کارگروهی رو در سطح یکی از نهادها و ارگانهای ذیربط مثلا انجمن، یا شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا ... تشکیل داده و موضوع رو پیگیری کنیم.

مقارن بودن این مقطع با تهیه احکام برنامه ششم توسعه کشور فرصت مناسبی است که مناسب است بیشتر مورد توجه قرار گیرد.










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نظرات دوستان:


دکتر افشین کازرونی: مدیریت دانش با ابلاغ سیاست عملی نمی شود و نیازمند درک صحیح مدیریت های ارشد سازمان از راهکارهای این نوع مدیریت (مدیریت دانش) در امر سهولت بخشی جهت کاهش هزینه های سازمانی و تسهیل در مدیریت سازمان است.

اولین اقدام باید خروج مدیریت سازمان های دولتی از سیاست زدگی باشد که بزرگترین آفت مدیریت دانش است

اقدام به فرهنگ سازی در جهت Team working یکی دیگر از مواردی است که پیش نیاز مدیریت دانش است

یک نمونه از کار تیمی را در یک سیستم خصوصی ملاحظه نمایید:

شگردهای استیو جابز برای بالا بردن بازدهی جلسات کاری

کسب و کارهای امریکائی به دلیل اشتباهاتی که در جلسات کاری شان مرتکب می شوند، سالیانه چیزی نزدیک به ۳۷ میلیارد دلار ضرر می کنند. اما استیو جابز خوب مراقب بود تا اپل جزو این کمپانی ها نباشد. در ادامه قصد داریم سه راهکار عجیب و غریب این مدیرعامل افسانه ای را برای بالا بردن بازدهی جلسات کاری بررسی کنیم:

۱. جلسات را تا حد ممکن خلوت نگه می داشت

کن سیگل، همکار قدیمی جابز، در کتاب معروفش "به طرز وحشتناکی ساده"، توضیح داده که روش کار استیو به چه شکل بوده است. در یکی از داستان های کتاب می خوانیم که جابز تصمیم گرفته بود با آژانس تبلیغاتی اپل جلسات هفتگی برگزار کند. در یکی از این جلسات یک مرتبه یک عضو تازه وارد دید. سیگل می نویسد:

"استیو خشکش زد. نگاهش روی آن خانم که تنها مورد غیرعادی اتاق بود ثابت شد و گفت: "ببخشید شما؟" لوری در کمال آرامش توضیح داد که در پروژه های بازاریابی کمپانی نقش دارد و به همین خاطر به جلسه دعوت شده. جابز به صحبتش گوش داد، اما محترمانه از لوری خواهش کرد تا جلسه را ترک کند: "ازتون ممنونم! ولی به نظرم در این جلسه به حضورتون نیازی نیست.""

 جالب اینجاست که جابز در مورد خودش هم تا همین حد سخت گیر بود؛ مثلا یک بار که باراک اوباما از جابز دعوت کرده بود تا به همراه عده ای از غول های دنیای تکنولوژی در محفلی گرد هم جمع شوند، استیو دعوت رئیس جمهور را رد کرد، چون احساس می کرد به حضورش نیازی نیست.

۲. مطمئن می شد مسئولیت هرکدام از آیتم های موجود در دستور کار به شخص خاصی واگذار شده است

آدام لاشینسکی در یکی از مستندهایش که سال ۲۰۱۱ درخصوص فرهنگ سازمانی اپل تهیه کرده بود، تعدادی از پروسه های رسمی مورداستفاده جابز که باعث شده بودند اپل به یکی از ارزشمندترین کمپانی های جهان تبدیل شود را مورد بررسی دقیق قرار داده بود. یکی از اصولی ترین مفاهیم برای جابز، این بود که افراد بابت وظایفشان پاسخگو باشند؛ درواقع فرایندها طوری تعریف می شدند که همه می دانستند هرکس مسئول چه کاری است. لاشینسکی تعریف می کند:

"داخل کمپانی اپل، حتی برای این مفهوم، یک اصطلاح تخصصی هم ابداع کرده اند: DRI، یا فرد مسئول مستقیم! معمولا در جلسات کاری هم نام فرد مسئول مستقیم یا DRI را در برابر مسئولیتی که بر عهده دارد، در دستورکار می نویسند تا همه بدانند هر مسئولیتی بر دوش چه کسی است."

 یکی از کارمندان سابق اپل می گوید: "در بیشتر جلسات کاری اپل که بهره وری بالائی هم دارند، دستورکار وجود دارد. در برابر هر کار هم نام DRI یا فرد مسئول مستقیم آن نوشته شده است. معمولا در اپل اگر به دنبال مسئول اصلی پروژه خاصی باشیم، این عبارت را زیاد می شنویم: "DRI ش کیه؟""

این فرایند به خصوص برای کسب و کارهای نوپا بازدهی بسیار بالائی دارد. گلوریا لین که قبلا در تیم آیپاد اپل کار می کرد و با این سیستم آشنا بود، بعد از اینکه سرپرستی تیم محصولات کمپانی Flipboard را برعهده گرفت، این شیوه کاری را با خودش به آنجا منتقل کرد و بسیار هم موفق شد. گلوریا در سایت Quora نوشته: "یکی از ویژگیهای کمپانی هایی که به سرعت رشد می کنند این است که علیرغم اینکه هزاران کار برای انجام دادن وجود دارد، کارهای حیاتی به خاطر بی مسئولیت بودن افراد به تعویق نمی افتند! دلیل اصلی این است که کارکنان واقعا مشغله کاری دارند! البته اگر شغلمان را مثل فرزند دلبندمان دوست داشته باشیم، با جان و دل به آن اهمیت می دهیم و برنامه ریزی می کنیم تا کاری از دستمان در نرود."

۳. به کارمندها اجازه نمی داد پشت پاورپوینت پنهان شوند

والتر آیزاکسون نویسنده کتاب بیوگرافی استیوجابز می نویسد: "جابز از ارائه مطالب به صورت رسمی متنفر بود؛ برعکس عاشق جلسات رودررو و آزاد بود." هرهفته چهارشنبه عصر با تیم بازاریابی و تبلیغاتی اش جلسات آزاد بدون دستورکار برگزار می کرد. جابز اصولا اجازه نمی داد از اسلایدشو استفاده کنند چون دوست داشت تیم کاری اش بحث های داغ کنند و طرز فکر انتقادی داشته باشند، بدون اینکه نیاز باشد به تکنولوژی متکی باشند. جابز به آیزاکسون گفته بود: "از اینکه آدم ها به جای فکر کردن، از اسلایدشو استفاده می کنند متنفرم. اصولا منظور از ارائه مطلب این است که با مشکلی دست و پنجه نرم کنیم. کارمندها باید به جای نمایش دادن تعدادی اسلاید احمقانه، به صورت فعال برای مساله مورد گفتگو راه حل ارائه کنند و گزینه های موجود را روی میز بگذارند و درباره شان بحث کنند. آدم هایی که می دانند درباره چه چیزی صحبت می کنند، احتیاجی به پاورپوینت ندارند!"

راحله خاتمی: من فكر میكنم استقرار مدیریت دانش در سطح ارگان ملی فقط از بین رفتن هزینه خواهد بود.طبق فرمایش جناب كازوونی و نقل قول استیو جابز" افراد بابت وظایفشان پاسخگو هستند "! ولی این مربوط به كشور ما نمیشود ، چون در كشور ما هیچ كس در مورد وطایفی كه دارد پاسخگو نیست و خصوصا در زمان بروز مشكل و هیچ همسویی بین ارگانها وجود ندارد، شاید در ظاهر همه ارگانها مستلزم پیروی از اهداف یكسان هستند ولی در باطن امر چنین ساختاری كمرنگ است. من هم سركار خانم دكتر موافق هستم، هدف از اعمال مدیریت دانش در سطح ملی با چنین شرایطی چیست. وقتی در نهایت هر ارگانی از دانش تولید شده بهره ای نبرد و كار خودش را كند؟! ممنون میشم این موضوع را برای بنده شفاف كنید.

مصطفی زمانیان: انچه به نظرم میاد این است که نمی توان منکر کارکردهای تاثیر گذار و راهبردی مدیریت دانش در سطح ملی شد.

خشایار جهانیان: در مقیاس های کلان اساسا تعریف مدیریت دانش فعلی به کار نمی آید. زمانی که در سطح ملی سخن گفته می شود مدیریت ظرفیت ها و استعدادها، تخصیص مناسب آن ها، توسعه و نگهداری ملی دانش در قالب ابر مکامنیزم ها و ... مطرح می شود. در این چارچوب به طور مثال مراکز رشد، شتاب دهنده ها، کوریدورهای علم و فناوری و ... پررنگ می شوند. شاید در این مقیاس اصلا لازم نباشد نام مدیریت دانش بر آن بگذاریم.

طبق تجربه 12 سالم در این زمینه عرض می کنم، الزام و اهمیت برای هر کسی با هر سطح درکی از مدیریت دانش حداقل در سطح کلام واضحه، اما ضمانت طراحی اصولی و متناسب و همچنین تضمین اجرای موبه موی طرح سیستمی و اصولی وجود نداره. در کشور ما کار بر اساس تعامل، رعایت پروتکل ها، پایبندی به استاتداردهای یک طرح جامع و .... وجود نداره

اگر توانستیم در سطح یک وزارتخانه یا حتی یک هولدینگ، یک کار توزیع شده بر اساس یک معماری مشترک ولی با راهکارهای متفاوت و در عین حال همگرا ببینیم اون وقت میشه تصور تحقق مدیریت دانش مناسب با مقیاس ملی رو در سر پروروند.

اگر ما سیاست های درستی مثلا در زمینه نگهداری داش در سطح ملی داشتیم به نظر من مثلا المپیادها رو تحریم می کردیم، چون یکی از مکانیزم های جذب ممالک پیشرفته است که در زمین ما بازی می شود و موجب نشت مغزها و ظرفیت یادگیری و خلق دانش ملی می شود.

تعریف مدیریت دانش ملی و به تناسب آن در سازمان ها و سایر مکانیزم ها تابعی از این است که ما نگاه کاپیتالیستی داریم یا ...

خیلی از رویکردهای کلان حاکمیت بر دانش در غرب از نگاه سرمایه داری نشات گرفته و پشتیبانی میشه، اما ما علیرغم ادعای نگاه اسلامی، کلاژی از تفکرات کمونیستی، سرمایه داری و .... رو به صورت در هم داریم. به عبارتی تکلیف برای پی ریزی یک طرح کلان و ارزش های کلیدی اون در مبانی، طرح و اجرا مشخص نیست مثلا در توسعه نواوری، به طرز وحشتناکی به اپیدمی اتارت اپ ها و هکاتون ها و... پیوستیم بدون این که ساختارهای سرمایه گذاری ریسک پذیر و شتاب دهنده ها رو مثل غربی ها داشته باشیم.

حلقه ها به صورت ناقص از ایدیولوژی های متناقض اقتباس می شوند و زمان و تامل کافی برای توسع مبانی و مدل فکری مختص خودمون رو هم اختصاص نمی دیم. تعریف و اجرایی کردن سیاست ها در چنین فضای آشوبناکی کار سختی است.

مدل های مبتنی بر تجربه دینی ممکنه لزوما تبعات مادی در رقابت با سرمایه داری نداشته باشند. در این فضا مبانی ارزشی دانشکاران و سازمان های دانشی و همچنین اینترفیس نظام ها با تفکرات رقیب باید به دقت مرود بازتعریف قرار بگیره تا ایجاد سرخوردگی و واپس زدگی نکنه وقتی دانشگاهی های ما موفقیت رو در چهره هایی مثل استیو جابز و زاکربرگ جسجو کنند - هردو برای من محترم هستند - ولی نظام ارزش دانشی ما لزوما موفقیت رو در غالب مگاشرکت های چند ملیتی با اقیانوسی از منابع نبینه، تضادی به وجود میاد که سخت قابل مدیریته.

مهدی مهریار: در خصوص مدیریت دانش در سطح کلان و ملی در ابتدا نیاز به ترسیم اهداف و استراتژی های مدیریت دانش در کشور داریم،که در این خصوص میتوانیم از اسناد بالا دستی مانند سند و نقشه جامع علمی کشور و برنامه ششم توسعه ملی بهره برده و سیاست‌ها و راهبردهای حرکت در جهت مدیریت دانش را تدوین نمود.

در نیل به تدوین چنین رویکردی میتوان با در نظر گرفتن رویکردهای جهانی و جهانی شدن سازمانهای ایرانی و حضور آنها در سطح جهانی نیاز به در نظر گرفتن رویکردهای بین المللی هم مشهود می باشد.

در تدوین مدل ایرانی و بومی نظام مدیریت دانش با رویکرد بین المللی و ترسیم گامهای مشخص تا استقرار و پیاده سازی نظامی هم ساختار و هم شکل

میتوانیم از رویکرد benchmark نیز بهره گرفت.

ساختاری تدوین گردد که ارگانهای مختلف دولتی بتوانند از تجربیات و دانش یکدیگر بهره گرفته و هزینه های دولت کاهش یابند.

نظامی با کدینگ مرجع و قابلیت جستجوی محتوایی و سطوح دسترسی مشخص.

البته و صد البته که امنیت اطلاعات دغدغه همه مدیران دولتی می باشد که کارگروه مربوطه می بایست به این موضوع دقت کافی داشته باشند.

از مثالهای کاربردی که کارگروه مدیریت دانش کشوری میتوان به توان هدف گیری و کنترل حرکت کشوری را کنترل نمایند.

دیگر آنکه به عنوان مثال تجربه تمامی ارگانهای دولتی در برگزاری دوره های آموزشی و تجربه در خصوص سیستمهای مخابراتی، تجربه در خصوص استقرار نظامها مدیریتی، تجربه کاری و تایید یا عدم تایید شرکت‌هایی که عقد قراردادی داشته اند و......... و تجربه خصوصی سازی ها

به مثابه استقرار یک مرکز benchmark دانشی

در ادامه میتوان مواردی همچون بلوغ مدیریت دانشی کشوری، میزان مشارکت دانشی شرکت‌های دولتی، میزان تراکنش های دانشی در سطح ملی، میزان رضایت و کاربرد ارگانهای دولتی از چنین ساختاری و... را مطرح نمود.

حمید رضا ضرغامی: به نظر بنده، اینکه آقای دکتر قربانی، فوراً نوشتند «فورا پیشنهاد نمی دهم». خیلی عالمانه، هوشمندانه و مبتنی بر بینش درست در بین متخصصین حل ابداعی مسائل است که امروزه بر این باور اصرار دارند که تلاش می کنم ابتدا مسئله ام را درست تعریف نمایم و تا مسئله ام تعریف نشد، هیچ راه حلی ارائه نمی کنم. چون

در صورتی که مسئله ای را درست تعریف نکرده باشم، عالمانه ترین راه حل ها هم در بهترین حالت «راه حل درست برای مسئله اشتباه هستند».

لذا بنده هم با همین استراتژی و با همراهی یک تیم متخصص تلاش می کنم، استراتژی اصلی ام «کشف صحیح مسئله» باشد و در این راه تمام ابزارهایی که بلد هستم و نیستم!!! را به خدمت می گیرم.

عمیقاً بر این باورم که اگر مسئله ای درست تعریف شود، کمی آن طرف تر به راحتی جوابهایی جذاب خودنمایی خواهند کرد...

البته برای به ثمر نشاندن این باور در استراتژی ها و تکنیک های کشف و حل ابداعانه مسائل، ابزارهایی ساده و کاربردی در دسترس مان می باشد.

امید متولیان: وقتی موضوعی از دیدگاه ملی مورد بحث قرار میگیرد، سطح آن از مباحث مدیریتی به بحثهای حاکمیتی تغییر میکند. در سطح حاکمیتی مفاهیم سیاستگذاری بسیار پر رنگ میشود. مثلا مدبریت دانش می تواند چگونه به تحقق شاخصهای حکمرانی خوب goog governance کمک کند؟ ایا اساس می تواند یا نه؟ همانطور که ما در حوزه فناوری سیاستهای علم و فناوری را تعریف میکنیم، لازم است در همان سطح سیاستهای کلی در حوزه دانش تعریف شود. متاسفانه در این زمینه هم دولتها وارد حوزه اجرا شده اند و به جای حفظ نقش حاکمیتی خود، الگوهایی برای اجرا ارائه داده و دستگاهها را مکلف به اجرای آنها کرده اند. نگاهی که اساسا اشتباه است. مدیریت دانش باید در راستای اهداف و اررزشهای ملی تعریف شود. اگر چارچوبهای حکمرانی خوب را برای ایران و مطابق با شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی کشور به درستی تعریف کنیم، آن موقع کارکردهای حاکمیت دانش نیز قابل تعریف است.

مرتضی اللهیاری: برآورد فرصت‌ها و چالشها خواهد بود. سپس، وضعیت مطلوب و راهکارهای رسیدن به آن، برایمان آشکار خواهد شد. در فاز بعدی، برنامه‌ریزی عملیاتی استقرار (زمان، منابع، سازمان و سازوکار،...) شکل می‌گیرد. نکته مهم در این فاز، تعریف نقشها به جای شرح وظایف محض است. حتی میزان مشارکت و همکاری نهادهای همراه (معین) باید به عنوانهایی مانند همیار توسعه، رسمیت یابد. در زمینه منابع انسانی (کارکنان، مشتریان، جامعه، رهبری، ...) نقش کارکرد معنادارتری خواهد داشت. همچنین خواهشمند است یکبار بیشتر به تدوین و تصویب و رونمایی از اسناد راهبردی در این زمینه آن هم فقط نزد نهاد ناظر عالی نپردازید. (چون خیلی لوث شده و از حالت نمادین به نمایشی نزول پیدا کرده.)

اما در مورد آیین‌نامه و راهنمای کاربردی، دریغ نکنید چون مسیر را به متولیان و مخاطبان آماده و تعریف شده نشان می‌دهد.

نیکان: پیاده سازی مدیریت دانش در سطح ملی در ایران بسیار سخت می باشد. همانطوری که اساتید محترم میدانند یکی از کارهای که در مدیریت دانش انجام می شود ذخیره سازی و باز نشر دانش است متاسفانه در کشور پایگاهی جامع وجود ندارد که تمامی مقالات فارسی در آن ذخیره و یا امکان جستجو در کلیه پایگاههای دانشی فارسی زبان را داشته باشد(همانند اسکولار).

شاید اساتید بزرگوار از طریق دانشگاه ها و وزارت علوم بتوانند این امکان را به وجود بیاورند که باعث شود محققان از دانش تولید شده به زبان فارسی استفاده کنند و چرخ را دوباره تولید نکنند. اضافه میکنم که نبود یک نظام ملی و جامع مدیریت دانش در کشور عزیزمان، در یک مصداق جزیی اما قابل درنگ، موجب شده نسلهای در آستانه خروج از خدمت دولت، بازنشسته شوند اما چون اقدامی برای جانشینی آنها نشده، کشور ناگزیر از به کارگیری مجدد آنان شود؛ که تبعات منفی هم برای عدم تزریق نیروی انسانی جوان و هم به دلیل ریسک خلل در امور اجرایی سازمانها در صورت ترک یکباره این قشر دارد. اولویت یکی دوتا نیست که...

ایمان: بنظرم کلا تا وقتی ما دنباله رو افکار و نظریات و روشهای غرب و شرق برویم و هر ابداع جدید یا بقولی هر حرفی را با فرهنگ غلطی که داریم در این گونه موارد ، طرف را فورا نفی کنیم بابت ابداعش ، بخاطر فلان نظریه ی متداول در شرق یا غرب ، اولا که خلافه اصول اولیه مدیریت دانش عمل کرده ایم ، ثانیا مبانی دینمان را کنار گذاشته ایم ، ثالثا به دنبال نظام سرمایه داری حرکت کرده ایم و رابعا نمیتوان نظام هایی برقرار کرد که ارزش گذاری واقعی و عادلانه را مبنای دستمزد قرار بدهد مثلا خیلی ها مشکلات فرهنگی و ترافیکی و تلفات حملات جبهه نرم دشمن در شهر تهران.رو ناشی از بزرگ شدن تهران میدانند .. ولی نظر من این است تهران هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



نظرات دوستان:

مهرشاد صمدی: دستگاه های اجرایی مطابق قانون محاسبات کشور مسئولیت مجری طرح را بر عهده دارند. هر کدام از وظایف پنج گانه تشخیص، ایجاد تعهد، تسجیل، حواله کرد، نظارت دارای مصادیق دانشی و درس آموخته هایی در دستگاههای اجرایی است. به عنوان مثال در خصوص نظارت :

1. وجوه تمایز نظارت عالی و مقیم چیست؟ پیوست بخشنامه حق الزحمه نظارت می تواند حسب تجربیات حاصل در دستگاه های اجرایی بازنگری شود

2. نظارت در چه حالاتی امانی صورت گیرد و در چه حالاتی پیمانی و با واگذاری به مهندسین مشاور و...

پس در مورد اشاره شده می توان جمع بندی کرد "ثبت نظام مند تجربیات حاصل از پروژه ها و طرح ها شاید همان‌قدر اهمیت دارد که رعایت مفاد شرایط عمومی پیمان یا آیین نامه ها و مقررات مشابه حائز اهمیت است "

در حال حاضر مدیریت دانش به اشتباه محدود به ثبت داده ها و اطلاعات مربوط به پروژه ها مطابق نظام مستندسازی طرح ها شده است در حالیکه شاید منظور تدوین کنندگان سند نظام فنی اجرایی کشور (مصوب سال 1385) از مدیریت دانش، چیزی فراتر از اینها بوده است.

دکتر سعید قربانی: اول بررسی میكنم منطورش از مدیریت دانش چیه؟ با فهم رایج علمی همسو هست یا فهم شخصیشه

بعد هدفش رو جویا میشم(یعنی حركت در فاز صفر فعلا)

اگه قرار باشه اینكار حاكمیتی صورت بگیره اضافه بر موارد پیش باید ساختار سیاستگذاری دولت درك و تبیین بشه

نودها یا مراكز موثر در تصمیم گیری تبیین شوند

باید بفهمیم كه حاكمیت كدوم مشكل را میخواد با استقرار متمركز مدیریت دانش برطرف كنه

ایا بدیلهای دیگری برای رفع اون مشكل وجود نداره

مهمترین مساله كلیدی اینجا تمركزگرایی هست كه تا تكلیفش مشخص نشه پیشنهادی كارساز نخواهد بود.

سه مساله مهم قابل تامل:

١. تبیین رویكرد سیاستگذاری كشور ایا از بالا به پایین است یا بالعكس ،در كشورهای توسعه یافته از پایین به بالا و كشورهای بلوك شرق بالعكس

٢. تعیین جایگاه مدیریت دانش در ساختار سیاستگذاری كشور

٣. تعیین دقیق اینكه مدیریت دانش با كدامیك از ابعاد سیاستگذاری مرتبط است: سیاستگذاری عمومی یا سیاستگذاری علم و فناوری و بدیلهای دیگر ان

ایا برنامه ریزی دولت در این راستا نیاز به اقدامات پیچیده و سطح بالا دارد یا میتوان با چند اقدام ساده ولی هدفمند و سنجیدع بع اهداف طرح رسید.

ذكر یك تجربه مشابه جهانی:

حدود دهه ٧٠ بود كه در جریان شكل گیری نظام ملی نواوری تقابل دو دیدگاه بین اروپاییها و امریكایبها در تجمیع سرریز دانشی دنیا شكل گرفت:

یك گروه كه نهادگراها به رهبری نلسون در انگلیس و موسسه پرست وابسته به دانشگاه ساسكس بودن كه اعتقاد به گسترش ژورنالها و پایگاه دانش مكتوب داشتند كه موفق هم شدن و اساس ژورنالهای بین المللی را بنیان نهادند

گروه دیگر كه فریمن در راس انها بود كه قایل به همكاریهای نهادی و فرابنگاهی بودند.


اینها فقط بازی با الفاظه: دانش بنیان، فرهنگ بنیان، هنربنیان. دلیلش اینه كه خروجی و اثرگذاری ملموسی در جامعه ندارند.

ما شدیدا تئوری زده ایم به عكس جامعه امریكا كه كاملا پراگماتیك یا عملگراست. شما از هر امریكایی بخواهید نام یك فرد تاثیرگذار علمی را بگوید بیشتر افراد ادیسون را نام میبرند نه تنیسون و الیوت را. اما همین سوال را اگر در جامعه ما بپرسید نامهایی مثل حافظ و خیام را بیشتر از حسابی و هشترودی خواهید شنید. البته این بد نیست بلكه نشان از تفكر معناگرای حاكم بر ذهن و ضمیر مردم ما دارد كه كه مبنای تصمیمات مدیران جامعه ما این روحیه است. به همین دلیل ما پا را فراتر از انتزاعیات و مفاعیم عقلی نمی نهیم و دلخوش به منابع غنی فرهنگی و اعتقادی خود میشویم كه خیلی هم خوب است ولی تمام مطلب نیست.

دکتر زاهدی: نظر به اینکه ماهیت سازمان ها متفاوت می باشد، از این رو ماهیت مدیریت دانش آنها نیز متفاوت خواهد بود. لذا مناسب است نوع دستگاه اجرایی و ماهیت آن مشخص شود. ادامه مطلب اینکه مدیریت مشارکت دانشی در حد کلان می تواند مطرح باشد. و بهتر است واکاوی مناسبی از سوال صورت پذیرد تا بتوان روند مطلوبی را برایش در نظر گرفت. باید لایه ها پیاده سازی مدیریت دانش مطرح بشه. چه بسیار سازمان هایی هستند که فرهنگ مدیریت دانش در آناه نهادینه نشده است. کانون فکری سازمان ها نیز یکی از مسایلی است که به عنوان یک چالش مطرح است . بنظر می رسد اجماع این گروه کانونی در تصمیمات کلان و ..... با مشکلات زیادی مواجه باشد.

یکی از گام هایی که می تواند انگیزش و به تبع آن سنگ بنای مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی بشود. بهره گیری از نظام مالکیت فکری افراد دانشی است. بدون شک در یک نظام مدیریت دانش ملی که آقای دکتر اخوان در مدلشان بیان داشته اند، توجه به سرمایه فکری نه منابع انسانی یک محور اصلی است. توسعه پایدار و مداوم فرهنگ انگیزاننده در کنار بهبود چرخه دانش می تواند موتور محرکی در جهت کار بردی سازی دانش بوده و گامی مهم در محور اقتصاد مقاومتی که از اهداف سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور باشد.

محمد ذولفقاری: اولین کار اینه که کمیته ای از افراد علاقه مند و آگاه در حوزه مدیریت دانش تشکیل شده و نقاط بهبود در سازمان رو بررسی کنه . مثلا سازمانی به این کلانی نمی تونه در این خصوص کاری نکرده باشه لذا باید اول برنامه ریزی صورت بگیره

ساناز ایمانی:   1- پیاده سازی فرآیند اشتراك و اكتساب دانش در میان كاركنان به صورت موازی

٢- ایجاد پایگاه دانشی در سازمان

٣- ملزم كردن كاركنان به استفاده از دروس آموخته و ایجاد انگیزه در استفاده از آن

٤-هدف سازمان از اجرای مدیریت دانش چیست؟!

نجاتی:  بسیاری از دستگاههای اجرایی در سطح ملی و استانی نظام مدیریت دانش را اجرا نکرده اند اما عملا بصورت ناخودآگاه و غیر رسمی اجرا میکنند اما نیاز به ساماندهی دارد شاید پیشنهادات این گروه بتواند راهگشا باشد انشالله درمباحث بعدی مواردی را ارائه خواهم کرد.

برای اجرا واستقرار نظام مدیریت دانش در دستگاههایی اجرایی نیاز به زیرساخت های قوی قانونی و نیز نظام ارزشیابی و نظام انگیزشی دارد در دستگاههای اجرایی هم اکنون نیاز و احساس بکارگیری مدیریت دانش وجود ندارد و یا بسیار کم است لذا نیاز به ابزارهای انگیزشی است ابزارهای انگیزشی معمولا ریشه در نیازها دارد و برای سازمان مدیران و کارکنان انگیزه ها تفاوت دارد اما میتواند هم راستا باشد لذا در استقرار نظام مدیریت دانش باید به آن توجه شود و زیرساخت های آن ایجاد گردد.

حمید سلامت: به نظر میرسه قبل از انجام هر عملی میبایست بستر این پایگاه دانش در سطح كلان ایجاد شود، یعنی به جای بحث در باره هر كدام از سازمانها و ارگانها به صورت مجزا میبایست بستری مشترك و متمركز برای نگهداری ، انالیز و تولید دانش در سطح كل كشور ایجاد كرد، منظورم از بستر دقیقا تكنولوژی می باشد. بنا بر تجربه من اگه دستوری برای ایجاد شبكه دانش در سازمانها به صورت كلی صادر بشه در آن صورت ما با تعداد زیاد شبكه های دانش كه به صورت جزیره ای كار خواهند كرد مواجه خواهیم شد كه در بهترین حالت پیاده سازی صرفا برای سازمان مورد نظر كارایی خواهد داشت نه به صورت كلان و برای كل كشور. بنابر این پیش نهاد من مطالعه و توسعه بستر كشوری و استاندارد ، و بومی سازی یك شبكه ملی دانش در گام صفر خواهد بود .

در مرحله بعدی اضافه شدن هر كدام از سازمانها و ار گانها به این شبكه به عنوان نقاط و نودهای این شبكه و راه اندازی شبكه دانش هر سازمان مطابق استاندارد تولید شده در گام اول

لازم به ذكر است این روش نسبتا زمان بر خواهد بود و نیاز به حمایت كامل مدیران بالادستی در كل طول مدت مطالعه ، طراحی ، پیاده سازی و بهره وری خواهد داشت.

برای هرچه كار امد تر شدن این پروتكل ها موارد زیر پیشنهاد میشود :

١. همسو سازی دید گاه مدیران ارشد در باره اهداف مدیریت دانش

٢. ایجاد اولویت یكسان برای این موضوع بین مدیران ارشد

٣. ایجاد گروه های دانش كار در هر سازمان

٤. استفاده از نخبگان برای ایجاد پرتكل

٥. بر گزاری جلسات متناوب برای همخوانی پرتكل و ایجاد نگرش یكسان دو گروه های دانش كار

٦. مطالعه در راستای ایجاد بستر متمركز با حضور كارشناسان تمام ارگانها برای بررسی نقاط ضعف و قوت هر سازمان

٧. اصلاح پروتكل برای بالا بردن امكان پیاده سازی در تمام سازمانهای مورد مطالعه

٨. ارایه مسند دوم تحت عنوان مسیر راه پیاده سازی و اجرای شبكه دانش در هر سازمان در چند نسخه مطابق با بلوغ سازمانی های متفاوت

٩. ارائه روشهای استاندارد و بومی سازی شده برای تشخیص بلوغ سازمان در حوزه مدیریت دانش

١٠ . ارایه مقیاس های اندازه گیری یكپارچه برای محاسبه و اندازی گیری پیشرفت هر سازمان به صورت مجزا و كل طرح به صورت جامع

١١. ارائه راه كار ها و روال های بازبینی و اصلاح مسیر كار متناسب با مقیاسها و مسیر راه به صورت جزئی و كلان

١٢. ایجاد راه كار های تشویقی برای تضمین حفظ سرعت كار

١٣. بر كزاری دوره های اموزشی و توجیحی در تمام سطوح دولت

شهروز موثقی: یکی از رسالت های مهم سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور قبل از برچیده شدن ،آموزش مستمر کارکنان دولت بود ، که بعد از ان به دفتر اموزش و پژوهش وزارت کشور سپرده شد، متاسفانه دراین چند سال روند کسب دانش ، انتقال ، ذخیره ، و از همه مهمتر حذف دانش به صورت خیلی ضعیف اجرا شده ، بطوری که بیشتر کارمندان دولت فقط برای محاسبه ساعت اموزشی شرکت می کنن ، جالب بدانید بیشتر عناوین و سرفصل ها در بعضی از حوزه ها منسوخ شده اما بازنگری بسیار ضعیف انجام شده ، مخصوصا در حوزه ای تی پیشنهاد می شود برای بهبود مدیریت دانش در سازمانها موارد ذیل اجرا شود :

۱- معاونت اموزش دستگاههای دولتی ( دفتر اموزش و پژوهش ) به سازمان مدیریت برگردد.

۲- بازنگری عناوین و سرفصلها زیر نظر افراد متخصص و خبره در حوزه های مختلف

۳- شناسایی شکاف های دانشی در حوزه و خلق دانش در ان حوزه

۴- باتوجه به زمانهای اندک کارمندان برای فراگیری ، بهتر است ، بیشتر اموزشهای تئوری بصورت اموزشهای مجازی ارائه شود ،

۵- ایجاد زمان بازنگری برای دروس مختلف

۶- ایجاد بانک تخصصی از اساتید ، و خبرگان در حوزه های تخصصی

۷-ایجاد سامانه یکپارچه اموزش کارکنان دولت بر اساس جایگاه شغلی و روند پیشرفت اموزشی کارکنان

8- ایجاد پست سازمانی بر اساس تخصص و تحصیلات ، که این مورد هست اما خیلی ضعیف اجرا میشود

9- ایجاد نظارت دقیق اموزشی ، ...

دکتر صدیق رضاییان: متشکر از طرح سوال که به واقع در کشور بسیار بکر و دست نخورده است. خاطرم هست یکسال پیش به جلسه ای در معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری با همین موضوع دعوت شدم کلیه اساتید مطرح و نامبر وان مدیریت دانش در جلسه حضور داشتند دکتر الوانی،دکتر افرازه، دکتر حمیدی زاده و ده ها استاد برجسته دیگر

اما برداشت اینجانب با توجه به مطالعاتی که در این حوزه داشتم و صحبتهایی که در جلسه مطرح شد، این بود که کسی به اندازه اقای اخوان روی این موضوع در کشور کار نکرده اند، با رجوع به مقالات ایشان میتوان دید کلی خوبی نسبت به موضوع پیدا کرد

اما چند مساله ای که در جلسه مطرح شد ناظر بر شبکه های علمی مانند ایرانداک و... بود

در جلسه سوالی از اعضای محترم پرسش نمودم و آن پرسش را از طراح سوال این مبحث نیز مبپرسم و آن آنکه مدیریت دانش ابزاریست برای اهداف بزرگتر، اول هدف مجموعه دستگاه اجرایی مشخص شود تا بتوان راه حلی جامع با کمک ابزار مدیریت دانش ارایه نمود

مدیریت دانش ملی، بخشی، صنعتی و... هدف دقیقا کدام است؟

سازمان ملل مدل توسعه هزاره سوم خود را نظام نواوری انتخاب نموده که کارکردهای اصلی آن دقیقا کارکردهای مدیریت دانش یعنی خلق، انتشار و بکارگیری دانش است.

تعاریف رایج در کشور در حوزه دانش پوزیتیویستی و پوپری است و همه چیز به مکانیزم بازار واگذار شده وضعیتی بدتر از یک کشور لیبرال!

ما از تعریفی مطابق با جهان بینی اسلامی از دانش آغاز نمودیم

دانشی که تنها به ثروت و قدرت محدود نشود و به کماگرایی و تعالی بخشی انسان منجر گردد!

قطعا یادگیری سیاستی در این امر کمک کننده خواهد بود..

با تغییر تعریف دانش از حالت پوزیتویستی و مکانیکی در شورایعالی، هم اکنون شاهد حمایت معاونت علم و فناوری ریاست جمهوریه از شرکتهای هنر بنیان و فرهنگ بنیان هستیم و پایگاه دانشی که مد نظر فریمن بود تا حد زیادی با جهان بینی کامل اسلامی گسترش یافت...

دانش در دیدگاه جوادی املی که مبتنی بر جهانبینی اسلامی:

معرفت و دانش حصولی یعنی حس و ادله تجربی، عقل و براهین عقلی، نقل و شواهد روایی متکی به عقل و در شناخت حضوری نیز کشف و شهود

منظور از نگاه پوپری اینست که از عقلانیت بنیادین برگرفته نشده

در اولین فرصت به نظام ملی نوآوری به عنوان چارچوب مطرح و پرکاربرد در سطح سیاستگذاری مدیریت دانش ملی می پردازم

نکته موج استارت اپها و عدم وجود شتابدهنده ها به میزان کافی در چرخه مدیریت دانش ملی نکته صحیحی است

پالیسی میکسها گاها پارادکس دارند و همچنین متناسب با بافتار ایران طراحی نشده اند که این خود اختلال در چرخه مدیریت دانش ملی ایفا می نمایدایجاد می نماید.

چند سال گذشته مقاله لاتینی تدوین نمودم که در آن مروری بر ادبیات جهانی مدیریت دانش در اشل ملی را بررسی نمودم پس از مطالعات عمیقتر به این نتیجه رسیدم که ادبیات رایج مدیریت دانش در سطح ماکرو بکار نمیرود و ادبیات سیاستگذاری و نظام نوآوری جایگزین این مفهوم گردیده که حدود پنج سال به لحاظ نظری و عملی این موضوع را دنبال نمودم که به دلیل کمبود وقت شاید نتوانم خیلی در مباحث شرکت نمایم اما در حد بضاعت تلاش میکنم تجارب را در اختیار دوستان قرار دهم فکر میکنم تماشای دلفی پنل پنج هم اندیشی ملی در صنعت اسباب بازی، بازی رایانه ای، مد و لباس، نشر و نوشت افزار که در کارگروه نظام نواوری شورایعالی انقلاب فرهنگی تشکیل دادیم، دید کلی خوبی نسبت به موضوع در ذهن عزیزان ایجاد نماید.

در ادبیات سیاستگذاری اعتقاد بر این است که دانش در دست یک نفر یا گروهی از افراد نیست، بلکه دانش بین شبکه ذینفعان توزیع شده است لذا براساس یک چارچوب کامل مثل نظام نواوری کلیه بازیگران و ذینفعان شناسایی میشوند

در جلسات دلفی از آنها خواستیم تا هریک کارکرد خود را بر اساس پرسشنامه هایی که از پیش تعریف شده بود مشخص نمایید... براین اساس حلقه های مفقوده نیزشناسایی گردیدند..

عمده حلقه مفقوده ما در نهادهای میانجی مانند کریدورهای تجاری سازی دانش و... بود.

شهاب شیدایی: به نظرم برای ارائه راهکار برای تقویت نظام مدیریت دانش در سطح کشور که به خوبی در سیاست های نظام اداری کشور هم تببین شده ابتدا باید متناسب با اهداف و استراتژی و وضعیت موجود هر یک از مجموعه ها راهکار و ابزاری مناسب را به کار گرفت در واقع چیزی که به عنوان یک خلا و یا آسیب در این زمینه احساس میشود نبود وحدت رویه و انسجام در پیاده سازی نظام جامع و هدفمند است. در سیاست ها به خوبی اشاره شده به نظرم متولی پیگیری و تبدیل سیاست ها به راهبرد و برنامه و حتی قوانین بخشنامه های الزام آور باید مشخص بشه

ماکس پلانک بعد از دریافت جایزه ی نوبل فیزیک در سال1918، به تور دور آلمان رفت. هر جا دعوت میشد، همان سخنرانی اش را درباره ی مکانیک جدید کوانتوم ایراد می کرد. بعد از مدتی شوفر پلانک سخنرانی او را از حفظ شده بود و یک روز به او گفت: "پروفسور پلانک، این که هر ورز باید یک سخنرانی ارائه بدهی حتما خسته کننده است. نظرت چیست در مونیخ من سخنرانی کنم؟ تو می توانی ردیف جلو بنشینی و کلاه شوفری مرا بپوشی. این کار برای هر دوی ما تنوع هست." پلانک از این ایده خوشش آمد. بنابراین، آن روز عصر راننده سخنرانی طولانی یی راجع به مکانیک کوانتوم در برابر حضاری شناخته شده ارائه داد. در ادامه، یک استاد فیزیک بلند شد و سوالی کرد. راننده خودش را عقب کشید و گفت:" هرگز فکر نمیکردم کسی در شهر مدرنی مثل مونیخ چنین سوال ساده ای بپرسد! شوفر من جوابش را می دهد!" به عقیده یکی از بهترین سرمایه گذاران جهان، دو نوع دانش وجود دارد. اول، دانش واقعی. آن را در افرادی می بینیم که زمان وتلاش فراوانی برای فهم یک موضوع صرف کرده اند. نوع دوم، دانش شوفر نامیده می شود، دانش افرادی که یاد گرفته اند وانمود کنند بلدند.

کارشناسان واقعی واقف اند به مرزهای آن چه می دانند و آن چه نمی دانند. اگر احساس کنند خارج از دایره توانایی شان قرار دارد. به سادگی سکوت میکنند یا می گویند:" من نمی دانم" این جمله را هم بدون عذر خواهی و حتی با افتخار بیان می کنند. از کسانی که دانش شوفری دارند هر جمله ای خواهیم شنید غیر از این.

برگرفته از کتاب "هنر شفاف اندیشیدن" اثر رولف دوبلی.

مرتضی: قبل از هرچیز در سطح ملی باید مشخص شود که منظور از دانش کدامیک از موارد ذیل است چرا که ابزارها و روشهای هرکدام با یکدیگر تفاوت جدی دارند:

نوناکا در کنفرانس apo 2007 به نقل از ارسطو سه نوع دانش مطرح می کند 1_ دانش علمی که وابسته به زمینه نداشته و به اصطلاح جهانی است 2_ دانش حرفه ها و مهارتها که به زمینه ها وابسته است و 3_ خرد و بصیرت عملی که به شدت شخصی بوده و به زمینه وابسته است حتی به ارزش ها و اعتقادات

به نظر من مدیریت دانش در سطح ملی می تواند از مدل isi استفاده کند چرا که بطوری سیاستگذاری کردند که دانش را از سراسر جهان بدون هزینه ازآن خود کنند و حتی دیگر لازم نیست بسیاری از نخبگان کشور های دیگر را به کشور خودشان ببرند به جرات می توان گفت مدل فرار مغزها الان دارد اتفاق می افتد چرا که در گذشته بیشتر فرار افراد بود تا فرار مغزها که قطعا برای کشور هآی مبدا هزینه های بسیار بیشتری داشت به هر حال باید ابتدا مشخص شود که کدام دانش قرار است در سطح ملی مدیریت شود و سپس به تعیین نوع مناسب آن پرداخت

الناز رفیعی پور: فکر میکنم اولین مرحله همین درنظر گرفتن مدیریت دانش در بندهای برنامه های توسعه کشوری هست. سازمان ها با الگوگیری عملی از این برنامه ها شروع به درنظر گرفتن مدیریت دانش به عنوان برنامه های آتی سازمانی خود می کنند.

 شاید اولین گام در سطح ملی شروع از سطوح پایین باشد. مثلا شروع از آموزش در مدارس و نهادینه سازی آن در افراد بهترین قدم برای پیاده سازی کارامد هرچیزی در آینده. والبته به موازات آن شروع از سطوح بالا که شاید خیلی هم تاثیرگذار نباشد اما نمیتوان آن راهم نادیده گرفت.

مجید زید آبادی: در سیاست های ابلاغی برنامه ششم توسعه توسط مقام معظم رهبری، در یکی از بندها اشاره تا حدی صریح به مدیریت دانش شده است. البته بدون آوردن اسم مدیریت دانش









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای شهروز موثقی به شرح ذیل انجام پذیرفت:



در دنیای مجازی استفاده از تکنولوژی های مختلف بیشتر فعالیتهای روزمره رو تحت شعاع قرار داده ، این امر سبب شده است که جوامع انسانی در همه ابعاد خود دچار چالشهای جدیدی شود که چاره‌ای جز پشت سر گذاردن آنها به بهترین وجه باقی نگذاشته است؛ چراکه نمی‌توان جلوی رشد روزافزون قابلیتهای خیره کننده این دنیای مجازی و گرایش افراد جامعه جهانی به استفاده از آنها ، در جهت تسهیل زندگی را سد نمود

مجموعه این شرایط یک تحول جدی را به دنبال داشته است که همان «ارزشمند شدن اطلاعات و دانش» یا به تعبیر دیگر «تبدیل ارزش‌های مادی به ارزش‌های اطلاعاتی و دانشی» است که روز به روز با شتاب بیشتر انجام می شود، بدیهی است که هر چقدر ارزش‌های مادی به فضای سایبری منتقل می شود و تجمع آن در این فضا بیشتر می شود، تمایل مجرمان نیز به این سمت بیشتر می شود و نتیجه آن افزایش روز افزون آمار جرایم رایانه ای است. چراکه هرگاه آماج جرم از یک فضا به فضای دیگر جابه جا شود، جرم هم به تبع آن به فضای جدید منتقل می‌شود و چه بسا در آینده ای نه چندان دور، آمار جرایم رایانه‌ای از آمار جرایم سنتی پیشی بگیرد

بنابراین همانگونه که در جامعه واقعی برای تأمین نظم و امنیت آن نیاز به دانش و آگاهی از این جرایم برای پیشگیری ؛ شناسایی ومقابله و همچنین قانون داریم در جامعه مجازی نیز آنچه برای تأمین نظم و امنیت بدان نیازمندیم، دانش در این زمینه می باشد

مخاطبین در این حوزه از نظر کلی

،1- افرادی که بصورت مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر قرارگرفته اند ، 2-ضابطین قضایی(مانند پلیس و... )3- قضات ، وکلا ، مجرمین ،

 از دید هر کدوم میشه راجب مدیریت دانش به صورت خاص صحبت کرد

علم فارنزیک :در کشف جرایم سایبری ، علم فارنزیک دیجیتال پدید امد ، در این دانش با استفاده از متدولوژی های مختلف برای حفظ و نکهداری ، شناسایی ، بازگردانی و مستندسازی داده های الکترونیکی و کامپیوتری است ، مدیریت دانش در این خصوص می تواند کمک شایانی در تولید و انتقال ، .... این دانش نقش بسزای داشته باشد

امروزه پلیس با استفاده از فناوری های نوین می تواند نقش موثری در پیشگیری و کشف جرایم وسایبری داشته باشد. از طرفی مدیریت دانش ارتباط مستقیمی با امور پلیسی دارد

مواردی که میتوان انجام داد:

1- که چطور میتونیم دانش نهفته مجرمین در این نوع جرایم رابه دانش اشکار تبدیل کرد ، 2-چگونه روشهای جدید مورد استفاده این افراد را مستند نمود ،3- چه روشهای رو می توان پیشنهاد داد تا مجرم دانش خود و تکنیکهای ابداعی را منتقل نماید

مدیریت دانش میتواند نقش مهمی در اگاه سازی اقشار مردم با زبان ساده ایفا نماید.

بعضی از کاربرد های مدیریت دانش

۱، بزرگترین نقش مدیریت دانش میتونه اطلاع‌رسانی و ترویج فرهنگ کاربرد درست و قانونی فناوری اطلاعات باشه.

در مورد یک اطلاع رسانی و ترویج فرهنگ کاربرد یکی از موارد مهمی است که نقش مدیریت دانش میتونه پر رنگ باشه

مثال : تصور کنید در همین گروه تقریبا ۹۹ درصد گوشی هوشمند استفاده می کنن ، با برنامه های مختلف ، و بیشترین استفاده از برنامه های شبکه های اجتماعی هست مانند همین تلگرام و... ، اما ایا اصول امنیتی و دراین حوزه می دانیم ، ایا از ترفند های مختلف تحت کنترل قرار گرفتن کوشی و یا اپلیکشن اگاهی داریم ، ایا اصول اولیه امنیت گوشی رو می دانیم

وقتی دانش و فرهنگ استفاده از موبایل و نداشته باشیم به محض اینکه هر مشکلی و حتی یک کار ساده ( اضافه کردن اپلکیشن به دستکاه) به موبایل فروشی مراجعه و سیستم خود را در اختیار افراد غیر می دهیم ، پرونده های زیادی از سواستفاده از عکس ها فیلم ها و .. در دادگستری از تخلفات این حوزه موجود هست که عکس و فیلم های خصوصی به دستکاه های دیگر منتقل می شد ،

اصول رفتار و عملکرد ، بستر فرهنگی ، موج هجوم اطلاع رسانی درست و نادرست ، و اینکه با توجه به سرعت زیاد این موج چگونه می توانیم از مدیریت دانش استفاده کنیم تا بستر فرهنگی مناسبی برای پیشگیری از این نوع جرایم فراهم نمایم، وقتی بدانیم چطور پیشبینی کنیم تا براساس ان برنامه ریزی نمایم ، پی به ان می بریم که با چه سرعتی باید خود را بروز نماییم تا دانش ما در این زمینه برای پیشگیری و مبارز مفید واقع بشه...

حال اگر مدیریت دانش از زمان تبلیغات ، فروش ، ارتباط با مشتری ، و حتی استفاده از دانش مشتری برای موثر واقع شدن در پیشگیری از جرم به درستی بکار کرفته شود نقش مهمی می تواند داشته باشد

مدیریت دانش هدفمند در خصوص اطلاع رسانی درست و مفید می تواند کمک شایانی در این حوزه داشته باشد ، اما همین مدیریت دانش اگر در جهت عکس عمل کند می تواند خیلی خطرناک باشد ، پس بحث درستی اطلاعات و انتقال و منبع .... باید به درستی مدیریت بشه

۲، مهمترین نقش میتونه پیشگیری از وقوع جرم و خسارات مادی و معنوی به جامعه باشه

در این مورد پیشگیری از وقوع جرم ، مدتی هست که از رسانه ها و همچنین شبکه های اجتماعی راجب کلاهبرداری از کارت عابربانک هشدار می دهند ، در پرونده ای ، فرد مورد کلاهبرداری از همه این هشدارها اگاه بود اما باز در اون لحظه نتوانسته بود کنترل ذهن خودرا داشته باشه و رمز دوم کارت رو حهت انتقال اعلام کرده ، با اینکه سریعا متوجه شده اما کلی از مبالغ کارت به سرقت رفته بود ،

همیشه تکنیک فنی نیست که باعث یک جرم سایبری می شود بلکه از طریق مهندسی اجتماعی می تواند بر روی فرد قربانی عملیات روانی انجام دهد که هم تخلیه اطلاعاتی بشود هم خود فرد در انجام کلاهبرداری قرار گیرد ، مدیریت دانش می تونه نقش مهمی در این خصوص داشته باشد ...

۳، رایجترین نقش هم میتونه کمک به پلیس برای مبارزه با این جرایم باشه

دراین مورد می تواند به موارد ذیل اشاره نمود:

الف ) دانش فارنزیک دیجیتال ، بروز نگهداشتن و همچنین طراحی و تولید ابزارهای تشخیص جرم

ب) یکی از کارهای که پلیس انجام می دهد در این جرایم ، گرداوری ادله الکترونیکی هست جهت ارائه به دستگاه قضا ، حال مدیریت دانش میتونه نقش بسازی در این حوزه باشه ، ادله ای که به وسیله ان بتوان جرم را ثابت کرد ، تکنیک ها و روشها برای درستی اعتبار این ادله بکار گرفته می شود ، تمامی اینها به وسیله مدیریت دانش می تواند در تولید ، انتقال ، ذخیره سازی ، حذف دانش ، ... کمک شایانی انجام دهد

ج) یکی از مواردی که قبل هم به ان اشاره شد استفاده از دانش و خلاقیت مجرمین برای تولید دانش جدید در این حوزه می باشد ، اگر در این موارد برای مجرم ، تخفیفاتی در نظر گرفته شود یا با علوم رفتاری بتوانیم دانش نهفته مجرم رو به دانش صریح تبدیل کنیم عملا در پیشبرد اهداف مدیریت دانش در این حوزه کمک زیادی انجام داده ایم .

، اما یک نکته مهم ، این است که منبع اطلاع رسانی کجاست ، در گروه های مختلف پیامی مبنی بر هک تلگرام مطرح شد و عملیاتی که شما باید انجام بدید ، یا مثلا به پیام زیر توجه کنید

...در روزهای اخیر شاهد اشتراک‌گذاری ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی هستیم که در آن فردی ادعا می‌کند که در باتری برخی از مدل‌های گوشی سامسونگ ورقه‌ای شبیه به سیم کارت وجود دارد که عکس‌ها و فیلم‌های خصوصی شما و اطلاعات داخل گوشی را به اینترنت انتقال می‌دهد. در ادامه فرد مدعی می‌شود که برای جلوگیری از این مسئله ورقه مذبور را باید از روی باتری جدا کرد و این عمل هیچ آسیبی به گوشی نخواهد زد...

این شایعه نمونه‌ی کپی شده از شایعه‌ی خارجی آن است که بدون تحقیق و جویا شدن نظر متخصص به اشتراک گذاشته شده است

اما اصل ماجرا چیست؟ این تراشه هیچ ارتباطی با ارسال اطلاعات نداشته و در حقیقت آنتن «ان اف سی Near field communication» به اختصار NFC به معنای ارتباط در حوزه نزدیک است که در آن «جفت Pair» شدن دو دستگاه از طریق در کنار هم قرار گرفتن دو آنتن‌ ممکن می‌شود. این فناوری ارتباطی معمولا در پشت گوشی‌ها تعبیه می‌شود و دلیل وجود آن تنها در برخی از باتری‌ها این است که گوشی‌های دیگر به طور کلی فاقد این فناوری هستند.

لازم به ذکر است که جدا کردن این آنتن قابلیت NFC گوشی شما را از بین خواهد برد. نکته‌ی دیگری که هنگام خرید باتری جدید برای گوشی باید مورد توجه قرار بگیرد این است که باتری جدید نیز مجهز به این فناوری باشد. معمولا در توضیحات روی باطری Near Field Communication باید ذکر شده باشد.

این پیام یک نوع انتقال دانش درست به کاربران می باشد ، در واقع ضد انتقال دانش نادرست عمل کرده ، با ذکر منبع و تحقیقات ، پس تحقیق و در این حوزه در رابطه با اگر و انگاه و ... باید به درستی مدیریت بشود و مخاطب در تلاش برای صحت درستی دانش منتقل شده براید ، نه اینکه همون رو به دیگری منتقل نماید

۳-۴، جلوگیری از قطع تداوم نسلهای نیروی انسانی با تشکیل زنجیره‌های زمانی پویا از نسلهای مختلف در کنار هم.

4- در حوزه پیشگیری برنامه های زیادی در بسیاری از کشورها انجام شده از جمله انتقال دانش مناسب به دانش آموزان در مدارس و... در واقع با انتقال دانش مناسب می توان به افراد قبل از اینکه در دام جرم بیفتند آموزش داد. برای مثال دانشی مثل انواع هکر های کلاه سفید و کلاه سیاه و...اگر به موقع به افراد منتقل شود می تواند در پیشگیری از جرایم صورت گرفته توسط نوجوانان و... موثر باشد.

هکر های کلاه سفید مفید هستن برای جامعه ، این افراد برای بدست اوردن روشهای نفوذ و پیدا کردن حفره های امنیتی در محیط ازمایشگاهی تلاش میکنن ، و دانش خود را برای بالابردن امنیت بکار میبرند و همچنین نشر می دهند

از دوران کودکی یاد میگیریم که چه چیزهای بد و چه چیزهای خوب است ، اما این نوع جرایم در محیط خونه منتقل نمی شود و بیشتر نوجونان حالت کنجکاو و همچنین تحت تاثیر فیلم ها دست به اقدام مجرمانه در این حوزه می زنند بدون انکه بدانند این اقدام مجرمانه می باشد ، در حال حاضر پلیس فتا بخش های مختلف اموزشی رو برای اموزش پرورش ، و حتی دانشگاه ها در نظر گرفته که البته این کافی نیست

5-اشتراک دانش در میان کشورها میتواند بسیار کمک کننده باشد. ایجاد زیرساخت های لازم در کشور برای پیش بینی و کشف جرایم بر اساس دانش فارنزیک نیز یکی از مواردی است که باید به ان توجه شود. و اینکه با توجه به سرعت بسیار زیاد فضای مجازی بروز کردن دانش به موازات این سرعت ضروری خواهد بود.

مواردی که می تواند به پیاده سازی مدیریت دانش در پیشگیری و مبارزه کمک شایانی انجام دهد عبارتند از :

1- شناسایی حوزه های سایبری

2. بررسی دقیق هر حوزه از لحاظ دانش و تخصص

3. شناسایی دانشگران هر حوزه

4. طراحی درخت دانشی هر حوزه از منظر محصول یا خدمت ویا....

5.شناسایی گپ های دانشی و شکاف دانش

6. اسیب شناسی هر محصول یا حوزه

7. ایجاد بانک کاربران و شناسایی حوزه های انها

8 . ایجاد تالار گفتمان دانشی بر اساس موارد 5،6،7

تحلیل محتوا برای مدیریت دانش


استفاده از تکنیک تحلیل شبکه های اجتماعی در پیش بینی یا شناسایی پترن های رفتاری خطرناک می تواند مفید باشد، منظورم از شبکه اجتماعی لزوما شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و ... نیست، منظور مدلی از روابط اجتماعی گراف مانندی است که بین افراد مختلف در داده های موجود در سیستم های پلیس، قضایی و ... وجود دارد.

البته هر قدر اتصال بین داده های سایر سیستم های نرم افزاری اجتماعی، خدمات دولتی و ... وجود داشته باشد این تحلیل ها جواب های بهتری می دهند.

یکی از این الگو ها ساختن پروفایل رفتاری کاربر می باشد ، و اینکه رفتار کاربر در چه خوشه ای قرار می گیرد ، از این روش برای تبلیغات هدفمند نیز استفاده می شود ( تبلیغات شخصی سازی ) ، البته مخالفت های زیادی در باره نقض حریم خصوصی در این باره انجام می شود که اخرین بار توسط مدیرعامل اپل بصورت رسمی انجام شد

مدیریت دانش و ابزارهای مرتبط می توانند در شناسایی و كشف الگوهای پنهان در پس انبوه داده ها كمك فراوانی نمایند. اخیرا رئیس سازمان اطلاعاتی بریتانیا گفته است پیشرفت در حوزه فن‌آوری به تروریستها امکان می‌دهد تا خارج از نظارت نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با یکدیگر "ارتباط" برقرار کنند و این موضوع بواسطه رمز‌گذاری پیام‌ها و اطلاعات است كه موقعیت دشواری بوجود آورده است.

در موقعیت جدید، به نظر می رسد ابزارهای مدیریت دانش از جمله استدلال مبتنی بر مورد CBR، مرور بعد از عملیات AAR، داده كاوی، سیستمهای خبره، درس آموخته ها و ... می توانند كمك شایانی نمایند.

فناوری NORA

می تواند كمك شایانی برای دستیابی به الگوهای پنهان روابط نماید

 (NORA)

فناوری جدید آنالیز داده به نام آگاهی از رابطه پنهان میتواند اطلاعاتی را در مورد افراد مختلف از چندین منبع مجزا مثلاً برنامه های کاربردی

استخدامی، رکوردهای تلفنی، فهرستهای مشتریان و فهرستهای درخواستی دریافت کرده و روابط درونی آنها را شناسایی نموده و ارتباطات پنهان بین آنها را مشخص کند. این روابط پنهان به شناسایی مجرمین یا تروریستها کمک میکند

، نمونه این الگو برداری رو در پست های قبلی اشاره کردم مانند پروفایل سازی رفتاری و ...

اما این الگو سازی با تغییر کردن نوع داده ها و نحوه ذخیره انها تغییر میکنه ، در حال حاضر big data مطرح می باشد که الگو سازی و داده کاوی بر روی این نوع داده دچار تغییرات کسترده ای شده . ...

Big Data

عبارت Big Data مدت‌ها است که برای اشاره به حجم‌های عظیمی از داده‌‌ها که توسط سازمان‌های بزرگی مانند گوگل یا ناسا ذخیره و تحلیل می‌شوند مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما به تازگی، این عبارت بیشتر برای اشاره به مجموعه‌های داده‌ای بزرگی استفاده می‌شود که به قدری بزرگ و حجیم هستند که با ابزارهای مدیریتی و پایگاه‌های داده سنتی و معمولی قابل مدیریت نیستند. مشکلات اصلی در کار با این نوع داده‌‌ها مربوط به برداشت و جمع‌آوری، ذخیره‌سازی، جست‌وجو، اشتراک‌گذاری، تحلیل و نمایش آن‌ها است

اما این مبحث، به این دلیل هر روز جذابیت و مقبولیت بیشتری پیدا می‌کند که با استفاده از تحلیل حجم‌های بیشتری از داده‌ها، می‌توان تحلیل‌های بهتر و پیشرفته‌تری را برای مقاصد مختلف، از جمله مقاصد تجاری، پزشکی‌ و جرایم سایبری وامنیتی، انجام داد و نتایج مناسب‌تری را دریافت‌کرد...پس ما همیشه داده ها را به شکل عادی نخواهیم داشت و باید مدیریت دانش با الگوریتم های خاص فناوری اطلاعات برای استخراج دانش از این نوع دادها به کار برده شود...

مطابق با تقسیم بندی صورت گرفته در کنوانسیون جرایم سایبر،

جرایم سایبری را میتوان به چهار دسته تقسیم نمود:

دسته نخست، جرایم علیه محرمانگی، تمامیت و دسترسپذیری سیستمها و داده های رایانه ای که این جرایم در مواد ٢ تا ٦ کنوانسیون مذکور ذکر شده اند که به ترتیب، دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز، مختل کردن دادهها، سوء استفاده از دستگاهها را شامل میشود.

دسته دوم، جرایم مرتبط با ر ایانه : در مواد ٧ و ٨ کنواسیون جرایم سایبر به ترتیب به دو جرم جعل و کلاهبرداری مرتبط بارایانه اشاره گردیده است.

دسته سوم، جرایم مرتبط با محتوا : ماده ٩ کنوانسیون به جرایم مرتبط با هرزهنگاری کودکان اشاره کرده است که این جرایم جزو جرایم مرتبط با محتوای دادههای رایانه ای محسوب میگردند . البته در ماده ٣ پروتکل الحاقی به کنوانسیون جرایم سایبر در سا

٢٠٠٣ ، انشار محتوای نژادپرستانه و بیگانه ستیزانه به وسیله سیستمهای رایانه ای نیز جرم انگاری شده است که میتوان این جرم را جزء جرایم سایبری مرتبط با محتوا محسوب کرد .

دسته چهارم، جرایم مرتبط با نقض حق نشر و حقوق مرتبط : در ماده ١٠ کنوانسیون، به جرایم مربوط به نقض حقوق مالکیت فکری از جمله حق نشر اشاره گردیده است.

در ایران پس از چندین بار تغییر و تاخیر بالاخره در ۵ خرداد ۸۸ در ۵۶ ماده قوانین جرایم رایانه ای تصویب شد و به قانون مجازات اسلامی اضافه شد .

علت شناسی جرایم سایبری

در علت شناسی جرایم سایبری به عواملی چون علل فردی، علل اجتماعی، ضعف فرهنگی، شرایط نامساعد اقتصادی، خانواده های نابسامان اشاره کرد که ریشه در فرهنگ و ضعف و نقص فرهنگی دارد. به نظر می رسد با فرهنگ سازی در این حیطه و آموزش افراد در مورد نحوه چگونگی استفاده از محیط سایبر بتوان در کاهش این جرایم اثر گذار بود.

تهدیدات سایبری..

پرداختن به تهدیدات سایبری، چالش‌ کوچکی نیست. تهدیدات سایبری، همواره پلیس کشورها را ملزم ساخته تا رویکردهای جدیدی نسبت به مدیریت اطلاعات، سیستم‌های امنیت اطلاعات و مقابله با حملات اتخاذ کنند. پلیـس در راستای برخورد با این تهدیدات، باید همواره خود را مواجه با شبکه‌ی اطلاعاتی رقیب ببیند زیرا هیچ منطقه‌ای قابل کنترل و پشتیبانی نیست و پیشرفت‌های آتی در هوشمندی، برنامه‌ریزی و الزامات عملیاتی پلیـس را ملزم می‌سازد تا کنش و واکنش خود را در قبال سرعت ماشین تنظیم کند نه سرعت انسان.

در حال حاضر برای رصد کردن فضای سایبری حتما به ابزار های ویژه نیاز مندیم... به عنوان مثال در بعضی از کشور های پیشرفته فیلترینگ سایت های غیر اخلاقی فقط بر اساس نام یا ادرس انجام نمی شود در واقع براساس پردازش تصویر محتوای ان رصد و فیلتر می شود ... در ایران نیز در سطح پایین تر در تلاش هستن برای تولید این نوع ابزارها ...( فیلترینگ هوشمند)..

انواع دانشی را که پلیس در کار خود از آن استفاده می کنند می توان به پنج دسته تقسیم کرد:

1-دانش اجرایی: دانش مربوط به نحوه انجام تحقیقات، ادارات، خدمات، مکان ها، لباس های فرم، بودجه ها و آمارها

2-دانش نظارتی: دانش مربوط به اقدامات، رفتار، روش ها و قوانین

3-دانش حقوقی: دانش مربوط به حقوق و قوانین دادگاه

4-دانش عملی: دانش مربوط به مدارک جرم و حقوق مظنونین

5-دانش تحلیلی: دانش مربوط به رفتار تحقیق شامل سبک تفکر تحقیقی

تحلیل و فروش محتوا...

در این خصوص می توان به مطالعه موردی ChoicePoint اشاره كرد. امروزه تقاضا برای اطلاعات به قدری زیاد است که بنگاههای واسطه داده مانند ChoicePoint رونق بسیاری دارند.

این شرکت هر ثانیه به هزاران تراکنش کارت اعتباری دسترسی دارد و دارای

هفده بیلیون رکورد مشتمل بر اطلاعات شخصی افراد و بنگاهها در امریكا است.

این شرکت اطلاعات شخصی افراد را عمدتا به سازمانهای دولتی میفروشد

بعنوان مثال اداره درآمد آمریكا قراردادی 5 ساله به مبلغ 200 میلیون دلار امضا کرد تا به پایگاههای داده ChoicePoint دسترسی یافته و بتواند داراییهای مشمولین مالیات متخلف را شناسایی کند.

پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر سال 2001، ChoicePoint به دولت آمریکا کمک کرد تا نیروی امنیتی جدید فرودگاه تحت کنترل دولت فدرال را انتخاب کند.ولی در این بین چاشهایی نیز وجود دارد:

اشکال این پایگاههای داده عظیم که توسط ChoicePoint و سایر واسطه های داده پشتیبانی میشوند در این است که حریم خصوصی افراد و سلامت اجتماعی آنان را به خطر میاندازند. و از طرف دیگر کیفیت داده گردآوری شده ممکن است قابل اعتماد نبوده و باعث شود افراد شغل و یا موقعیتهای خود را بواسطه تشخیص اشتباه از دست دهند...

علاوه بر این شرکت ، شرکت های بزرگی مثل گوگل و فیس بوک اطلاعات و نحوه عملکرد کاربران و به شرکت های سومی میفروشد تا تبلیغات هدفمند برای کاربران به صورت شخصی ارسال نمایند....

حیطه بندی دانشی که سازمانهای پلیسی در قلمرو مدیریت دانش به آنها نیاز دارند:..

دانش تکنولوژیکی که برای شناخت و مبارزه با جرایم سایبری به ان نیاز دارند.

دانش پلیسی ویژه ای که برای بررسی و كشف جرایم سایبری به آن نیاز دارند.

بعد اول، یعنی دانش فناورانه مشتمل بر مهارتهای رایانه ای پیشرفته و سیستمهای مدرن پلیسی است. البته طراحی سیستمهای مدرن پلیسی که قادر به اشراف بر تمامی منابع تولید اطلاعات الکترونیکی داشته باشند منوط بر بهرده مندی از یک دولت مدرن الکترونیکیه. باید زیرساختارهای دولت دیجیتالیی وجود داشته باشه که پهنا و عمق فعالیتهای دولتی در زمینه کشف جرایم سایبری رو پوشش بده.

بعد دوم، هم مشتمل بر دو گام مهمه: کشف جرائم و مستندسازی به طور همزمان در گام اکتشاف، بررسی به سمت تشخیص ماهیت مساله یا جرم یا رویداد سایبری سوق پیدا میكنه و اینکه چه جرمی با چه ویژگی به طور دقیق محقق شده یا محقق خواهد شد.

 گام مستندسازی، یعد از کشف جرم شکل میگیرد که به کار مراجع قضایی می آید.(ادله الکترونیکی)

از نگاه مدیریت دانش، این دو گام به مراحلی تقسیم می شوند:

آماده سازی، پاسخگیری از واقعه، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها، ارائه یافته ها و جمع کردن یا پایان دادن به جرم یا واقعه.

وقتگیرترین وظیفه در اینجا، جستجو، استخراج و تحلیل داده هاست. از اینرو، باید مدل یا الگویی داشته باشیم برای شکل دادن به:

فرایند کشف جرم سایبری،به تکنیکهای داده کاوری نوآورانه کشف جرایم سایبری و نهایتا زیرساخت آماده شده دولتی برای این کار برای درک هر چه بهتر جرایم سایبری برای مدیریت دانش ... به برخی از مصادیق جرایم اشاره میکنیم..

جاسوسی رایانه‌ای :جاسوسی رایانه‌ای همانند جاسوسی کلاسیک ناظر به کسب اسرار حرفه ای،تجاری،اقتصادی،سیاسی،نظامی ونیزافشاءوانتقال واستفاده از اسرار است،فرد مرتکب جرم بادستیابی وفاش کردن این اسرار،ضررسیاسی،نظامی،مالی،تجاری ایجاد می کند.این جرم امنیت ملی را با مخاطره مواجه می‌کند.

سابوتاژ رایانه‌ای :این جرم با جرم تخریب شباهت بسیاری دارد. هدف مجرم اخلال در نظام سیاسی واقتصادی یک کشوروبالطبع اخلال در امرحکومت است.درواقع اصلاح،موقوف سازی،پاک کردن غیرمجازداده‌ها یا عملیات کامپیوتر به منظور مختل ساختن عملکردعادی سیستم را سابوتاژ رایانه‌ای گویند.

جرایم ناظر به کپی رایت وبرنامه ها شامل هرگونه تکثیر، ارسال، انتقال، در اختیار عامه گذاشتن، پخش گسترده، توزیع، فروش و استفاده ی غیر مجاز از برنامه‌های کامپیوتری است که سرقت نرم ‌افزار نامیده می شود.

فیشینگ در زمینه امنیت رایانه‌ای به تلاش برای سرقت و دستیابی به اطلاعات حساس افراد مانند نام کاربری، کلمه عبور و اطلاعات کارت‌های اعتباری به‌وسیله جازدن خود به جای یک وب‌گاه معتبر گفته می‌شود.










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات جناب آقای شهروز موثقی:


در دنیای مجازی استفاده از تکنولوژی های مختلف بیشتر فعالیتهای روزمره رو تحت شعاع قرار داده ، این امر سبب شده است که جوامع انسانی در همه ابعاد خود دچار چالشهای جدیدی شود که چاره‌ای جز پشت سر گذاردن آنها به بهترین وجه باقی نگذاشته است؛ چراکه نمی‌توان جلوی رشد روزافزون قابلیتهای خیره کننده این دنیای مجازی و گرایش افراد جامعه جهانی به استفاده از آنها ، در جهت تسهیل زندگی را سد نمود.

مجموعه این شرایط یک تحول جدی را به دنبال داشته است که همان «ارزشمند شدن اطلاعات و دانش» یا به تعبیر دیگر «تبدیل ارزش‌های مادی به ارزش‌های اطلاعاتی و دانشی» است که روز به روز با شتاب بیشتر انجام می شود. بدیهی است که هر چقدر ارزش‌های مادی به فضای سایبری منتقل می شود و تجمع آن در این فضا بیشتر می شود، تمایل مجرمان نیز به این سمت بیشتر می شود و نتیجه آن افزایش روز افزون آمار جرایم رایانه ای است. چراکه هرگاه آماج جرم از یک فضا به فضای دیگر جابه جا شود، جرم هم به تبع آن به فضای جدید منتقل می‌شود و چه بسا در آینده ای نه چندان دور، آمار جرایم رایانه‌ای از آمار جرایم سنتی پیشی بگیرد.

بنابراین همانگونه که در جامعه واقعی برای تأمین نظم و امنیت آن نیاز به دانش و آگاهی از این جرایم برای پیشگیری ؛ شناسایی ومقابله و همچنین قانون داریم در جامعه مجازی نیز آنچه برای تأمین نظم و امنیت بدان نیازمندیم، دانش در این زمینه می باشد.

حال نقش مدیریت دانش در پیشگیری و مبارزه با جرایم سایبری چیست؟

مثلا در کشف جرایم سایبری ، علم فارنزیک دیجیتال پدید امد ، در این دانش با استفاده از متدولوژی های مختلف برای حفظ و نکهداری ، شناسایی ، بازگردانی و مستندسازی داده های الکترونیکی و کامپیوتری است ، مدیریت دانش در این خصوص می تواند کمک شایانی در تولید و انتقال ، .... این دانش نقش بسزای داشته باشد

در این نوع جرایم با افراد باهوش و خبره سرکار داریم ، یکی از کارهای که میشه انجام داد این است که چطور میتونیم دانش نهفته مجرمین در این نوع جرایم رابه دانش اشکار تبدیل کرد ، چگونه روشهای جدید مورد استفاده این افراد را مستند نمود ، چه روشهای رو می توان پیشنهاد داد تا مجرم دانش خود و تکنیکهای ابداعی را منتقل نماید

اطلاع رسانی و ترویج فرهنگ کاربرد یکی از موارد مهمی است که نقش مدیریت دانش میتونه پر رنگ باشه ، دوستان تصور کنید در همین گروه تقریبا ۹۹ درصد گوشی هوشمند استفاده می کنن ، با برنامه های مختلف ، و بیشترین استفاده از برنامه های شبکه های اجتماعی هست مانند همین تلگرام و... ، اما ایا اصول امنیتی و دراین حوزه می دانیم ، ایا از ترفند های مختلف تحت کنترل قرار گرفتن کوشی و یا اپلیکشن اگاهی داریم ، ایا اصول اولیه امنیت گوشی رو می دانیم ، مدیریت دانش هدفمند در خصوص اطلاع رسانی درست و مفید می تواند کمک شایانی در این حوزه داشته باشد ، اما همین مدیریت دانش اگر در جهت عکس عمل کند می تواند خیلی خطرناک باشد ، پس بحث درستی اطلاعات و انتقال و منبع .... باید به درستی مدیریت بشه

دو پیشگیری از وقوع جرم ، مدتی هست که از رسانه ها و همچنین شبکه های اجتماعی راجب کلاهبرداری از کارت عابربانک هشدار می دهن ، پرونده جالبی رو مطالعه می کردم ، فرد مورد کلاهبرداری از همه این هشدارها اگاه بود اما باز در اون لحظه نتونسته بود کنترل ذهن خودشو داشته باشه و رمز دوم کارت رو حهت انتقال اعلام کرده بود با اینکه سریعا متوجه شده بود اما کلی از مبالغ کارت به سرقت رفته بود ، می خوام بگم همیشه تکنیک فنی نیست که باعث یک جرم سایبری می شود بلکه از طریق مهندسی اجتماعی می تواند بر روی فرد قربانی عملیات روانی انجام دهد که هم تخلیه اطلاعاتی بشود هم خود فرد در انجام کلاهبرداری قرار گیرد ، مدیریت دانش می تونه نقش مهمی در این خصوص داشته باشد ...

- دانش فارنزیک دیجیتال ، بروز نگهداشتن و همچنین طراحی و تولید ابزارهای تشخیص جرم ۲- یکی از کارهای که پلیس انجام می دهد در این جرایم ، گرداوری ادله الکترونیکی هست جهت ارائه به دستگاه قضا ، حال مدیریت دانش میتونه نقش بسازی در این حوزه باشه ، ادله ای که به وسیله ان بتوان جرم را ثابت کرد ، تکنیک ها و روشها برای درستی اعتبار این ادله بکار گرفته می شود ، تمامی اینها به وسیله مدیریت دانش می تواند در تولید ، انتقال ، ذخیره سازی ، حذف دانش ، ... کمک شایانی انجام دهد

 یکی از مواردی که قبل هم به ان اشاره کردم استفاده از دانش و خلاقیت مجرمین برای تولید دانش جدید در این حوزه می باشد ، اگر در این موارد برای مجرم ، تخفیفاتی در نظر گرفته شود یا با علوم رفتاری بتوانیم دانش نهفته مجرم رو به دانش صریح تبدیل کنیم عملا در پیشبرد اهداف مدیریت دانش در این حوزه کمک زیادی کرده

در سطح گسترده که همه مردم از اینترنت بصورت عموم استفاده می کنن بهترین روش انتقال دانش حداقل های امنیت با زبان ساده می باشد ، تحقیقات میدانی در این بار نشان داده که خود امنیتی با اگاهی داشتن از محیط پیرامون خود در فضایی مجازی جقدر می تواند امنیت فرد را بالا ببرد ، یکی از موارد زیادی که در حال حاضر افراد با ان سرکار دارن سرقت لپ تاب و موبایل است ، خیلی هاحاضرند موبایل و لپ تاب خود رانداشته باشن اما اطلاعات کی روی این سیستم ها هست ( مانند فایل های خصوصی ) به دست غیر نیفتد ، ان موقع هست که تازه به فکر امنیت سیستم های خود می افتن ، در صورتی که با یک عملیات ساده در حد ۵ دقیقه رو سیستم خود می توانید تمامی فایل های خصوصی خود را محافظت نمایید حتی در صورتیکه سیستم بصورت کامل در اختیار کس دیگر باشد

جالب بدانید اولین چیزی که همه ما به ان فکر می کنیم و بسیار خطرناک هست این است که ما چیزی نداریم که مهم باشد که این بزرکترین اشتباست

وقتی دانش و فرهنگ استفاده از موبایل و نداشته باشیم به محض اینکه هر مشکلی و حتی یک کار ساده ( اضافه کردن اپلکیشن به دستکاه) به موبایل فروشی مراجعه و سیستم خود را در اختیار افراد غیر می دهیم ، پرونده های زیادی از سواستفاده از عکس ها فیلم ها و .. در دادگستری از تخلفات این حوزه موجود هست که عکس و فیلم های خصوصی به دستکاه های دیگر منتقل می شد ، حال اگه مدیریت دانش از زمان تبلیغات ، فروش ، ارتباط با مشتری ، و حتی استفاده از دانش مشتری برای موثر واقع شدن در پیشگیری از جرم به درستی بکار کرفته شود نقش مهمی می تواند داشته باشد

در روزهای اخیر شاهد اشتراک‌گذاری ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی هستیم که در آن فردی ادعا می‌کند که در باتری برخی از مدل‌های گوشی سامسونگ ورقه‌ای شبیه به سیم کارت وجود دارد که عکس‌ها و فیلم‌های خصوصی شما و اطلاعات داخل گوشی را به اینترنت انتقال می‌دهد. در ادامه فرد مدعی می‌شود که برای جلوگیری از این مسئله ورقه مذبور را باید از روی باتری جدا کرد و این عمل هیچ آسیبی به گوشی نخواهد زد.

این شایعه نمونه‌ی کپی شده از شایعه‌ی خارجی آن است که بدون تحقیق و جویا شدن نظر متخصص به اشتراک گذاشته شده است.

https://goo.gl/TSi6UQ

اما اصل ماجرا چیست؟ این تراشه هیچ ارتباطی با ارسال اطلاعات نداشته و در حقیقت آنتن «ان اف سی Near field communication» به اختصار NFC به معنای ارتباط در حوزه نزدیک است که در آن «جفت Pair» شدن دو دستگاه از طریق در کنار هم قرار گرفتن دو آنتن‌ ممکن می‌شود. این فناوری ارتباطی معمولا در پشت گوشی‌ها تعبیه می‌شود و دلیل وجود آن تنها در برخی از باتری‌ها این است که گوشی‌های دیگر به طور کلی فاقد این فناوری هستند.

https://goo.gl/5RyCNd

لازم به ذکر است که جدا کردن این آنتن قابلیت NFC گوشی شما را از بین خواهد برد. نکته‌ی دیگری که هنگام خرید باتری جدید برای گوشی باید مورد توجه قرار بگیرد این است که باتری جدید نیز مجهز به این فناوری باشد. معمولا در توضیحات روی باطری Near Field Communication باید ذکر شده باشد.

https://goo.gl/76OjmD

ما از دوران کودکی یاد میگیریم که چه چیزهای بد و چه چیزهای خوب است ، اما این نوع جرایم در محیط خونه منتقل نمی شود و بیشتر نوجونان حالت کنجکاو و همچنین تحت تاثیر فیلم ها دست به اقدام مجرمانه در این حوزه میزنن بدون انکه بدانن این اقدام مجرمانه می باشد ، در حال حاضر پلیس فتا بخش های مختلف اموزشی رو برای اموزش پرورش ، و حتی دانشگاه ها در نظر گرفته که البته این کافی نیست

 یکی از این الگو ها ساختن پروفایل رفتاری کاربر می باشد ، و اینکه رفتار کاربر در چه خوشه ای قرار می گیرد ، از این روش برای تبلیغات هدفمند نیز استفاده می شود ( تبلیغات شخصی سازی ) ، البته مخالفت های زیادی در باره نقض حریم خصوصی در این باره انجام می شود که اخرین بار توسط مدیرعامل اپل بصورت رسمی انجام شد

در کشور خودمون پس از چندین بار تغییر و تاخیر بالاخره در ۵ خرداد ۸۸ در ۵۶ ماده تصویب شد و به قانون مجازات اسلامی اضافه شد که در صورت لزوم عناوین ۲۹ گانه جرایم رایانه تقدیم می گردد...

اصول رفتار و عملکرد ، بستر فرهنگی ، موج هجوم اطلاع رسانی درست و نادرست ، و اینکه با توجه به سرعت زیاد این موج چگونه می توانیم از مدیریت دانش استفاده کنیم تا بستر فرهنگی مناسبی برای پیشگیری از این نوع جرایم فراهم نمایم، وقتی بدانیم چطور پیشبینی کنیم تا براساس ان برنامه ریزی نمایم پی به ان می بریم که با چه سرعتی باید خود را بروز نماییم تا دانش ما در این زمینه برای پیشگیری و مبارز مفید واقع بشه...

الگو برداری رو در پست های قبلی اشاره کردم مانند پروفایل سازی رفتاری و ...

اما این الگو سازی با تغییر کردن نوع داده ها و نحوه ذخیره انها تغییر میکنه ، در حال حاضر big data مطرح می باشد که الگو سازی و داده کاوی را رو این نوع داده دچار تغییرات کسترده ای شده که تعریف خلاصه ای از big data تقدیم می کنم ...

عبارت Big Data مدت‌ها است که برای اشاره به حجم‌های عظیمی از داده‌‌ها که توسط سازمان‌های بزرگی مانند گوگل یا ناسا ذخیره و تحلیل می‌شوند مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما به تازگی، این عبارت بیشتر برای اشاره به مجموعه‌های داده‌ای بزرگی استفاده می‌شود که به قدری بزرگ و حجیم هستند که با ابزارهای مدیریتی و پایگاه‌های داده سنتی و معمولی قابل مدیریت نیستند. مشکلات اصلی در کار با این نوع داده‌‌ها مربوط به برداشت و جمع‌آوری، ذخیره‌سازی، جست‌وجو، اشتراک‌گذاری، تحلیل و نمایش آن‌ها است

اما این مبحث، به این دلیل هر روز جذابیت و مقبولیت بیشتری پیدا می‌کند که با استفاده از تحلیل حجم‌های بیشتری از داده‌ها، می‌توان تحلیل‌های بهتر و پیشرفته‌تری را برای مقاصد مختلف، از جمله مقاصد تجاری، پزشکی‌ و جرایم سایبری وامنیتی، انجام داد و نتایج مناسب‌تری را دریافت‌کرد...پس ما همیشه داده ها را به شکل عادی نخواهیم داشت و باید مدیریت دانش با الگوریتم های خاص فناوری اطلاعات برای استخراج دانش از این نوع دادها به کار برده شود...

یکی از مواردی که انواع دانشی که پلیس در کار خود انجام می دهد می تواند نقش مدیریت دانش را در این زمینه پر رنگ نماید این است که راهکارهای لازم برای بدست اوردن دانش نهفته مجرمین و تکنیکهای خلاق انها در زمینه ارتکاب جرایم و مستند و منتقل کردن ان به تمام حوزه های مرتبط می باشد ، ....

در حال حاضر برای رصد کردن فضای سایبری حتما به ابزار های ویژه نیاز مندیم... به عنوان مثال در بعضی از کشور های پیشرفته فیلترینگ سایت های غیر اخلاقی فقط بر اساس نام یا ادرس انجام نمی شود در واقع براساس پردازش تصویر محتوای ان رصد و فیلتر می شود ... در کشور خودمون نیز در سطح پایین تر در تلاش هستن برای تولید این نوع ابزارها ...( فیلترینگ هوشمند)...

شرکت های بزرگی مثل گوگل و فیس بوک اطلاعات و نحوه عملکرد کاربران و به شرکت های سومی میفروشد تا تبلیغات هدفمند برای کاربران به صورت شخصی ارسال نمایند....

برای ارتباط بین مدیریت دانش و جرایم سایبری (پیشگیری و مبارزه) این تعاریف و باید دانست ...من فقط به یکی از موارد مهم در این رابطه اشاره میکنم و ان فیشینگ هست که به خاطر اهمیت ان تعریف مختصری ارائه میکنم ....

...فیشینگ در زمینه امنیت رایانه‌ای به تلاش برای سرقت و دستیابی به اطلاعات حساس افراد مانند نام کاربری، کلمه عبور و اطلاعات کارت‌های

اما همین فیشینگ دانش نهفته رو با تکنیک های مهندسی اجتماعی و فنی به دانش اشکار تبدیل میکنه که این خطرناک است ...که مدیریت دانش باید در این زمینه با اموزش های ویژه مدیریت دانش معکوس را داشته باشیم...مدیریت دانش معکوس جای بحث داره که بعدا به ان می پردازم....


 









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

دکترقربانی: پرداختن به تهدیدات سایبری، چالش‌ کوچکی نیست. تهدیدات سایبری، همواره پلیس کشورها را ملزم ساخته تا رویکردهای جدیدی نسبت به مدیریت اطلاعات، سیستم‌های امنیت اطلاعات و مقابله با حملات اتخاذ کنند. پلیـس در راستای برخورد با این تهدیدات، باید همواره خود را مواجه با شبکه‌ی اطلاعاتی رقیب ببیند زیرا هیچ منطقه‌ای قابل کنترل و پشتیبانی نیست و پیشرفت‌های آتی در هوشمندی، برنامه‌ریزی و الزامات عملیاتی پلیـس را ملزم می‌سازد تا کنش و واکنش خود را در قبال سرعت ماشین تنظیم کند نه سرعت انسان.

براین اساس، به نظرم جواب این سوال بستگی به پرداختن به چند موضوع مهم با رویکرد مدیریت دانش دارد:

تعریف فضای سایبری، حدود آن، ابزارهای آن، ضریب نفوذ آن در کشورها

تعریف جرایم و مجرمان سایبری و مجرمانی که از اطلاعات دیگران برای مقاصد خود استفاده می کنند

ارائه تعریفی از وضعیت مطلوب که شاید اسم را بشود امنیت مجازی گذاشت

شناخت ماهیت کاربران سایبری، تواناییهایشان، قدرت تحلیلی آنها از اطلاعات دیگران

فرصتها و توانمندیهای مشترکی که فرصت طلبان و تهدیدکنندگان امنیت اجتماعی با دولتها و مردم در مدیریت اطلاعات به دست می آورند

توجه به مفهوم هوشمندی توزیع شده و کارکرد آن

شیوه های دست‌کاری یا مختل‌سازی سامانه‌های موردکاربرد مجرمان سایبری با رویکردهای مدیریت دانش

نکته مهم بعدی، حیطه بندی دانشی که سازمانهای پلیسی در قلمرو مدیریت دانش به آنها نیاز دارند:

دانش تکنولوژیکی که برای شناخت و مبارزه با جرایم سایبری به ان نیاز دارند.

دانش پلیسی ویژه ای که برای بررسی و كشف جرایم سایبری به آن نیاز دارند.

بعد اول، یعنی دانش فناورانه مشتمل بر مهارتهای رایانه ای پیشرفته و سیستمهای مدرن پلیسی است. البته طراحی سیستمهای مدرن پلیسی که قادر به اشراف بر تمامی منابع تولید اطلاعات الکترونیکی داشته باشند منوط بر بهرده مندی از یک دولت مدرن الکترونیکیه. باید زیرساختارهای دولت دیجیتالیی وجود داشته باشه که پهنا و عمق فعالیتهای دولتی در زمینه کشف جرایم سایبری رو پوشش بده.

بعد دوم، هم مشتمل بر دو گام مهمه: کشف جرائم و مستندسازی به طور همزمان

در گام اکتشاف، بررسی به سمت تشخیص ماهیت مساله یا جرم یا رویداد سایبری سوق پیدا میكنه و اینکه چه جرمی با چه ویژگی به طور دقیق محقق شده یا محقق خواهد شد.

گام مستندسازی، یعد از کشف جرم شکل میگیرد که به کار مراجع قضایی می آید.

از نگاه مدیریت دانش، این دو گام به مراحلی تقسیم می شوند:

آماده سازی، پاسخگیری از واقعه، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها، ارائه یافته ها و جمع کردن یا پایان دادن به جرم یا واقعه.

وقتگیرترین وظیفه در اینجا، جستجو، استخراج و تحلیل داده هاست. از اینرو، باید مدل یا الگویی داشته باشیم برای شکل دادن به:

فرایند کشف جرم سایبری، به تکنیکهای داده کاوری نوآورانه کشف جرایم سایبری

 و نهایتا زیرساخت آماده شده دولتی برای این کار

داده كاوی برای اگاهی و نمونه دوستان میتوانند قضیه botnet ها كه مخفف robot network است كه جرایم سازمان یافته اینترنتی با اونها مرتبطند رو بررسی كنند.

محمد صادق افراسیابی: جرایم سایبری (حافظی و خرم آبادی، 1383) نوعی از جرایم اینترنتی می‌باشند که شامل جرم‌هایی هستند که در محیط سایبر بوجود می‌آیند. در این بخش ما به محیط سایبر که یک محیط مجازی می‌باشد و به ویژگی محیط سایبر و چگونگی ایجاد جرایم در فضای سایبر می پردازیم. در محیط سایبر کاربران می‌توانند به هرگونه خدمات اطلاعاتی الکترونیکی در سراسر دنیا دستیابی پیدا کنند و مجرمین محیط سایبرشامل هکرها،کرکرها ،فریک‌های تلفن و سایبرکرایم و تروریسم سایبر هستند. بحران سازهای سایبر شامل ویروسها،عنکبوتهای موتورهای جستجو و پالسهای الکترومغناطیسی،کرمها و بمب‌های منطقه ای می باشند.

از بدو پیدایش جرایم رایانه ای در دهه 1960 تاكنون سه نسل برای اینگونه جرایم بر شمرده اند،كه هر نسل ویژگیهای خاص خود را دارا است.

جرایم رایانه ای در دهه های 60 و 70 و اوایل دهه 80 حاكم بود كه از آنها به عنوان جرایم رایانه ای به معنای خاص یاد می شود، در این جرایم محوریت با رایانه بود و استفاده از اینترنت شیوع نیافته بود،لذا جرایمی كه به گونه ای مرتبط با رایانه بودند جرایم رایانه ای نامیده می شوند.

این جرایم نسل اول هستند. حاكمیت این نسل در موارد پیشنهادی سازمانهای بین المللی و كشورها مشهود است به این نحو كه اولاً :تاكید بر رایانه به عنوان واسط در عنصر مادی جرایم دیده می شود، ثانیاً از عناوینی چون جعل رایانه ای و كلاهبرداری رایانه ای استفاده شده است.

نسل دوم

جرایم رایانه ای از اوایل دهه 80 تا اوایل دهه 90 حاكم شد كه به جرایم علیه داده ها تعبیر می شود. در این نسل، داده صرفنظر از اینكه در رایانه ای قرار داشته باشد یا در واسطهای انتقال مورد توجه قرار گرفت و دیگر تاكیدی بر رایانه نبود و جرایم ارتكابی علیه داده مد نظر قرار گرفتند.قوانین مصوب كشورها در این دهه نشانگر حاكمیت این نسل است به عنوان مثال عناوینی چون كلاهبرداری در داده ها، جعل و یا جاسوسی در داده بكار می رفت.

نسل سوم

جرایم رایانه ای كه از اوایل دهه 90 حاكمیت یافت از آنها به عنوان جرایم سایبر یاد می شود. فضای سایبر كه در تعریف شورای اروپا عبارت است از تركیب رایانه، مودم و مخابرات دائم از ماهواره و.... با ویژگی شبیه سازی و مجازی سازی، محیطی كاملاً جدید بود كه توجه همگان را به خود جلب نمود. جدیدترین كنوانسیون بین المللی در زمینه جرایم رایانه ای نیز همین عنوان جرایم سایبر را به كار برده است. این جرایم با گسترش كاربرد شبكه و اینترنت پا به عرصه وجود نهادند و خصوصیت آن كه متمایز كننده از نسلهای پیشین است. عدم وابستگی ارتكاب جرم به حضور فیزیكی مجرم در محل بروز نتایج جرم است.

دراواسط دهه ی ۹۰ با گسترش شبکه‌های بین‌المللی وارتباطات ماهواره‌ای،نسل سوم جرایم کامپیوتری ،تحت عنوان جرایم سایبری(مجازی)یا جرایم در محیط سایبر شکل گرفته‌است .به این ترتیب جرایم اینترنتی را می‌توان مکمل جرایم کامپیوتری دانست ، بخصوص اینکه جرایم نسل سوم کامپیوتری که به جرایم در محیط مجازی معروف است،غالبا از طریق این شبکه جهانی به وقوع می‌پیوندد.

برخی از مصادیق جرایم عبارتند از:

جاسوسی رایانه‌ای :جاسوسی رایانه‌ای همانند جاسوسی کلاسیک ناظر به کسب اسرار حرفه ای،تجاری،اقتصادی،سیاسی،نظامی ونیزافشاءوانتقال واستفاده از اسرار است،فرد مرتکب جرم بادستیابی وفاش کردن این اسرار،ضررسیاسی،نظامی،مالی،تجاری ایجاد می کند.این جرم امنیت ملی را با مخاطره مواجه می‌کند.

سابوتاژ رایانه‌ای :این جرم با جرم تخریب شباهت بسیاری دارد. هدف مجرم اخلال در نظام سیاسی واقتصادی یک کشوروبالطبع اخلال در امرحکومت است.درواقع اصلاح،موقوف سازی،پاک کردن غیرمجازداده‌ها یا عملیات کامپیوتر به منظور مختل ساختن عملکردعادی سیستم را سابوتاژ رایانه‌ای گویند.

جرایم ناظر به کپی رایت وبرنامه ها شامل هرگونه تکثیر، ارسال، انتقال، در اختیار عامه گذاشتن، پخش گسترده، توزیع، فروش و استفاده ی غیر مجاز از برنامه‌های کامپیوتری است که سرقت نرم ‌افزار نامیده می شود.

 Paypal یکی از پرطرفدارترین سیستم‌های واسط تراکنش مالی در فضای سایبر محسوب می‌شود و کاربران زیادی دارد. امروزه حدود 96.2 میلیون نفر در سراسر دنیا از این سرویس برای انتقال پول از طریق اینترنت استفاده می‌کنند. این سرویس آنچنان دارای اعتبار و اعتماد شده است که بالغ بر 95 درصد خریداران eBay از آن استفاده میکنند.این سرویس برای خریداران رایگان است و از فروشندگان مبلغی بین 1.9% تا 2.9% مبلغ تراکنش را طلب می‌کند و به جرات می‌توان گفت امن‌ترین و قابل اعتمادترین سیستم تراکنش‌مالی اینترنتی است.اما هرچقدر نفوذ به یک سیستم امن و قدرتمند سخت باشد ، طبق معمول کافیست حلقه ضعیف این زنجیره‌ی محکم امنیتی یعنی "کاربران ناشی" را مانند مثال واقعی زیر ، هدف قرار دهیم .

در یک سناریوی معروف ، نفوذگر ایمیلی را که حاوی مطالب بروزرسانی حساب اینترنتی Paypal و آدرس یا فایلی پیوست شده است را برای افراد زیادی اسپم می‌کند و به علت تعداد بالای کاربران این سیستم ، امکان اینکه از بین آنها تعداد زیادی دارای حساب Paypal باشند بسیار زیاد است.

فیشینگ نوعی از حملات مهندسی‌اجتماعی محسوب می‌شود که بر پایه فریب افراد به منظور کلاهبرداری اقتصادی استوار است.در روش فیشینگ (Phishing) معمولا نفوذگران در مرحله اول با اسپم کردن ایمیل‌هایی با تعداد خیلی بالا ،ده‌ها هزار یا حتی چندین میلیون ایمیل را برای تعداد زیادی از کاربران ارسال می‌کند (البته در مواردی نیز افراد خاص مورد هدف قرار می‌گیرند و تعداد کمی ایمیل)که حاوی مطالب فریبنده از طرف سایت‌های آشنا مانند بانک،فروشگاه،شرکتهای معتبر و... هستند. مثلا صفحه‌ای مشابه سایت بانکهایی که اکثر مردم در آنها حساب دارند(برای مثال بانک ملی) می‌سازند و بجای نام دامنه www.BMI.ir نام دامنه آن راwww.BNI.ir می‌گذارند و لینکی را درون ایمیل قرار می‌دهند ، با مضمون اینکه برای تایید کردن حساب خود وارد لینک زیر شوید http:\\www.bni.ir\epayment\verification-account.html و تهدیداتی نیز انجام می‌دهند مانند اینکه در صورت عدم تایید حساب توسط لینک زیر، حساب شما به مدت یک‌ماه مسدود خواهد شد.

هنگامی که کاربر روی لینک تقلبی کلیک کند ، وارد سایت جعلی که توسط نفوذگر ساخته شده می‌شود که کاملا شبیه سایت اصلی بانک است و در قسمت ورود کاربران اطلاعات خود را وارد می‌کند که در این لحظه این اطلاعات توسط سایت جعلی برای نفوذگر ارسال شده و به سرقت می‌رود و نفوذگر می‌تواند وارد حساب کاربر شده و از پولهای او را سرقت کند.

امروزه رایانه های شخصی به محلی برای نگه داری کلیه اطلاعات شخصی و خصوصی تبدیل شده است. تصاویر خانوادگی و اطلاعات مربوط به زندگی و کار ما تنها بخشی از مواردی است که بر روی رایانه های شخصی اکثر شهروندان دهکده جهانی یافت می شود. از همین رو نفوذ به رایانه های شخصی دربردارنده عواقب بسیار خاطرناک است. سوء استفاده از اطلاعات شخصی و دسترسی به اطلاعاتی که حریم خانواده را مورد تهدید جدی قرار می دهد از جمله نگرانیهای جدی شهروندان جامعه مجازی در عصر حاضر است. از همین رو اطلاع از نحوه پیشگیری از نفوذ دیگران به رایانه های شخصی امری الزامی است. از دیگر سو ناآگاهی از شیوه های پیشگیری از نفوذ دیگران به رایانه های شخصی در عصر حاضر مشابه این است که فردی درب منزل خود را به روی همه باز بگذارد. قطعا در چنین شرایطی افراد سارق و مجرم بدون هیچ مانعی به منزل افراد تسامح کار وارد شده و هر چه بخواهند سرقت خواهند کرد.

مدیران اجرایی احتمالا گاهی لپ‌تاپ‌های حاوی اطلاعات مهم را با خود از دفتر بیرون می‌برند اما ابزارهای موبایل آنها همیشه و همه جا با آنها خواهد بود. این دستگاه‌ها بسیار سریع و آسان مورد سرقت قرار می‌گیرند. مثلا امكان جا گذاشتن آنها در یك محل و یا به سرقت رفتن آنها از جیب اشخاص بسیار زیاد است. برای حافظت از اطلاعات موجود در تلفن همراه و پیشگیری از سوء استفاده از اطلاعات ذخیره شده بر روی تلفن همراه توجه به نکات بیان شده در کتاب خانواده، سواد رسانه ای و رسانه های دیجیتال ضروری است.

این روزها هر جا می‌رویم صحبت از بدافزارهای (Malwares) موبایل و تهدیدات امنیتی آنها است. حالا وقت آن رسیده که پاسخ این سوالات را پیدا کنیم و بدانیم که بدافزارها چگونه عمل می‌کنند، چرا کاربران به آنها آلوده می‌شوند و چگونه به گوشی‌های هوشمند راه پیدا می‌کنند؟

راحله: من فكر میكنم همه تا حدی میدونن جرایم سایبری چیست و كلا تعریف جرم چیست! و فكر میكنم سوال هفته نحوه مدیریت دانش برای پیشگیری از جرایم اینترنتی، سایبری، كامپیوتری،، بود. من خودم در این زمینه تنها چیزی كه به ذهنم میرسه فعلا این هست كه مثلا یك پایگاهی باشه كه افراد وقتی به مورد مشكوكی برخوردند و یا قربانی این گونه جرایم بودند دانشی رو كه كسب كردند به پایگاه مربوطه گزارش بدن و یا سیستم خبره ای باشه كه بر اساس اطلاعات این پایگاه در هنگام برخورد با موارد مشابه ثبت شده در این پایگاه به فرد هشدار بده و فرد رو انتقال بده به صفحه مورد نیازش، كه خوب البته این نیازمند یك سیستم نرم افزاری با امنیت بالا برای خود سیستم است. البته شایانذكر هست كه در امریكا هم مردم مخالف این هستند كه اطلاعات محرمانه انها در اختیار دولت یا دیگران قرار گیرد و من فكر میكنم این در تمام دنیا هست . و این مساله با مدیریت دانش جرایم سایبری تا حدی متفاوت است. یک بخشی از این موضوع در خصوص اهمیت گفت و گو است که یکی از مسائل مهم در دنیای امروز است و حتی مهندس ها و پزشکان و متخصصان مدیریت دانش در اروپا آموزش گفت و گو می بینند ... با تشکر از خانم مهندس نبی زاده و سایر اعضای گروه که در این مناظره مشارکت داشتند.

هاجر عطاران: به منظور کشف جرایم اینترنتی مخصوصا مواردی که به فیلترینگ منجر می شود شبکه ای در قوه قضاییه و دولت ایجاد شده است. بدین ترتیب که در برخی دستگاه ها افرادی مکلف به بررسی روزانه محتوای سایت ها و اعلام موارد مشکوک به نهاد بالادست هستند. سپس آن نهاد اقدام به فیلترینگ می کند. منتها، چون در مورد متون انتقادی کار کمی سخت است فعلا این کمیته در جستجوی عکس های مورد دار است. اما در خصوص سایر جرایم اینترنتی این کمیته فعالیت نمی کند. به نظر می رسد پلبس فضای مجازی هم چندان قدرت عمل ندارد. منظورم این است که در خصوص جرایم فضای مجازی و نقش مدیریت دانش باید این نکته را مد نظر داشت که برای عملیاتی شدن قوانین هم چاره ای باید اندیشیده شود.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

کیانا: با سلام ، اول باید ببینیم مخاطبین در این حوزه چه کسانی هستن ، افرادی که بصورت مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر قرارگرفته اند ، ضابطین قضایی(مانند پلیس و... )، قضات ، وکلا ، مجرمین ، از دید هر کدوم میشه راجب مدیریت دانش به صورت خاص صحبت کرد . این نوع جرایم با توجه به تکنولوژیهای جدید و استفاده های روز افزون از ابزارهای الکترونیکی همیشه در پیرامون ماوجود داشته و عدم اگاهی ما موجب میشود که به راحتی از کنارش بگذریم.و اتفاقات غیر قابل پیش بینی رخ دهد.مدیریت دانش میتواند نقش مهمی در اگاه سازی اقشار مردم با زبان ساده ایفا نماید.

مریم دهقانی: امروزه پلیس با استفاده از فناوری های نوین می تواند نقش موثری در پیشگیری و کشف جرایم وسایبری داشته باشد. از طرفی مدیریت دانش ارتباط مستقیمی با امور پلیسی دارد. برای نمونه پلیس اروپا در شهر لاهه در هلند اقدام به ایجاد مرکز مدیریت دانش نموده است تا بتواند از این طریق و با به روز کردن پایگاه اطلاعاتی خود در جریان تازه های علم و فناوری قرار گیرد و از این دانش جدید در جهت اعمال صحیح قانون و امور پلیسی استفاده کند

انواع دانشی را که پلیس در کار خود از آن استفاده می کنند می توان به پنج دسته تقسیم کرد:

* دانش اجرایی: دانش مربوط به نحوه انجام تحقیقات، ادارات، خدمات، مکان ها، لباس های فرم، بودجه ها و آمارها

دانش نظارتی: دانش مربوط به اقدامات، رفتار، روش ها و قوانین

دانش حقوقی: دانش مربوط به حقوق و قوانین دادگاه

دانش عملی: دانش مربوط به مدارک جرم و حقوق مظنونین

دانش تحلیلی: دانش مربوط به رفتار تحقیق شامل سبک تفکر تحقیقی

در تحقیفی که در نروژ با حضور شرکت کنندگانی از واحدهای تحقیقاتی ادارات پلیس این کشور انجام شد، این نتیجه حاصل شد که دانش مربوط به جرایم کامپیوتری در عین اینکه ارزشمند، منحصر به فرد، غیر قابل جایگزینی، قابل استفاده و قابل ترکیب هستند، قابل تقلید و قابل انتقال نیز می باشند.

منبع: کتاب سامانه های مدیریت دانش در خدمت پلیس از پیتر گاتچالک


مرتضی اللهیاری:

۱، بزرگترین نقش مدیریت دانش میتونه اطلاع‌رسانی و ترویج فرهنگ کاربرد درست و قانونی فناوری اطلاعات باشه.

۲، مهمترین نقش میتونه پیشگیری از وقوع جرم و خسارات مادی و معنوی به جامعه باشه.

۳، رایجترین نقش هم میتونه کمک به پلیس برای مبارزه با این جرایم باشه.

۳-۱، ایفای نقش با آموزش به نیروهای عملیاتی مرتبط

۳-۲، استقرار نظام مستندسازی رخدادها و مدیریت تجارب

۳-۳، پیشگیری از بحران با تدوین شیوه نامه و رویه های مدون در قالب اگر-آنگاه

۳-۴، جلوگیری از قطع تداوم نسلهای نیروی انسانی با تشکیل زنجیره‌های زمانی پویا از نسلهای مختلف در کنار هم.

دکترزاهدی:

1. شناسایی حوزه های سایبری

2. بررسی دقیق هر حوزه از لحاظ دانش و تخصص

3. شناسایی دانشگران هر حوزه

4. طراحی درخت دانشی هر حوزه از منظر محصول یا خدمت ویا....

5.شناسایی گپ های دانشی و شکاف دانش

6. اسیب شناسی هر محصول یا حوزه

7. ایجاد بانک کاربران و شناسایی حوزه های انها

8 . ایجاد تالار گفتمان دانشی بر اساس موارد 5،6،7

تفکر و تامل در تشکل های رسمی و غیر رسمی و نیز نحوه ارتباطات آنها یکی از گام های مهم در این خصوص به شمار می اید.

در تکمیل این حوزه می توان آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در بین جوانان را عامل اصلی برای بستر مدیریت دانش تلقی نمود.

شایان ذکر است دیدگاه هایی همچون تک سو نگری و نیز نا بهنگام هنجاری و نوع خصوصیات یک بافت فرهنگی از چالش های اصلی مدیریت دانش در این حوزه است.

به هر تقدیر انچه که فضای سایبر می تواند دارا باشد در دو لفافه استوار گردیده است، اولی خروجی غیر قابل اعتماد تنها به عنوان نمود دانشی نادرست برای استفاده عام و دومی صحیح و قابل استناد برای کار کردهای خاص و داخل مجموعه خودی. چنین نگرشی را می توان در اسناد غیر قابل استناد یکسری سایت ها و پلیس اینتر پل در برخی کشور ها و نیز امار های ان مشاهده کرد.

خشایار: بهتر است به مواردی بپردازید که در حوزه شناسایی و پیشگیری رفتارها و الگوهایی باشد که می تواند به جرم منجر شود. جرایم سازمان یافته سایبری، شناسایی افراد مستعد برای فعالیت های مجرمانه و ...، . راهکارهای مبتنی بر تعاملات یا غیرمقیاس پذیر، اقبال یا ارزش افزوده ای در این حوزه ندارند. تصوری که از مدیریت دانش وجود دارد در فضای پلیس و امثالهم بسیار شکل متفاوتی پیدا می کند. در این حوزه دانش در مورد مردم، رفتارهای آنها و ارتباط بین آن ها و سایر مفاهیم بسیار مهم می شود که هر لحظه در حال تغییر است.

استفاده از تکنیک تحلیل شبکه های اجتماعی در پیش بینی یا شناسایی پترن های رفتاری خطرناک می تواند مفید باشد، منظورم از شبکه اجتماعی لزوما شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و ... نیست، منظور مدلی از روابط اجتماعی گراف مانندی است که بین افراد مختلف در داده های موجود در سیستم های پلیس، قضایی و ... وجود دارد.

البته هر قدر اتصال بین داده های سایر سیستم های نرم افزاری اجتماعی، خدمات دولتی و ... وجود داشته باشد این تحلیل ها جواب های بهتری می دهند.

کیارش سابقه کیفری برای حمل مواد مخدر دارد. علی تازه از محل کار خود اخراج شده است. کیارش یکبار برای چک برگشتی علی وثیقه گذاشته است، پس علی می تواند مدیون کیارش باشد و برای نیاز مالی رو به حمل مواد مخدر بیاورد

از این رو در نقش پیشگیری، همکاری پلیس و سایر نهادهای اجتماعی مثل بیمه تامین اجتماعی، الزام می کند که مشاورین تامین اجتماعی از علی برای مشاوره دعوت کنند تا از تبدیل شدن وی به یک فروشنده یا توزیع کننده خرد مواد مخدر جلوگیری کنند.

مورد دیگر کاربردی که می تونم توضیح بدم به پروژه ای بر می گرده که در اتحادیه اروپا تحت عنوان پروژه PANDORA اجرا شده

هدف این پروژه استفاده از دانش پیشین به صورت کاملا ساخت یافته و مدل شده برای رسیدگی به بحران های چند بعدی است که نیاز به حضور مشترک پلیس، نیروهای امدادی، آتش نشانی و ... دارد

فرض کنید در یک ساختمان گروگانگیری اتفاق می افتد و گروگانگیر ها افرادی را مصدوم کرده و اقدام به بمب گذاری کرده اند.

بسته به شرایط جغرافیایی، نقشه محل، انگیزه گروگانگیران، ترکیب گروگان گرفته شده گان، و هزاران مورد دیگر

روش صحیح وارد عمل شدن نیروهای مختلف چیست؟

یکی از بهترین منابع قابل استفاده، درس آموخته های کاملا مدل شده و سازمان دهی شده بر اساس ماموریت های مشترک قبلی است که در این پروژه در مراکز فرمانی در پایتخت های اتحادیه اروپا تجمیع شده (Command Centers) و در مرحله بروز بحران بنا بر ورودی ها به کمک نیروها می آید

مفهوم ساده تر آن می تواند یک سیستم CBR باشد.

ضمنا تکنیک های Fraud Detection و Anti Money Laundering که در بانک ها به طور وسیع استفاده می شه، می تونه بسیار مورد استفاده پلیس سایبری هم قرار بگیره.  در مورد ردیابی fraud که گفتم، اطلاعات تراکنش های مالی هم به شکلی محرمانه اند اما بانک ها در مقیاس بزرگ برای شناسایی روند های معیوب ازش استفاده می کنند. یه مثال دیگه استفاده از بازی ها برای آموزش هست که سناریوهای مختلف بر اساس دانش استخراج شده شکل می گیرند، مثلا در حوزه پیشگری از خشونت.

النازرفیعی: از مدیریت دانش می توان در دو حوزه کشف جرایم و پیش بینی و پیشگیری از جرایم استفاده کرد. در حوزه پیشگیری برنامه های زیادی در بسیاری از کشورها انجام شده از جمله انتقال دانش مناسب به دانش آموزان در مدارس و... در واقع با انتقال دانش مناسب می توان به افراد قبل از اینکه در دام جرم بیفتند آموزش داد. برای مثال دانشی مثل انواع هکر های کلاه سفید و کلاه سیاه و...اگر به موقع به افراد منتقل شود می تواند در پیشگیری از جرایم صورت گرفته توسط نوجوانان و... موثر باشد.

باتوجه به گستردگی بسیار زیاد فضای مجازی و بین المللی بودن برخی از این جرایم، اشتراک دانش در میان کشورها میتواند بسیار کمک کننده باشد. ایجاد زیرساخت های لازم در کشور برای پیش بینی و کشف جرایم بر اساس دانش فارنزیک نیز یکی از مواردی است که باید به ان توجه شود. و اینکه با توجه به سرعت بسیار زیاد فضای مجازی بروز کردن دانش به موازات این سرعت ضروری خواهد بود.

ضرغامی: در این حوزه (مباحث سایبری) تخصص چندانی ندارم ولیکن باتوجه به شرایط عمومی به نظر میرسد که قابلیت های عمومی مدیریت دانش که در فرایندها و چرخه مدیریت دانش موجود و نهادینه شده است در تمامی حوزه ها و از جمله این مقوله کاربرد خواهد داشت.

به طور خاص در باره این سوال نیز، نیاز به توسعه مستمر زیرساختهای IT و به ویژه استفاده از سیستم های خبره (EXPERT SYSTEMS) غیرقابل انکار است

معصومه نبی زاده: مطابق با تقسیم بندی صورت گرفته در کنوانسیون جرایم سایبر، جرایم سایبری را میتوان به چهار دسته تقسیم نمود:

دسته نخست، جرایم علیه محرمانگی، تمامیت و دسترسپذیری سیستمها و داده های رایانه ای که این جرایم در مواد ٢ تا ٦ کنوانسیون مذکور ذکر شده اند که به ترتیب، دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز، مختل کردن دادهها، سوء استفاده از دستگاهها را شامل میشود.

دسته دوم، جرایم مرتبط با ر ایانه : در مواد ٧ و ٨ کنواسیون جرایم سایبر به ترتیب به دو جرم جعل و کلاهبرداری مرتبط با رایانه اشاره گردیده است.

دسته سوم، جرایم مرتبط با محتوا : ماده ٩ کنوانسیون به جرایم مرتبط با هرزهنگاری کودکان اشاره کرده است که این جرایم جزو جرایم مرتبط با محتوای دادههای رایانه ای محسوب میگردند . البته در ماده ٣ پروتکل الحاقی به کنوانسیون جرایم سایبر در سال

٢٠٠٣ ، انشار محتوای نژادپرستانه و بیگانه ستیزانه به وسیله سیستمهای رایانه ای نیز جرم انگاری شده است که میتوان این جرم را جزء جرایم سایبری مرتبط با محتوا محسوب کرد .

دسته چهارم، جرایم مرتبط با نقض حق نشر و حقوق مرتبط : در ماده ١٠ کنوانسیون، به جرایم مربوط به نقض حقوق مالکیت فکری از جمله حق نشر اشاره گردیده است.

به نظر می توان از قابلیت کدسازی مدیریت دانش استفاده کرد تا امنیت داده ها و اطلاعات را بالا برد از طرفی استفاده از این قابلیت، داده ها و اطلاعات موجود در فضای سایبر را ویژه کرده و امکان کپی و جعل را کاهش می دهد.

در علت شناسی جرایم سایبری به عواملی چون علل فردی، علل اجتماعی، ضعف فرهنگی، شرایط نامساعد اقتصادی، خانواده های نابسامان اشاره کرد که ریشه در فرهنگ و ضعف و نقص فرهنگی دارد. به نظر می رسد با فرهنگ سازی در این حیطه و آموزش افراد در مورد نحوه چگونگی استفاده از محیط سایبر بتوان در کاهش این جرایم اثر گذار بود.

دکتر اخوان: مدیریت دانش و ابزارهای مرتبط می توانند در شناسایی و كشف الگوهای پنهان در پس انبوه داده ها كمك فراوانی نمایند. اخیرا رئیس سازمان اطلاعاتی بریتانیا گفته است پیشرفت در حوزه فن‌آوری به تروریستها امکان می‌دهد تا خارج از نظارت نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با یکدیگر "ارتباط" برقرار کنند و این موضوع بواسطه رمز‌گذاری پیام‌ها و اطلاعات است كه موقعیت دشواری بوجود آورده است.

در موقعیت جدید، به نظر می رسد ابزارهای مدیریت دانش از جمله استدلال مبتنی بر مورد CBR، مرور بعد از عملیات AAR، داده كاوی، سیستمهای خبره، درس آموخته ها و ... می توانند كمك شایانی نمایند.

فناوری NORA می تواند كمك شایانی برای دستیابی به الگوهای پنهان روابط نماید.

Non obvious Relationship Awareness (NORA)

 (NORA)

فناوری جدید آنالیز داده به نام آگاهی از رابطه پنهان میتواند اطلاعاتی را در مورد افراد مختلف از چندین منبع مجزا مثلاً برنامههای کاربردی استخدامی، رکوردهای تلفنی، فهرستهای مشتریان و فهرستهای درخواستی دریافت کرده و روابط درونی آنها را شناسایی نموده و ارتباطات پنهان بین آنها را مشخص کند. این روابط پنهان به شناسایی مجرمین یا تروریستها کمک میکند

منبع

Laudon-2012-Management-information-systems

البته نسخه سال ٢٠٠٩ كتاب نیز توسط انتشارات آتی نگر ترجمه و چاپ شده است

می توان به مطالعه موردی ChoicePoint اشاره كرد. امروزه تقاضا برای اطلاعات به قدری زیاد است که بنگاههای واسطه داده مانند ChoicePoint رونق بسیاری دارند.

این شرکت هر ثانیه به هزاران تراکنش کارت اعتباری دسترسی دارد و دارای

هفده بیلیون رکورد مشتمل بر اطلاعات شخصی افراد و بنگاهها در امریكا است.

این شرکت اطلاعات شخصی افراد را عمدتا به سازمانهای دولتی میفروشد.

بعنوان مثال اداره درآمد آمریكا قراردادی 5 ساله به مبلغ 200 میلیون دلار امضا کرد تا به پایگاههای داده ChoicePoint دسترسی یافته و بتواند داراییهای مشمولین مالیات متخلف را شناسایی کند.

پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر سال 2001، ChoicePoint به دولت آمریکا کمک کرد تا نیروی امنیتی جدید فرودگاه تحت کنترل دولت فدرال را انتخاب کند.ولی در این بین چاشهایی نیز وجود دارد:

اشکال این پایگاههای داده عظیم که توسط ChoicePoint و سایر واسطههای

داده پشتیبانی میشوند در این است که حریم خصوصی افراد و سلامت اجتماعی

آنان را به خطر میاندازند. و از طرف دیگر کیفیت داده گردآوری شده ممکن است قابل اعتماد نبوده و باعث شود افراد

شغل و یا موقعیتهای خود را بواسطه تشخیص اشتباه از دست دهند...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic