شبکه تخصصی مدیریت دانش
درباره وبلاگ


هدف اصلی تشکیل این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اموخته های مدیریت دانش است.
تلاشمان بر این است که هر چند روز یکبار یکی از موضوعات تخصصی مدیریت دانش را مورد بحث و تبادل نظر با جمعی از عزیزان و با  نظارت یکی از برجسته ترین اساتید این حوزه جناب اقای دکتر اخوان قرار دهیم.
در ضمن کسانی که تمایل دارند در شبکه تخصصی مدیریت دانش در تلگرام مرتبط با موضوع وبلاگ عضو شوند شماره خود را برای اینجانب ارسال کنند.



جمع بندی موضوع هفته در كانال مدیریت دانش به آدرس ذیل نیز قابل دسترسی می باشد:
https://telegram.me/knowledge_management

مدیر وبلاگ : مریم فیلسوفیان
مطالب اخیر



نظرات دوستان:

_ من فکر میکنم انتخاب چارچوب مناسب پیاده سازی مدیریت دانش مهم است. مدلهای تجویزی متفاوتی وجود دارند مانند APO, APQC و چارچوب مدیریت دانش EFQM. هریک از این چارچوبها مسیری را تجویز کرده اند. مثلا APO چهار مرحله دارد. تشخیص،طراحی، ایجاد و توسعه یا گسترش.در مرحله تشخیص 2 کار باید انجام شود. الف_ ارزیابی سطح بلوغ بر اساس سوالات ارزیابی که خود سازمان طراحی نموده ب_ شناسایی شکاف دانش.

ضمنا در این مرحله بر اساس نمره کسب شده سطح بلوغ سازمان مشخص می شود که می تواند ملاک تصمیم گیری برای وضعیت مطلوب سازمان تلقی شود. در مرحله طراحی موضوع تدوین استراتژی مدیریت دانش و ارزیابی هزینه و منفعت هریک از اقدامات بهبودی است که از پاسخ به سوالات پرسشنامه استخراج شده. پس از اولویت برنامه ها بصورت پایلوت برنامه ای را اجرا می کنند . نقش هر واحد و فرد مشخص می شود. پس از این اجرا اصلاحات انجام شده و در نهایت پیاده سازی به تمام سازمان تسری می یابد. چارچوب EFQM مبتنی بر مدل تعالی سازمانی است. در هر معیار سوالاتی از جنس مدیریت دانش مطرح شده که با توجه به آنها می توان برنامه های بهبود را مشخص کرد. در این چارچوب نکته مهم دیگر انتخاب روش ارزیابی است. پس از مشخص شدن برنامه ها آنها را اولویت بندی و اجرا میکنند.(رضا مصفا)

_ اولین قدم می تواند تحلیل و بررسی زیرساخت های موجود باشد. پس از آن تهیه نقشه دانش برای سازمان است تا گپ های موجود شناسایی شود و بتوان از آن برای خلق استراتژی های مدیریت دانشی و هماهنگی آن با استراتژی سازمان استفاده کرد.

همچنین شناسایی شبکه های موجود در سازمان از جمله اینترانت، اکسترانت و فهم نقش آن ها در مدیریت دانش با استفاده از ابزارهایی چون data mining, data warehousingو DSS در قالب قدم های آغازین می تواند باشد.(الناز رفیعی پور)

_ باتکیه بر مبانی علمی و اهداف استقرارمدیریت دانش و همچنین با توجه به تجارب کسب شده در سایر کشورها و برخی از شرکتها وبنگاهها و سازمانهای کشورمان به نظر میرسد: پس از ایجاد احساس نیاز به استقرار مدیریت دانش و فرهنگ سازی موضوع که به عنوان مولفه مهم است. مرحله بعد ایجاد زیر ساخت های لازم میباشدو زیرساختهای متعددی میبایست فراهم باشد که در شرایط فعلی و نقش فزاینده و تاثیرگذار فناوری اطلاعات باید این زیرساخت فراهم باشد. تجارب کشورهای مختلف مانند کره جنوبی و برنامه های کشور هندوستان در آسیا نشان میدهد زیرساخت IT از مهمترین زیرساخت مورد نیاز است لذا فراهم آوردن آن که خود هم زیرساختهای فنی ، انسانی و محیطی لازم دارد از ابزارهای استقرار مدیریت دانش میباشد. (نجاتی)

_ یکی از مدلهای متقن و مطرح در این حوزه، مدل bsc و منطق سیستمی حاکم در آن می باشد که بر

Input, process, output, outcome تاکید دارد.(دکتر صدیق رضائیان)

_ به نظر بنده اولین گام اعلام بیانیه و یا ماموریت سازمانی که نشاندهنده اهمیت و حمایت مدیریت ارشد سازمان و پس ارزیابی وضعیت موجود سازمان بر اساس مدل هایی نظیر APO که حاکی از ان است در شرایط فعلی سازمان بر اساس فاکتور های مختلف در چه مرحله ایی قرار دارد. سپس تدوین استراتژی ها و تهیه نقشه دانش که نقطه مطلوب مشخص شود. سپس متناسب با آن برنامه های عملیاتی طرح‌ریزی و پیاده سازی شود.به طور کلی رویکرد ها در اندازه و ابعاد سازمان و بلوغ سازمان انتخاب می گردد و نمی توان یک نسخه در سازمان های مختلف بپیچیم.(پیمان میرزایی)

_ به نظر بنده قبل از انجام هر کاری با هدف مدیریت دانش در سازمان، ابتدا باید مسأله اصلی که در سازمان در حوزه مدیریت دانش مطرح است، مشخص گردد. پس از تعیین مسئله، جمع آوری اطلاعات از سازمان صورت پذیرد و مباحث جهت ساز مدیریت دانش از جمله اهداف کلان، چشم‌انداز، مأموریت مورد انتظار و غیره شناسایی گردد. بر اساس این مباحث جهت ساز مدیریت دانش، استراتژی های مدیریت دانش در کل یا بخشی از سازمان تعیین گردد. در گام بعدی برنامه‌ها، اقدامات و ابتکار عمل‌های مدیریت دانش شناسایی و تدوین گردند. آنگاه به صورت دقیق مشخص می‌گردد که در سازمان نیاز به چه اقداماتی می باشد. قاعدتا این اقدامات در سطح مختلف سازمان مثل سطح فرایندها، ساختار و زیر ساخت‌ها (مثل نیروی انسانی و فناوری اطلاعات) اثرگذار است. چیزی که به صورت کلی در سازمان می توان گفت این است که فرایندهای مدیریت دانش در سازمان و همچنین زیرساخت های لازم باید محقق گردند. این تحقق دارای سطوحی است که معمولاً میزان گستردگی آن ها را در مدل های بلوغ پوشش می دهند. ارائه یکسری فعالیت های تیپ مدیریت دانش مثل این است که پزشک بیماری را بدون معاینه با نسخه آماده بخواهد درمان کند. البته این نکته تاکیدی ندارد که این فعالیت ها، ارزشی در سازمان ایجاد نمی کنند.(روزبه حسام امیری)

_ در كتاب *مدیریت دانش: كنكاشی در عوامل شكست* كه امسال توفیق چاپ آن پیدا شد، الگویی جهت پیاده سازی مدیریت دانش ارایه نمودم كه ذیلا مشاهده می فرمایید. این الگو با ارزیابی سطح بلوغ شروع شده و مواردی چون تدوین سند راهبردی، فرهنگ سازی، نقشه دانش، مكانیزمهای انگیزشی، نظام مستندسازی، شبكه سازی، اكتساب دانش ضمنی ، و در نهایت استقرار پایگاه دانش را در بر می گیرد...

در كتاب *عوامل كلیدی موفقیت مدیریت دانش* نیز الگویی جهت پیاده سازی مدیریت دانش در مراكز تحقیقاتی و دانشگاهی ارایه نمودیم كه ذیلا مشاهده می فرمایید. این الگو نیز با شناخت و بسترسازی شروع شده و با محوریت فرایندها، ابزارها و لوازم مورد نیاز در هر فرایند مدیریت دانش پیشنهاد شده است كه می تواند به عنوان نقشه راهنما مورد استفاده عزیزان قرار گیرد...(دکتر پیمان اخوان)

1.تعیین هدف دانش در سازمان:هدفهای مدیریت دانش در ابتدا باید مشخص گردد.هدفهای مدیریت دانش در دوسطح عملیاتی و راهبردی با توجه به اهداف اصلی سازمان تعیین میگردد.در سطح راهبردی نگهداری سازمان بر پایه مدیریت دانش و ایجاد فرهنگ انجام می شود و در سطح عملیاتی با توجه به اهداف باید برنامه های لازم برای دستیابی به اهداف شناسایی، توزیع، به کارگیری و نگهداری شود.

2. کشف دانش: شناسایی منابع دانشی درون و بیرون سازمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

3. کسب دانش از افراد خبره

4. خلق دانش جدید در سازمان

5. سازماندهی و نگهداری دانش: اینکه چه دانشی در کجا و تا کی باقی بماند و نگهداری آن چگونه باشد که بهترین قابلیت بازیابی فراهم گردد

6. تسهیم و تبادل دانش

7. به کارگیری و توسعه دانش: دانش به کار گرفته شده باید تاثیر خود را در افزایش کارایی و اثربخشی سازمان نشان دهد.

8. ارزیابی دانش: باید دانش به دست آمده به لحاظ میزان رشدی که برای سازمان ایجاد نموده مورد ارزیابی قرار گیرد.(مریم فیلسوفیان)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای مهدی حسینی سرخوش به شرح ذیل انجام پذیرفت:


مروری بر مدل‌های مطرح شده به منظور استقرار مدیریت دانش در ادبیات تحقیق و مدل‌های توسعه یافته در سازمان‌های پیشرو حاکی از وجود تنوع بسیار گسترده این مدل‌ها می‌باشد.
به عنوان مثال سازمان بهره‌وری آسیا (APO) چهار مرحله بر استقرار مدیریت دانش توصیه می‌کند: تشخیص، طراحی، توسعه و استقرار.
1) در مرحله تشخیص دو کار باید انجام شود: 1) ارزیابی سطح بلوغ و 2) شناسایی شکاف دانش.
2) در مرحله طراحی استراتژی مدیریت دانش، برنامه‌ها، اقدامات عملیاتی و شاخص‌های کلیدی موفقیت برای ارزیابی تدوین می‌شود.
3) در مرحله توسعه، پس از اولویت‌بندی برنامه‌ها، برنامه پایلوت به صورت اجرا می‌شود. 
4) در مرحله استقرار مدیریت دانش در سراسر سازمان استقرار یافته و از طریق فرهنگ‌سازی و ارزیابی مستمر در سازمان نهادینه می‌شود.
علاوه بر این، عوامل متنوعی وجود دارد که می‌تواند بر موفقیت استقرار مدیریت دانش در سازمان اثرگذار باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:
• تعهد مدیریت ارشد
• فرهنگ سازمانی
• زیرساخت‌های IT
• ساختار سازمانی و فرآیندها
• نظام انگیزشی
• همراستایی با مأموریت و راهبردهای سازمان
بررسی مدل‌های مختلف استقرار مدیریت دانش بیانگر حاکمیت رویکرد عقلایی از بالا به پایین در این مدل‌ها می‌باشد (یعنی انطباق عمودی نظام مدیریت دانش با راهبردها و الزامات فرادستی). علاوه بر این یک مدل استقرار مدیریت دانش اثربخش بایستی همراستایی و انطباق افقی خود را با سیستم‌های جاری سازمان (مانند مدیریت کیفیت یا مدیریت پروژه) حفظ نمایند. بنابراین مدل‌های استقرار مدیریت دانش باید دربردارنده تجزیه و تحلیل محیطی (فرصتها و تهدیدها) و تجزیه و تحلیل سطح بلوغ سازمان (قوتها و ضعفها) باشد.
در نهایت با بررسی مدل‌های مختلف موجود برای استقرار مدیریت دانش و در نظر داشتن عوامل مذکور برای موفقیت مدیریت دانش و بهره‌گیری از نظرات مشارکت‌کنندگان در بحث، برای استقرار مدیریت دانش در سازمان مراحل زیر توصیه می‌شود:
1) تشکیل تیم مدیریت دانش: 
در این مرحله تیم مدیریت دانش تشکیل، وظایف، مسئولیت‌ها و اختیارات آنها مشخص می‌گردد. این نکته حائز اهمیت است که در تشکیل تیم بایستی صلاحیت‌های مورد نیاز اعضای تیم مدیریت دانش در افراد کاندید وجود داشته باشد یا از طریق آموزش به آنها انتقال یابد.
2) ارزیابی سطح آمادگی سازمان برای استقرار مدیریت دانش: 
در این مرحله نقاط قوت و ضعف سازمان شناسایی و اقداماتی در جهت تقویت و استمرار نقاط قوت و حذف یا تعدیل نقاط ضعف تعریف و اجرا می‌شود. در این مرحله می‌توان از مدل‌های سنجش سطح بلوغ مدیریت دانش نظیر K3M برای ارزیابی وضعیت سازمان به لحاظ زیرساختها، منایع انسانی و... بهره گرفت.
۳) تدوین راهبرد دانش سازمان: 
در این مرحله حوزه‌های دانش کلیدی شناسایی، ارزیابی و راهبردهای مناسب هر حوزه انتخاب می‌گردد. برای این منظور می‌توان از مدل شرکت زیمنس الگو گرفت:
4) تدوین برنامه‌های راهبردی مدیریت دانش: 
در این مرحله اقدامات راهبردی مدیریت دانش در راستای راهبردهای دانشی تدوین شده سپس تبدیل به برنامه‌های عملیاتی می‌گردد. در این مرحله می‌توان از ابزارهای مناسب برای توسعه فرآیندهای مدیریت دانش بهره برد که نمونه‌ای از آن از APO در ادامه ارائه شده است:
5) استقرار آزمایشی (پایلوت): 
این مرحله شامل تعریف معیارهای انتخاب پایلوت، انتخاب پایلوت، فراهم‌سازی زیرساخت‌های لازم در پایلوت انتخاب شده، فرهنگ‌سازی و استقرار در پایلوت می‌باشد. در این مرحله می‌توان از روش‌های مذکور برای ارزیابی سطح آمادگی بخش‌های مختلف یک سازمان بهره برد. علاوه بر این می‌توان از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره مانند AHP برای مقایسه آمادگی بخش‌های مختلف استفاده نمود.
6) پایش استقرار مدیریت دانش در پایلوت انتخابی و توسعه آن به سایر بخش‌های سازمان: 
در این مرحله بایستی موفقیت استقرار مدیریت دانش در سازمان و بازده آن (ROI) را مورد ارزیابی قرار داد. در صورت رضایت‌بخش بودن نتایج، استقرار مدیریت دانش در سایر بخش‌های سازمان ادامه خواهد یافت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم مهندس الناز رفیعی پور به شرح ذیل انجام پذیرفت:

باسلام و باتشکر از اعضای فعال گروه جناب آقایان: موثقی، متولیان، خادم الحسین، رضاییان، M.S.A ، زیدآبادی، نجاتی، اشنه در، مهریار، اللهیاری، جنیدی، کازرونی، R, صمدی و دکتر اخوان.

خانم ها: مسجدی، راحله، فیلسوفیان و تمامی دوستان.

همچنین، باتوجه به مطالب ارائه شده و گستردگی موضوع هفته به نظر می رسد که هنوز تحقیقات بسیاری در این زمینه نیاز است.

موضوع هفته: مدیریت دانش چگونه می تواند در صنعت درمان و پزشکی کشور مورد استفاده قرار گیرد؟

Healthcare Knowledge Management

ایجاد نظام مند، مدل سازی، تسهیم و ترجمه دانش مراقبت سلامت است تا کیفیت مراقبت های بهداشتی را ارتقا دهد.

چشم انداز مطلوب:

 "هیچ‌كس نباید به‌دلیل عدم دستیابی به دانشی كه پیش‌تر در سازمانی دیگر خلق شده است بمیرد یا با مشكل مواجه شود."

1.کلیه مراکز درمانی دولتی و خصوصی کشور به صورت شبکه به یکدیگر متصل شوند. علاوه بر دفترچه سلامت کلیه گزارشات ارجاعات، درمان، نوع بیماری های مختلف فرد که در سنین مختلف به آن دچار شده در این سیستم شبکه ای درمانی موجود باشد. با مراجعه بیمار به بیمارستان، پزشکان با ورود نام و آی دی نامبر فرد کلیه شرح حال قبلی او را رصد کنند. پس ایجاد یک شبکه منسجم و یکپارچه در این حوزه نیاز کشور است. همچنین وجود پایگاه دانشی مشترك برای آگاهی از نتایج كلی روی كل بیماران می تواند بسیار مفید باشد تا از تجربیات مشترك به نفع بیمار استفاده شود.

2.نقش مدیریت دانش در حوزه پزشکی به واسطه نقش فناوری اطلاعات و زیر ساخت های آن اهمیت بسیاری دارد اما یکی از اقداماتی که می توان در این حوزه نام برد بحث داده کاوی می باشد، که می توان با استفاده از روش ها والگوریتم های آن برای تحلیل داده و خلق دانش جدید در این حوزه استفاده کرد. می توان شاخص های سلامت جامعه از منظر جسمی و روحی را رصد نمود و با تغییراتی در فاکتورهای غذایی و مدلها و سبک زندگی مردم با اثرات منطقه ای و کشوری آن را اندازه گیری نمود. قابل ذکر است که این داده کاوی ها نیاز به انسان های با IP یا کد مشخص دارد که دائما بتوان آن ها را رصد نمود و پیش بینی هایی در این زمینه ارائه کرد. البته مرز حریم خصوصی و امنیت اطلاعات نیز بسیار حائز اهمیت می باشد. در حال حاضر سیستم های خیلی خوب HIS(سیستم اطلاعات درمانی) درمراکزدرمانی کشور ما نصب و فعالیت می کنند اما از این حجم داده و اطلاعات به ندرت جهت تحلیل و داده کاوی استفاده می شود البته این کار مستلزم همکاری نزدیک افراد حوزه فناوری اطلاعات با متخصصین و کارمندان این حوزه( پزشکان ، پرستاران ، پژوهشکران ... ) می باشد.

3.یكی از كاربردهای جدی مدیریت دانش در حوزه درمان، بهره گیری از آن در حوزه خطاهای پزشكی است. خطای پزشكی به‌دلیل عوامل متعدد اثرگذار در تصمیم‌گیری پزشك، همواره محتمل است و دور از ذهن نیست. با توجه به اثرات بسیار جدی و مخرب این خطاها و بحث جان انسان‌ها، تكرار آنها به هیچ عنوان پذیرفته نیست. بنابراین مدیریت دانش می تواند توانمندسازی بسیار اثرگذار در حوزه پیشگیری از تكرار خطاها باشد. كلیدی ‌ترین حوزه مأموریتی یك نظام سلامت، ارتقای سلامت (بهداشت) و كاهش مرگ و میر است (درمان) است كه باید نقش مدیریت دانش را در این مسیر تعیین نمود. بعلاوه مدیریت دانش بر اساس تجربیات از یادگیری سازمانی نیز پشتیبانی می کند.

4.یکی از راه های انتقال دانش پزشکی، استفاده از شبکه های اجتماعی حرفه ای است که هم اکنون پزشکان با ایجاد گروه های تخصصی، تجربیات و مهارت های خود در خصوص کیس ها و مشکلات خاص را به اشتراک گذارده و از دانش خبرگان بهره می برند.به عبارت دیگر، اگردر مدیریت دانش به بعد دانش ضمنی آن بپردازیم یکی از مهمترین ابزارها شبکه های اجتماعی می باشند.

5.در برخی بیمارستان های خصوصی حضور متخصصین بازنشسته و سهامدار در کنار نیروی غیر استخدامی کمک مفیدی به کاهش عوارض جراحی ها می باشد.

6.مراجعه کلیه کادر درمانی به ویرایش های جدید کتب مرجع در حوزه پزشکی نیز می تواند به کسب دانش جدید کمک کند.

7.وجود سیستم های داروخانه ای پیشرفته و سراسری در کشور می تواند نمونه ای از اجرای مدیریت دانش داروخانه ای باشد.

8.وجود سیستم تشخیص قبل از مراجعه بیمار به دکتر در ایران که عملکرد آنها مانند سیستم های خبره بوده و باتوجه به دانش ثبت شده در سیستم و همچنین سابقه بیمار در آن می تواند قبل از مراجعه به پزشک، تشخیص و تجویز نماید.

9.هم اکنون نرم افزارهای بسیاری در حوزه سلامت خلق شده است که یکی از قوی ترین اپلیکیشن های نشر دانش در حوزه پزشکی uptodate است که بیشتر پزشکان، دانشجویان پزشکی و پرستاران در سراسر دنیا از آن استفاده می کنند و هر ساله آخرین اطلاعات و رفرنس های معتبر جهانی را به روز کرده و ارائه می کند، اما متاسفانه در ایران به صورت کرک شده دراختیار پزشکان قرار می گیرد، این اپلیکشن توسط یک گروه قدرتمند از پزشکان و مهندسین فناوری اطلاعات پشتیبانی شده و آخرین اطلاعات و دانش در این حوزه را منتشر می کند. در حال حاضر اپلیکیشن هایی پیاده سازی شده است که از کاربر اطلاعاتی دریافت و نزدیکترین بیماری را به شما معرفی می کند و یا تجربه افراد را پس از بررسی به اشتراک می گذارد. لازم است تا اینگونه نرم افزارها نیز به راحتی در اختیار پزشکان کشور قرار بگیرد.

10. از مزایای استفاده از مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی می توان به کاهش هزینه ها، کاهش خطاهای پزشکی، افزایش کیفیت مراقبت، یادگیری سازمانی و افزایش همکاری و نواوری اشاره کرد.

11.افزایش هزینه های بهداشتی و درمانی یکی از چالش های پیش روی نظام های بهداشت و درمان در سراسر جهان می باشد. استفاده از IT در سلامت، سیاست پشت پرده کاهش هزینه ها می باشد. پروژه های: پرونده الکترونیک سلامت و تله مدیسین، مراقبت های بهداشت عمومی الکترونیک، مراقبت های خانگی الکترونیک و طراحی سیستم های خبره در حوزه فاوا پزشکی و... همه و همه در جهت کاهش هزینه های مراقبت بهداشتی و زیرمجموعه های کاربرد مدیریت دانش در نظام سلامت می باشند. برای مثال کاربرد تله مدیسین به این صورت است که انتقال دانش تخصصی از فرد متخصص به فرد عادی صورت می گیرد. در این رابطه نیروی دریایی ارتش ایران از این فناوری برای انتقال دانش تخصصی پزشکی از راه دور بر روی ناو و اجرای آن حتی به دست یک ملوان استفاده می کند.

12.مدیریت دانش در سیستم سلامت و پزشكی می تواند برای تسهیل در امر تصمیم گیری خصوصا در شرایط سربار اطلاعاتی و یا فقدان اطلاعات كافی در مورد بیمار یا سیستم مورد نظر به کار رود و این در شرایط بحرانی مخصوصا برای جلوگیری از اتلاف وقت بسیار مفید خواهد بود. سیستم های فناوری اطلاعات كه برای توانمندسازی مدیریت دانش در سلامت و پزشكی به كار رفته اند برای پشتیبانی از تصمیم گیری و مدیریت دانش می باشند.

13.دانش پزشکی همواره با کثرت اطلاعات همراه است و هر پزشک چنانچه بخواهد در درمان بیمارانش موثر و موفق واقع شود باید با دانش و تجارب روز آشنایی داشته باشد برای رسیدن به این هدف مدیریت دانش می تواند راهگشا باشد.

 

14.همچنین، پزشکانی که دانش و تجربیات خود را تنها در ذهن خود دارند باید به دانش آشکار تبدیل کنند که به نظر می رسد بهترین شیوه برای تحقق این امر نیز استفاده از فناوری اطلاعات باشد. البته اعتقاد پزشکان به استقرار مدیریت دانش بسیار در این مسیر کمک کننده است.

15.مدیریت دانش باعث برانگیختن تغییرات فرهنگی و نواوری خواهد شد که در آغوش تغییر و تشویق ایده های جدید پزشکی صورت می گیرد. آنچه در تفکر نظام نواوری سلامت مد نظر می باشد این است که دانش در اختیار یک فرد یا گروه خاصی از افراد نیست بلکه دانش در بین شبکه ذینفعان توزیع گردیده؛ از همین روی برای دستیابی به دانش کامل، شبکه سازی ذینفعان و افزایش انسجام شبکه ذینفعان اقدامی مبنایی محسوب می شود.

16.سیستم های استنتاج مبتنی بر مورد(CBR)؛ نقش موثری در زمینه مدیریت دانش در حوزه پزشکی دارند که ثبت تمامی بیماری ها و علایم و نتایج و همچنین روش های درمانی را شامل می شود. با ملزم کردن پزشکان کشور به استفاده از این سیستم، یک پایگاه دانش عظیم از بسیاری از بیماری ها و تمامی مطالب مربوط به آن جمع آوری می شود. بعلاوه، از استدلال مبتنی بر قانون(RBR) هم می توان بهره گرفت. که برای ساختن قوانین علاوه بر نظر خبرگان، از تکنیک های داده کاوی از جمله ساخت درخت تصمیم و حتی قوانین تلازمی می توان استفاده کرد. البته استفاده از این روش بیشتر در تشخیص پزشکی کمک کننده خواهد بود.

17.خطای پزشکی علت میلیون ها آسیب و صدهزار مرگ و عوارض ناشی از دارو در سال می شود. کاربرد مدیریت دانش در قالب استفاده از سیستم های پشتیبانی از تصمیم و پروتکل های مدیریت بیماری و سیستم های پشتیبانی از تجویز دارو؛ همه و همه تاثیر مثبت در کاهش خطای انسانی و پیشگیری از عوارض دارویی دارد و پیامد آن کاهش هزینه ها در این عرصه می باشد.

18.یکی از مشکلات موجود نحوه کد گذاری اطلاعات می باشد، اگر به کمک فناوری اطلاعات و دانش تخصصی پزشکی تمام موارد تا جای ممکن به صورت کد ذخیره شود آنگاه در تحلیل داده ها و خلق دانش جدید کمک شایانی خواهد شد. در رابطه با ثبت و اشتراك و انتقال دانش در این حوزه، سازمان جهانی بهداشت یک روش كدینگ برای دانش در حوزه سلامت ارائه كرده است كه لازم است تمام كشور ها از آن استفاده كنند، این روش سالهاست در قالب كد های icd 9 و icd1 در مراكز درمانی استفاده می شود و گزارشات و تحلیل های خوبی با استفاده از داده کاوی ها و غیره نه تنها برای ایران بلكه برای دنیا ارسال و پردازش می شود. کدینگ های پزشکی معمولا از انواع منابع در رکورد مراقبت های بهداشتی مانند رونویسی از یادداشت های پزشک، نتایج آزمایشگاهی، نتایج رادیولوژیک، و منابع دیگر گرفته شده است. کدهای بدست آمده، برای پیگیری بیماری هایی، از جمله بیماری های مزمن استفاده می شود.

19.همچنین وضع قوانین و استانداردها از طرف دولت می تواند در این امر کمک کننده باشد. ملزم کردن سازمان های بهداشتی درمانی به اجرای استانداردهای بین المللی از جمله استاندارد تبادل اطلاعات HL7 در علوم پزشکی که همکاری میان متخصصین را به منظور ایجاد استانداردهای تبادل اطلاعات مدیریتی و یکپارچگی اطلاعات الکترونیکی سلامت موجب می شود.

20.استفاده از پرونده الکترونیک سلامت، بهداشت عمومی مبتنی بر شواهد، خدمات موبایل، وب2 و وب3 و پورتال های سلامت نیز از جمله دیگر ابزارهای مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی و بهداشتی هستند.

21.در فضای نظام سلامت کشور یکی از نقاط ضعف جدی ارتباط ضعیف متخصصان حوزه سلامت با فناوری اطلاعات است که بهره گیری از ابزارهای نرم افزاری را دشوار کرده است. این در حالی است که اتفاقا این طیف علاقه بسیاری به ارتباطات رو در رو دارند که بهره گیری از تکنیکهایی چون AAR و COP را توجیه می کند.

22.قابل ذکر است که نظام سلامت نباید تنها بر حوزه درمان متمرکز شود. بخشهای بسیار مهم دیگری که کاربردهای مدیریت دانش در آنها قابلیت ارزش آفرینی بسیاری دارد حوزه پیشگیری (بهداشت) و حوزه مدیریت و هدایت نظام سلامت است. لزوما نباید مدیریت دانش در حوزه سلامت را به موضوعات نرم افزاری محدود کنیم تا بتوان ارزش آفرینی مورد انتظار از مدیریت دانش در این حوزه را کسب کرد.

23.یکی دیگر از فواید مدیریت دانش در حوزه پزشکی، گردآوری نشانه‌ها و علایم تشخیصی در سراسر جامعه (سطح استان، کشور، جهان) و تبادل دانش پیرامون بیماری های ناشناخته است. اینگونه است که دیگر پزشک و بیمار، سراسیمه خود را به آزمایشهای گوناگون نمی سپارند تا با آزمون و خطا، متوجه نوع بیماری شوند. در نتیجه، ثبت و تبادل دانش، فعالیت کلیدی در این الگو به شمار می‌رود.

24.بسیاری از روندهای پزشكی با علوم جدید دگرگون شده و روش های درمانی نوین می بایست جایگزین روشهای كهنه و چه بسا خطر آفرین برای بیمار شوند و همه این ها در فرایند فراموشی فعال دانش تا حد زیادی قابل تحقق است. در رابطه با فراموشی دانش یکی از موارد موفق در حوزه پزشکی که بطور جد هر ساله برگزار می شود بحث بازآموزی اجباری می باشد که نوعی به روز کردن، انتقال، ثبت و مهمترین آن منسوخ کردن دانش است. در تمامی رشته های پزشکی کنگره های سالیانه برگزار می شود که پزشکان برای کسب امتیاز باید در آن ها شرکت نمایند. در فراموشی فعال در این حوزه باید در تمامی سطوح عمل شود که بخشی می تواند همین سمیناره ها و کنگره ها و بخش مهم دیگر می تواند در محل کار و همزمان صورت گیرد.

25.می توان با استفاده از شبکه های اجتماعی و کمی خلاقیت برای بحث نوبت دهی افراد در بیمارستان ها و پذیرش، ترخیص و راهنمایی بیماران در حین مداوا و حتی در موارد اورژانس کمک به استقرار سریع تر بیمار در بخش ها یا اتاق های عمل و هماهنگی سریع کادر درمانی کرده و یا بحث پزشک خانواده را با استفاده از این شبکه ها تکمیل تر کرد.

26.تعریف دانش در تاثیر مدیریت دانش بر حوزه سلامت از اهمیت وافری برخوردار است. همچنین، به منظور بررسی نقش مدیریت دانش در نظام سلامت، لازم است تا مدل و چارچوبی جامع، مبنا و ابزار تحلیل قرار گیرد تا کلیه ابعاد مدیریت دانش را بصورت گسترده پوشش دهد؛ مانند تولید تحقیقات و علم در این عرصه و طراحی نظام ملی تحقیقات، بکارگیری علم در قالب فناوری های سلامت، انتشار علم و فناوری در پاسخ به نیاز جامعه از طریق برگزاری همایش ها و... . قابل ذکر است که نقشه جامع سلامت بر اساس مدل نظام نوآوری تنظیم گردیده است و این تفکر از بندهای کلیدی نظام تحول سلامت به شمار می آید.

با تشکر از آقای دکتر اخوان بابت فرصتی که به بنده دادند تا در خدمت دوستان باشم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات خانم الناز رفیعی پور:

یکی از راههای انتقال دانش از طریق شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام است که هم اکنون پزشکان با ایجاد گروههای تخصصی نظیر پزشک و قانون و یا متخصصین زنان کرج تجربیات و مهارتهای خود در خصوص کیسها و مشکلات خاص را به اشتراک گذارده و از دانش خبرگان بهره می برند.در برخی بیمارستانهای خصوصی حضور متخصصین بازنشسته و سهامدار در کنار جراحان پره ویلیج و غیر استخدامی کمک مفیدی جهت کاهش عوارض جراحیهاست اما عدم وجود مدیریت دانش در سیستم درمانی و عدم مراجعه کلیه کادر درمانی و انتظامی در حوزه پزشکی به ویرایشهای جدید کتب مرجع در هر رشته یکی از افات درمان در کشور است. مدیریت دانش تنها مربوط به پزشکان نیست. با توجه به رخدادهای چندوقت اخیر در برخورد با جامعه پزشکی وجود داشته و همیشه هم بوده نیاز است تا نسبت به ظرایف درمان و برخی مسایلی که اگاهی از انها برای بیماران در مواجهه با خطاهای پزشکی و عوارض احتمالی اقدامات درمانی که جزیی از پروسه درمان هستند مفید است اشنایی بیابند. (سید پیمان خادم الحسینی)

§    وجود سیستم داروخانه ای در ایران را نمونه ای از این بحث دانست. که با فرستادن نام دارو، داروخانه هایی که داروی مورد نظر را دارند معرفی می شوند. همچنین به تازگی مبحثی با عنوان وجود سیستم تشخیص قبل از مراجعه بیمار به دکتر در ایران مطرح شده است که عملکرد آنها مانند سیستم های خبره بوده و باتوجه به دانش ثبت شده در سیستم و همچنین سابقه بیمار در آن می تواند قبل از مراجعه به پزشک، تشخیص و تجویز نماید. بر اساس آمارهای جهانی یک پزشک معمولا یک سوم از وقتش را به تحلیل اطلاعات و خلق دانش اختصاص می دهد و در طول یک دوره فعالیت حرفه ای یک پزشک، حجم دانش پزشکی چهار برابر می شود.

§   مزایای استفاده از مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی: 1.کاهش هزینه ها 2.کاهش خطاهای پزشکی 3.افزایش کیفیت مراقبت 4.یادگیری سازمانی 5.افزایش همکاری و نواوری

افزایش هزینه های بهداشتی و درمانی یکی از چالش های پیش روی نظام های بهداشت و درمان در سراسر جهان می باشد. بطور مثال در کانادا در سال2007 هزینه های بهداشت و درمان تقریبا سه برابر هزینه ها در سال 1975 بوده است. دولت ها درصدد کاهش این هزینه ها هستند. استفاده از IT در سلامت، سیاست پشت پرده کاهش هزینه ها می باشد. پروژه های: پرونده الکترونیک سلامت و tele medicine، مراقبت های بهداشت عمومی الکترونیک و مراقبت های خانگی الکترونیک، همه و همه در جهت کاهش هزینه های مراقبت بهداشتی گام برمیدارد. و تمام این ها زیرمجموعه های کاربرد مدیریت دانش در نظام سلامت می باشند.

خطای پزشکی در امریکا علت میلیون ها آسیب و صدهزار مرگ و عوارض ناشی از دارو در سال می شود. کاربرد مدیریت دانش در قالب استفاده از سیستم های پشتیبانی از تصمیم و پروتکل های مدیریت بیماری، سیستم های پشتیبانی از تجویز دارو؛ همه و همه تاثیر مثبت در کاهش خطای انسانی و پیشگیری از عوارض دارویی دارد و پیامد آن کاهش هزینه ها در این عرصه می باشد.

§    سایت SERMO سایتی است مخصوص پزشکان برای تبادل اطلاعات و همکاری بین پزشکان و بیان نقطه نظرات و دیدگاه های آنها

§    سایت Double check MD سایتی است بیمارمحور که عوارض جانبی داروها را در اختیار بیماران قرار می دهد.

§    سایت vital سایتی است که به بیماران کمک می کند تا پزشکان مورد نظر خود را پیدا کنند و درباره آن ها نظر بدهند.

§    سایت patients like me سایتی است برای بیماران با شرایط زندگی تهدید آمیز

§  پرونده الکترونیک سلامت(electronic health record) دو نقش کمک کننده دارد. یکی برای پزشکان در درمان بیماری ها و تشخیص های بهتر و درست تر و دیگری برای مدیران در به دست آوردن داده های مربوط به فرایند مدیریت کیفیت

§  بهداشت عمومی مبتنی بر شواهد( evidence-based public health "EBPH") بهداشت عمومی کمتر از سایر بخش های جامعه از فناوری اطلاعات استفاده می کند. بیشتر از تصمیم بر مبنای داده به تصمیم بر مبنای دانش نیاز است و همچنین بیشتر از پزشکی بر مبنای تجربه، پزشکی بر مبنای شواهد ضروری است که هر دو توسط مدیریت دانش انجام پذیر هستند.

§  خدمات موبایل(mobility) زمانی صورت می پذیرد که بیمار در نقطه ای دور از مرکز خدمت قرار دارد. در جامعه مجازی بر اثر گسترش خدمات موبایل مانند مراقبت های بهداشتی خانگی الکترونیکی و تله مدیسین نقش مدیریت دانش موبایل بزرگتر می گردد.

همچنین وب2 و وب3 و پورتال های سلامت نیز از جمله دیگر ابزارهای مدیریت دانش در مراقبت های پزشکی و بهداشتی هستند.

§    CPOE(سیستم اطلاعات بیمارستانی)

فرایندی مشتمل بر ورود الکترونیکی دستورات پزشکی به منظور درمان بیماران تحت نظر پزشک است. که در آن دستورات از طریق شبکه کامپیوتری به کارکنان درمانی و سایر بخش ها( داروخانه، آزمایشگاه، رادیولوژی و..) منتقل می شود.

computerized physician order entry (CPOE)

مزایا:

1.کاهش تاخیر در ارائه دستورات

2.کاهش خطاهای ناشی از نسخه نویسی دستی

3.چک کردن خطا در تمامی مراحل تجویز دارو ویا انجام آزمایش

4.تجویز داروهای ارزان تر باهمان تاثیرات(بخصوص آنتی بیوتیک ها)

5.کاهش درخواست آزمایشات غیرضروری

6.امکان چک کردن تاثیرات داروها برهمدیگر

7.امکان ایجاد سیستم های هشداردهنده خطا در تجویز دارو و....

معایب

1.تاخیر در ورود دستورات(به ویژه در اورژانس) به علت تجربه ناکافی پزشک و پرسنل در کار با آن

2.ارتباط کندتر و بدتر

3.احساس کاذب امنیت و تصور عدم امکان بروز اشتباه

4.عادت به انتخاب میان بر و defaultهای نامناسب برای سالمندان و افراد کم وزن

5.بروز وقفه های مکرر در انجام کار به علت وجود سیستم های هشداردهنده و خطایاب و در نتیجه بی تفاوتی و بی توجهی تدریجی کاربران نسبت به آن

6.احتمال خرابی و بی ثباتی سخت افزاری و نرم افزاری و...

§  تاریخچه نظام اطلاعات بیمارستانی در ایران

دهه60

آزمایشگاه های تشخیص پزشکی(ذخیره نتایج آزمایش های بیماران، چاپ نتایج بر روی فرم های رایانه ای، توسعه شرکت های رایانه ای فعال در حوزه آزمایشگاه)

دهه70

1.فعالیت بخش خصوصی در حوزه نرم افزارهای پزشکی(اواسط دهه70)

2.اولین مجموعه نرم افزاری در بیمارستان از پذیرش تا ترخیص

3.مکانیزاسیون بیمارستان های کشور

4.توسعه فعالیت های بخش دولتی و رکود بخش خصوصی(اواخردهه70)

دهه80

1.افزایش فعالیت های بخش دولتی(ثبت سرطان، مکانیزاسیون داروخانه ها و...)

2.ظهور تکفا و تکفاب در سال 81،82

3.دعوت از فعالان بخش خصوصی

4.اعلام ویژگی های فنی سختگیرانه و اجرای استانداردهای متن باز

5.اجرای پروژه های مطالعاتی و تحقیقاتی( پورتال سلامت، پرونده رمز سلامتی، شناخت وضعیت اورژانس بیمارستان)

6.توسعه زیرساخت سخت افزاری و شبکه های ارتباطی

7.تدوین RFP سیستم اطلاعات بیمارستانی مناسب و امکان سنجی ایجاد کنسرسیوم

8.عدم توانمندی بخش خصوصی در تولید نرم افزار مناسب و برنامه توسعهHIS(نظام اطلاعات بیمارستانی) ملی با استفاده از یک محصول خارجی

9.بومی سازی دانش انفورماتیک سلامت برای تبدیل به فناوری و محصول مناسب

10.تدوین کتب متعدد( مطالعه تطبیقی سلامت الکترونیکی در جهان، سلامت الکترونیکی، پرونده الکترونیکی سلامت، مفاهیم، استانداردها و راهکار توسعه)

11.تدوین طرح پرونده الکترونیک بیمار

12.قانون برنامه چهارم توسعه(ماده 88)

§    استاندارد بین المللی تبادل اطلاعات HL7( health level seven) در علوم پزشکی و استانداردی قدرتمند در حوزه ehealth به شمار می رود که امروزه نرم افزارهای بزرگ علوم پزشکی به ویژه HIS بایستی بر اساس آن طراحی و پیاده سازی شود. این استاندارد همکاری میان متخصصین علوم و دانشمندان اطلاعات، برای ایجاد استانداردهای تبادل اطلاعات مدیریتی و یکپارچگی اطلاعات الکترونیکی سلامت را موجب می شود.HL7 استفاده از استانداردهای رایج در داخل و بین سازمان های مراقبت سلامت به منظور افزایش کارایی و اثربخشی ارائه خدمات سلامت برای همه را رایج و مرتفع می سازد.

برای سازمان های مراقبت بهداشتی این یک واقعیت است که فناوری فقط می تواند بعضی از نیازهای آن ها را براورده کند و چگونگی این براوردن به مدیریت دانش، ظرفیت مدیریت، تعیین نقش های دانش و غیره بستگی دارد. همچنین مدیریت دانش موثر، به فرهنگ تبادل دانش برای موفقیت نیاز دارد. خصوصا در مراقبت های بهداشتی این امری حیاتی است که پزشکان مزایای تبادل دانش را درک کنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات جناب آقای موثقی:

_ نقش مدیریت دانش در حوزه پزشکی خیلی پر رنگ می باشد، با توجه به اینکه در حال حاظر نقش فناوری اطلاعات و زیر ساخت های ان در پزشکی و مراکز تحقیقاتی دارای اهمیت بالا قرار دارد اما یکی از کارهای که می توان از ان برای بالابردن سطح مدیریت دانش در این حوزه نام برد بحث داده کاوری یا Data Mining نام برد، در حال حاضر در بیشتر کشورهای توسعه یافته از فن اوری اطلاعات فقط برای نگهداری انتقال وگزارش ... استفاده نمی کنند، بلکه با استفاده از روشها والگوریتم های داده کاوی برای تحلیل داده و خلق دانش جدید استفاده می شود در حال حاظر سیستم های خیلی خوب HIS درمراکزدرمانی کشور ما نصب و فعالیت میکنن اما از این حجم داده و اطلاعات به ندرت جهت تحلیل و داده کاوی مورد استفاده قرار میگرند ، مدیریت دانش می تواند با اینگونه روشها در خلق دانش کمک فراونی دراین رابطه انجام دهد ، اینکار مستلزم همکاری نزدیک افراد حوزه فناوری اطلاعات با افرادی که در این حوزه مشغول هستن ( پزشکان ، پرستاران ، پژوهشکران ... ) ، البته در این رابطه پژوهش های دانشگاهی انجام شده اما اینکه به عمل نزدیک بشه در کشورمون کمتر دیده شده ،جالب بدانید که در حال حاضر در بعضی کتب نام دیگر داده کاوی Knowledge Extraction" می باشد.

در این رابطه نرم افزار های مختلف تولید شده ، یکی از قوی ترین اپلیکشن های در رابطه با نشر دانش در حوزه پزشکی اپلیکشن uptodate هست که بیشتر پزشکان ، دانشجویان پزشکی ، پرستاران ، در سراسر دنیا استفاده میکنن و هر سال اخرین اطلاعات و رفرنس های معتبر جهانی رو به روز میکنه ، این اپلیکشن قیمت بالای داره اما متاسفانه در ایران به صورت کرک شده دراختیار پزشکان قرار میگیره ، این اپلیکشن توسط یک گروه قدرتمند از پزشکان و مهندسین فن اوری اطلاعات پشتیبانی میشه ، و اخرین اطلاعات و دانش در این حوزه منتشر میشه ، جالبه بدانید که حتی افراد عادی نیز به راحتی می توانن از این اپلیکشن استفاده نمایند. در حال حاضر اپلیکشن های پیاده سازی شده که از شما اطلاعاتی در حوزه پزشکی دریافت و نزدیکترین بیماری را به شما معرفی میکند یا تجربه شما رو بس از بررسی به اشتراک میگذارد ، این ها همه نقش مدیریت دانش در حوزه سلامت میتونه باشه. اتفاقی که در خیلی از موارد , Telemedicin در رابطه با مدیریت دانش می افته اینکه انتقال دانش تخصصی از فرد متخصص به فرد عادی صورت میگره ، در این رابطه نیروی دریایی ارتش ایران از این فناوری برای انتقال دانش تخصصی پزشکی از راه دور بر روی ناو و اجرای ان حتی به دست یک ملوان استفاده میکنه ، در رابطه با ثبت و اشتراك و انتقال در این حوزه باید بدانیم كه سازمان جهانی بهداشت روش كدینگ برای دانش در حوزه سلامت ارائه كرده كه تمام كشور ها باید از این كدینگ استفاده كنن ، این روش سالیان سال هست در قالب كد های icd 9 و icd1 (International Classification of Diseases در مراكز درمانی انجام میشه و گزارشات و تحلیل های خوبی به صورت یونیك نه تنها برای ایران بلكه برای دنیا ارسال و پردازش می شود ،

اخیرا تحقیقاتی در حوزه بیماریهای خاص گوارش در دو مرکز تحقیقاتی جداگانه داشتم ، ثبت و گزارش به نحوه خوبی انجام میشد اما بیشتر گزارشات و تشخیصات پزشکی در این رابطه بصور متن بود و ورود متون توسط انسان ممکن هست اعتباره داده و در نتیجه کزارشات ان را تحت شعاع قرار دهد،...

مشکلی که در رابطه با حوزه مدیریت دانش دیده میشد این بود اطلاعات در ان حوزه بصورت خاص کد کذاری نشده بود ، اگر به کمک فن اوری اطلاعات و همچنین دانش تخصصی پزشکی تمام موارد تا انجای که بشه همه رو به صورت کد ذخیره کرد انگاه در تحلیل داده ها و خلق دانش جدید میشه کمک شایانی انجام داد...

در این باره پیشنهاد شد حتی ورود داده به سیستم توسط انسان نباشه ، یعنی بعد ریز کردن و کد گذاری خاص توسط ماشین علامت خوان ورود داده شود ، انگاه تمامی متون خاص رو در این حوزه به صورت ریز خواهید داشت ، حال با اگوریتم های داده کاوی می توان تحلیلی بسیار ارزشمند از این نوع انجام داد ....

پس مهمترین دیدگاه ما هست نسبت به انچه تخصص داریم که در جای داده میبینیم در جای اطلاعات و در جای دانش ....

پس برای هر سناریو می توان به هر شکل نگاه کرد، مهمترین اصل اینکه چی می خوایم ، چکار میتونیم انجام بدیم ، و چه امکاناتی داریم.

همین پیشگیری (بهداشت ) از همین تحلیل اطلاعات بدست میاد ، سیستم اطلاعات بیمارستان یا HIS و سیستم های اطلاعاتی در این حوزه نقش بسزای در همین مقوله پیشگیری دارن ، تحلیل داده ها و اطلاعات از همین سیستم هاست که میتونه خیلی سریعا در پیشگیری کمک کنه ، در واقع فناوری اطلاعات باید در خدمت مدیریت دانش باشه تا عملکرد سریع ، دقیق ، و ارزش افرینی ان حس بشه ، در واقع تنها سیستم های نرم افزاری نیست که میتونن در این حوزه مفید باشن بلکه سیستم های سخت افزاری مختلف در سیکل اطلاعات دخیل هستن ، در حال حاضر علم مهندسی پزشکی در حوزه تولید تجهیزات برای ارتباط با سیستم های اطلاعاتی پزشکی و یا بیمارستانی از انواع خروجی برای ارتباط سریع استفاده میکنن، به طور مثال در منطقه ای تعداد مراجعه کننده برای یک بیماری در یک بازه زمانی بیشتر می شود ، تصور کنید این اطلاعات کجا باید ثبت بشه ، در چه بازه ای تحلیل بشه ، در چه بازه ای پیشگیری بشه ، پس حتما فناوری اطلاعات در تمامی سطوح باید دیده بشه تا بتوانیم مدیریت دانش موفق همراه با ارزش افرینی داشته باشیم.

در رابطه با فراموش دانش یکی از موارد موفق در این حوزه در پزشکی که بطور جد هر سال برگزار میشه بحث بازاموزی اجباری هست ، در واقع نوعی به روز کردن دانش ، انتقال دانش ، ثبت دانش ، و مهمترین ان منسوخ کردن دانش هست ، در واقع در تمامی رشته های پزشکی کنگره های سالیانه برگزار میشه که هر کدوم از این کنگره ها و سمیناره دارای امتیاز هست که تقریبا پزشکان برای بدست اوردن امتیاز باید شرکت نمایند ، اما در فراموشی فعال در این حوزه باید در تمامی سطوح عمل بشه که بخشی میتونه همین سمیناره ها و کنگره ها باشد و بخش مهمی دیگری میتونه در محل کار و همزمان صورت بگیرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

_ یك نمونه چشم‌انداز دانشی در حوزة سلامت: "هیچ‌كس نباید به‌دلیل عدم دستیابی به دانشی كه پیش‌تر در سازمانی دیگر خلق شده است بمیرد یا با مشكل مواجه شود."

یكی از كاربردهای جدی مدیریت دانش در حوزه درمان، بهره گیری از آن در حوزه خطاهای پزشكی است. خطای پزشكی به‌دلیل عوامل متعدد اثرگذار در تصمیم‌گیری پزشك، همواره محتمل است و دور از دهن نیست. با توجه به اثرات بسیار جدی و مخرب این خطاها و بحث جان انسان‌ها، تكرار آنها به هیچ عنوان پذیرفته نیست. بدین‌روی است كه مدیریت دانش می‌تواند توانمندسازی بسیار اثرگذار در حوزه پیشگیری از تكرار خطاها باشد.

چیزی كه باید به آن توجه شود، اثرگذاری مدیریت دانش در كلیدی‌ترین حوزه مأموریتی است. كلیدی ‌ترین حوزه مأموریتی یك نظام سلامت، ارتقای سلامت (بهداشت) و كاهش مرگ و میر است (درمان) است كه باید نقش مدیریت دانش را در این مسیر تعیین نمود، در تمامی بحثهای مطرح شده در مورد این موضوع، متاسفانه نگاه با نظام سلامت تنها بر حوزه درمان متمرکز شده است. بخشهای بسیار مهم دیگری که کاربردهای مدیریت دانش در آنها قابلیت ارزش آفرینی بسیاری دارد حوزه پیشگیری (بهداشت) و حوزه مدیریت و هدایت نظام سلامت است. هرچند که در سطحی دیگر میتوان به موضوع آموزش پزشکی و پیراپزشکی نیز با توجه به ارتباط زیاد آن با تجارب اشاره نمود. به عقیده من نگاه به مدیریت دانش در حوزه سلامت را اگر به موضوعات نرم افزاری مثلا HIS محدود کنیم ارزش آفرینی مورد انتظار از مدیریت دانش را نخواهیم داشت. همانطور که در ابتدای آغاز این بحث اشاره کردم سازمان بهداشت جهانی بدنبال توسعه یک تفکر مبتنی بر دانش در نظام سلامت است، البته موضوع بهداشت بسیار گسترده تر از این است. هرچند تحلیل داده های درمان در برنامه ریزی های بهداشتی تاثیر گذار است، اما موضوعاتی مانند ابعاد روانی، اجتماعی و معنوی سلامت از دیگر جنبه هایی است که از منظر سازمان بهداشت جهانی بسیار مورد تاکید هستند، نگاه درمان محور به موضوع سلامت، متاسفانه باعث آن میشود که ناخودآگاه جهت گیری تمامی موضوعات مدیریتی این سمت و سو را پیدا کند.

یکی از مجموعه کارهایی که طی سالهای گذشته در حوزه مدیریت دانش در نظام سلامت در آن حضور داشته ام، مرور تجارب توسعه شبکه های بهداشتی در کشور بوده است. این از موضوعاتی است که به عنوان تجربه برتر بین المللی شناخته میشود.

در حوزه بهداشت با توجه به زمینه های موضوعی و سطح دانش موضوعی آن بهره گیری از AAR و COP و ... بسیار اثربخش است.

در فضای نظام سلامت کشور متاسفانه یکی از نقاط ضعف جدی ارتباط ضعیف متخصصان حوزه سلامت با فناوری اطلاعات است که بهره گیری از ابزارهای نرم افزاری را دشوار کرده است. این در حالیست که اتفاقا این طیف علاقه بسیاری به ارتباطات رو در رو دارند که بهره گیری از این تکنیکها را توجیه میکند. (امید متولیان)

_ بحث دقیقتری از پیاده سازی مدیریت دانش در نظام سلامت در کشور آلمان وجود داره. به این صورت که کلیه مرکز درمانی دولتی و خصوصی به صورت شبکه به یکدیگر متصل هستند. کلیه افراد جدا از اینکه دفترچه ی سلامت شامل کلیه گزارشات ارجاعات , درمان, نوع بیماری های مختلف فرد که در سنین مختلف به ان دچار شده در ان درج شده است مضاعف بر آن تمام این اطلاعات در سیستم شبکه ای درمانی این کشور موجود است. افراد با اولین رجوع به نزدیکترین مرکز درمانی فقط ملزم به گفتن شرح حال کنونی هستند و پزشکان با ورود نام و آی دی نامبر فرد کلیه شرح حال قبلی او را رصد میکنند. پس ایجاد یک شبکه منسجم و یکپارچه در این حوزه نیاز کشور است.(شهره مسجدی)

_ در دنیای امروز از شبکه های اجتماعی به صورت حرفه ای برای مدیریت دانش استفاده میشود... ما هم باید به سمت استفاده از این راه برویم .... من فکر می کنم باید گردش اطلاعات مربوط به حوزه بهداشت در میان اصناف مرتبط با موضوع، پزشکان، دانشگاهیان و حتی بخشی از بدنه ی مردم اتفاق بیفتد تا شاهد یک نظام درست مدیریت دانش باشیم. (محمد صادق افراسیابی)

_ اگردر مدیریت دانش به مدیریت بعد ضمنی آن بپردازیم یکی از مهمترین ابزارها همین شبکه هآی اجتماعی هستند که سیستم آن را به همین منظور طراحی کرده و از آن بخوبی نیز بهره برداری می نمایند و.... به هرصورت اگر در این زمینه مطلبی توسط دوستان ارایه شود سپاسگزار خواهم بود. به نظر موضوع دانش یکسره و فقط (به جز دانش مهارتی و تجربیات پزشکان )به اطلاعات و داده می پردازد که بیشتر در حوزه دانش به اصطلاح‌ صریح بوده که مدیریت آن هم می تواند در قالب کتابداری و نهایتا مدیریت اطلاعات‌ صورت بگیرد در این حالت بیشتر ما راجع به داده و اطلاعات صحبت می کنیم که طبق طبقه‌بندی دانش، هنوز به دانش تبدیل نشدند پس پیشنهاد می شود قبل از اینکه راجع به مدیریت دانش قلم فرسایی شود بهتر است بدانیم دانش در حوزه سلامت یعنی چه؟ منتظر فرمایشات هستم. عرض کردم یکی از مصادیق دانش در حوزه سلامت و پزشکی تجارب پزشکان است که ممکن است صرفا با توجه به شرایطی خاص و نوع دانش و تخصص خاص یک پزشک به وجود آمده و در هیچ منبع رسمی و غیر رسمی و هیچ بانکی ذخیره نشود به نظر مدیریت دانش درحوزه پزشکی و سلامت باید به دنبال ارایه راهکاری جهت ثبت، به اشتراک گذاری و بهره برداری از آن باشد چرا که تمام نمونه ها و پیشنهاداتی که تا کنون در این گروه دیدم به حوزه مدیریت داده و اطلاعات بر میگردد تا دانش؟! مدیریت داده حتی اگر به خوبی هم مدیریت شود منجر به دانش نمی شود بلکه صرفا بانک اطلاعاتی است که اگر به دست اهلش برسد با زمینه دانشی او ترکیب شده و به دانش جدید تبدیل می شود پس الزاما مدیریت خوب داده و اطلاعات به معنی مدیریت دانش نیست.

یکی ابزارها و روش مدیریت دانش جهت انتقال و توسعه ی آن، روش استاد شاگردی است در بسیاری از حرفه هایی که کشور ما در آن زمینه دارای شهرت واعتبار جهانی است نظیر صنایع دستی، از جایگاه بالایی برخوردار بود که انعکاس آن در برخی از ضرب المثل ها نظیر "فوت کوزه گری " دیده می شود. این موضوع به شکلی بسیار خوب در نظام آموزشی پزشکی و باحضور دانشجویان دانش پزشکی در بیمارستان ها و دقیقا حضور پزشکان به همراه دانشجویان پزشکی هم بر بالین بیماران بستری و هم در هنگام عملیات پیچیده تر مثلا جراحی و ارایه و انتقال دانش به نوعی به توسعه و مدیریت دانش در همین زمینه است که هم بایستی بر روی نظام مندی بیشتر آن به ویژه ثبت و ضبط آنها برای استفاده هآی بعدی و هم برای استفاده از این روش جهت تغییر مدل و نحوه آموزش آن در سایر رشته ها می تواند به توسعه هر چه بیشتر و بهتر دانش منجر شود.با تشکر از نظرات دوستان، و بخصوص استاد محترم آقآی دکتر اخوان و معرفی مقاله و نظرات خوب و.....،، (اشنه در)

_ مدیریت دانش در سیستم سلامت و پزشكی میتواند در مرحله اول برای تسهیل قابلیتهای تصمیم گیری بهتر خصوصا در شرایطی كه یا سربار اطلاعات دارند یا هم فقدان اطلاعات كافی در مورد بیمار یا سیستم مورد نظر.و این در شرایط بحرانی هست كه از دست پزشك و مدیر كار زیادی ساخته نیست خصوصا در زمان محدود و مدیریت دانش اینرا تسهیل میكند و نتایج بهتری خواهد داشت.دوم اینكه یادگیری سازمانی را بالا خواهد برد با توجه به تكرار مسایلی كه بخشی از عملكرد خواهند بود و این طبق نظر دكتر دیوید گاروین هست كه گفت اگر میخواهید به جلو حركت كنید اغلب باید به پشت سر هم نگاه كرد.و این نیاز به یك نظام یادگیری داده محور دارد كه براساس تجربیات از یادگیری سازمانی پشتیبانی میكند. و اینكه مدیریت دانش باعث برانگیختن تغییرات فرهنگی و نواوری خواهد شد . و این کمک به پزشکان و مدیران عملیاتی در آغوش تغییر و تشویق ایده ها و بینش است که اغلب به نوآوری منجر میشود.

سیستمهای فناوری اطلاعات كه برای توانمندسازی مدیریت دانش در سلامت و پزشكی بكار رفته اند برای پشتیبانی از تصمیم گیری و مدیریت دانش هستند مثلا در) the Agency for Healthcare Research and Quality (AHRQ

در كشور امریكا هم هر مركز درمان و سلامت پایگاهی برای ثبت تاریخچه پزشكی هر فرد قرار داده و خوب از این جهت خوب هست كه وقتی پزشك به تاریخچه پزشكی بیمار نگاه میكنه مثلا میدونه چه دارویی رو مصرف كرده تا حالا و خصوصا در مورد بعضی دارها كه نباید چندین بار برای بهبود یك بیماری بكار برن خیلی مفی هست وگرنه برای بیمار مشكلاتی پیش میاد ولی در بعضی موارد پزشكان از ترس سو شدن ازمایشات اضافی روی بیمار انجام میدهند و شاید پایگاه دانشی مشترك ندارند تا از نتایج كلی روی كل بیماران باخبر باشند.و بتوانند از تجربیات مشترك به نفع بیمار استفاده كنند.(راحله)

_ دانش پزشکی همواره با کثرت اطلاعات همراه است وهرپزشک چنانچه بخواهد دردرمان بیمارانش موثر و موفق باشد باید با دانش و تجارب روزآشنایی داشته باشد برای رسیدن به این هدف در مراحل شناسایی وتسخیر و ذخیره سازی وبکارگیری دانش مدیریت دانش میتواند راهگشا باشدپزشکانی که دانش خود را تنهادر ذهن خود دارند باید به دانش آشکار تبدیل کنند به نظر میرسد بهترین شیوه برای تحقق از این امر بهره گیری فناوری اطلاعات است.

البته اعتقاد پزشکان به استقرار مدیربت دانش بسیار در این مسیر کمک کننده است. (نجاتی)

_ مدیریت دانش پزشکی پس از اجرایی شدن زیر ساختهای فناوری اطلاعات و تدوین قانون در این خصوص بسیار مفید می باشد.

میتوان شاخص های سلامت جامعه از منظر جسمی و روحی را رصد نمود و با تغییراتی در فاکتورهای غذایی و مدلها و سبک زندگی مردم اثرات منطقه ای و کشوری آن را اندازه گیری نمود. میزان ورزش کردن و سلامت جامعه نیز میتواند سنجیده شود.

یه جورایی دارم فکر میکنم این داده کاوی ها نیاز به انسانهای با IP یا کد مشخص دارد که دایما بتوان آنها را رصد نمود. البته پیش بینی روند ثبت اطلاعات اینو میگه. حال به مرز حریم خصوصی و امنیت اطلاعات میرسیم و این مقوله بسیار حائز اهمیت میباشد.(مهدی مهریار)

_ به نظر من سیستم های case base reasoning, CBR , استنتاج مبتنی بر مورد, نقش موثری در زمینه مدیریت دانش در حوزه پزشکی دارند. با بکارگیری CBR که از سال 2011 در اتحادیه اروپا به نحوی استفاده می شود, باعث ثبت تمامی بیماری ها و علایم و نتایج و همچنین روش های درمانی آنها می شود. با ملزم کردن پزشکان کشورهای اتحادیه اروپا به استفاده از این سیستم, یک پایگاه دانش عظیم از بسیاری از موارد بیماری و تمامی مطالب مربوط به آن جمع آوری شده است(مجید زید آبادی)

_ در حوزه پزشکی انواع مختلفی از دانش موجود می باشد.به طور مثال جمع آوری دانش پس از هر عمل جراحی و ثبت گزارش مهارتهای متخصص در یک سیستم اطلاعاتی بیمارستان می تواند اشتباهات را کم کرده و سرعت ارزیابی دانش پزشکی را افزایش دهد. و همچنین یکپارچه نمودن اطلاعات ناهمگن به پزشکان کمک می کند تا در زمان مناسب به اطلاعات مورد نیاز دسترسی داشته باشند.

Medicalclassification,or medical coding

فرایندی شامل تبدیل توصیفها و روش های تشخیص پزشکی به کدهای پزشکی جهانی می باشد. تشخیص و روش ها معمولا از انواع منابع در رکورد مراقبت های بهداشتی مانند رونویسی از یادداشت های پزشک، نتایج آزمایشگاهی، نتایج رادیولوژیک، و منابع دیگر گرفته شده است. کدهای بدست آمده، برای پیگیری بیماری ها یی، شامل بیماری های مزمن مانند دیابت و بیماری های قلبی، و بیماری های عفونی مانند نورو ویروس، آنفولانزا و... استفاده می شود.روش تشخیص کد ها توسط برنامه های بهداشتی دولت ها، شرکتهای خصوصی بیمه درمانی و شرکتهای جبران کارگران خسارت دیده و...انجام می شود.

یکی از مهمترین انواع سیستم های طبقه بندی پزشکی که برای انواع برنامه های کاربردی در پزشکی، بهداشت عمومی و انفورماتیک پزشکی، استفاده می شود، استفاده از سیستم های مبتنی بر دانش است. (مریم فیلسوفیان)

_  یکی دیگر از فواید مدیریت دانش در حوزه پزشکی، گردآوری نشانه‌ها و علایم تشخیصی در سراسر جامعه (سطح استان، کشور، جهان) و تبادل دانش پیرامون بیماریهای ناشناخته است. بدین معنا که نشانه‌هایی که در ابتدای مراجعه بیمار، خبر از یک بیماری ناشناخته و نادر می‌دهند می‌توانند با جستجو در پایگاه داده علایم بیماریها، از دایره ناشناختگی بیرون بیایند و شناسایی شوند.اینگونه است که دیگر پزشک و بیمار، سرآسیمه خود را به آزمایشهای گوناگون نمی سپارند تا با آزمون و خطا، متوجه نوع بیماری شوند.در نتیجه، ثبت و تبادل دانش، فعالیت کلیدی در این الگو به شمار می‌رود. مسائل پزشکی عمدتا ریشه در رفتار و کردار انسان دارند که امروزه سبک زندگی نامیده می‌شود. اگر بتوانیم با شناسایی مصادیق سالم و ناسالم کردار انسانها و پیامدهایش در سلامت جسمی و روحی جامعه اطلاع‌رسانی کنیم، به کمک مدیریت دانش، اثربخشی دانش پزشکی را افزایش خواهیم داد.(مرتضی اللهیاری)

_ به نظر می رسد یكی از فرایندهای مهم مدیریت دانش در پزشكی كه شاید در موضوع این هفته كمتر بدان پرداخته شده، بحث فراموشی فعال دانش یا knowledge active forgetting باشد. بسیاری از روندهای پزشكی با علوم جدید دگرگون شده و روشهای درمانی نوین می بایست جایگزین روشهای كهنه و چه بسا خطر آفرین برای بیمار شوند و همه اینها در فرایند فراموشی فعال دانش تا حد زیادی قابل تحقق است كه در هفته های گذشته در خصوص آن به اندازه كافی بحث گردید. یك نمونه كار تحقیقاتی كه در این خصوص در یك مركز درمانی و با كمك پزشكان آن مركز انجام دادیم و در قالب یك مقاله چاپ شد. (دکتر پیمان اخوان)

_ به منظور انالیز نقش مدیریت دانش در نظام سلامت، نیاز است گولد مدل و چارچوبی جامع مبنا و ابزار تحلیل قرار گیرد تا کلیه ابعاد مدیریت دانش را در اشل ماکرو پوشش دهد؛ مانند تولید تحقیقات و علم در این عرصه و طراحی نظام ملی تحقیقات، بکارگیری علم در قالب فناوریهای سلامت، انتشار علم و فناوری در پاسخ به نیاز جامعه مثلا از طریق برگزاری همایشها و... جالب است بدانید نقشه جامع سلامت بر اساس مدل نظام نوآوری تنظیم گردیده است و این تفکر از بندهای کلیدی نظام تحول سلامت به شمار می اید که با منطقی فزاینده و نه کاهنده، جامع نگر، اینده نگر و سیستمی همراه است. البته در نقشه جامع علمی سلامت که با استراکچر سیستم نواوری طراحی شده؛ مباحث اسپیریچوال تا حدی ضعیف به نظر نیرسد که از دلایل اصلی که میتوان برای این امر برشمرد تعاریف پوزیتیویستی از دانش است. لذا تعریف دانش -براساس هر جهان بینی خاصی -در تاثیر مدیریت دانش بر حوزه سلامت از اهمیت وافری برخوردار است.

البته نگاههای ابزاری به مدیریت دانش داستانش متفاوت است و اینجانب بیشتر با اپروچ و رویکرد استراتژیک به تحلیل موضوع پرداختم. آنچه در تفکر نظام نوآوری و به عنوان نمونه نظام نواوری سلامت (مدیریت دانش ملی سلامت) مد نظر می باشد این است که دانش در اختیار یک فرد یا گروه خاصی از افراد نیست بلکه دانش در بین شبکه ذینفعان توزیع گردیده؛ از همین روی برای دستیابی به دانش کامل، شبکه سازی ذینفعان و افزایش انسجام شبکه ذینفعان اقدامی مبنایی محسوب میشود تا به بهینه سازی سیستمی مدیریت دانش کمک نماید. (دکتر صدیق رضائیان)

_ كدگذاری بالینی، فرایندی است برای ترجمه‌ی مستندات پزشكی به كدهای تشخیصی كه طی آن اقدامات و عملیات مالی داده‌های مراقبت بهداشتی به وسیله كد یا سیستم شماره‌گذاری نمایش داده می‌شوند. كدگذاری بالینی در مراقبت بهداشتی، یك فرایند از مدیریت دانش تلقی می‌شود، زیرا برخی از مفاهیم مدیریت دانش در آن مصداق پیدا می‌كند. مفاهیمی از قبیل كدگذاری (رمزنگاری) دانش، بسته‌بندی دانش و ارائه‌ی دانش به متقاضیان آن و سرانجام فراهم كردن هماهنگی بین منابع فكری، فرایند تبدیل داده به دانش در صنعت مراقبت بهداشتی یك فرایند مداوم است و دانش پدید آمده در هر مرحله می‌تواند به عنوان داده برای مراحل بالاتر در نظر گرفته شود. بنابراین سازماندهی دانش مربوط به بیماری‌ها با فرایند كدگذاری بالینی انجام می‌گیرد. به این ترتیب پایگاه داده‌ای كه برای فرایند كدگذاری پدید می‌آید، داده‌های تشخیصی و كدهای اختصاص داده شده را در قالب جداول رابطه‌ای (اطلاعات) سازماندهی می‌نمایند. ابزارهایی چون داده‌كاوی و پردازش تحلیلی آنلاین می‌توانند از انبوه اطلاعات این پایگاه‌های رابطه‌ای، دانش با ارزشی را فراهم كنند.از سوی دیگر ایجاد گروه‌های تخصصی و گروه‌های مباحثه‌ی آنلاین می‌تواند نقش به سزایی در تسهیم دانش و در نتیجه‌ بهبود عملكرد فرایندهای بخش مدیریت اطلاعات بهداشتی و به خصوص فرایند كدگذاری ایفا نمایند. متخصصین مدیریت اطلاعات بهداشتی و درمانی لازم است جایگاه واقعی كدگذاری بالینی را شناخته، تأثیر كار خود را بر مدیریت دانش در مراقبت بهداشتی و نیز تصمیمات سلامتی درك نمایند و از طرف دیگر با شناخت و به كارگیری ابزارهای مدیریت دانش عملكرد خود را در این زمینه بهبود بخشند.

اگر همایشهای مدیریت دانش در حوزه های مختلف برگزار شده و از کلیه ارگانهای دولتی دعوت بعمل آید بسیارکمک کننده خواهد بود.و همچنین نحوه اجرا وپیاده سازی، بخصوص در سازمانهای خدماتی(R)

_ یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت دانش که در پزشکی بسیار می‌تواند کمک کننده باشد، استدلال مبتنی بر مورد (case based reasoning) می باشد.

دلیل: مهمترین دلیل که استفاده از این ابزار را توجیه می کند ساختار

تکه های دانش در پزشکی است. دانش معمولا در پزشکی به شکل مورد (case) وجود دارد(به عنوان مثال، در آزمونهای پزشکی معمولا از بیان کیس به عنوان سوال استفاده می شود)، به گونه ای که با توصیف مورد، راه حل حاصله نیز قابل بیان خواهد بود.

در حقیقت مطابق اصول استدلال مبتنی بر مورد، مسایل مشابه راه حل های مشابه دارند و در هنگام مواجهه با یک مسئله ، مسایل مشابه قبلی به همراه راه حل های آنها بازیابی می شوند. در پزشکی نیز در هر سه فعالیت اصلی پزشکی (تشخیص، درمان، پیش آگهی) می توان از استدلال مبتنی بر مورد بهره گرفت. در کنار استدلال مبتنی بر مورد، می توان از استدلال مبتنی بر قانون (rule based reasoning) هم در پزشکی بهره گرفت.البته برای ساختن قوانین می توان علاوه بر نظر خبرگان، از تکنیک های داده کاوی از جمله ساخت درخت تصمیم و حتی قوانین تلازمی (association rules) استفاده کرد. البته استفاده از این روش بیشتر در تشخیص پزشکی کمک کننده خواهد بود(مهرشاد صمدی)

_ بنظر من از مباحث مدیریت دانش میتوان در حوزه هایی غیر از درمان و مدیریت استفاده کرد .. برای مثال میتوان با استفاده از شبکه هایه اجتماعی و کمی خلاقیت برای بحث نوبت دهی مردم در بیمارستان ها و پذیرش و تسویه حساب و راهنمایی طی این مراحل با توجه به ساختار شغلی و سازمانی بیمارستان و حتی در موارد اورژانس کمک به استقرار سریعتر بیمار در بخش ها یا اتاق های عمل و هماهنگی سریع کادر درمانی کمک گرفت و یا بحث پزشک خانواده را با استفاده از این شبکه ها تکمیلتر کرد به گونه ای که هر پزشک میتواند با استفاده از شبکه هایه اجتماعی با افراد در ارتباط باشد البته نه با خودشون بلکه با بدنشون و علائم حیاتی آنها رو حالا با استفاده از هر نوع سخت افزاری که میشه بطور مداوم چک کنه و در صورت نیاز از طریق همان شبکه اجتماعی دکتر مناسب را یافته و وقت گرفته شود و حتی نظرات مردم هم جمع آوری شود که میتواند به خیلی از مباحث نظیر زیر میزی پزشکان و کم کاری کردن آنها البته اگه وجود داشته باشه خاتمه بدهد (ایمان)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات دوستان:

یكی از محورهایی كه در آینده برای مدیریت دانش میتوان متصور بود، افزایش بكارگیری فناوری اطلاعات و بخصوص شبكه های اجتماعی است، این موضوع بخصوص در انتقال دانش ضمنی نقش فزاینده ای را بعهده خواهد داشت.(دکتر اخوان)

_ از آنجایی که دانش امری تمام نشدنی است و روز به روز در حال افزایش است می توان گفت که مدیریت دانش نیز امری است که باید همیشه وجود داشته باشد. تا انجایی که بنده اطلاع دارم تعداد مقالات در کشورهای پیشرفته رو به کاهش است به نظرم آنها بیشتر به سمت استفاده از مدیریت دانش یعنی هدف اصلی آن(کسب مزیت رقابتی) نوآوری، رشد و توسعه پیش رفته اند. همچنین فناوری اطلاعات میتواند هم تسهیل کننده و هم مشکل ساز باشد پس مدیریت دانش نمیتواند فقط دراین جهت پیش برود. رشد فزاینده دانش و پیچیده تر شدن فناوری ها میتواند راه های کسب دانش را مشکل تر کند. پس عوامل انسانی را هم نمی توان نادیده گرفت. (الناز رفیعی پور)

_ اینجانب نیز در برخی کنفرانسهای دنیا بارها بحث منسوخ شدن مدیریت دانش و مرگ مدیریت دانش را شنیدم. به نظر میرسد در غرب مدیریت دانش ابزار است در راستای هدفی بزرگتر که باید به دنبال آن هدف بزرگ بود تا آینده مدیریت دانش را در آن پیکچر یکپارچه پیدا نمود. بحث skm یا مدیریت دانش اجتماعی و تولید ابزار شبکه های اجتماعی تماما در یک سیستم فکری کاملی تعریف شده اند که باید آن سیستم را تصویر نمود تا روندیابی و... انجام پذیرد. (دکتر صدیق رضائیان)

_ یکی از دلایل روند منسوخ شدن مدیریت دانش می‌تواند ناشی از بلوغ موضوع مدیریت دانش در سال‌های اخیر از یک سو و تخصصی شدن و انشعاب شاخه‌های جدید در آن باشد. مثلاَ ظهور شبکه‌های اجتماعی، در واقع بنده می خواهم با این استدلال عرض کنم که موضوع مدیریت دانش رو به افول نمی باشد، بلکه به رشد خود در شاخه های تخصصی ادامه می دهد.(حسینی سرخوش)

_ در سال 2004 یكی از مهمترین تحقیقات در این زمینه توسط سكول صورت پذیرفت. در این پژوهش نظر خبرگان سرتاسر دنیا در مورد آینده 10 ساله مدیریت دانش با استفاده از روش دلفی پرسیده شد و نظرات گوناگون در این زمینه ارائه گردید. از دیدگاه خبرگان، آینده مدیریت دانش در گرو یكپارچگی آن در فرایندهای مرسوم كسب و كار است. از جهت دیگر تمركز بر واسط انسان- سازمان و انطباق بهتر بین فناوری اطلاعات و عوامل انسانی موجود از اهمیت بسیاری برخوردار خواهد شد. در این نظرسنجی، طبقه‌بندی از مباحث مدیریت دانش توسط خبرگان شناسایی گردید. لازم به توضیح است که این طبقه‌بندی به مباحثی مربوط است که در مدیریت دانش آینده مورد بررسی و مطالعه می‌باشد. زیر طبقه‌های مختلفی از مباحث مورد تاکید در آینده مدیریت دانش در مقاله ارائه شده است که تا حدود زیادی با مطالعات دیگر مطابقت دارد. برای مثال می‌توان از زیرساخت فناوری اطلاعات نام برد که در حال و آینده سازمان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

در مقاله دیگری که در سال 2002 صورت پذیرفته آینده مدیریت دانش بدین صورت تبیین شده است و اولین مطالعه صورت گرفته در زمینه آینده مدیریت دانش می باشد. اولین مطالعه در مورد آینده مدیریت دانش توسط ایکاتامی در سال 2002 انجام شد. ایکاتامی ایده هایی در مورد آینده مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانشی که وظیفه ی حمایت از تصمیم های انسان را بر عهده داشته و با مشکلات سروکار دارند و آنها را شناسایی می کنند، ارائه داد. از نظر وی مدیریت دانش در آینده بیشتر روی دانش ضمنی تمرکز خواهد داشت و لذا باید تلاش بیشتری در حفظ این قسم از دانش به عمل آید. سیستم های حمایت از تصمیم نیز باید قابلیت پاسخگویی به تصمیمات و مشکلات آینده را داشته باشند. این سیستم ها بر پایه چندین منظر بنا نهاده شده¬اند که شامل: منظر فنی، شخصی و فردی ، اجتماعی، سازمانی، رفتاری و زیبا شناسی است . وی اذعان کرد که آینده مدیریت دانش با سه گرایش یا روند مداوم ادامه خواهد داشت که شامل: پیشرفت در فناوری اطلاعات، جمع آوری دانش از دیدگاههای مختلف و متنوع، رسیدن به نقاط مطلوب در بسیاری از نواحی مهم، می¬باشد. در مورد پیشرفت فناوری اطلاعات، مدیریت دانش در همیشگی و پویایی بودن پیشرفت های فناوری اطلات مفید خواهد بود، قیمت و عملکرد قسمت فناوری اطلات بهبود خواهد یافت در صورتی که همین الان هم تقریبا، هزینه اطلاعات دیجیتال به صفر نزدیک شده است و همچنین هزینه های هماهنگی افراد و زیر واحد های سازمان و یا خود سازمان هم به صفر نزدیک خواهد شد. رسیدن به تکنولوژی های ارتباطی که تقسیم دانش در سازمان را حمایت می کنند و قادرند دانش را به بیرون از سازمان نفوذ دهند. همچنین تعادلی بین استفاده از تکنولوژی به جای مردم برقرار شده و همکاری بسیار وسیعی در سازمان ایجاد شود. از نظر وی آینده مدیریت دانش جایی است که مردم و تکنولوژی های پیشرفته با هم و در کنار هم به کارشان ادامه خواهند داد و دانش از چشم اندازهایی با بیشترین تنوع، جمع آوری شده و نتایج قابل توجهی بدست می آید.

روند مطالعات لی و چن در سال 2012 در خصوص تحولات مدیریت دانش در طی سال های(2010-1995) و ادامه روند یا به عبارتی موضوعات مورد بحث در آینده مدیریت دانش، این مطالعه یک پایه محکمی را برای ظهور مطالعات آینده مدیریت دانش ارائه می دهد که توسعه دانش و تئوری های مدیریت دانش را تسهیل می بخشد. نتایج این مطالعات بیان می کند موضوعاتی که در دوره‌های زمانی متفاوت در مدیریت دانش مورد مطالعه قرار گرفته اند مطالبی بوده اند که در دوره قبل تر در این زمینه احساس ضعف می شده و همچنین این موضوعات از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به عبارت دیگر در مسیر اصلی تحقیق بوده اند. در این پژوهش این دوره 15 ساله مطالعاتی به سه دوره 5 ساله تفکیک شد و 20 مورد از مهم ترین موضوعاتی که در هر دوره مورد تحقیق قرار گرفته اند، مشخص شد. در بین موضوعات مشخص شده از سال 2005-2010، موضوعات به روز مدیریت دانش که کمتر مورد مطالعه قرار گرفته شده و انتظار می رود که در سال های بعدی مورد به آنها پرداخته شود موضوعاتی همچون: خلق دانش، نوآوری و چالش‌های مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانش و مهندسی نرم افزاری در این حوزه هستند.

مطاله بعدی توسط گروه پوماکی در آلمان صورت پذیرفته و روند پیش روی مدیرت دانش از سال 2023-2014 مورد بررسی قرار داده و پیش بینی کرده است. این مطالعه گروه پوماکی با همکاری 50 نفر از متخصصین در حوزه¬ی مدیریت دانش صورت پذیرفت. متخصصان دارای تجربه بالا در سازمان¬ها و با یک دید گسترده نسبت به چشم انداز های مدیریت دانش هستند به همین دلیل تحقیق صورت گرفته دارای اعتبار بالایی است. مؤلفان تمام شیوه ها و کاربرد و توزیعشان را توسط کاربرد روش هایپ سایکل امتحان کردند.مطالعه هایپ سایکل روی روند های مدیریت دانش توسط تکنولوژی های پوماکی متخصصان آلمانی نشان می‌دهد که بسیاری از شیوه های مدیریت دانش امتحان شده اند و پیش از این به استفاده شرکتی موثر نائل شده اند.

مطالعات مؤلفان نتیجه می‌دهد که رشته جوان مدیریت دانش یک قسمتی از فرآیند¬های بالقوه در تمام صنایع، حتی در شرکت‌های بزرگ‌تر خواهد شد. (معصومه نبی زاده)

_مرجع خوب در این حوزه می تونه گارنتر باشه که بر اساس Hype Curve روندهای آینده رو به خوبی پیش بینی می کنه: مثلا اگر نگاه بکنید به نمونه هایی که الان میذارم، مبحث Gamification در سال 2013 در مرحله آزمون و تجربه است. مدیریت دانش مدت هاست که از پیک این هایپ رد شده ولی اصلا به این معنی نیست که دچار مرگ میشه، تبش فروکش می کنه ولی هم چنان کلیه ابزارها و تکنیک هایی که در این نمودار می بینید به تحقق اون کمک خواهند کرد.

مواردی مثل اینترنت اشیاء، نوروساینس، داده های بزرگ، بازی، رایانش ابری، رایانش اجتماعی، و حتی تکنولوژی های پوشیدنی و ... همگی می تونند بخشی از پازل آینده مدیریت دانش باشند. تنها چیزی که برای من مسجله اینه که مدیریت دانش اونقدر به یک باید یکپارچه با دیگر فعالیت ها تبدیل شده که لزومی نداره در سطح کسب و کار براش برچسب مدیریت دانش زده بشه.(خشایار)

_ فناوری اطلاعات درآینده وحتی امروزه بازوی قدرتمند مدیریت دانش است اگرچه عده ای اعتقاد دارند تنهااین فناوری درانتقال و ذخیره سازی دانش نقش آفرینی خواهد کرد اماعده ای از محققین به دنبال اثبات آنند که درتسخیر دانش و تبدیل دانش ضمنی به آشکار ازفناوری میتوان کمک گرفت. اگرچه شکل بکارگیری مفهوم مدیریت دانش ممکن است به مقتضای زمان وشرایط طرح آن درادوار مختلف تفاوت کند اماآنچه مهم است این است که شاید جای آن بامفهوم مشابهی جابجا شود لیکن هدف وکارکرد آن تغییر نمیابد وممکن است درآینده شبکه های اجتماعی الکترونیکی ومجازی چرخه مدیریت دانش راپشتیبانی کنند.

لذا به نظر میرسد مدیریت دانش پویاست ومقالات مرتبط به سمت شاخه های تخصصی آن سوق داده شده است.

سازمانهای رایانه ای، به دنبال راه‌حل فنی برای مشکلات دانش سازمانی و هوش تجاری هستند تا به وسیلهٔ آن اطلاعات روشنی در یک مجموعه به صورت همزمان در سازمان پدید آورند. محققان در امر فهم سازمان با این پرسش که ماهیت شناخت و نقش آن در سازماندهی کردن جوامع چیست، کار خود را آغاز می‌کنند. این مرحله تنها یک گام کوتاه در جهت درک سازمان به عنوان امری دانش مدارانه برای سازماندهی مجدد در امور سازمانی، به کار می‌رود.

اگر یک سازمان در کاربرد و ایجاد دانش اثربخش باشد، باید دیدگاه متفاوتی از ساختار سنتی بوروکراتیک داشته باشد. استراتژی تجاری از دهه ۱۹۶۰ بر روی منابع اثربخشی و تخصیص و تحلیل نیروهای رقابتی وضعفهای موجود متمرکز بوده است. این دیدگاه شامل استراتژی های رقابتی، هوش سازمانی، تحلیل استراتژی های دانش‌مدار و سرانجام دیدگاه دانایی محور می‌باشد (Burney , ۱۹۹۷). به طور موازی جنبش سرمایه هوش سازمانی از یک جهت‌گیری اقتصادی برخوردار است و از در نظر گرفتن دانش به صورت امری ضمنی در سازمان، حمایت می‌کند. در ابتدا سرمایه هوشی به طور عمده بر مدیریت و اندازه‌گیری دانش مرتبط با رقابتها متمرکز بود و تأکید بسیار ناچیزی بر یادگیری داشت. فرض اساسی در توسعه سازمان این است که مدیریت بداند چه مهارتهایی در سازمان باید وجود داشته باشد و چگونه منابع انسانی به پرکردن شکاف مهارتی در سازمان به وسیله ارتقای مهارتهای نیروی انسانی بپردازد.▪️ نظامهای مدیریت دانش: با اندکی تفکر در مورد منابع مدیریت دانش می‌توان دریافت که آنها دارای نکات مشترک بسیار هستند. در اواسط دهه ۱۹۹۰ یادگیری و شناخت سازمانی، هوش تجاری و سیستم‌های اطلاعاتی سازمان به اندازه کافی بر مخاطبان خود تأثیرگذار بودند. مفهوم مدیریت دانش گهگاه با بانک اطلاعاتی، شبکه اطلاعاتی داخلی و سیستم مدیریت اسناد و مدارک، یادگیری و استراتژی تجاری و مدیریت فرآیندهای توسعه تولید همراه بوده است. بنابراین با در نظرگرفتن این حقایق، به جای مدیریت دانش، ما نیازمند چندین خصوصیت هستیم که آنها اموری مبهم بوده و همپوشی‌های بسیاری نیز دارند. (نجاتی)

_ من به دنبال مشاغلی گشتم (در امریكا به عنوان مثال)كه در زمینه مدیریت دانش باشند ولی هیچ چیزی با این عنوان نبود و یا رشته های زیادی در دانشگاه در این زمینه پیدا نكردم. مشاغل صرفا به دنبال افرادی هستند كه در زمینه نرم افزاز و كارهای مدیریتی اطلاعاتی و حقوقی در ارتباط باشند و منحصرا به مدیریت دانش هیچ اشاره ای نشده. شركتها و سازمانها افرادی را میخوان كه بتونن با نرمافزارهای مختلف مدیریت پروژه و حسابداری و حتی حقوقی كار كنن به عبارتی مدیر فناوری قابلیت این رو داشته باشه كه بتونه همه اطلاعات سازمان رو از قبل و بعد جمع اوری كنه و در مواقع بحرانی و یا نیاز بتونه از منافع شركت دفاع كنه . در حقیقت داره كار مدیریت دانش رو انجام میده ولی اشاره ای به ان نشده و دیگر اینكه اكثر ادمهایی كه بازنشسته میشن میرن و دانششون جایی ثبت نمیشه. حداقل در این كشور چیزی به این عنوان وجود نداره. البته در كشور خودمون هم من شغلی با این عنوان ندیدم و فكر میكنم مدیریت دانش فعلا فقط در حد كتابهاست نه عمل و دیگر اینكه بعضی كشورها مثل چین حق استفاده از شبكه های اجتماعی رو ندارن! پس عمومی نیست. (راحله)

_ با روندهای تشریح شده، مشخص می شود که هر چند فناوری در حد اعلای خودش در خدمت مدیریت دانش قرار خواهد گرفت ولی وجه تمایز اصلی آینده مدیریت دانش به نظر بنده با امروز، در محور فناوری اطلاعات و کلاً فناوری نخواهد بود. با احتمال زیاد وجه تمایز اصلی مربوط خواهد شد به مباحث نرم و مغزافزاری مدیریت دانش و پاره ای از موارد اشاره شده بالا، بر این اساس به نظر می رسد سازمان های پیشرو ضمن اینکه در حد اعلا از سیستم ها و سامانه ها (نه تنها به عنوان ابزار تسهیلگر در استفاده از مدیریت دانش و بلکه در تمام حوزه های مدیریتی و فنی ) بهره خواهند برد. نقطه تمرکزشان روی استراتژی ها شخصی سازی و نوآوری و نوآوری و نوآوری (و در نتیجه انسان محوری) خواهد بود.(ضرغامی)

_ به نظرم به منظور تحلیل آینده پژوهانه موضوع، دو نوع رویکرد کلی را در قلمرو مدیریت دانش میتوان مدنظر قرار داد:

1. آینده پژوهی هنجاری یا Normative : به عنوان نمونه نوع تحقیقاتی که متخصصان دانشگاهها و اندیشکده های پیشروی دنیا مثل استنفورد پیرامون انسان آینده و ارتباطش با ماشینهای هوشمند و در واقع تعاملات میان انسان و ماشین صورت می دهند و پیامدهایی برای مدیرت دانش خواهد داشت كه فضای فكریشون با اونچیزیكه امروز هست كاملا متفاوته

این مطالعات که در پی ایجاد همگرایی عمیق در حوزه های نوپدید همچون فلسفه ذهن، هوش مصنوعی، علوم شناختی، ریاضی و فیزیک است سازوکارهای یادگیری انسان و درک وی را به سمت توسعه هویتهای مجازی و مفهومی به نام Singularity که برگرفته از فیزیک نجوم و بحث چاله های فضایی است (به معنای تکینگی) سوق خواهد داد.

برمبنای این تحقیق سازوکارهای کسب و درک و انتقال دانش بشری کاملا با آنچه که امروز دارد متفاوت خواهد بود و انسان آینده به درک سه بعدی از واقعیات جهان خواهد رسید. بر این مبنا، انسان به نوعی تنهایی یا همان تکینگی خواهد رسید.

تراشه های الکترونیکی که در مغز او جای خواهد گرفت کمک خواهد کرد تا درک کاملا روشنی از واقعیات جهان بدست آورد. انسانهای آینده در چنین فضایی به تبادل و مدیریت دانش خواهند پرداخت. البته این در حال حاضر یک پروژه کاملا پیشرفته و محصول همگرایی شدید حوزه های NBICS است.

این در واقع نوعی ساخت اینده است creating desired future

برای تغییر چارچوب تعاملی میان انسان و تكنولوژی در قلمرو محتواهای یادگیری از دیتا گرفته تا اطلاعات و دانش

2. بعد دوم اینده پژوهی اكتشافی یا همان چیزی هست كه محور گفتمانهای رایج درون حوزه مدیریت دانشه

یعنی روندیابی(دکتر سعید قربانی)

_ به هر حال هنگام بررسی آینده به مسیر آینده پژوهی میرسیم. رویکرد های تقریبا مشخصی در تمامی علوم در حال بروز میباشد

1. رویکرد پایداری، توسعه پایدار، دوستدار محیط زیست و رویکردهای سبز، اصلاح الگوی مصرف در انرژی و آب، و تولید انرژی های پاک

2. دانش های fun، که بروز آنها را در تولید شبکه های اجتماعی، و تلویزیونی و تفریحات، صنعت گردشگری، ورزش و تدوین شاخص لذت از زندگی و شادی در جامعه می باشد.

3. دانش های اطلاعاتی که در جهت 2 مورد بالا هم به کار می روند، امنیت اطلاعات، تحصیل دانش از شبکه های نوظهور جهت مقاصد امنیتی، سیاسی واقتصادی، و مدیریت دانش در سازمانها نظامی در جهت پایداری امنیتی در جهان

در هر یک از ابعاد بالا میتوان مدیریت دانش آن حوزه را لحاظ نمود و یا با آن سبک دانشی، دانش را مدیریت نمود.

مدیریت دانش ( های) سبر یا پایدار

مدیریت سبز یا پایدار دانش (مدیریت دانش با رویکرد و روش مدیریت پایداری)(رسیدن به سطح پایداری و بهینه گی مدیریت دانش)

مدیریت دانش موجود شبکه های اجتماعی

مدیریت به سبک و روش شبکه های اجتماعی در حوزه دانش سازمانها

مدیریت دانش های امنیتی و اطلاعاتی

مدیریت دانش به سبک و روش امنیتی و اطلاعاتی در سازمانها

البته بسته به منطقه مورد مطالعه و کشور مورد مطالعه به دلیل وجود سطوح مختلف بلوغ آینده های متفاوتی در انتظار است

به عنوان مثال در ایران یکی از مهمترین مباحث قوانین و مقررات دانش و موضوع مالکیت فکری و تدوین قوانین پایه، اجرای، نظارتی و قضایی میباشد و انتظار میرود در دهه آینده صورت پذیرد.

در انتها روند تلفیق دانشها و تولد دانشهای نوظهور و مدیریت تغییرات در دانش و انتخاب استراتژی صحیح در بعد کلان مدیریت دانش و حرکت به سوی دانش های ارزش افزا با مدیریت خبرگان و شرکت‌های دانش بنیان ذیل نظارت دولت میتواند مثمر ثمر باشد. (مهدی مهریار)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم مهندس معصومه 

نبی زاده به شرح ذیل انجام پذیرفت: 

به منظور تحلیل آینده پژوهانه موضوع، دو نوع رویکرد کلی را در قلمرو مدیریت دانش میتوان مدنظر قرار داد: آینده پژوهی هنجاری یاNormative و بعد دوم اینده پژوهی اكتشافی یا همان چیزی كه محور گفتمانهای رایج درون حوزه مدیریت دانش می باشد. برمبنای آینده پژوهی هنجاری سازوکارهای کسب و درک و انتقال دانش بشری کاملا با آنچه که امروز دارد متفاوت خواهد بود و انسان آینده به درک سه بعدی از واقعیات جهان خواهد رسید. بر این مبنا، انسان به نوعی تنهایی یا همان تکینگی خواهد رسید. این در واقع نوعی ساخت اینده است creating desired future. در بعد دوم یعنی اینده پژوهی اكتشافی بدنبال بررسی روندهای اینده مدیریت دانش هستیم.

1. حرکت به سمت تخصصی شدن و انشعاب  مدیریت دانش در شاخه‌های جدید.

2. آینده مدیریت دانش در گرو یكپارچگی آن در فرایندهای مرسوم كسب و كار است.

3. تمركز بر واسط انسان- سازمان و انطباق بهتر بین فناوری اطلاعات و عوامل انسانی موجود از اهمیت بسیاری برخوردار خواهد شد.

4. از مباحث مورد تاکید در آینده مدیریت دانش اهمیت فوق العاده زیرساخت فناوری اطلاعات است که در حال و آینده سازمان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و هم چنین تاکید به نقش فزاینده آن در انتقال دانش ضمنی.

5. حمایت از تصمیمات انسان و شناسایی مشکلات توسط سیستم های مدیریت دانش در آینده

6. مدیریت دانش در آینده بیشتر روی دانش ضمنی تمرکز خواهد داشت و لذا باید تلاش بیشتری در حفظ این قسم از دانش به عمل آید.

7. سیستم های حمایت از تصمیم نیز باید قابلیت پاسخگویی به تصمیمات و مشکلات آینده را داشته باشند.

8. آینده مدیریت دانش با سه گرایش یا روند مداوم ادامه خواهد داشت که شامل: پیشرفت در فناوری اطلاعات، جمع¬آوری دانش از دیدگاههای مختلف و متنوع، رسیدن به نقاط مطلوب در بسیاری از نواحی مهم، می¬باشد.

9. در مورد پیشرفت فناوری اطلاعات، مدیریت دانش در همیشگی و پویایی بودن پیشرفت های فناوری اطلات مفید خواهد بود، قیمت و عملکرد قسمت فناوری اطلات بهبود خواهد یافت در صورتی که همین الان هم تقریبا، هزینه اطلاعات دیجیتال به صفر نزدیک شده است.

10. همچنین هزینه های هماهنگی افراد و زیر واحدهای سازمان و یا خود سازمان هم به صفر نزدیک خواهد شد. رسیدن به تکنولوژی های ارتباطی که تقسیم دانش در سازمان را حمایت می کنند و قادرند دانش را به بیرون از سازمان نفوذ دهند.

11. عادلی بین استفاده از تکنولوژی به جای مردم برقرار شده و همکاری بسیار وسیعی در سازمان ایجاد شود. آینده مدیریت دانش جایی است که مردم و تکنولوژی های پیشرفته با هم و در کنار هم به کارشان ادامه خواهند داد و دانش از چشماندازهایی با بیشترین تنوع، جمع آوری شده و نتایج قابل توجهی بدست می آید.

12. مواردی مثل اینترنت اشیاء، نوروساینس، داده های بزرگ، بازی، رایانش ابری، رایانش اجتماعی، و حتی تکنولوژی های پوشیدنی و ... همگی می تونند بخشی از پازل آینده مدیریت دانش باشند.

13. احتمال جابه جایی مفهوم مدیریت دانش با یک مفهوم کامل تر که هدف وکارکرد آن تغییر نمی یابد و ممکن است درآینده شبکه های اجتماعی الکترونیکی ومجازی چرخه مدیریت دانش را پشتیبانی کنند.

14. بکارگیری سیستم ها و سامانه ها (نه تنها به عنوان ابزار تسهیلگر در استفاده از مدیریت دانش و بلکه در تمام حوزه های مدیریتی و فنی ) در حد اعلا  توسط سازمان های پیشرو  بهره که  نقطه تمرکزشان روی استراتژی ها شخصی سازی و نوآوری و نوآوری و نوآوری (و در نتیجه انسان محوری) خواهد بود.

15. موضوعاتی که در دوره‌های زمانی متفاوت در مدیریت دانش مورد مطالعه قرار گرفته اند مطالبی هستند که در دوره قبل تر در این زمینه احساس ضعف می شده و همچنین این موضوعات از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به عبارت دیگر در مسیر اصلی تحقیق بوده اند.

16. موضوعات به روز مدیریت دانش که کمتر مورد مطالعه قرار گرفته شده و انتظار می رود که در سال های بعدی مورد به آنها پرداخته شود موضوعاتی همچون: خلق دانش، نوآوری و چالش‌های مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانش و مهندسی نرم¬افزاری در این حوزه هستند.

17. مطالعه هایپ سایکل روی روندهای مدیریت دانش توسط تکنولوژی های پوماکی متخصصان آلمانی نشان می‌دهد که بسیاری از شیوه های مدیریت دانش امتحان شده اند و پیش از این به استفاده شرکتی موثر نائل شده اند. مطالعات مؤلفان نشان می دهد که رشته جوان مدیریت دانش یک قسمتی از فرآیند های بالقوه در تمام صنایع، حتی در شرکت‌های بزرگ‌تر خواهد شد.

18. حرکت به سمت open source شدن و از این طریق هزینه دستیابی به داده و اطلاعات و دانش به صفر خواهد رسید که همگی حاصل رشد شگرف در زیرساخت فناوری اطلاعات خواهد بود.

19. رشد فزاینده دانش و پیچیده تر شدن فناوری ها میتواند راه های کسب دانش را مشکل تر کند.

20. حرکت به سمت تلفیق دانشها و تولد دانشهای نوظهور و مدیریت تغییرات در دانش و انتخاب استراتژی صحیح در بعد کلان مدیریت دانش و حرکت به سوی دانش های ارزش افزا با مدیریت خبرگان و شرکت‌های دانش بنیان ذیل نظارت دولت

21. از آنجایی که دانش امری تمام نشدنی است و روز به روز در حال افزایش است می توان گفت که مدیریت دانش نیز امری است که باید همیشه وجود داشته باشد.

22. به نظر می رسد دلیل کاهش تعداد انتشارات در مورد موضوع مدیریت دانش در کشورهای پیشرفته سوق این موضوع به سمت کاربردی شدن وا ایجاد مزیت رقابتی و رشد و توسعه می باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

_ به نظر می رسد، هر قدر استراتژی سازمان به نوآوری متمایل تر باشد استراتژی های انسان محور (جهت مقابل کدگذاری) مطلوب تر است. البته اعتقاد بنده بر این است که با خط کش صفر و یک نمی توان دسته بندی کرد.  (ضرغامی)

_ در استراتژی رهبری هزینه، سازمان بدنبال كاهش هزینه های عملیاتی با استفاده از روشهایی چون استاندارد نمودن روشها و ماجولاریتی است، لذا استراتژی مدیریت دانش بیشتر به كدگذاری متمایل خواهد بود (مستند سازی روالها).

از طرفی در استراتژی تمایز، سازمان بدنبال متمایز كردن محصول یا خدمت خود نسبت به رقبا بوده فلذا ضرورت نوآوری در چنین سازمانهایی بیشتر احساس می شود. استراتژی شخصی سازی كه بدنبال هم افزایی از طریق دانشگران است، با نوآوری سنخیت بیشتری دارد.

همچنین سازمانهایی كه به دنبال استراتژی تمایز هستند، برتری جویی خود را با نواوری در محصول دنبال می كنند، و استراتژی شخصی سازی كمك بیشتری به آنها خواهد كرد ...و این به معنای نفی كد گذاری نیست. (دکتر پیمان اخوان)

_ نكته ای كه به نظر بنده می آید این است كه استراتژی كدگذاری نیاز به سرمایه گذاری های سنگینی در پروژه های نرم افزاری دارد كه خود با استراتژی رهبری هزینه مغایرت دارد. از طرفی هزینه های استراتژی اجتماعی سازی به مراتب پایین تر می تواند باشد. در بهای تمام شده محصول هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی هردو لحاظ میگردد. پس تولید محصول با قیمت پایین تر (رهبری هزینه) ناظر بر كاهش هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی می باشد. البته استراتژی رهبری قیمت نیز وجود دارد. قیمت نهایی محصول بر اساس هزینه های سیستم های مدیریت دانش كدگذاری رشد می نماید و سازمان باید آن را در نظر گیرد.  (روزبه حسام امیری)

_  استراتژی رهبری هزینه تمرکز بر کاهش قیمت تمام شده محصول از طریق کاهش در هزینه های مستقیم دارد نه کاهش هزینه های سازمان ، استراتژی رهبری هزینه بر تولید محصولات استاندارد و استفاده از مقیاس اقتصادی تاکید دارد که نتیجه آن قیمت پایین تولید کالا است.

استراتژی کاهش هزینه های سازمان که از جمله آن هزینه های عملیاتی(عمومی، اداری، فروش و بازاریابی یا همان MSGA) یا غیر عملیاتی(هزینه های مالی) می باشد ، مدنظر نیست. بهای تمام شده بر اساس استاندارد های حسابداری دارای ۳ جزء زیر می باشد:

قیمت تمام شده تولید کالا یا خدمت(شامل مواد، دستمزد، انرژی، استهلاک و ...)

هزینه های عملیاتی(عمومی اداری، فروش و بازاریابی)

هزینه های غیر عملیاتی یا مالی

در محیط عملیاتی ممکن است افزایش هزینه های سازمان بخاطر استقرار سیستم های کدگذاری باعث استاندارد سازی رویه های تولید و در نهایت کاهش قیمت تمام شده شود. (حمیدرضا نائینی)

_ بهای تمام شده محصول شامل هزینه:

مواد مستقیم بکار رفته در محصول

هزینه های مستقیم تولید مانند حقوف دستمزد کارکنان تولید و اجاره و آب و برق و . . . .خط تولید

هزینه های تسهیم شده از مراکز هزینه پشتیبانی تولید

هزینه های اداری و تشکیلاتی نباید برروی قیمت تمام شده محاسبه شود و به حساب زیان سازمان ثبت می شود .

درضمن هزینه های جذب نشده خط تولید نیز باید به حساب زیان سازمان ثبت شود.

هر عملیاتی که امکان ایجاد ارزش افزوده نداشته باشد یا قیمت تمام شده محصول را افزایش می دهد و یا زیان سازمان را

ظاهرا برای استقرار استراتژی کدگذاری فناوری اطلاعات یکی از ابزارهای اساسی و الزامی است ولی در استراتژی شخصی سازی ارتباطات و تعاملات گروهی و انسانی راهگشاست. (دکتر افشین کازرونی)

_ در سازمانهایی با استراتژی تمایز برای پاسخگویی به خواسته های مشتریان و ارائه محصولات سفارشی و متمایز، به جای سرمایه گذاری سنگین در زیر ساخت پایگاه داده های استاندارد، ایجاد ارتباطات بین شخصی و درنتیجه استراتژی شخصی سازی می تواند بهتر عمل کند. از طرفی سازمان هایی با استراتژی رهبری هزینه ها به دلیل تمرکز بر کاهش هزینه ها نیازمند استفاده مجدد از دانش هستند که در این صورت استراتژی کدگذاری می تواند مؤثرتر واقع شود. (نورالدین سلیمی)

_ برای تصمیم گیری برای استراتژیهای مدیریت دانش برای سازمانهایی که استراتژیهای سازمانی ترکیبی اتخاذ میکنند:

بنظر میرسد اینگونه سازمانها از استراتژی ترکیبی مدیریت دانش بهره میبرند

بعنوان مثال در نظر بگیرید سازمانهای همزمان با افزایش کیفیت به کاهش قیمت تمام شده محصولاتشان فکر میکنند.

این به معنای بکارگیری استراتژی تمایز در بخشهای تحقیق و توسعه برای ایجاد محصولات و خدمات خاص و متمایز و در عین حال بکارگیری استراتژی سازمانی رهبری هزینه ها در بخشهای تولید و عملیات می باشد

بدیهی است برای بخشهای تحقیق و توسعه سازمان با استراتژی تمایز رویکرد شخصی سازی مناسبتر است در حالیکه در بخشهای تولید و عملیات بدلیل تکراری بودن فرایند استراتژی کدگذاری مناسبتر بنظر میرسد

وقتی که سازمانی هم در بخش تحقیق و توسعه سرامد میباشد و هم در حوزه تولید و عملیات و ارائه خدمت، ترکیبی از استراتژیهای شخصی سازی و کدگذاری برای آن مناسبتر است. نسبت فعالیتهای شخصی سازی در برابر کدگذاری با توجه به نسبت حجم فعالیتهای تحقیق و توسعه به تولید و عملیات تنظیم می شود.

چنین نتیجه در تحقیقات هانسن و همکاران مغفول مانده است و هانسن و همکاران سازمانها را از اتخاذ استراتژی ترکیبی مدیریت دانش برحذر داشته اند. (دکتر رضائی نور)

_ سازمانهایی که بر فعالیت اصلی خود تمرکز میکنند، فعالیتهایی که اصلی نیستند را می توانند به تامین کنندگانی که کارایی بهتری دارند برون سپاری کنند و می توانند با تمرکز برتری رقابتی بدست اونرد بنابراین با توجه به مطالب گفته شده، که دست یابی به مزیت رقابتی ثمره دانش ضمنی است لذا به نظر می رسد استراتژی پیشنهادی مدیریت دانش استراتژی شخصی سازی باشد.

همچنین به نظر می رسد در حیطه فعالیتها و محصولاتی که سازمان از استراتژی تمرکز استفاده کرده و برون سپاری می کند از استراتژی مدیریت دانشی کد گذاری استفاده نموده پس در حالت کلی می توان گفت انتخاب استراتژی شخصی سازی برای فعالیتها و محصولاتی که سازمان قصد دستیابی به مزیت رقابتی را دارد مناسب بوده و استراتژی کد گذاری برای فعالیتها و محصولاتی که اقدام به برون سپاری می کند مناسب می باشد.(مریم فیلسوفیان)

_  استراتژی های مدیریت دانش

بر پایه تمایز بین دو نوع دانش صریح و ضمنی، دو استراتژی متفاوت برای مدیریت دانش در سازمان پیشنهاد شده است. استراتژی های مدیریت دانش بر دو دیدگاه استراتژی مدیریت دانش صریح محـور و ضمنی محور استوار است هانسن و همکاران بر این باورند که دست کم دو نوع استراتژی برای مدیریت دانش وجود دارد. این دو، عبارتند: از استراتژی رمزگذاری (دانش صریح محور) و استراتژی شخصی سازی (دانش ضمنی محور).

به نظر میرسد استراتژیهای هانسن و همکاران باید بیشتر به کمک فناوری اطلاعات قابل دسترسی است اما استراتژیهای پورتربرای حصول کمتر به فناوری اطلاعات نیازدارد (نجاتی)

_ ابتدا استراتژی سازان مدیریت دانش باید مشخص کنند که سازمان مورد بررسی از کدامیک از استراتژی های سه گانه پورتر(تمایز، رهبری هزینه ها یا تمرکز) پیروی می کند.

به طور کلی می توان استراتژی های تمایز و رهبری هزینه ها را در دو سر طیف استراتژی های پورتر قرار داد. استراتژی تمایز به دلیل نیاز به پاسخگویی به نیازهای مشتریان و ارائه محصولات خاص و بدیع، نیازمند به حمایت از خلاقیت بالا و پرورش ایده های نو بوده و دانش مورد نیاز برای چنین فضایی از نوع دانش غیرتکراری و درونی می باشد. لذا استراتژی های تمایز توسط استراتژی های مدیریت دانش انسان گرا حمایت می شوند. از طرف دیگر، استراتژی رهبری هزینه ها به دلیل نیاز در کاهش هزینه ها مستلزم صرفه جویی، استفاده از منحنی های یادگیری و تجربه و توان بالقوه در تسهیم مهارت ها یا دانش موجود در سازمان می باشد. لذا این نوع استراتژی های عمومی توسط استراتژی های سیستم گرای مدیریت دانش حمایت می شوند(منبع: کتاب مدیریت استراتژیک دانش از نظریه تا اجرا)

یکی از عوامل تاثیرگذار بر موفقیت مدیریت دانش که باید در استراتژی سازی آن مد نظر قرار بگیرد، ساختار سازمانی است به نحوی که ساختارهای مکانیکی یا سلسله مراتبی که عمدتا دارای ویژگی های سازمان های وظیفه ای هستند از استراتژی های سیستم گرای مدیریت دانش بهتر پشتیبانی می کنند. در ساختارهای سلسله مراتبی تعاملات اجتماعی کارکنان نسبت به ساختارهای ارگانیکی کمتر است، لذا استراتژی های انسان گرا در سطح سازمانی، شانس موفقیت کمتری دارند.(الناز رفیعی پور)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای دکتر رضائی نور به شرح ذیل انجام پذیرفت:

1. در استراتژی رهبری هزینه، سازمان بدنبال كاهش هزینه های عملیاتی با استفاده از روشهایی چون استاندارد نمودن روشها و ماجولاریتی است، لذا استراتژی مدیریت دانش بیشتر به كدگذاری متمایل خواهد بود (مستند سازی روالها).
2. از طرفی در استراتژی تمایز، سازمان بدنبال متمایز كردن محصول یا خدمت خود نسبت به رقبا بوده لذا ضرورت نوآوری در چنین سازمانهایی بیشتر احساس می شود. استراتژی شخصی سازی كه بدنبال هم افزایی از طریق دانشگران است، با نوآوری سنخیت بیشتری دارد. بنابراین به نظر می رسد، هر قدر استراتژی سازمان به نوآوری متمایل تر باشد استراتژی های انسان محور (جهت مقابل کدگذاری) مطلوب تر است.
3. سازمانهایی که استراتژیهای سازمانی ترکیبی اتخاذ میکنند بنظر میرسد از استراتژی ترکیبی مدیریت دانش بهره میبرند. بعنوان مثال در نظر بگیرید سازمانهای همزمان با افزایش کیفیت به کاهش قیمت تمام شده محصولاتشان فکر میکنند. این به معنای بکارگیری استراتژی تمایز در بخشهای تحقیق و توسعه برای ایجاد محصولات و خدمات خاص و متمایز و در عین حال بکارگیری استراتژی سازمانی رهبری هزینه ها در بخشهای تولید و عملیات می باشد. بدیهی است برای بخشهای تحقیق و توسعه سازمان با استراتژی تمایز رویکرد شخصی سازی مناسبتر است در حالیکه در بخشهای تولید و عملیات بدلیل تکراری بودن فرایند استراتژی کدگذاری مناسبتر بنظر میرسد
4. وقتی که سازمانی هم در بخش تحقیق و توسعه سرآمد میباشد و هم در حوزه تولید و عملیات و ارائه خدمت، ترکیبی از استراتژیهای شخصی سازی و کدگذاری برای آن مناسبتر است. نسبت فعالیتهای شخصی سازی در برابر کدگذاری با توجه به نسبت حجم فعالیتهای تحقیق و توسعه به تولید و عملیات تنظیم می شود. توجه داشته باشید چنین نتیجه گیری در تحقیقات هانسن و همکاران مغفول مانده است و هانسن و همکاران سازمانها را از اتخاذ استراتژی ترکیبی مدیریت دانش برحذر داشته اند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط جناب آقای نجاتی به شرح ذیل انجام پذیرفت:


1- لازم است مسلمانان و خردمندان دانش خود را بروز کنند و دانش و علم خویش با علم دانشمندان روز همراه و پیوند دهد و حدیث حضرت امام علی (ع) نیز تایید کننده این ادعا در مبانی اسلامی است:

 شایسته مرد عاقل آن است که نظر صائب خردمند را بر اندیشه خود بیفزاید و دانش خویش را به علم دانشمندان پیوند دهد( حضرت علی ع، غررالحکم، ص384)

2- احادیث و رایات و داستانهایی در مستندات اسلامی وجود دارد که مبانی مدیریت دانش را تبیین می نمایند نمونه ای از آنها داستان و فرمایش و نتیجه گیری زیر است:

فرد مسلمان در خصوص فراگیری دانش نیز باید هوشمندانه عمل كند و دنبال هر دانشی هم لازم نیست برود به عبارتی هر مسلمان برای فراگیری دانش باید اولویت بندی كرده و به دانشی بپردازد كه برای دنیا و آخرت او سودمند باشد یا زیانی را بزداید:

رسول خدا ص وارد مسجد شدند و دیدند گروهی گرد مردی جمع شده اند. سوال كردند او كیست؟

گفتند علامه است. فرمودند در چه چیزی علامه است؟ گفتند نسبهای عرب و تاریخ آنها را می داند. حضرت فرمودند: این دانشی است كه هر كس آن را نداند برای او زیانی ندارد و هر كه بداند برایش سودی ندارد. (كتاب السرایر، ج ٣)

3- روشهای بررسی خطوط كلی مدیریت دانش در اسلام:

3.1. تحلیل تاریخی

1. 3.1.بررسی روش شناسی جمع قران: پیشینه و روش شناسی ضبط ایات قران بعد از نزول توسط صحابه و شیوه جمع اوری قران كریم به شكل كتاب بعداز زمان پیامبر كه با مدیریت امام علی و همكاری حافظان قران و كاتبان اربعه صورت گرفت.

 3.1.2روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است

3.1.3روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است

3.2. تحلیل موضوعی:

3.2.1. تبیین اصطلاحات كلیدی در حوزه معرفت شناسی اسلامی از قبیل: علم، دانش، حكمت، دانایی، تعقل، خردورزی و ...

3.2.2. اصول كسب، تحصیل، شناسایی، حفظ و بهره برداری از دانش در متون اسلامی

4- قصه گویی یكی از روشهای مرسوم جهت هم جمع آوری و هم اشتراك دانش است که در مدیریت دانش قصه گویی به عنوان یک ابزار برای انتقال دانش مطرح است ، قصه ها فاصله متن و ذهن را از بین می برند، به دل می نشینند، معمولا با جزییات بیان می شوند، در خاطر ثبت می شوند، و شاید یكی از دلایلی كه بسیاری از سوره های قران با قصه آمیخته شده اند.

5- دانش همراه با عمل به عبارتی بکارگیری دانش در دین مبین اسلام از جایگاه بالایی برخوردار است و در این باب حدیث و رایات زیادی وجود دارد: مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ ورَثَهُ الله عِلْمُ ما لَمْ یَعْلَمْ یعنی هر كه دانش خود را كاربردی سازد و مورد بهره برداری قرار دهد خداوند به او دانش جدیدی عطا میكند كه قبلا از ان بی بهره بود.( پیامبر اکرم ص)

6- با توجه به آیات و روایات در انسان سه ابزار برای کسب دانش وجود دارد که دانش و آگاهی انسان از این ابزارها حاصل می شود.

6.1. حس: ابزاری است برای شناخت اغازین از جهان هستی

6.2. عقل: وظیفه ان ترکیب، تجزیه، انتزاع، تعمیم و تعمیق مفاهیم است

6.3. قلب: در مباحث معرفت شناسی در اسلام هنگامی که قلب در کنار عقل به عنوان یکی از ابزارهای دانش شناخته می شود مرکز معارف شهودی است. راههای کسب دانش بوسیله ابزار معرفت قلبی همچون وحی، الهام، وسوسه، احکام فقهی را می توان نام برد.

7- علم و دانش از دیدگاه اسلام با مفاهیم دانش از منظر غرب و یا سایر مکاتب تفاوت اساسی دارد چرا که از دیدگاه مبانی اسلامی علم نوری است که با عمل حاصل می شود و شامل(اخلاق،فقه،کلام،توحید،نفس)است و به کسی که این علوم را فراگیرد حکیم میگویند و به سایر علوم سواد گفته می شود ولی دانش همان مفهوم دانش در مدیریت دانش را دارد و در علوم دینی بخصوص طهارت قوه خیال بسیار بر مباحثه تاکید شده است و این همان تسهیم دانش است در این علم خاص که بسیاربر آن تاکید شده و نتایج آن به تجربه ثابت شده است

8- در حوزه فكری اسلام "علم" عنوانی است كه بر موارد زیر اطلاق میشود:

8.1. مطلق دانایی یا هرانچه كه یك انسان میداند؛ مثل تقسیم علم به علم مسموع و مرفوع در نهج البلاغه

8.2. داده ها و اطلاعاتی كه منجر به توانمندی و برتری میشود؛ همان روایت العلم سلطان كه قبلا عرض شد

8.3. اگاهی و خبر داشتن از یك واقعیت؛ مثل ایه "و لكن اكثرالناس لا یعلمون"

8.4. مجموعه اگاهیهای بشری یا هر انچه كه بشر میتواند به ذهن بسپارد

8.5. مجموعه نظریات، اطلاعات و اموزه های مدون و مورد اجماع پیرامون یك موضوع مثل فلسفه و فیزیك و ریاضی؛ مثال دیگر روایت نهج البلاغه: العلم علمان: علم الابدان و علم الادیان

8.6. معارف وحیانی كه فقط در اختیار انبیا و ائمه است و اكتسابی نیست لدنی است مثل اسم اعظم، اینده نگری، علم غیب و ...

8.7. سطح نازلتری از معارف الهی كه اولیا و پاكان در اثر ریاضتهای شرعی و عرفانی به شكل دریافتهای شهودی و مكاشفه ای كسب میكنند؛ مثل حكمت، تعبیر خواب، طی الارض و علوم غریبه

8.8. احاطه خداوند متعال بر همه چیز به عنوان مبدا هستی

9- براساس تحقیقی که توسط گروهی از محققین اسلامی درموسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی انجام شده اصول مدیریت دانش با الهام از منابع اسلامی به شرح زیر احصاء شده است:

9.1. اصل انطباق با اسلام : دانشی مناسب سازمانهای اسلامی است که با آموزه های اسلام انطباق داشته باشد

9.2. اصل تعاملی:دانش حاصل تعامل انسان سازمان و فناوری است.انسان بخاطر استعدادهای خدادادی خود دانش را خلق میکندو سازمان به علت دراختیار داشتن امکانات کارکنان را هدایت و بر فعالیت آنها نظارت میکند وفناوری هم در فرایند کسب نگهداری و انتشار دانش به انسان و سازمان ایفای نقش میکند

9.3. اصل فرایندی: مدیریت دانش از نظر اسلام فرایندی پویا پیوسته و در حال تکامل است

9.4. اصل رهبری:شناسایی مسایل سازمان و تشخیص دانش مناسب هماهنگ سازی میان منابع مختلف نیاز به رهبری و هدایت مدیر عالی دانش دارد تا بانفوذ وحمایت مادی و معنوی خود همفکری را در میان کارکنان ابجاد نماید

9.5. اصل سرمایه ای: دانش از منظر اسلام سرمایه فکری- معنوی است که در مقابل سرمایه فیزیکی مادی قرار میگیرد و سازمانها را در تحقق اهداف مادی ومعنوی و دنیوی و اخروی کمک میکند

10- آیت الله جوادی آملی اندیشمند اسلامی ، با ترسیم نقشه جامع دین، عقل و علم و تبیین روابط میان آنها، تعارض ها را با تفاهم و یکدلی رسانده‌اند :

 10.1. با وارد نمودن عقل (با تمام اقسام چهارگانه تجربی، نیمه تجربی، تجریدی و شهودی) در حریم معرف دین و

10.2. با هماهنگ دیدن حوزه های معرفی و بازگشت طبیعیات به دامن الاهیات مسیر تولید علم دینی را هموار نموده اند.

از این رو به سه جهت علوم می توانند اسلامی باشند:

 الف. علم اگر محصول عقل است و عقل نیز داخل در حریم دین است، محصول آن نیز  که علم است- داخل در حریم دین است؛

 ب. از آنجا که علم کشف و قرائت طبیعت و جهان را بر عهده دارد، و صدر و ساقه جهان فعل و صنع خداست؛ پس علم، لاجرم الهی و دین است و هرگز علم الحادی نداریم.

ج. و همچنین علوم می توانند با فهم اجتهادی از خطوط کلی کتاب و سنت، اصول و مباحثی را درباره طبیعت انسان استخراج کرده و به کار بندد و از این طریق برکات فراوانی را ببرند.

11- مراحل تولید علم دینی از نظر آیت الله جوادی آملی به قرار زیر است:

قدم اول:

11.1. عنوان طبیعت برداشته شود و به جای آن عنوان خلقت قرار بگیرد، یعنی اگر عالمی بحث می کند که فلان اثر در فلان ماده معدنی هست یا فلان گونه گیاهی چنین خواص و آثاری دارد، با تغییر عنوان یاد شده این گونه می اندیشد و آن را تبیین می کند که این پدیده ها و موجودات چنین آفریده شده اند.

11.2. عنوان خالق که مبدأ فاعلی است ملحوظ باشد؛ یعنی آفریدگار حکیم، صحنه خلقت را چنین قرار داده است که دارای آثار و خواص ویژه ای باشند.

11.3. هدف خلقت که پرستش خدا و گسترش عدل و داد است، منظور شود.

11.4. محور بحث دلیل معتبر نقلی مانند آیه قرآن یا حدیث صحیح قرار گیرد.

11.5. از تأییدهای نقلی و تعلیل های آن استمداد شود.

11.6. در هیچ موردی ادعا نشود که عقل در این مورد کافی است، همچنان که نباید فقط به نقل هم اکتفا نمودو از عقل پرهیز کرد.

11.7. تفسیر هر جزئی از خلقت با در نظر گرفتن تفسیر جزء دیگر باشد.

قدم دوم:

به اعتقاد ایشان پس از قدم اول، نوبت به قدم می رسد؛ یعنی کنار زدن منطق قارونی. زیرا تفکر قارونی مانع اسلامی کردن علوم است. مشکل قارون آن بود که ثروت و توفیق خویش را تنها مرهوم تلاش و زحمت و دانش و تعقل خود می دانست و سهمی برای خداوند قائل نبود و می گفت: «إنَّما أوتیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی» جزای این خودمحوری و نادیده گرفتن تأثیر الاهی، آن شد که زمین او در خود کشید. نگاه قارونی، به مسئله جمع ثروت و موفقیت اقتصادی محدود نمی شود؛ بلکه این منطق هر کجا که باشد، آثار زیان بار خود را خواهد داشت. در عرصه کسب دانش و معرفت نیز بسیاری افراد فکر قارونی دارند و از منطق قارون پیروی می کنند، زیرا معلم واقعی را نمی بینند و علم را یکسره مرهون تلاش و کوشش و استعداد فردی خویش می دانند، غافل از آن که در تمام دوران تحصیل بر سر سفره احسان معلم واقعی یعنی خداوند نشسته اند. بنابراین با کنار زدن منطق قارونی و باور به این که عقل عطای خداوند و حجت او برای فهم دین و هدایت بشر است، عقل و علم نیز موهبت خداوند و حکمت او برای شناخت دین است.

12- مفهوم مدیریت دانش اسلامی، تلاش در جهت تحقق دانش از طریق دیدگاه اسلامی است. کاربران دانش اسلامی دیدگاهی خوش‌بینانه و مثبت نسبت به موجودیت دانش، حد و مرزها، دسته‌بندی‌ها و انواع گوناگون آن دارند. در نتیجه، آن‌ها با دانش به عنوان بخشی از فعالیت‌های روزانه و متداول زندگی خود مواجه می¬شوند. دانش مورد تاکید، دانش موثر در زندگی بشر است نه حجم انبوهی از داده‌های خام و اطلاعات غیرمفید. گرچه آیات الهی به تدریج و بسته به شرایط و در هنگام رویدادهایی خاص در صدر اسلام نازل گردیده تا به حل مطلبی و یا آشکارسازی ناشناخته‌ای بر پیامبر و امت تازه مسلمان بپردازد اما می‌توان و باید متناسب با اقتضائات و شرایط محیطی، به تدبر و تأمل در آن‌ها پرداخت و احکام و راه‌حل‌های مسائل را در هر زمان از آن‌ها استخراج نمود و به کار بست؛ این بحث نشان میدهد که تمرکز و تاکید مدیریت دانش اسلامی بر سعادت عملی و موثر کاربران خصوصاً در پاسخ به نیازهای بشری است. انسان ذاتاً بی¬دقت و فراموش‌کار است اما از سوی دیگر فطرتاً میل به خوبی و تکامل دارد، بنابراین مدیریت دانش کارآمد و ناکارآمد میتواند او را به سمت موفقیت یا شکست سوق دهد.

13- یکی از نتایج استقرار مدیریت دانش نگهداری و ذخیره دانش است که هر زمان که نیاز باشد بتوان به آنها دسترسی داشت در مبانی اسلامی به این امر توجه شده و بخش عمده ای از میراث اسلام، چه منابع چهار گانه شیعه و چه صحاح سته اهل سنت، مکتوب و "مستندسازی" شده است. در زمان امروز هم در حقیقت، مطالب همین منابع هستند که در قالب دیجیتال و مجازی در آمده اند و امکانات فناوری اطلاعات، مطالعه و پژوهش، در آنها را آسان تر کرده. در نتیجه، یکی از مهمترین بسترهای مدیریت دانش در مکتب اسلام، نوشتار و مستندسازی است

14- راههای کسب دانش

بنابر آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به کار .رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است که به آن تعلیم اسمایی در آیه 31 سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذکر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است که در انسان به ودیعت نهاده شده است.

انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا که گاه این تذکر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد که از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود که از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین نام برد در قرآن به نوعی علم خاص که خداوند از آن به علم لدنی اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی که در شیوه یادآوری و تلقی و تکمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا کسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاک می باشد.

دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید که از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره کرد که از راه حواس و تجربه کسب می شود و بلکه حتی شامل دانش هایی نیز می شود که به واسطه وحی به دیگر بشر میرسد

15- اگر به صورت اجمال بخواهیم مدیریت دانش اسلامی را با مدیریت دانش معمول باهم مقایسه ای داشته باشیم به این نتایج میرسیم:

15.1. درمدیریت دانش اسلامی منشا دانش و علم عبارتند از:حس و تجربه;عقل;قلب شامل وحی و الهام و وسوسه اما در مدیریت دانش معمول منشا آنها فقط عبارت از حس وتجربه است.

15.2. سعادت دنیا و آخرت از مسائل مدیریت دانش اسلامی است اما در مدیریت دانش معمول افزایش توان و رقابت مسئله است.

15.3. غایت و هدف مدیریت دانش اسلامی قرب به خداست لیکن هدف نهایی مدیریت دانش معمول دست یافتن به قدرت و سود حداکثری است.

15.4. مدیریت دانش اسلامی با موضوعات تقوا و پرهیزگاری مطرح است ولی در مدیریت دانش معمول باموضوعات عینی وذهنی مطرح است.

16- چنانچه فرایند مدیریت دانش را در مبانی و تعالیم اسلامی بخواهیم دنبال کنیم به حدیثی از امام صادق(ع) که از پیامبر اکرم (ص) نقل می کنند ، می رسیم، در این حدیث چرخه زیر مطرح است:

 اولین فرایند مدیریت دانش در منابع اسلامی سکوت است. سازمانهای دانشی نیز در این فرایند باید تامل کنند و دانش واجب و حرام، نافع و غیر نافع راشناسایی کرده و دانش مهم را اولویت بندی نمایند.

دومین فرایند استماع و گوش دادن به منظور کسب دانش است. یعنی پس از شناسایی دانش ضروری سازمان با سکوت و تفکر، مدیر باید کارکنان را به کسب و تحصیل دانش تشویق کند.

سومین فرایند نگهداری دانش است. سازمانها موظف اند پس از کسب دانش ان را حفظ کنند تا دانش از بین نرود

چهارمین فرایند به کارگیری دانش است.یعنی دانش باید بتواند مشکلات سازمان را حل کند چراکه دانش بدون عمل اثار مخربی به همراه دارد. که گویای رابطه بین عمل و دانش است که دوستان متذکر شدند

و اخرین فرایند انتشار دانش که در اسلام امری واجب و فرض معرفی شده است. همانطورکه امام کاظم فرمودند تزکیه دانش نشر ان است.(کلینی، 1429ق، ج1، ص41) که می توان انتشار دانش را در سازمانها نیز مورد توجه قرار داد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

شایسته مرد عاقل آن است که نظر صائب خردمند را بر اندیشه خود بیفزاید و دانش خویش را به علم دانشمندان پیوند دهد( حضرت علی ع، غررالحکم، ص384)  (الناز رفیعی پور)

در باب آموختن دانش در دین اسلام احادیث و روایات بسیاری وجود دارد، اما به مطلبی برخورد كردم كه جالب بود: اینكه فرد مسلمان در خصوص فراگیری دانش نیز باید هوشمندانه عمل كند و دنبال هر دانشی هم لازم نیست برود ...

رسول خدا ص وارد مسجد شدند و دیدند گروهی گرد مردی جمع شده اند. سوال كردند او كیست؟

گفتند علامه است. فرمودند در چه چیزی علامه است؟

گفتند نسبهای عرب و تاریخ آنها را می داند. حضرت فرمودند: این دانشی است كه هر كس آن را نداند برای او زیانی ندارد و هر كه بداند برایش سودی ندارد...

كنایه از اینكه مسلمان برای فراگیری دانش باید اولویت بندی كرده و به دانشی بپردازد كه برای دنیا و آخرت او سودمند باشد یا زیانی را بزداید...(كتاب السرایر، ج ٣)

*یك حدیث بسیار زیبا و جالب از پیامبر پیرامون موضوع :

مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ ورَثَهُ الله عِلْمُ ما لَمْ یَعْلَمْ

یعنی هر كه دانش خود را كاربردی سازد و مورد بهره برداری قرار دهد خداوند به او دانش جدیدی عطا میكند كه قبلا از ان بی بهره بود.

قصه گویی یكی از روشهای مرسوم جهت هم جمع آوری و هم اشتراك دانش است...(دکتر پیمان اخوان)

روشهای بررسی خطوط كلی مدیریت دانش در اسلام:

الف. تحلیل تاریخی

١. بررسی روش شناسی جمع قران: پیشینه و روش شناسی ضبط ایات قران بعد از نزول توسط صحابه و شیوه جمع اوری قران كریم به شكل كتاب بعداز زمان پیامبر كه با مدیریت امام علی و همكاری حافظان قران و كاتبان اربعه صورت گرفت. در اینجا روش امام در جمع اوری قران به عنوان یك موضوع دانشی قابل ردگیری است.

٢. روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است.

3. روش شناسی ضبط و تدوین احادیث معصومین: چه در زمان ان بزرگواران و چه بعد از دوران غیبت كه متضمن روش شناسی منحصر بفردی برای درك روش شناسی مدیریت دانش اسلامی است.

ب. تحلیل موضوعی

١. تبیین اصطلاحات كلیدی در حوزه معرفت شناسی اسلامی از قبیل: علم، دانش، حكمت، دانایی، تعقل، خردورزی و ...

٢. اصول كسب، تحصیل، شناسایی، حفظ و بهره برداری از دانش در متون اسلامی

البته این دیدگاه و استنباط شخصیم هست كه فكر میكنم میتونه قابل توسعه و تكامل باشه

ابزارهای كسب دانش از دیدگاه اسلام:

تجربه، عقل، شهود و وحی

١. تجربه و حس، كه ابزار كار دانشمندان علوم مادی و طبیعی است.

٢. عقل، كه ابزار كار فلاسفه است

٣. شهود، كه ابزار كار علوم و دانشهای عرفانی و عرفاست

٤. وحی كه ابزار انتقال دانشها و معارف الهی به انبیا و پیامبران است.

ادامه بحث قبلی در مورد تمایز احتمالی علو و دانش از دیدگاه اسلام:

در حوزه فكری اسلام "علم" عنوانی است كه بر موارد زیر اطلاق میشود:

١. مطلق دانایی یا هرانچه كه یك انسان میداند؛ مثل تقسیم علم به علم مسموع و مرفوع در نهج البلاغه

٢. داده ها و اطلاعاتی كه منجر به توانمندی و برتری میشود؛ همان روایت العلم سلطان كه قبلا عرض شد

٣. اگاهی و خبر داشتن از یك واقعیت؛ مثل ایه "و لكن اكثرالناس لا یعلمون"

٤. مجموعه اگاهیهای بشری یا هر انچه كه بشر میتواند به ذهن بسپارد

٥. مجموعه نظریات، اطلاعات و اموزه های مدون و مورد اجماع پیرامون یك موضوع مثل فلسفه و فیزیك و ریاضی؛ مثال دیگر روایت نهج البلاغه: العلم علمان: علم الابدان و علم الادیان

٦. معارف وحیانی كه فقط در اختیار انبیا و ائمه است و اكتسابی نیست لدنی است مثل اسم اعظم، اینده نگری، علم غیب و ...

٧. سطح نازلتری از معارف الهی كه اولیا و پاكان در اثر ریاضتهای شرعی و عرفانی به شكل دریافتهای شهودی و مكاشفه ای كسب میكنند؛ مثل حكمت، تعبیر خواب، طی الارض و علوم غریبه

٨. احاطه خداوند متعال بر همه چیز به عنوان مبدا هستی

همه اینها عنوان علم را بخود اختصاص میدهند

با این تقسیم بندی تفاوت علم و دانش را میتوان بهتر درك نمود.

 اگر با نگاه متعارف خودمان در دنیای مدیریت و مهندسی نگاه كنیم با هم متفاوتند اما اگر از درون خود اسلام نگاه كنیم، دو مفهوم جداگانه دانش و علم نداریم دانش همان علم است و علم هم همان دانش اما در لایه ها یا سطوح مختلف

مرجع حدیث من عمل بما علم: مرآ‌ة العقول ج3،ص286  (دکتر سعید قربانی)

شاید بتوان به دلیل داشتن مبانی کلی نظام مدیریت دانش مقایسه ای با مبانی دین مبین اسلام صورت داد.

در تطابق و تحلیل همراستایی دو مبحث کلان نیاز به مقایسه و تحلیل ابتدا در مبانی به نظر میرسد.

مصادیق موجود در دین چه در قرآن و چه احادیث تبین کننده مبانی اسلام میباشند.

اگر در تفاسیر و توضیحات اصول و فروع دین ورود کنیم شاید جایگاه ها و یا ریشه های اسلامی مدیریت دانش را بتوان پیدا نمود. (مهدی مهریار)

دربررسی اینکه دیدگاههای اسلام با درنظر گرفتن منابع و مبادی اسلامی که آیات و روایات ونظر علما و حکما میباشند باید باورهای دینی تشیع و مسلمانان اهل تسنن در خصوص مدیریت دانش مورد توجه قرار گیرد چراکه مثلا درحدیثی مراحل دانش ازنظر امام صادق(ع) بیان گردیده اما از دیدگاه اهل سنت شاید دیدگاه دیگری داشته باشند.

براساس تحقیقی که توسط گروهی از محققین اسلامی درموسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی انجام شده اصول مدیریت دانش با الهام از منابع اسلامی به شرح زیر احصاء شده است:

۱. اصل انطباق با اسلام : دانشی مناسب سازمانهای اسلامی است که با آموزه های اسلام انطباق داشته باشد

۲. اصل تعاملی:دانش حاصل تعامل انسان سازمان و فناوری است.انسان بخاطر استعدادهای خدادادی خود دانش را خلق میکندو سازمان به علت دراختیار داشتن امکانات کارکنان را هدایت و بر فعالیت آنها نظارت میکند وفناوری هم در فرایند کسب نگهداری و انتشار دانش به انسان و سازمان ایفای نقش میکند

۳. اصل فرایندی: مدیریت دانش از نظر اسلام فرایندی پویا پیوسته و در حال تکامل است

۴. اصل رهبری:شناسایی مسایل سازمان و تشخیص دانش مناسب هماهنگ سازی میان منابع مختلف نیاز به رهبری و هدایت مدیر عالی دانش دارد تا بانفوذ وحمایت مادی و معنوی خود همفکری را در میان کارکنان ابجاد نماید

5. اصل سرمایه ای: دانش از منظر اسلام سرمایه فکری- معنوی است که در مقابل سرمایه فیزیکی مادی قرار میگیرد و سازمانها را در تحقق اهداف مادی ومعنوی و دنیوی و اخروی کمک میکند

امام صادق (ع)فرمودند:مردی خدمت رسول خدا(ص)آمد وعرض کرد:ای رسول خدا علم چیست؟

ایشان فرمودند:خاموشی

عرض کردسپس چه؟

فرمودند:گوش سپردن

عرض کرددیگر چه؟

فرمودند:حفظ ومراقبت

عرض کرد:آنگاه چه؟

فرمودند:به کاربستن آن

عرض کرد سپس چه؟

فرمودند: انتشاردادن آن

این فرموده سنگ زیربنای چرخه مدیریت دانش اسلامی است.

راههای کسب دانش

بنابراین آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به کار .رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است که به آن تعلیم اسمایی در آیه 31 سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذکر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است که در انسان به ودیعت نهاده شده است.

انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا که گاه این تذکر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد که از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود که از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین خضر نام برد که خداوند در آیه 65 و 66 سوره کهف به این مسئله چنین اشاره می کند: فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما قال له موسی هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشدا؛ پس موسی و همراهش (یوشع بن نون) در کناره مجمع البحرین (جایی که دو رود بزرگ و یا دو دریا به صورت خلیج به هم می رسند) بنده ای از بندگان ما را یافتند که از پیش ما به رحمتی داده بودیم و دانشی را از نزد ما آموخته بود. موسی به آن بنده خدا گفت: آیا می توانم از تو پیروی کنم تا از آن دانش رشدی خویش چیزی را به من بیاموزی؟

در این آیه به نوعی علم خاص که خداوند از آن به علم لدنی و موسی به علم رشدی تعبیر می کند اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی که در شیوه یادآوری و تلقی و تکمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا کسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاک می باشد.

دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید که از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره کرد که از راه حواس و تجربه کسب می شود و بلکه حتی شامل دانش هایی نیز می شود که به واسطه وحی به دیگر بشر میرسد

اگر به صورت اجمال بخواهیم مدیریت دانش اسلامی را با مدیریت دانش معمول باهم مقایسه ای داشته باشیم به این نتایج میرسیم:

۱. درمدیریت دانش اسلامی مبادی عبارتند از:حس و تجربه;عقل;قلب شامل وحی و الهام و وسوسه اما در مدیریت دانش معمول مبادی فقط عبارت از حس وتجربه است

۲. سعادت دنیا و آخرت از مسائل مدیریت دانش اسلامی است اما در مدیریت دانش معمول افزایش توان و رقابت مسئله است.

۳. غایت و هدف مدیریت دانش اسلامی قرب به خداست لیکن هدف نهایی مدیریت دانش معمول دست یافتن به قدرت و سود حداکثری است.

۴. مدیریت دانش اسلامی با موضوعات تقوا و پرهیزگاری مطرح است ولی در مدیریت دانش معمول باموضوعات عینی وذهنی مطرح است. (نجاتی)

از دیدگاه مبانی اسلامی علم نوری است که با عمل حاصل می شود و شامل(اخلاق،فقه،کلام،توحید،نفس)است و به کسی که این علوم را فراگیرد حکیم میگویند و به سایر علوم سواد گفته می شود ولی دانش همان مفهوم دانش در مدیریت دانش را دارد و در علوم دینی بخصوص طهارت قوه خیال بسیار بر مباحثه تاکید شده است و این همان تسهیم دانش است در این علم خاص که بسیاربر آن تاکید شده و نتایج آن به تجربه ثابت شده است.

به انسان ها همگی علم لدنی داده شده که در ضمیر آنها نهفته است و با رعایت دستورات خاص دینی و کسب علوم خاص و البته با اذن خدا بخشی از این علم برای برخی بندگان مکشوف میشود ،مانند اولیایی که یک شبه ره صد ساله پیمودند و مثلا حافظ کل قران و ... شدند، و این علم کامل در حضرت رسول در شب معراج یکباره مکشوف شد. و نقطه اشتراک ضمایر انسانها همین علم است.

به نظرم پیوند دادن مبانی آکادمیک با توصیه های سیره و آیات ، در بسیاری موارد هم زمینه پذیرش مطابب جدید رو در مجانع مختلف بالا میبره هم به تثبیت پایه های اعتقادی در سطح جانعه نخبگاتی گمک می کنه و هم انشاله به اثبات هرچه بیشتر حقانیت دین مبین اسلام در سطح جامعه علمی جهانی کمک می کنه(مولود محرابیان)

با توجه به آیات و روایات در انسان سه ابزار برای کسب دانش وجود دارد که دانش و آگاهی انسان از این ابزارها حاصل می شود.

1. حس: ابزاری است برای شناخت اغازین از جهان هستی

2. عقل: وظیفه ان ترکیب، تجزیه، انتزاع، تعمیم و تعمیق مفاهیم است

3. قلب: در مباحث معرفت شناسی در اسلام هنگامی که قلب در کنار عقل به عنوان یکی از ابزارهای دانش شناخته می شود مرکز معارف شهودی است. راههای کسب دانش بوسیله ابزار معرفت قلبی همچون وحی، الهام، وسوسه، احکام فقهی را می توان نام برد.

 

همچنین تاکید روایت بر مکتوب کردن دانش فرایند تبدیل دانش ضمنی به اشکار و اشتراک ان میان افراد را مد نظر دارد.

مردی خدمت رسول خدا امد و گفت: یا رسول الله دانش چیست؟ فرمود: سکوت کردن. گفت: سپس چه؟ فرمود: گوش فرا دادن؟ گفت: سپس چه؟ فرمود: حفظ کردن. گفت: سپس چه؟ فرمود: به آن عمل کردن. گفت سپس چه ای رسول خدا؟ فرمود: انتشار دادن (کلینی، 1429ق، ج1، ص48).

اولین فرایند مدیریت دانش در منابع اسلامی سکوت است. سازمانهای دانشی نیز در این فرایند باید تامل کنند و دانش واجب و حرام، نافع و غیر نافع راشناسایی کرده و دانش مهم را اولویت بندی نمایند.

دومین فرایند استماع و گوش دادن به منظور کسب دانش است. یعنی پس از شناسایی دانش ضروری سازمان با سکوت و تفکر، مدیر باید کارکنان را به کسب و تحصیل دانش تشویق کند.

سومین فرایند نگهداری دانش است. سازمانها موظف اند پس از کسب دانش ان را حفظ کنند تا دانش از بین نرود

چهارمین فرایند به کارگیری دانش است.یعنی دانش باید بتواند مشکلات سازمان را حل کند چراکه دانش بدون عمل اثار مخربی به همراه دارد. که گویای رابطه بین عمل و دانش است که دوستان متذکر شدند

و اخرین فرایند انتشار دانش که در اسلام امری واجب و فرض معرفی شده است. همانطورکه امام کاظم فرمودند تزکیه دانش نشر ان است.(کلینی، 1429ق، ج1، ص41) که می توان انتشار دانش را در سازمانها نیز مورد توجه قرار داد.(مریم فیلسوفیان)

امام صادق علیه السلام :یكى از نصایح لقمان به پسرش ، این بود كه گفت : «اى پسرم! بخشى از روز و شب و ساعات خود را براى دانش پژوهى قرار ده؛ زیرا هیچ زیانى را مانند ترك آن نخواهى یافت» .(مصطفی زمانیان)

اگر دقت کنیم، بخش عمده ای از میراث اسلام، چه منابع چهار گانه شیعه و چه صحاح سته اهل سنت، مکتوب و "مستندسازی" شده است. در زمان امروز هم در حقیقت، مطالب همین منابع هستند که در قالب دیجیتال و مجازی در آمده اند و امکانات فناوری اطلاعات، مطالعه و پژوهش، در آنها را آسان تر کرده. در نتیجه، یکی از مهمترین بسترهای مدیریت دانش در مکتب اسلام، نوشتار و مستندسازی است.(مرتضی الهیاری)

پاسخ به جدایی علم و دین و عقل و دین و چگونگی تولید علوم اسلامی:آیت الله جوادی آملی معتقد به اسلامی سازی علوم، اعم از علوم تجربی و انسانی است؛ اما این نگرش مبتنی بر ترسیم صحیح و هندسی دو مسئله «رابطه عقل و دین» و «رابطه علم و دین» است. ایشان در این زمینه می نویسد: «سال هاست که نزاع علم که محصول عقل است و دین که رهاورد وحی است، اذهان بسیاری را به خود مشغول داشته است. این نزاع محصول تصوری ناصواب از نسبت علم و دین و بر اندیشه استوار است که علم در مقابل دین است». از این رو ایشان با آسیب شناسی وضعیت موجود، دو آسیب را عامل تعارض انگاری عقل و دین و علم و دین می دانند. آسیب اول آنکه: محدود کردن دین به نقل و خارج ساختن عقل از حریم معرفت دینی منجر به توهم تعارض عقل و دین گردید. و آسیب دوم آنکه نگرش افقی به علم و طبیعت انگاری تمام هستی و گسستن دانش ها از یکدیگر و به خصوص از فلسفه و جهانبینی الهی، پندار تعارض علم و دین را موج گشت.

به عقیده ایشان اگر بتوان این دو پندار حاکم بر دین شناسی و علوم موجود را رفع کرد، راه برای تولید علم دینی و اسلامی سازی علوم هموار خواهد شد. استاد جوادی آملی می نویسد: «ایده اسلامی کردن علوم در نتیجه آشتی دادن علم با دین و رفع غلفت از جایگاه عقل در هندسه معرفت دینی و برطرف کردن بیگانگی و فاصله ای که به نادرست میان علم و دین برقرار شده حاصل می آید، نه آن که از روش تجربی دست برداشته و سازوکار کاملاً جدید و بدیعی برای علوم طبیعی پیشنهاد شود». از نظر ایشان با ترسیم نقشه جامع دین، عقل و علم و تبیین روابط میان آنها، تعارض ها را باه تفاهم و یکدلی رسانده¬اند و

 ۱. با وارد نمودن عقل (با تمام اقسام چهارگانه تجربی، نیمه تجربی، تجریدی و شهودی) در حریم معرف دین و

۲. با هماهنگ دیدن حوزه های معرفی و بازگشت طبیعیات به دامن الاهیات مسیر تولید علم دینی را هموار نموده اند.

از این رو به سه جهت علوم می توانند اسلامی باشند:

 ۱. علم اگر محصول عقل است و عقل نیز داخل در حریم دین است، محصول آن نیز  که علم است- داخل در حریم دین است؛

 ۲. از آنجا که علم کشف و قرائت طبیعت و جهان را بر عهده دارد، و صدر و ساقه جهان فعل و صنع خداست؛ پس علم، لاجرم الهی و دین است و هرگز علم الحادی نداریم.

 ۳. و همچنین علوم می توانند با فهم اجتهادی از خطوط کلی کتاب و سنت، اصول و مباحثی را درباره طبیعت انسان استخراج کرده و به کار بندد و از این طریق برکات فراوانی را ببرند. مراحل تولید علم دینی از نظر ایشان به قرار زیر است:

استاد جوادی پس از ترسیم جامع نقشه ارتباط دین، عقل و علم و مهندسی جامع علم دینی مراحل تولدی علم دینی و اسلامی سازی علوم تجربی و متون درسی دانشگاه ها را دو قدم ذیل طراحی می کنند:

قدم اول:

۱. عنوان طبیعت برداشته شود و به جای آن عنوان خلقت قرار بگیرد، یعنی اگر عالمی بحث می کند که فلان اثر در فلان ماده معدنی هست یا فلان گونه گیاهی چنین خواص و آثاری دارد، با تغییر عنوان یاد شده این گونه می اندیشد و آن را تبیین می کند که این پدیده ها و موجودات چنین آفریده شده اند.

۲. عنوان خالق که مبدأ فاعلی است ملحوظ باشد؛ یعنی آفریدگار حکیم، صحنه خلقت را چنین قرار داده است که دارای آثار و خواص ویژه ای باشند.

۳. هدف خلقت که پرستش خدا و گسترش عدل و داد است، منظور شود.

۴. محور بحث دلیل معتبر نقلی مانند آیه قرآن یا حدیث صحیح قرار گیرد.

۵. از تأییدهای نقلی و تعلیل های آن استمداد شود.

۶. در هیچ موردی ادعا نشود که عقل در این مورد کافی است، همچنان که نباید فقط به نقل هم اکتفا نمودو از عقل پرهیز کرد.

۷. تفسیر هر جزئی از خلقت با در نظر گرفتن تفسیر جزء دیگر باشد.

قدم دوم:

به اعتقاد ایشان پس از قدم اول، نوبت به قدم می رسد؛ یعنی کنار زدن منطق قارونی. زیرا تفکر قارونی مانع اسلامی کردن علوم است. مشکل قارون آن بود که ثروت و توفیق خویش را تنها مرهوم تلاش و زحمت و دانش و تعقل خود می دانست و سهمی برای خداوند قائل نبود و می گفت: «إنَّما أوتیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی» جزای این خودمحوری و نادیده گرفتن تأثیر الاهی، آن شد که زمین او در خود کشید. نگاه قارونی، به مسئله جمع ثروت و موفقیت اقتصادی محدود نمی شود؛ بلکه این منطق هر کجا که باشد، آثار زیان بار خود را خواهد داشت. در عرصه کسب دانش و معرفت نیز بسیاری افراد فکر قارونی دارند و از منطق قارون پیروی می کنند، زیرا معلم واقعی را نمی بینند و علم را یکسره مرهون تلاش و کوشش و استعداد فردی خویش می دانند، غافل از آن که در تمام دوران تحصیل بر سر سفره احسان معلم واقعی یعنی خداوند نشسته اند. بنابراین با کنار زدن منطق قارونی و باور به این که عقل عطای خداوند و حجت او برای فهم دین و هدایت بشر است، عقل و علم نیز موهبت خداوند و حکمت او برای شناخت دین است.

و مفهوم مدیریت دانش اسلامی که در مقاله خود استاد و آقای خادم الحسینی به طور مبسوط بحث شده است که در انتها منجر به ارائه مدل مدیریت دانش اسلامی میشود.مفهوم مدیریت دانش اسلامی، تلاش در جهت تحقق دانش از طریق دیدگاه اسلامی است. کاربران دانش اسلامی دیدگاهی خوش‌بینانه و مثبت نسبت به موجودیت دانش، حد و مرزها، دسته‌بندی‌ها و انواع گوناگون آن دارند. در نتیجه، آن‌ها با دانش به عنوان بخشی از فعالیت‌های روزانه و متداول زندگی خود مواجه می¬شوند. دانش مورد تاکید، دانش موثر در زندگی بشر است نه حجم انبوهی از داده¬های خام و اطلاعات غیرمفید. گرچه آیات الهی به تدریج و بسته به شرایط و در هنگام رویدادهایی خاص در صدر اسلام نازل گردیده تا به حل مطلبی و یا آشکارسازی ناشناخته¬ای بر پیامبر و امت تازه¬مسلمان بپردازد اما می¬توان و باید متناسب با اقتضائات و شرایط محیطی، به تدبر و تأمل در آن‌ها پرداخت و احکام و راه‌حل‌های مسائل را در هر زمان از آن‌ها استخراج نمود و به کار ¬بست؛ این بحث نشان می¬دهد که تمرکز و تاکید مدیریت دانش اسلامی بر سعادت عملی و موثر کاربران خصوصاً در پاسخ به نیازهای بشری است. انسان ذاتاً بی¬دقت و فراموش‌کار است اما از سوی دیگر فطرتاً میل به خوبی و تکامل دارد، بنابراین مدیریت دانش کارآمد و ناکارآمد می¬تواند او را به سمت موفقیت یا شکست سوق دهد. به عبارت دیگر انسان همواره در زندگی خود با موانعی روبرو است و به این دلیل مستمراً در جستجوی حل مسائل و ارزیابی شرایط به عنوان رویکردی یکپارچه و به¬روز کردن تحقیقات علمی و دانش است(معصومه نبی زاده)

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:


-  به نظر من انتخاب استراتژی مدیریت دانش بیشتر از اینکه به بلوغ مدیریت دانش وابسته باشد به بلوغ دانشی سازمان و نوع و ویژگیهای سازمان وابسته است. (داوود محمدزاده)

-  پرسش  مقدمات روش شناختی داره. در درجه اول عنوان مورد نظر رو میشه یا باید اینجوری تغییر داد: "سنجش تاثیر بلوغ مدیریت دانش بر استراتژیهای مدیریت دانش" یا سنجش رابطه ...

در رابطه با این کار قبل از هرچیز باید چند نکته را خیلی گذرا درنظر گرفت :

١. باید تصویری دقیق از اهداف سازمانی ترسیم شود.

٢. برای بررسی این رابطه یا اثرگذاری باید پایلوتی(سازمانی) برای جریان سازی دانش و بررسی استراتژیها طراحی شود.

٣. دقیقا نقاط تاثیرپذیر سازمان (از اجرای پروژه KM) مشخص شود.

٤. افراد ذینفع یا درگیر باید از منافع اجرای فرایند مطلع شوند

٥. نقشه راه و نقاط مسیر یا milestone ها تدوین شود.

٦. در اینجا استراتژی چیزی انتزاعی و جدای از جریان سازی دانش در سازمان نیست یعنی درک مفهوم “تاثیر” مهم است که impactاست یا effectو مدل هم به نظر میرسد که ساختاری و از نوع formativeاست.

٧. استراتژیهای مدیریت دانش را باید با استراتژیها و اهداف سازمان دارای پیوندی قوی دانست تا بتوان برای به خدمت گرفتن رویکردهای مرتبط با اشتراک و انتقال دانش فرصتهایی را درون سازمان خلق نمود.

به نظرم مقدمتا باید مساله را از سمت استراتژیهای مدیریت دانش و وابستگی ماهوی اهداف کسب وکار به برنامه دانشی ببینیم. با این فرض اولیه که به موازات انتخاب بهتر استراتژیهای مدیریت دانش ، اثربخشی فرایندهای کسب وکار و عملکرد سازمانی نیز بهبود خواهد یافت.

 همچنین استنباطم اینه كه تا این کار صورت نگیرد رویکرد مناسب در ارتباط با وضعیت خلق و اشاعه دانش تشخیص داده نمیشود. ماندن روی یک رویکرد انسانگرا یا سیستمی یا طی مسیر بین این دو از دانش صریح تا ضمنی و ایجاد موازنه میان آنها هم تقریبا مساله مهم است.(دکتر سعید قربانی)

- هر سازمان بنا بر موارد زیر ممکن است برای تحقق فرایندهای مدیریت دانش خود از مجموعه { رویکردها، ابزارها، ساختارها و منابع مختلفی برای دسترسی به هدف های مشخص} استفاده کند:

1. تبحر در به تعریف و به کارگیری مدیریت دانش

2. توانمندی در اتصال استراتژی های مدیریت دانش به استراتژی ها و اهداف کسب و کار

3. توانمندی در پایش نتایج مدیریت دانش در سطح کسب و کار

همه این موارد به این معنی است که یک سازمان بسته به سطح رشد خود در مدیریت دانش می تواند از مجموعه ای از راهکارها و استراتژی ها استفاده کند تا به سطح رشد بعدی ارتقا پیدا کند، در سطح بعدی لزوما راهکارهای پیشین پاسخ گو نخواهد بود و باید استراتژی هایی متناسب با سطح درک و بلوغ جدید مدیریت دانش استفاده شودالبته ده ها عامل دیگر بر انتخاب استراتژی صحیح و سیستمی مدیریت دانش تاثیر دارد که یکی همین سطح بلوغ مدیریت دانش است.

این نکته را هم باید مد نظر داشت که بلوغ مدیریت دانش خود یک مولفه چند بعدی است که باید به صورت متوازن و کل نگر به آن دقت شود. که به نظر من بهترین ابزار برای نگاه کردن به آن منطق RADAR و یا دیگر ابزارهایی با این مختصات است.(خشایار)

-  همانگونه که دوستان مستحضر هستند، ریشه این تقسیم بندی به دو نوع مکتب شرقی (البته بیشتر ژاپنی) و مکتب غربی بر می گردد.اولاً خوب است که نگاه صفر و یک را از این دسته بندی ها برداریم و البته در ادبیات دنیا برداشته شده است و تقسیم بندی بیشتر روی مبانی فازی (fuzzy logic) استوار شده است. یعنی مناسب تر است اگر بتوانیم سهمی از هر استراتژی در سازمان بر حسب ابعاد چندگانه و مبتنی بر کیس (یعنی آنگونه که در فضای واقع هست) ببینیم در مکتب شرقی بیشتر تمرکز روی دانش ضمنی و انسان سازی (استراتژی شخصی سازی) است. مکتب غربی بیشتر تمرکز بر نگرش سیستم گرا و مدون سازی و نگاه دانش صریح محور دارد. نگاه شرقی بدنبال پروش انسان است و غربی مدیریت کردن انسان و دانش او نگاه شرقی بدنبال خلق دانش است (نگاه استاد مسلم خلق دانش «نوناکا») و نگاه غربی استفاده مجدد از دانش صریح (reusability) مشخصاً نگرش شرقی یک نگرش بلندمدت تر و انسان محور است و نگرش کدگذاری یک نگرش کوتاه مدت تر است. البته در حالت غلوشده و دونقطه مقابل هم این مقایسه صورت گرفته است و نگاه صفر و یک (منطق دودویی) در حالی که نگاه کامل تر، نگاهی است که بتوان با دید فازی به موضوع و دسته بندی نگاه کرد.

استدلال های مطرح شده، استدلالها و منطق مطرح شده را رد نمی کند. بلکه معتقد به مطلوب تر بودن نگرش فازی به موضوع و سهم بندی استراتژی ها برای شرایط مختلف است. و اگر با ادبیات این موضوع هم رجوع کنیم مشخص می شود که تمایل به دسته بندی صفر یا یک کم شده است.

پیش بینی بنده این است که ا فرضیه ها بهتراست با روش های فازی مورد بررسی قرار گیرد تا روش های صفر ویکی...

if .......................... then........................................(ضرغامی)

- در سازمان با بلوغ پایین دانش افراد برای آنها قدرت و جایگاه ایجاد می کند و قطعا با تسهیم سیستماتیک و کدگذاری آن و تسهیم دانش در سطح کل سازمان موافق نبوده و همکاری نمی کنند.(مسعود کیارش)

-  از آنجایی که مراحل بلوغ مدیریت دانش مجزا از هم نیستند پس ایجاد یک نقشه راه مفید خواهد بود. میتوان  فاکتورهایی برای بلوغ باید مشخص کرد تا  در هر مرحله سنجیده شوند و طبق انها استراتژی هایی برای مرحله بعدی وضع شود. که این فاکتورها بر طبق اهداف استراتژیک کسب و کار تعیین می شوند که وابسته به نوع سازمان مورد بررسی است. اما فاکتورهایی بصورت کلی می توان در نظر گرفت.(الناز رفیعی پور)

-K3M   یک مدل بلوغ مدیریت دانش است که سطح بلوغ مدیریت دانش سازمان را براساس مدیریت دانش موجود در سازمان، شایستگی و مهارت یادگیری و استراتژی سازمان می سنجد و مطابقت آن با آن استراتژی کسب و کار پیشنهاد می دهد. سطح بلوغ سازمان در انتخاب استراتژی مدیریت دانش و ابزارهای ان موثر است و از طرفی نوع ابزارهای و تكنیك ها و استراتژی های بكار برده شده در سازمان هم بر سطح بلوغ سازمان تاثیر گذار است. (معصومه نبی زاده)

به نظر من استراتژی های مدیریت دانش باید از استراتژی های سازمان تاثیر بپذیرند سطح بلوغ رو استفاده از ابزارها و تکنیک ها تاثیر گذار هستش. واقعا بین نظریه ها تا اجرای برخی مفاهیم در عمل در سازمان ها تفاوت های زیادی هست . به نظرم آنچه بیشتر اهمیت داره هم سویی استراتژی و الگوی پیاده سازی دانش با استراتژی های کسب و کار است. به نظر من استراتژی مدیریت دانش باید همسو با استراتژی دانش و کسب و کار یک شرکت باشه. سطح بلوغ به طور کلی برای بکارگیری هر ابزار و تکنیکی در سازمان مورد توجه قرار بگیره.(شهاب شیدایی)

-  هرقدر سطح بلوغ مدیریت دانش بالاتر باشد یعنی روالها و سیستمهای مدیریت دانش پذیرفته ترند از جمله مستند سازی...

پس حركت به سمت استراتژیهای كد گذاری هانسن مقبولیت بیشتری خواهد داشت و بالعكس در سازمان با سطوح بلوغ پایینتر، ضرورت اتصال دانشگران بهم و راهبرد شخصی سازی بیشتر احساس می شود...(دکتر پیمان اخوان)

- بنظر بنده در پاسخ می‌بایست چگونگی اثر گذاری بلوغ مدیریت دانش یعنی بلوغ نظام مدیریت دانش در سازمان نه صرفا دانش سازمان صحبت شود که با استفاده از فاکتورهای مطرح در جایزه make و ارزیابی سطح کنونی نظام مدیریت دانش سازمان، بررسی فرصت‌ها و تهدیدات دانشی، بررسی و ارزیابی یا پیش بینی دانشی، بررسی قوانین حاکمیتی و بین المللی حاکم بر فضای دانش و مالکیت فکری، بررسی چگونگی تعاملات دانشی با سازمانها و بنگاههای دانشی صورت پذیرد، نقاط قوت و ضعف نظام مدیریت دانش سازمان اندازه‌گیری و پایش گردند.

حال میتوان استراتژی های متفاوت را تدوین نمود مثل توسعه دانش به تاسیس دانشگاه علمی کاربردی مانند شرکت بنز و بی ام و و... یا دانش را خرید کرد مثل برخی انتقال دهندگان دانش و یا ارتباط دانشی و تعامل دانشی با انجمن ها و دانشگاهها بررسی استراتژی های دانشی شرکت‌های پیشروی جهانی برآیم بسیار جالب میباشد. و اینکه دانششان را به سرعت به محصول تبدیل نمیکنند و در زمان و مکان مناسب که اثر بخشی بالاتری دارد دانش خود را محصول کرده و میفروشند استراتژی جالبی است.

می‌بایست به صنعت بنگاه اقتصادی نیز توجه نمود

صنعت دانشگاهی و آموزشگاهی و پژوهشی

صنایع نظامی

صنایع نفت و گاز

صنایع پزشکی و بیمارستانی

صنایع....

دولتی یا خصوصی

که در هر یک میتوان مقتضیا بررسی نمود(مهدی مهریار)

- وظیفه اصلی استراتژی مدیریت دانش تحقق اهداف مدیریت دانش است. این اهداف قاعدتا در سازمان با یک مسیر تعالی مطرح میگردند. این مسئله بدان دلیل است که اهداف مدیریت دانش در یک مسیر رشد و تعالی مشخص و محقق خواهند گردید. در هر مرحله، اگر مدیریت دانش به اهداف مد نظر دست پیدا کند، بلوغ مدیریت دانش در حوزه مشخصی محقق شده است. لذا کارکرد اصلی استراتژی مدیریت دانش، تحقق اهداف مدیریت دانش در مسیر تعالی و بلوغ فعالیت ها و ابتکار عمل‌های مدیریت دانش است. بر این اساس، مسئولیت استراتژی، امکانپذیر کردن، روان‌سازی، انعطاف پذیری فعالیت‌های مدیریت دانش در مسیر بلوغ است.

قاعدتا ماهیت استراتژی تغییر و انطباق با شرایط است و شرایط (محیط داخلی و خارجی) در مسیر بلوغ مدیریت دانش تغییر میکند و ثابت نیست. حال اینکه آیا انطباقی مشخص بین استراتژی‌های تیپ مدیریت دانش با مدل ‌های بلوغ وجود دارد یا خیر، نیاز به بررسی و پژوهش دارد. به نظر بنده ارتباط مشخصی بین این دو مورد را به صورت قطعی نمی توان مطرح نمود.

آیا استراتژی شخصی سازی نیاز به سطح بالای بلوغ مدیریت دانش ندارد؟

آیا بلوغ مدیریت دانش فقط مربوط به گستره فعالیت‌ها در زمینه استراتژی کدگذاری مدیریت دانش است؟

اینها سوالاتی هستند که به نظر بنده به سادگی نمی توان به آن ها پاسخ داد و باید در سازمان مشخصی و تحت شرایط مشخصی تعیین گردد.(روزبه حسام امیری)

- مفاهیمی مانند راهبردهای مدیریت دانش و مدیریت راهبردی دانش و مدیریت دانش راهبردی باهم تفاوت داشته و بدون شک به هر اندازه که میزان آمادگی و بلوغ سازمانی افزایش یابد برمفاهیم فوق موثر است برای تدوین راهبرد یا استراتژیهای مدیریت دانش باید به سطح بلوغ مدیریت دانش توجه نمود و همتراز با آن سطح و پیچیدگی راهبردها راتغییر داد و کشش راهبرد را به میزان سطح بلوغ مدیریت دانش تنظیم نمود(نجاتی)


با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط خانم فیلسوفیان به شرح ذیل انجام پذیرفت:



بلوغ مدیریت دانش:


1. سطوح بلوغ، یک سطح از توانمندیهای سازمان را نشان می دهد که توسط دگرگون سازی یک یا چند بخش از فرایندهای سازمانی بدست امده است.
2.  مدل های بلوغ مدیریت دانش به سازمانها در ارزیابی پروژه های مدیریت دانش و اتخاذ استراتژی مناسب برای پیشرفت کمک می کنند. مدلهای بلوغ مدیریت دانش به سازمان کمک میکنند تا نقاط ضعف مدیریت دانش در سازمان شناسایی شود.
3. در هر یک از سطوح، دانش در سطح مشخصی مدیریت شده و با مستند سازی مکرر و دقیق، امکان تسهیل مدیریت و تسهیم دانش فراهم می شود.
4. عموما مدلهای بلوغ مدیریت دانش دارای پنج سطح: 1.آغازین 2.تعهد 3.استقرار4.مدیریت شده 5.بهینه شده می باشند.
5. در سطح اول بلوغ سازمان دارای فرایندهای سازگار و یکپارچه برای مستند سازی دانش نیست و اکثر رویه ها و فرایندها مجددا تجربه می شوند. و مدیران قادر به ارزیابی تلاش کارکنان در این سطح نمی باشند
6. در سطح دوم بلوغ سازمان زیرساخت اولیه جهت استقرار فرایندهای تکرار پذیر را بوجود می اورد.و اطمینان حاصل میشود که از دانش موجود استفاده شده و وظایف به شکل منظم انجام می شود اما امکان استفاده مجدد از دانش به صورت سازمانی وجود ندارد.
7. در سطح سوم سازمان دانش و تجارب مفید را شناسایی نموده و انها را مستند میکند و توسط اموزش به خدمت افراد در میاید. در این سطح معیارهای سنجش عملکرد دانش محور تدوین شده و تجزیه و تحلیل می شود.
8. در سطح چهارم سازمان با استفاده از داده های توصیف کننده عملکرد اقدام به مدیریت نظام مند و مستمر فرایندهای خود می کند.و می تواند از امارها جهت پیش بینی و مدیریت عملکرد اینده استفاده نماید.این سطح نیازمند درایت بسیار و استفاده از اصول و مفاهیم مدیریت دانش سازمانی است.
9. سطح پنجم که بالاترین سطح می باشد سازمان از دانش عمیق خود برای بهبود مستمر فرایندها بهره میگیرد. دراین سطح می توان با توجه به استراتژی هانسن از استراتژی کدگذاری استفاده نمود.
10. سطوح مدلی بلوغ از نظر دانشی به صورت:1. مرحله هرج و مرج دانش 2. مرحله اگاهی 3. مرحله مدیریت دانش 4. مرحله پیشرفته مدیریت دانش 5. مرحله یکپارچگی مدیریت دانش می باشد.
11. به تناسب افزایش بلوغ سازمانها ابعاد پیچیده تری از دانش و شاخصهای متنوع تر و تخصصی تری برای ارزیابی مدیریت دانش سازمانی نیاز خواهد بود.
12.  شاخص های بلوغ به طور مستمر مورد ارزیابی قرار می گیرند و بروز رسانی می گردند.


استراتژی مدیریت دانش:


1. استراتژی مدیریت دانش مسیر حرکت در جهت اهداف سازمان را مشخص می نماید. که هدف اصلی ان بالفعل ساختن مدیریت دانش در سازمان است. 
2. استراتژیهای مدیریت دانش از نظر برخی از محققان عبارتند از:
- بلودگود در سال 2001 سه نوع استراتژی برای مدیریت دانش معرفی کرد:
1. استراتژی ایجاد دانش : بر خلاقیت و نوآوری تاکید می کند.
2. استراتژی انتقال دانش: به انتشار سریع دانش از طریق سازمان تاکید می کند.
3. استراتژی محافظت از دانش: دانش را در وضعیت اصلی نگه می دارند.
- کارل ویگ معتقد به پنج نوع استراتژی مدیریت دانش است:
1.استراتژی تولید دانش
2.استراتژی انتقال دانش
3.استراتژی دانش به عنوان استراتژی سازمان
4.استراتژی مدیریت سرمایه های فکری
5.استراتژی دانش شخصی
- استراتژی دانش از دیدگاه هولسپل:
هولسپل علت شکست بسیاری از برنامه های مدیریت دانش را عدم همراستایی انها با استراتژی کسب و کار و شاخص های موفقیت سازمان می داند.و بیان میکند که استراتژی دانش چگونه برنامه های مدیریت دانش را با استراتژی کسب و کار و شاخص های کلیدی موفقیت همراستا میکند.
فرایند تدوین استراتژی را در 6 گام ترسیم میکند
1.تشخیص و تعیین دقیق زمینه کسب و کارسازمان
2.شناسایی حوزه های دانش مناسب سازمان
3.شناسایی مهمترین KPI
4.تحلیل حوزه های دانش از نظر تاثیر کنونی وآتی بر شاخص های کلیدی عملکرد
5.ارزیابی حوزه های دانش بر اساس تبحر،کدسازی و اشاعه
6.برنامه عملیاتی مدیریت دانش
- استراتژی مدیریت دانش هانسن: شخصی سازی و كد گذاری
استراتژی کد گذاری به دنبال ذخیره دانش به خصوص در فضای دانش صریح است. بنابراین این استراتژی به دنبال شناسایی و ذخیره سازی دانش در شکل اشکار ان است.مثل استفاده از مستندات اما استراتژی شخصی سازی به دنبال انتقال دانش عمدتا ضمنی بین افراد است.(شخص به شخص)
3. هرقدر سطح بلوغ مدیریت دانش بالاتر باشد یعنی روالها و سیستمهای مدیریت دانش پذیرفته ترند از جمله مستند سازی...پس حركت به سمت استراتژیهای كد گذاری هانسن مقبولیت بیشتری خواهد داشت و بالعكس در سازمان با سطوح بلوغ پایینتر، ضرورت اتصال دانشگران بهم و راهبرد شخصی سازی بیشتر احساس می شود...


تاثیر سطح بلوغ مدیریت دانش بر استراتژی های مدیریت دانش:


1. وظیفه اصلی استراتژی مدیریت دانش تحقق اهداف مدیریت دانش است. این اهداف قاعدتا در سازمان با یک مسیر تعالی مطرح میگردند. این مسئله بدان دلیل است که اهداف مدیریت دانش در یک مسیر رشد و تعالی مشخص و محقق خواهند گردید. در هر مرحله، اگر مدیریت دانش به اهداف مد نظر دست پیدا کند، بلوغ مدیریت دانش در حوزه مشخصی محقق شده است. لذا کارکرد اصلی استراتژی مدیریت دانش، تحقق اهداف مدیریت دانش در مسیر تعالی و بلوغ فعالیت ها و ابتکار عمل‌های مدیریت دانش است. بر این اساس، مسئولیت استراتژی، امکانپذیر کردن، روان‌سازی، انعطاف پذیری فعالیت‌های مدیریت دانش در مسیر بلوغ است.
2. قاعدتا ماهیت استراتژی تغییر و انطباق با شرایط است و شرایط (محیط داخلی و خارجی) در مسیر بلوغ مدیریت دانش تغییر میکند و ثابت نیست.
3. بلوغ مطلوب مدیریت دانش در کسب و کارهای مختلف متفاوت می باشد به همین دلیل انتخاب استراتژی مدیریت دانش متناسب با هر نوع کسب و کار و با توجه به سطح بلوغ مدیریت دانش آن می تواند برای بهبود سازمانها مفید باشد. 
4. یک سازمان بسته به سطح رشد خود در مدیریت دانش می تواند از مجموعه ای از راهکارها و استراتژی ها استفاده کند تا به سطح رشد بعدی ارتقا پیدا کند، در سطح بعدی لزوما راهکارهای پیشین پاسخ گو نخواهد بود و باید استراتژی هایی متناسب با سطح درک و بلوغ جدید مدیریت دانش استفاده شود.
5.  سطح بلوغ سازمان در انتخاب استراتژی مدیریت دانش و ابزارهای ان موثر است و از طرفی نوع ابزارها و تكنیك ها و استراتژی های بكار برده شده در سازمان هم بر سطح بلوغ سازمان تاثیر گذار است. 
6. ابتدا لازم است سطح کنونی نظام مدیریت دانش سازمان، با استفاده از بررسی فرصت‌ها و تهدیدات دانشی، بررسی و ارزیابی یا پیش بینی دانشی، بررسی قوانین حاکمیتی و بین المللی حاکم بر فضای دانش و مالکیت فکری، بررسی چگونگی تعاملات دانشی با سازمانها و بنگاههای دانشی، نقاط قوت و ضعف نظام مدیریت دانش سازمان اندازه‌گیری و پایش گردند، و سپس استراتژی های متفاوت را تدوین نمود. 
7.  قبل از هرچیز باید چند نکته را خیلی گذرا درنظر گرفت :
١. باید تصویری دقیق از اهداف سازمانی ترسیم شود.
٢. برای بررسی این رابطه یا اثرگذاری باید پایلوتی(سازمانی) برای جریان سازی دانش و بررسی استراتژیها طراحی شود.
٣. دقیقا نقاط تاثیرپذیر سازمان (از اجرای پروژه KM) مشخص شود.
٤. افراد ذینفع یا درگیر باید از منافع اجرای فرایند مطلع شوند
٥. نقشه راه و نقاط مسیر یا milestone ها تدوین شود.
٦. در اینجا استراتژی چیزی انتزاعی و جدای از جریان سازی دانش در سازمان نیست یعنی درک مفهوم “تاثیر” مهم است که impact است یا effectو مدل هم به نظر میرسد که ساختاری و از نوع formativeاست.
٧. استراتژیهای مدیریت دانش را باید با استراتژیها و اهداف سازمان دارای پیوندی قوی دانست تا بتوان برای به خدمت گرفتن رویکردهای مرتبط با اشتراک و انتقال دانش فرصتهایی را درون سازمان خلق نمود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات دوستان:

_ روحیات و اخلاق خبره, سیستم پاداش و تنبیه, وجود فرد خبره بمنظور استخراج دانش (مهندس دانش) (معصومه نبی زاده)

_ فرهنگ و سطح بلوغ سازمان. بعنوان نمونه اینکه تا چه اندازه اشتراک گذاری دانش در سازمان ارزش تلقی میشود.

تعریف دانش و آگاهی از وجود دانش موردنظر نزد خبرگان

ویژگیهای روانشناختی خبرگان

نحوه اعمال مدیریت منابع انسانی ؛نظام های انگیزشی و نگهداشت و...

متدولوژی و روش انجام کار یعنی کسب دانش ضمنی از خبرگان؛ اینکه در چه زمانی، با چه مکانیزمی و چه فرد یا افرادی و حتی با استفاده از چه ابزاری اقدام به کسب دانش ضمنی از خبرگان سازمانی شود. (ندا اقبالی)

_ بیشتر از اینکه به فکر کسب و یا استخراج دانش ضمنی خبرگان باشیم بهتر به دنبال ایجاد فضایی برای تبادل و تسهیم دانش به صورت هدفمند از طریق ابزاری همچون انجمن های خبرگی آموزش کاربردی باشیم . البته عواملی همچون اعتماد . فرهنگ سازمانی مکانیزم انگیزشی جانشین پروری و سایر ابزار های برای این کار هم میتونه متناسب با استراتژی و فعالیت هر سازمان مورد استفاده قرار بگیره (شهاب شیدایی)

_ در ارتباط با عوامل اثرگذار بر کسب دانش ضمنی خبرگان میتوان به موارد زیر اشاره نمود.

1. فرهنگ سازمانی، بجای آنکه ساز و کاری مهیا کنیم تا دانش ضمنی را کسب کنیم، ساز و کاری بنا میکنیم تا دانش ضمنی را به اشتراک بگذاریم، اشتیاق در ابراز و ارایه دانش ضمنی با اهرم های انگیزشی میتواند راهکار مناسبی باشد.

2. عامل مالکیت فکری، می‌بایست به اشتراک گذارنده دانش اطمینان کافی از ارایه دانش داشته باشد و به عنوان یک راهکار پس از ارزیابی اثرات مثبت دانش کسب شده شخص از سود حاصل از دانشش ذینفع گردد. در واقع با ارایه دانش بتوان سهام دار دانش کلی گردید. ایجاد inrollment دانشی یا وجهه و شخصیت دانشی یا سهامدار دانشی،اگر حجم موثر دانش کنونی سازمان را 100 واحد در نظر بگیریم من نوعی با ارایه راهکاری نوین میتوانم در یک رقابت سالم دانشی منفعت همکارم را کاهش و یا حتی دانش آن را منسوخ و از رده خارج نموده و دانش خویش را به سازمان بقبولانم. بنظرم جدای از چگونگی کسب و طبقه بندی و ترسیم نقشه دانشی و اتصال و ارتباط دانشهای اکتسابی و جایگذاری در فرایندها و رویه های سازمانی

همچنین نیازمند رویکردی نوین با ایجاد انگیزه و فرهنگ سازی می باشیم تا خبرگان درون و برون سازمان با حرکتی بهمن گون و در فرآیندی رقابتی به مبادی کسب دانش مراجعه کنند، به درگاه ها و یا پورتالهای سازمان، و یا مراجعه حضوری به مهندسین دانش، شاید خبره ای که دانشی را انتقال میدهد خود مهندسی شده دانش را در سیستم در نظر گرفته شده ثبت نماید و ارزیابی، ارزش گذاری و نحوه بکارگیری و بررسی میزان اثرگذاری دانش خبرگان و طی مراحل مالکیت فکری در مسایل مالی پس از این مرحله میتواند انجام گیرد. (مهدی مهریار)

_ همانگونه که مستحضرید، کسب دانش ضمنی از سخت ترین، ظریف ترین، حساس ترین و حیاتی ترین مباحث در مدیریت دانش سازمانی است و به نظر میرسد هرچند برخی عوامل را می توان به طور کلی و عمومی برشمرد ولیکن در اجرا و جزئیات کاملاً مبتنی بر مورد و وابسته به شرایط بسیار متفاوت و دارای پیچیدگی ها و ظرائف خاص خود میباشد.

رویکردها و عوامل عمومی:

1- بسترسازی جبران خدمات علمی و دانشی در حد اقناع و رضایت کارکنان دانشی در ابعاد مادی و معنوی

2- توجه به کیفیت کارها به جای صرفاً کمیت شماری اقدامات

3- ایجاد جو اعتماد واقعی و پرهیز از فضاسازیهای مخرب (چاپلوسی، تملق، دروغ و ...)

4- فرهنگ سازی در راستای انتشار دانش با رویکردهای دقیق و علمی

5- ترویج اخلاق و فضائل اخلاقی مشترک در فضای سازمانی

6- باورها و درک مشترک از توسعه سازمان

7- اشتراک در سهام و مزایای حاصل از انتشار و کاربست دانش ضمنی خبرگان (ضرغامی)

_ تبدیل خبرگی یا Expertise به دانش ضمنی و به اصطلاح خلق “Experiential Knowledge” یکی از مسائل جدی در مدیریت سازمانهاست که پاسخ به این سوال خیلی دامنه دار و گسترده است و واقعا نمیدونم از کجاش باید شروع کرد. اما به جهت ذهن انگیزی فعلا میتونم به مقدمات بحث که مایه های روانشناختی دارد اشاره کنم. اولا باید با ماهیت شناختی اکتساب دانش ضمنی آشنا بشیم که میشه گفت سه ویژگی در این نوع اکتساب است: یکی اینکه اکتساب دانش ضمنی اساسا مقوله ای است شخصی و فردی یا individual. دوم اینکه دانش ضمنی ماهیتا اون اطلاعاتی رو در بر میگیره که شخص برای پاسخدهی مناسب به محیط خاص پیرامونی در ذهنش گردآوری میکنه سوم اینکه دانش ضمنی زمانی بدرد شخص میخوره که بخواد به اون دسته از اهدافی که مبتنی بر تفکر ارزشیش هست برسه. این مقدمه بحث کاملا صبغه شناختی یا cognitive داره که اگر این مقدمه تو ذهن بمونه در درک فرایند اخذ دانش ضمنی كه منجر به حل مساله میشه و بحثی فراشناختی یا metacognitive هست میتونه کمک کنه. اما برای تحقق هدف بحث، اولا به طور سیستماتیک این کار فراتر از ابزارهایی مثل مصاحبه نیاز به "نهادسازی سازمانی" و چیزی با عنوان "نظام اخذ دانش ضمنی" یا “Tacit Capturing System” در سازمان داره. بالطبع آدمهایی هم میخواد و سازوکارهایی. مثلا یکی از این افراد، فردی است جامع نگر و ذووجوه با عنوان Knowledge Developer یا گسترش دهنده دانش سازمانی که باید توانمندی های مرتبطی رو دارا باشه. و یا اینکه به تسهیلگر یا facilitator و مهندس دانش و از این قبیل افراد نیاز داره كه شرح وظایفشون مفصله. تقسیم بندی دانش مورد نظر و غایی به سه دسته دانش چرایی یا know-why، دانش چگونگی یا know- how و دانش چیستی یا know-what هم یکی از سازوکارهاست. نکته ای که راجع به فرایند به ذهن میرسه اینه که نقطه ثقل فرایند اکتساب در فرهنگ و اهداف سازمان قرار داره و شروع فرایند به ایجاد یک محیط مشارکتی یا collaborative که خودش مبتنی است یر یک سری اقدامات متوالی دیگه مثل انتخاب افراد، زمان و مکان مناسب وابسته است. در اینجا مهندس دانش با مشکلات عدیده ای در برقراری یک نظام دانش بنیان مواجهه که یکی از اونا اینه که بدونه دانش در کجای سازمان قرار داره که به نظر میاد هزینه بره که انتخاب بهترین شیوه و زمان از هزینه ها کم میکنه، چند تا مفروض کلیدی هم اینجا هست از جمله اینکه اولا دانش در ذهن و ضمیر خبرگانه و باید اون رو فهمید. دوم اینکه یک فرد خبره مقدار زیادی از دانش خاصی را به همراه داره. سوم اینکه خبرگان همیشه و براحتی در دسترس نیستن. آخر اینکه بعضی از دانشهای خبرگان خاصند و نیاز به روشهای خاص استخراج دارن (دکتر سعید قربانی)

_ مهندس دانش ، فرد خبره  و حوزه و میزان تخصص فرد خبره و مهندس دانش مهم هستند. در واقع یکی از مهمترین عوامل در فرایند اکتساب دانش جنبه های انسانی ان است. همچنین فضایی که در ان اکتساب دانش صورت میگیرد از دیگر عوامل می باشد. تعهد فرد نسبت به سازمان، تجربه افراد دیگر در زمانهای گذشته و فرهنگ سازمانی نیز در اکتساب دانش ضمنی خبرگان تاثیرگذار می باشند.

- همراستایی استراتژی اکتساب دانش با استراتژی های سازمان

-تعامل بالای فرد خبره با مهندس دانش

-سوالات آغازی و چگونگی مطرح کردن آنها از فرد خبره

از دیگر عوامل موثر بر اکتساب دانش ضمنی خبرگان می باشد. ( مریم فیلسوفیان)

_ فرد خبره می تواند داخل سازمان و یا بیرون از سازمان باشد. همچنین دانش ضمنی فردی و دانش ضمنی گروهی داریم(مدل نوناکا) که برای اکتساب و اجتماعی کردن هرکدام راه حل هایی ارایه شده. راه حل IT مثل داده کاوی هاو استفاده از شبکه های درون و بیرون سازمانی و راه حل های دیگر مثل برگزاری جلسات و سمینارهاو... همچنین مناسب بودن ساختار سازمانی برای نواوری و خلاقیت نیز اهمیت دارد. راهکارهایی برای تشویق خلاقیت در سازمان...(الناز رفیعی پور)

_ به نظر من ابتدا باید حیطه فعالیت و صاحبان دانش را مشخص کرد. یعنی این فرد در بخش صنعت است یا خدمت. یا بهتر بگویم شغلش صنعتی است یا خدماتی.در مواجهه با فرد صنعت کار می شود از شیوه های استاد شاگردی استفاده کرد. اما در بخش خدمات نظر شخصی من این است که بهتر است اصلا دنبال اکتساب دانش از این افراد نرفت. چون آدم را از سازمان زده می کنند و به جای ارایه دانش درست به نقل خاطرات شکست های سازمانی خود می پردازند. خصوصا در سازمان هایی که عوامل رشد برای کارکنان فراهم نیست این معضل پر رنگ تر است (هاجر عطاران)

_ در فرآیند اکتساب دانش از یک فرد خبره، سه عامل همانند سه رأس مثلث با هم در ارتباط بوده و تعیین کننده اثربخشی اکتساب دانش می‌باشند: 1) فرد خبره؛ 2) مهندس دانش و 3) دانش. هر یک از این عوامل به نوبه خود متأثر از عوامل دیگری می‌باشند. به عنوان مثال ویژگی‌های شخصیتی فرد خبره و قابلیت‌های ادارکی عمومی (General Mental Ability) وی می‌تواند در اثربخشی اکتساب دانش نقش داشته باشد. آشنایی مهندس دانش با حوزه تخصصی فرد و تسلط او به تکنیک‌های مختلف استخراج دانش نیز می‌تواند در فرآیند مذکور مؤثر باشد. در نهایت نوع دانش (دانش چیستی یا دانش چگونگی) و سطح آن (عمیق یا سطحی بودن) نیز می‌تواند اثربخشی فرآیند اکتساب دانش را تحت الشعاع قرار دهد. (حسینی سرخوش)

_ اکتساب دانش، باید به درستی هدف گذاری شود، هزینه منفعت آن مشخص باشد، مخاطب استفاده کننده از خروجی آن مشخص باشد، حتی الامکان باید از خروجی های کتابچه ای و سندی اجتناب شود، مدل سازی و توان مهندسی دانش از مهم ترین توانمندی های مورد نیاز برای تیم یا فردی است که برای رفع یک مساله کاری دست به دامن اکتساب دانش می شود. مدیوم یا محملی که خروجی نهایی کار در آن به دست کاربر نهایی می رسد باید به خوبی طراحی شده باشد. اصولا برنامه ریزی در اکتساب دانش از اجرای آن مهم تر است. چه بسا پروژه هایی در نه تنها کشور ما بلکه در جهان تحت این نام انجام شده اند اما خروجی جز اسنادی که یکی دو گزارشگر تلویزیونی هم بهتر از آن را می توانستند ایجاد کنند به دست داده است. مهندسی دانش، قرابت بالای با مفاهیمی مثل مهندسی نرم افزار دارد، در اصل در مهندسی نرم افزار، یک مهندس نرم افزار به دنبال تدوین سیستمی خواسته های مشتری است که دانش نهان در ذهن اوست، این کار را ممکن است به چند هدف انجام دهد: تبدیل خواسته های کلامی مشتری به خواسته های سیستمی که توسط برنامه نویسان قابل درک باشد؛ تبدیل نیازمندی های به شبه کدهایی که فرایند تولید محصولات نرم افزاری را ساده تر کند و تضمین امکان تطبیق خروجی های نهایی با خواسته مشتری. علم مهندسی دانش بسیار از مدیریت دانش قدیمی تر است و تکنیک های آن جافتاده تر و استاندارد تر است. اکتساب دانش بسیار به علوم مهندسی نزدیک است تا علوم میان رشته ای مثل مدیریت دانش. قسمت عمده ای از اکتساب دانش و تکنیک های متنوعی که برای آن به کار می رود و شاید به گوش دوستان آشنا باشد در اصل مرتبط با بخشی از کار تحت عنوان Knowledge Elicitation یا برون کشی دانش از ذهن خبره است. طبیعی است هر چه به سمت طیف Tacit دانش در ذهن خبره پیش برویم تکنیک ها و اعمال آن ها پیچیده تر می شود و صد البته اراده خود خبره بر کمک به بازیابی آن چه در مغز او کد شده و حتی خود به یاد نمی آورد بسیار مهم است.
مدل سازی دانش هم که سطوح و پیچیدگی های خاص خود را دارد که من توصیه می کنم دوستان در این زمینه یا مطالعه مدل هایی مثل CommonKADS، SPEDE، MOKA و ... دقیق تر با این مقوله آشنا شوند.آشنایی با مدل سازی پیشرفته دید شما به مفاهیمی مثل نقشه دانش، سازمان دهی دانش، بازیابی دانش و ... را اساسا متحول خواهد کرد.

قسمتی از برون کشی دانش و اعتبارسنجی آن در بخش های پیچیده تر و ضمنی تر دانش بر اساس همین تکنیک های مدل محور امکان پذیر است که فکر کنم یکی دو مورد را دوستان در حوزه دانش مفهومی (دانش چیستی) مثل دسته بندی مفاهیم یا Triadic Extraction مورد اشاره قرار دادند. ببخشید روده درازی کردم در ارسال قبلی ممکن است اشتباه برداشت شود: دسته بندی مفاهیم (Concept Sorting) یک تکنیک است و استخراج سه تایی (Triadic Extraction) تکنیک دیگر، طوری که نوشته بودم این گونه برداشت می شد که یکی معادل انگلیسی دیگری است!!! (خشایار)

_از منظر برخی محققین در اكتساب دانش عواملی چون مهندس دانش، فرد خبره، حوزه دانش یا مساله و همچنین فرایند اكتساب تاثیر گذار خواهند بود...

دانش: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : نوع مساله و پیچیدگیهای دانش، دسترسی، حوزه های مورد نظر، ساختار دانش

فرایند اكتساب: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : میزان زمانبر بودن تكنیك، اثر بخشی فرایند، كاربر پسند بودن و جذب مخاطب (خبره)، سهولت اجرا

خبره: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : ویژگیهای شخصیتی، تخصص، مهارتهای شناختی، شرایط مناسب مانند زمان و مكان

مهندس دانش: مواردی كه دارای اهمیت می باشند شامل : دانش و تجربه فرد در فرایند استخراج، تجربه بكارگیری تكنیكها، میزان آشنایی با حوزه مورد نظر و مسایل شناختی (دکتر اخوان)

_ همانطورکه درموضوع هفته بیان شده درسازمانهای اجرایی که بیشتر با امور جاری صفی بیشتر روبرو هستند واقعا یکی از معضلات این است که کارکنان دانش ضمنی کسب شده راحاضر به انتقالشان نیستند واتفاقا این افراد معمولا درجاهای کلیدی سازمانها وشرکتها هستند ومدیران هم یکی از دغدغه شان این است که چگونه میتوانند دانش ضمنی آنها را به دانش آشکار درآورند. به نظر میرسد چنانچه زیرساختهای فرهنگی برای طولانی مدت ایجاد شودتا آشکار کردن دانش ضمنی در سازمان نهادینه شود دراین مسیر راهگشاست همچنین چنانچه فرد صاحب دانش اطمینان حاصل نماید که این دانش به نام وی درسازمان ثبت میگردد وبه نوعی مالکیت فکری وی حفظ میشود مناسب باشد ونیز این فرد باید تشویق شوز تا دانش خود را مستند کند و انگیزش وی را برای این امر زیاد نمود این افزایش انگیزش ممکن است در ارائه پاداشهای مالی یا ارتقا پست یاسایر عوامل انگیزشی باشد (نجاتی)

 

با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط دکتر اخوان به شرح ذیل انجام پذیرفت:


1. قطعا چنانچه شرایط مناسب در سازمان فراهم باشد، شاید مقوله ای تحت عنوان اکتساب دانش ضمنی خبرگان کمتر به عنوان یک چالش مطرح باشد، برخی موارد عبارتند از:

- فرهنگ سازمانی مشوق اشتراک دانش

- به رسمیت شناختن حق مالکیت معنوی

- تقویت باورها و درک مشترک

- ایجاد جو اعتماد واقعی و پرهیز از فضاسازیهای مخرب

- ترویج اخلاق و فضائل اخلاقی مشترک در سازمان

2. ولی به هر حال بسیاری از سازمانها همواره با این موضوع درگیر بوده و به دنبال راههایی برای اکتساب دانش ضمنی خبرگان خود می باشند. معمولا کارکنان خبره نیز حاضر به انتقال دانش ضمنی خود نیستند واتفاقا این افراد معمولا درجاهای کلیدی سازمانها وشرکتها هستند ومدیران همواره دغدغه شان این است که چگونه میتوانند دانش ضمنی آنها را ثبت و ضبط نمایند...

3. نکته مهم که باید به آن توجه داشت این است که اکتساب دانش، باید به درستی هدف گذاری شود، هزینه منفعت آن معلوم بوده و مخاطب استفاده کننده از خروجی آن نیز مشخص باشد.

4. قسمت عمده ای از اکتساب دانش یا knowledge acquisition و تکنیک های متنوعی که برای آن به کار می رود در اصل مرتبط با بخشی از کار تحت عنوان Knowledge Elicitation یا برون کشی دانش از ذهن خبره است که گاه در ادبیات بصورت معادل نیز استفاده می گردند. طبیعی است هر چه به سمت طیف Tacit دانش در ذهن خبره پیش برویم تکنیک ها و بکارگیری آن ها پیچیده تر می شود و صد البته اراده خود خبره بر کمک به بازیابی آن چه در ذهن او نقش بسته و حتی خود به یاد نمی آورد بسیار مهم است.

5. در مرحله اجرا نقطه ثقل فرایند اکتساب در فرهنگ، اهداف و راهبردهای سازمان قرار دارد و شروع فرایند به انتخاب درست افراد، زمان و مکان مناسب وابسته است.

6. متدولوژی و روش انجام کار یعنی شیوه کسب دانش ضمنی از خبرگان؛ اینکه در چه زمانی، با چه مکانیزمی و چه فرد یا افرادی و حتی با استفاده از چه ابزاری اقدام به کسب دانش ضمنی از خبرگان سازمانی شود موارد مهمی هستند.

7. همواره می بایست موارد انگیزشی را مد نظر قرار داد، بعنوان مثال به فرد صاحب دانش اطمینان بدهیم که دانش به نام وی درسازمان ثبت میگردد وبه نوعی مالکیت فکری وی حفظ میشود و پاداشهای مادی و معنوی متناسب در نظر گرفته شود.

8. در اكتساب دانش عواملی چون مهندس دانش، فرد خبره، حوزه دانش یا مساله و همچنین فرایند اكتساب تاثیر گذار خواهند بود... که موارد حایز اهمیت در هر عامل عبارتند از:

- مهندس دانش: دانش و تجربه فرد در فرایند استخراج، تجربه بكارگیری تكنیكها، میزان آشنایی با حوزه مورد نظر و مسایل شناختی

- خبره: ویژگیهای شخصیتی، تخصص، مهارتهای شناختی، شرایط مناسب مانند زمان و مكان

- دانش: نوع مساله و پیچیدگیهای دانش، دسترسی، حوزه های مورد نظر، ساختار دانش

- فرایند اكتساب: میزان زمانبر بودن تكنیك، اثر بخشی فرایند، كاربر پسند بودن و جذب مخاطب (خبره)، سهولت اجرا







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات دوستان:

_ شاید در برخی از مواقع دانش کهنه سازمان,غیرمفید هم واقع شود و در آن صورت شاید فراموش کردن آن دانش برای سازمان مفیدتر باشه تا دانش جدید که عملکرد سازمان را بهبود می بخشد و رقابت پذیری آن را افزایش میدهد جایگزین دانش کهنه و منسوخ شود. شاید در برخی از مواقع دانش به صورت خیلی عمیق در سازمان نهادینه شده باشد که برای حذف آن حتی لازم باشد بخشی از سازمان حذف شده و یا ساختاری منحل شود. (یاسمن ایدلخانی)

_ یكی از راه ها بازسازی یا overhaul كردن دانش در سازمان مثل همان كاری كه در صنایع با عنوان اورهال انجام میشود منتها اینجا با فرایندی كه اسمش رو unlearning گذاشته اند كه فكر میكنم این اصطلاح در فارسی به "یادگیری زدایی" ترجمه شده است كه مبحث جالبی در مقوله یادگیری سازمانیه. راه دیگر، به نظرم بکارگیری راهبردیست که آن را organizational forgetting یا فراموشی سازمانی مینامند. برخلاف یادگیری سازمانی که به ذخیره دانش سازمانی میانجامد، فراموشی سازمانی میتواند به کاهش یا از دست دادن دانش سازمانی منسوخ و غیرمفید کمک کند که عموما این کار موجب بهبود قابلیتهای سازمان میشود. نکته مهم قضیه این است که یادگیری سازمانی خودش هم به نوعی وابسته به فراموشی هدفمند سازمانی است یعنی سازمانها برای اعمال تغییرات بیش از آنکه نیاز به کسب تواناییهای جدید داشته باشند ناگریز از محدودسازی یا فراموش نمودن دانش قدیمی هستند. از اینرو، با تغییر شیوه اجرای امور، تغییر در نحوه طراحی شغل یا job design ، یا تجدید ساختار، جابجایی کارکنان و یا حذف یک بخش از سازمان و به طور کلی اعمال modification ها یا اصلاحات ساختاری و نرم میشود دانش غیرمفید را از حافظه سازمان جدا نمود (دکتر سعید قربانی)

_ با توجه به اینکه مهمترین بخش دانش سازمانی در سر افراد سازمان قرار دارد. به نظر میرسد سازمان نباید به یکباره با کارکنان مقابله کند و دانش انها کهنه پندارد چرا که افراد تمایل ندارند که دانسته ها، مهارتها و تجربیاتشان کهنه نامیده شود به همین دلیل بهتراست به همان افراد دانش جدید را اموزش داد تا به مرور خودشان به نتیجه کهنه شدن دانششان بشوند. (مریم فیلسوفیان)

_ گاهی دانشهای کهنه هم بعد از گذشت زمان مورد نیاز هستند بنابراین هم باید آنها را نگهداشت وهم باید دانش کهنه را به روز کرد. (N)

_ اصولی كه سازمان را موفق و پابرجا نگه داشته است را باید حفظ و تقویت كرد ولی با پیشرفت تكنولوژی و جایگزین شدن روشهای جدید ، و دانش جدید، راهی جز كنار گذاشتن نداریم . به عنوان مثال در صنعت ساختمان سازی نمیتوانیم طبق نیازهای امروز جامعه به روشها و تكنیكهای قدیم ساخت و ساز كنیم و كاركنان هم اینرا باید بدانند كه تعصب بر دانش قدیم و حفظ ان تنها مشكلات را زیاد خواهد كرد و فراموشی دانش یك اصل مهم است. اینكه دانش رو ثبت كنیم و به رشد رسیدن اونرو بررسی كنیم و ببینیم از كجا به كجا رسیدیم شاید درست باشه ولی اینكه از بیشتر دانشهای كهنه هم بتونیم استقاده ببریم در زمان حال، به نظر جای بحث هست. مثلا در مورد گیاهان دارویی یا امثال اینها ولی به صورت كلی و عمومی سازمانهای موفق اصلا به دانش كهنه كه از رده خارج شده تكیه نمیكنن. (راحله حاتمی)

_ بعضی از دانش ها کاملا منسوخ شده و بعضی دیگر ممکن است در آینده نیاز شود. دانش جدید گاهی به شکل تکنولوژی جدید و یا رفتار جدید است بنابراین در بحث جایگزینی دانش ها مبحث مدیریت تغییر نیز مطرح می شود. (الناز رفیعی پور)

_ دانش و سیستم های مبتنی بر اون با توجه به طول عمر و گذران عمر سازمان همواره در حال تغییر است و با توجه به پیشرفت روز افزون علم و فناوری بنظرم اشتباهه که دانش رو منسوخ شده در نظر گرفت چون دانش ما بسیار زیاد با مشتریانمان گره خورده است و تجربیات تعامل با مشتریان همواره ارزشمند خواهد بود و چیزی که باعث میشه ما دانش را گاها منسوخ و قدیمی در نظر بگیریم به نظرم تغییر در سیاست گذاری ها و تغییر در اهداف خرد و کلان سازمان یا چند شاخه شدن خدمات سازمانها خواهد بود .. به این ترتیب که با تغییر در هدف گذاری های سازمانی ،،،که میتواند معلول تغییرات مدیریتی سازمانها باشد ،،، دانش جمع آوری شده در زمینه هدف قبلی به نوعی منسوخ میشود که بنظرم میتوان در صورت وقوع همچین اتفاقی سازمان ، دانش جمع آوری شده گذشته را با ساز و کاری جدید و حتی در کالبد یک سازمان جدید بکار گرفته و از هدر رفت آن جلوگیری کند.. (ایمان)

_ مدیریت دانش، نیازمند سرمایه گذاری است. با توجه به اینکه حجم سرمایه گذاری محدود است شما نمیتوانید همه دانشهای (منظور از دانشها دانش موجود در حوزه های عملکردی است "ها" معنای جمع دانش را نمیدهد) موجود در سازمان را پوشش دهد. لذا باید دانشهای اساسی را که در مسیر استراتژیهای اصلی سازمام است شناسایی نمود و .... لذا با این نگاه لازم است که دانشهای اصلی شناسایی گردد و البته با توجه به میزان تاثیرگذاری در تحقق اهداف مکانیزم منسوخ کردن دانش در سازمان پیش بینی شود. تشخیص اینکه چه دانشی در چه زمانی منسوخ شود (فراموشی فعال) موضوع بسیار مهمی است. استراتژیهای دانشی شماست که تعیین کننده منسوخ شدن، به روزرسانی یا نگهداری خواهد بود. در مورد اسناد که مصداق دانش صریح است اینگونه است. اما موضوع فراموشی فعال در مورد کل دانش سازمانی است که پیچیدگی بیشتر در مورد دانش ضمنی یا نهان است. (امید متولیان)

_ چالش Big Data که امروزه دغدغه بسیار از سازمان های بزرگ است مرتبط با موضوع است. بنابراین دسته بندی دانش های (آشکار) ، سازماندهی و حذف دانش ها باعث تسهیل و تسریع دسترسی به دانش مفید می شود. تکنیک های بکار گرفته در اکثر storage ها نیز مکان داده ها را به میزانی که در دسترس کاربران قرار گرفته است ،قرار می دهند. بنابراین جهت دستیابی به این مهم ،برای فرآیندهای مختلف در سازمان باید مکانیزم های تاثیر گذار وجود داشته باشد. (پیمان میرزایی)

_ همانگونه که سازمان رشد می‌کند و عمر دانشها سپری میشوند تنها خاطراتی از آنها در آلبوم سازمان باقی میماند آمار و اطلاعات و دانشی که قوام واستحکام سازمان را مبین است و کارکردی نخواهند داشت در ارتقا و رشد سازمان و تطابق با استراتژیهای سازمان دانش حرکت کرده و رشد میکند. دانش گذشته ما انسانها نیز تنها سنگ بنایی برای ارتقا و هدف‌مندی دانش روز است و چه بارها شنیده ایم که از دانش روز جا مانده ام. سازمانها نیز باید در دنیای امروزی و در دانش پر سرعت امروز سریعا به روز شوند. (مهدی مهریار)

_ با "روزامدسازی" دانش موافق هستم چرا که در خودش، بهبود مستمر دارد و هم سازمان (با محوریت مرکز مدیریت دانش به عنوان هادی) و هم دانشگران سازمان به عنوان صاحب دانش بروزرسانی دانش را انجام داده‌اند. در واقع سازمان نباید با دانش اولیه‌ای که روزگاری رو باهاش سپری کرده کاری کنه که گویی همه پلهای پشت سرش رو نابود کرده. و در این میان، مستنسازی هوشمند (برای جستجو و بازکاوش محتوایی) مورد نیاز اساسی این موضوع خواهد بود. بحث دانش کهنه، من رو یاد نظام مدیریت کیفیت، ایزو، هم انداخت که در اون، مستندات تاریخی به عنوان اعتبار دارند و مقرر میشه که در سررسید موضوع بازنگری و تغییرات لازم اعمال و ابلاغ بشه. این نکته نشون میده که دانش در صورت اینکه به روش کار مربوط هست متناوب در بازنگری شیوه نامه ها و اگر جزو اصول کار محسوب میشه، در نظام نامه منعکس میشه و مادامی که کسب و کار بر محور اون اصول اداره میشه، دانش اصول کار ثابت میمونه. بازنگری دانشی دقیقا مرحله‌ای است که دانش موجود ارزیابی و در صورت احراز، کهنه/منسوخ یا جاری/مورد کاربرد قلمداد می‌شود. نگهداری مستندات و بازنگری اونا در تاریخهای مشخص. (مرتضی اللهیاری)

_ به نظر میرسه این بازسازی دانش به کسب دانش از بیرون سازمان حاصل میشود، مثل وجود مشاوران خلاق،لیکن بعد از کسب و خلق دانش با نهادینه سازی دانش جدید و جاری سازی آن در فرایندها،دستورالعمل ها، ایین نامه ها و ساختار سازمان والبته از همه مهمتر تعهد مدیریت، دانش جدید جایگزین دانش کهنه شده و فقط نکته مهم اینکه در طول این فرایند باید تمامی دانشها ی قبلی مستند شود و بعنوان سند وضع موجود در ابتدای مسیر مکتوب شود. وضع موجود، مسیر و وضع مطلوب گام به گام ثبت شود، شاید لازم بشه به عقب برگردیم و همه چی رو مرور کنیم، بازنگری دانشی خودش کسب دانش جدیدی است شاید قبل از بازسازی دانشی مرحله ای بنام بازنگری دانشی لازم باشد. به نظر, دسته بندی دانشها برای تصمیم گیری در خصوص آنها ضرورت دارد. مستندات طبقه بندی شده درباره یک تخصص که طی زمان در سازمان به تکامل رسیده برای پیگیری برخی روندها مناسب است. اما زمانی که سیستم , یا روندی کاملا متحول می شود شاید الزام چندانی به حفظ ذخیره دانشی مرتبط با سیستم منسوخ شده نباشد. (مولود محرابیان)

_ با توجه به هزینه های بالای نگهداری دانش عملا سازمان ها قادر به نگهداری تمامی دانش و بخصوص دانش های كهنه و قدیمی نخواهند بود. به نظر میرسد كه تهیه چك لیستی از كاركرد و مزایا و معایب دانش كهنه در مقایسه با دانش نو در یك زمینه به فرایند نگهداری یا حذف دانش در سازمان كند. (معصومه نبی زاده)

_ ولی شاید دانش نیاز به منسوخ شدن نداشته و فقط کافیست بازنگری شده و مواردی به آن اضافه گردد(داوود محمدزاده)

_ به نظر من هر دانشی در بستر زمان، جغرافیا و ... ارزش پیدا می کند. چه بسا دانشی که امروز بدلیل تغییر شرایط کهنه شده در آینده ای مشابه مورد نیاز باشد. نمایه سازی،کدینگ دانش و ذخیره آن امری ضروری بنظر می رسد. (رضا مصفا)

_ به نظر من دانش کهنه شده در سازمانها در دو بخش قرار دارد 1- اسناد مکتوب که در آرشیو و بایگانی و یا دیتاسنتر ها ذخیره می شوند 2- دانش نزد افراد بازنشسته یا باتجربه شاغل که تا مدتی دیگر بازنشسته می شوند . از دانش قدیمی موجود درون سازمان به روشهای گوناگونی می توان استفاده کرد اما مشکل استفاده از تجربیات و دانش افراد بازنشسته یا ترک شرکت کرده است . بینش ، بصیرت و تجربه این افراد در مواقعی می تواند به سازمان کمکهای حیاتی نماید. برای اینکار مثلا می توان اتاقهای فکری با حضور این افراد در سازمان ایجاد کرد . (امیر حسین ابراهیمی)

_ دراینکه دانش منسوخ بایدمدیریت شودوازحافظه سازمانی پاک شوددربین صاحب نظران مدیریت دانش اتفاق نظروجودداردواین امرراجزئی ازمراحل اجرای مدیریت دانش میدانندچراکه ماهیت دانش این است که دانش کهنه بایدازبین رفته البته بایدجایگزین آن درسازمان ایجادشود.اماآنچه مهم است ووظیفه مدیررادشوارمیکند جداکردن چسبندگی دانش ازافراداست وبرای این کار بایدمدیرابتدافرهنگ سازی نمایدتامقاومتهای سازمانی کم شده یا ازبین بروددرواقع این کار هنر مدیر دانشی است که حذف دانش کهنه به صورت ارادی بایدیک راهبردسازمانی درآید وهمه به آن اعتقاد وایمان داشته باشند .البته به نظر میرسدمستندات دانش کهنه بایدبه صورت آرشیو ونه کاربردی درسازمان برای محققین ونیز اینکه دانش سازمان کجا بوده وبه کجا رسیده نگهداری شود. (نجاتی)



با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط دکتر اخوان به شرح ذیل انجام پذیرفت:

 

 1.دانش کهنه در سه دسته کلی قابل سازماندهی است: دانشهایی که علیرغم کهنگی شاید در آینده بکار آیند، دانشهایی که بلا استفاده خواهند بود، دانشهایی که می توانند برای سازمان ضرر آفرین باشند.

 .2 آرشیو کردن دانشهای دسته اول و دوم و بخصوص دسته اول برای استفاده های احتمالی بعدی راهکاری معقول به نظر می رسد.

 .3دانشهای کهنه  مضر و خطر آفرین باید طی فرایندی تحت عنوان فراموشی فعال دانش شناسایی شده و از حافظه سازمانی پاک گردند.

4. یكی از راه های رهایی از دانشهای کهنه،  بازسازی یا overhaul كردن دانش در سازمان است با فرایندی با عنوان   unlearning  یا یادگیری زدایی

5. با توجه به اینکه مهمترین بخش دانش سازمانی در ذهن افراد سازمان قرار دارد،  به نظر میرسد سازمان نباید به یکباره با کارکنان مقابله کند و دانش آنها  راکهنه پندارد چرا که افراد تمایل ندارند که دانسته ها، مهارتها و تجربیاتشان کهنه نامیده شود به همین دلیل یکی دیگر از روشهای برخورد می تواند آموزش دانش جدید به همان افراد باشد تا به مرور خودشان به نتیجه کهنه شدن دانششان بشوند.

6. در برخی از مواقع که دانش به صورت خیلی عمیق در سازمان و یا در افراد نهادینه شده باشد و به تعبیری دارای چسبندگی باشد، برای حذف آن باید انرژی بیشتری صرف کرد.

7. اصولی كه سازمان را موفق و پابرجا نگه داشته است را باید حفظ و تقویت كرد ولی با پیشرفت تكنولوژی و جایگزین شدن دانش و  روشهای جدید راهی جز كنار گذاشتن نداریم . به عنوان مثال در صنعت ساختمان سازی نمیتوانیم طبق نیازهای امروز جامعه به روشها و تكنیكهای قدیم ساخت و ساز كنیم و كاركنان هم این را باید بدانند كه تعصب بر دانش قدیم و حفظ آن تنها مشكلات را زیاد خواهد كرد و فراموشی دانش یك اصل مهم است.

8. دانش جدید گاهی به شکل تکنولوژی جدید و یا رفتار جدید است بنابراین در بحث جایگزینی دانش ها مبحث مدیریت تغییر نیز مطرح می شود.

9. در برخی موارد تغییرات مدیریتی سازمانها علل تصور کهنگی دانش می شود در صورت وقوع همچین اتفاقی،  سازمان می تواند دانش  جمع آوری شده گذشته را با ساز و کاری جدید و حتی در کالبد یک سازمان جدید بکار گرفته و از هدر رفت آن جلوگیری کند..

10. مرتبا باید دانشهای اساسی را که در مسیر استراتژیهای اصلی سازمان است را شناسایی نمود و البته با توجه به میزان تاثیرگذاری در تحقق اهداف مکانیزم منسوخ کردن دانش در سازمان نیز پیش بینی شود.

11. با توجه به چالش Big Data که امروزه دغدغه بسیار از سازمان های بزرگ است باید دسته بندی دانش ها ، سازماندهی و حذف دانش ها در دستور کار قرار گیرد.

12. باز نگری و روزآمدسازی دانش" می بایست در دستور کار سازمان قرار گیرد.

13. با توجه به هزینه های بالای نگهداری دانش عملا سازمان ها قادر به نگهداری تمامی دانش و بخصوص دانش های كهنه و قدیمی نخواهند بود. به نظر میرسد كه تهیه چك لیستی از كاركرد و مزایا و معایب دانش كهنه در مقایسه با دانش نو در یك زمینه به فرایند 
نگهداری یا حذف دانش در سازمان كند.

  organizational forgetting .14 یا فراموشی سازمانی  برخلاف یادگیری سازمانی که به ذخیره دانش سازمانی میانجامد به کاهش یا از دست دادن دانش سازمانی منسوخ و غیرمفید کمک کند که عموما این کار موجب بهبود قابلیتهای سازمان میشود. نکته مهم قضیه این است که یادگیری سازمانی خودش هم به نوعی وابسته به فراموشی هدفمند سازمانی است یعنی سازمانها برای اعمال تغییرات بیش از آنکه نیاز به کسب تواناییهای جدید داشته باشند ناگریز از محدودسازی یا فراموش نمودن دانش قدیمی هستند.

15. برای برخی دانشهای کهنه که می توانند حتی برای سازمان مضر و زیانبر باشند، فراموشی فعال دانش می بایست در دستور کار قرار گیرد. Knowledge active forgetting یا فراموشی فعال دانش عبارت است از، "یک فرآیند ارادی، فعالانه، هدفمند، سیستماتیک و مستمر برای فراموشی و مدیریت دانش‌ها، رفتارها و ساختارهای اضافی، محدود‌کننده و مضر سازمان در راستای کاهش اثرات منفی جنبه‌های کهنه و قدیمی برای بهبود عملکرد سازمان در جهت دستیابی به مزیت رقابتی"

16. ارتباط معناداری بین فرآیند فراموشی فعال دانش و میزان چسبندگی دانش به افراد و زمینه‌ی سازمان وجود دارد؛ به‌گونه‌ای‌ که با افزایش میزان چسبندگی دانش به افراد و زمینه‌ های سازمان مانند فرهنگ سازمانی، اندازه و سن سازمان، استراتژی‌های سازمان، تکنولوژی‌های مورد استفاده در سازمان و غیره، فرآیند فراموشی فعال دانش‌های کهنه و قدیمی با مقاومت‌های بیشتری از سوی افراد سازمان مواجه می‌شود و این مسأله فرآیند فراموشی فعال را با دشواری‌هایی مواجه می‌سازد. در این شرایط سازمان زمان و تلاش 
بیشتری را برای فراموشی فعال این دانش‌های کهنه و قدیمی صرف می‌نماید

17. برای فراموشی فعال دانشهای كهنه، منسوخ  و مضر مراحل ذیل پیشنهاد می شود:

·         آگاهی در خصوص دانش مورد نظر

·         ایزولاسیون یا جداسازی دانش منسوخ

·         توقف استفاده از دانش منسوخ

·         توقف توسعه دانش منسوخ

·         كنار گذاشتن دانش منسوخ با روی آوردن به دانش جایگزین

·         پاك كردن دانش منسوخ از حافظه سازمانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دکتر روزبه حسام امیری:

Knowledge Management in Theory and Practice


Knowledge Management in Developing Economies

Knowledge Management in Project-Based Companies

Knowledge Management Strategies for Business Development

Strategic Knowledge Management in Multinational Organizations

ESSENTIALS of Knowledge Management





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مجید زیدآبادی

کتاب قطب نمای مدیریت دانش، نوشته پروفسور بابک اخگر و آقای مهندس جهانیان، انتشارات نگاه دانش دید کلی و منطقی رو به خواننده میدهد به دوستانی که در ابتدای مطالعه مدیریت دانش هستند خواندن این کتاب رو پیشنهاد میکنم.

کتاب الگوی نظام جامع مدیریت دانش وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، که توسط موسسه آموزشی تحقیقاتی صنایع دفاعی در سال ۸۹ تهیه شده است، در این کتاب، مجموعه ارزشمند و کاملی از یک استقرار سیستم از ابتدا تا انتها به همراه بسیاری از دستورالعمل های مورد استفاده در مراحل مختلف وجود دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مریم فیلسوفیان:

مدیریت دانش: اکتساب دانش ضمنی خبرگان
نویسنده دکتر پیمان اخوان
این کتاب با نگاهی کاربردی، فرایند اکتساب دانش خبرگان را واکاوی کرده و تلاش دارد با بیان مطالعات موردی مرتبط و ارائه کاربرگهای لازم در هر مرحله خوانندگان را با چگونگی اکتساب دانش ضمنی در عمل آشنا سازد.

j2j_cover_ka_top_bot.gif

مدیریت دانش: کنکاشی در عوامل شکست
نوسنده دکتر پیمان اخوان
در این کتاب ضمن بیان موجز مفاهیم پایه و عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش، به تفصیل به بیان عوامل شکست مدیریت دانش پرداخته شود تا در کنار شناسایی مفاهیم علمی و اساسی  این موضوع، تجربیات شکست مدیریت دانش در دنیای واقعی کسب و کار  نیز بکار گرفته شده  ، و عوامل پنهانی که در عمل، مجریان مدیریت دانش با آن‌ها مواجه می‌باشند و شاید بنا به دلایلی از بازگویی آنها ابا دارند نیز آشکار گردند. 

psus_roo.gif




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شهره مسجدی:

مدیریت دانش _ نگاهی جامع بر ابزارها و تکنیک ها
نویسنده دکتر پیمان اخوان 
یکی از بهترین کتابهایی که بنده تو این حوزه مطالعه کردم کتاب مدیریت دانش _ نگاهی جامع بر ابزارها و تکنیک ها ست. هرچند در خیلی از موارد به اختصار موضوعات مطرح شده اما دید خوبی در فضای پیاده سازی این موضوع و حتی موضوعات مرتبط به خوانندگان میدهد.
كتاب ((مدیریت بر دانش،نگاهی جامع بر ابزارها و تكنیك‌ها)) را می‌توان مرجعی كامل و راهبردی برای اعمال مدیریت دانش در شركت‌ها و سازمان‌ها دانست.
این كتاب در فصل اول نگاهی اجمالی به اصول و مفاهیم پایه مدیریت دانش دارد و فصل دوم كتاب را می‌توان مرجعی برای معرفی ابزارهای مدیریت دانش قلمداد نمود.ابزارهایی چون مرور بعد از عملیات ، ارزیابی پس از پروژه ، گروه‌های كاری ، مراكز دانش ، گروه افزارها ، سیستم خبره ، تحلیل شبكه‌های اجتماعی ، نقل روایت ، اتاق‌های گفتگو ، درس‌های آموخته و ...
در فصل سوم ، تكنیك‌های اكتساب دانش خبرگان مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرند. تكنیك‌هایی چون مولد پروتكل ، تحلیل پروتكل ، تكنیك‌های ماتریس‌محور و نمودار‌محور ، انواع مصاحبه‌ها ، تكنیك‌های حقه سه‌كارتی و جور كردن كارت ، تكنیك بیست سوالی ، تفسیر ، پس‌آموزی و تكنیك‌های نردبانی كردن ، كه با مثال‌هایی متعدد ، چگونگی استفاده از این تكنیك‌ها روشن شده است.
و نهایتا در فصل پایانی نیز ، نویسندگان به معرفی یكی از نرم‌افزارهای مرتبط پرداخته‌اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نجاتی:

مدیریت دانش و فناوری اطلاعات
کتاب مدیریت دانش از ایده تا عمل استاد اخوان انصافا کتابی جامع وپایه ای است 
گذشته از آن کتاب مدیریت دانش وفناوری اطلاعات دارای چندین مقاله است که در دوبخش تدوین شده مباحثی مانندشبکه های اجتماعی وفناوری اطلاعات ونیزارائه الگوی چهار لایه پشتیبانی فناوری اطلاعات ازمدیریت دانش که ازمواردی است که موردعلاقه اینجانب است دارای مطالب جالبی میباشد توصیه میکنم این کتاب را مطالعه فرمایید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


معصومه نبی زاده:

Knowledge Managment In Asia
كتاب مدیریت دانشی كه خوندم و خوب بود به دلیل ثبت تجارب در صنایع مختلف و در كشورهای مختلف


مدیریت دانش از ایده تا عمل 
نویسنده دکتر پیمان اخوان
 این کتاب مشتمل بر چهار بخش اصلی مقدمات مدیریت دانش، دیدگاههای مرتبط، راهبردهای مدیریت دانش و سامانه های مدیریت دانش می باشد. این کتاب می تواند به عنوان راهنمای کامل جهت کارشناسان و مدیران دانش در سازمانها و مرجع درسی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا قلمداد گردد.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دکتر قربانی:

The Future Of Managment
در این كتاب روندهای جاری و چشم انداز اینده مدیریت دانش در دو حوزه دانش و یادگیری بررسی شده است. افزون بر این شیوه های عملی یادگیری و نظامهای یادگیری تعاملی یا جمعی را تشریح نموده و الگوی متعارف را مورد چالش قرار میدهد. محور بحث این كتاب موضوعات نوپدید در زمینه دانش و نواوری و بطور ویژه الگوهای نواوری توزیع شده و مشاركتی است بحثی هم در ارزیابی فعالیتهای مدیریت دانش دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دکتر پیمان اخوان:

Case studies of knowledge management
نوشته موری جنکس
این کتاب به بررسی موردکاویهای مختلف در حوزه مدیریت دانش می پردازد. خواندن این کتاب را با توجه به نمونه های متعدد موفق و ناموفق مدیریت دانش به دوستان توصیه می کنم.





کتاب سازمان دانش آفرین
The knowledge creating company
یکی از معروفترین کتابهای نوناکا و تاکوچی
نوناکا و تاکوچی در این کتاب به ارایه و توضیح مدل معروف خود تحت عنوان مدل تبدیل دانش یا خلق دانش و یا همان مارپیچ دانش پرداخته اند.
همچنین شواهد خود برای چگونگی پیشتازی ژاپن در صنایع الکترونیک و خودرو را شرح داده و راز و رمز موفقیت آنها را بازگو می کنند. اگر چه کتاب کمی قدیمی است ولی به عنوان یکی از پراستنادترین کتابهای مدیریت دانش به شمار می رود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات